وحدت اسلامی؛ مسأله استراتژیک
«وحدت اسلامی» و اتحاد بین مسلمین از جمله اصلی ترین و بنیادی ترین موضوعات در اندیشه ی سیاسی و فرهنگی رهبر معظم انقلاب اسلامی است. اهمیت این موضوع نزد آیت الله خامنه ای تا آنجاست که ایشان وحدت اسلامی را به عنوان «مسأله ای استراتژیک» و نه تاکتیکی معرفی نموده و همواره علما، روشنفکران، برجستگان سیاسی و آحاد امت اسلامی را به وحدت ذیل دستورات و آموزه های قرآن کریم و ارادت و محبت به پیامبر اسلام حضرت محمد(صلی الله علیه و آله وسلّم) دعوت کرده اند.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۰۱:۰۶
کد مطلب: 295076
 
در اندیشه ی مقام معظم رهبری اتحاد مسلمانان و پرهیز آنان از اختلاف و تفرقه، زمینه ای مساعد برای «ایستادگی جمعی در برابر زورگویی های نظام سلطه» و «دفاع از منافع و حقوق ضایع شده ی جهان اسلام» به شمار می آید.

آنچه در ادامه می آید گزیده ای از بیانات رهبر انقلاب اسلامی درباره ی وحدت اسلامی است که مواردی چون:

الف - معنا، اهمیت و ضرورت وحدت اسلامی
ب - خطرات و موانع پیش روی وحدت اسلامی
ج - پیشنهادات و راهکارهایی برای تحقق وحدت اسلامی
در آن مورد توجه و بازخوانی قرار گرفته است.

الف- معنا، اهمیت و ضرورت وحدت اسلامی

* وحدت به معنای تمسک "جمعی" به حبل اللَّه است

قرآن می فرماید: «واعتصموا بحبل اللَّه جمیعاً ولاتفرّقوا». اعتصام به حبل اللَّه برای هر مسلمان یک وظیفه است؛ اما قرآن اکتفا نمی کند به اینکه ما را به اعتصام به حبل اللَّه امر کند، بلکه به ما می گوید که اعتصام به حبل اللَّه را در هیئت اجتماع انجام بدهید؛ «جمیعاً»؛ همه با هم اعتصام کنید. و این اجتماع و این اتحاد، یک واجب دیگر است. بنابراین، علاوه بر اینکه مسلمان باید معتصم به حبل اللَّه باشد، باید این اعتصام را به همراه دیگرِ مسلمان ها و همدست با آن ها انجام دهد. ما این اعتصام را درست بشناسیم و آن را انجام دهیم. آیه ی شریفه ی قرآن می فرماید: «فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن باللَّه فقداستمسک بالعروة الوثقی». این، اعتصام به حبل اللَّه را برای ما معنا می کند. تمسک به حبل اللَّه چگونه است؟ با ایمان باللَّه و کفر به طاغوت. امروز طاغوت اعظم در دنیا، رژیم ایالات متحده امریکاست.[1]

* اتحاد مسلمین به معنای انصراف از عقاید خاص نیست

مراد ما از وحدت اسلامی، یکی شدن عقاید و مذاهب اسلامی نیست. میدان برخورد مذاهب و عقاید اسلامی و عقاید کلامی و عقاید فقهی - هر فرقه ای عقاید خودش را دارد و خواهد داشت - میدان علمی است؛ میدان بحث فقهی است؛ میدان بحث کلامی است و اختلاف عقاید فقهی و کلامی می تواند هیچ تأثیری در میدان واقعیت زندگی و در میدان سیاست نداشته باشد. مراد ما از وحدت دنیای اسلام، عدم تنازع است: «ولاتنازعوا فتفشلوا». تنازع نباشد، اختلاف نباشد.[2]

اتحاد مسلمین، به معنای انصراف مسلمین و فِرَق گوناگون از عقاید خاص کلامی و فقهی خودشان نیست؛ بلکه اتحاد مسلمین به دو معنای دیگر است که هر دوی آن باید تأمین بشود: اول این که فِرَق گوناگون اسلامی (فِرَق سنی و فِرَق شیعه) - که هر کدام فِرَق مختلف کلامی و فقهی دارند - حقیقتاً در مقابله با دشمنان اسلام، همدلی و همدستی و همکاری و همفکری کنند. دوم این که فِرَق گوناگون مسلمین سعی کنند خودشان را به یکدیگر نزدیک کنند و تفاهم ایجاد نمایند و مذاهب فقهی را باهم مقایسه و منطبق کنند. بسیاری از فتاوای فقها و علما هست که اگر مورد بحث فقهیِ عالمانه قرار بگیرد، ممکن است با مختصر تغییری، فتاوای دو مذهب به هم نزدیک شود.[3]

* وحدت یعنی ایستادگی متحدانه در برابر دشمن مشترک

امروز منطقه جغرافیایی مسلمانان، مهمترین مناطق عالم است. کشورهای آنها از لحاظ طبیعی، جزو ثروتمندترین کشورهای عالم است. امروز دروازه آسیا به اروپا، دروازه اروپا به آسیا و آفریقا، آفریقا به اروپا و آسیا، متعلّق به مسلمانان است. این منطقه سوق الجیشی و سرزمینهای بابرکتی که در اختیار مسلمانان است، امروز حامل و حاوی امکاناتی چون نفت و گاز و امثال اینهاست که بشر برای تمدّن خود، به صورت روزمرّه به آن احتیاج دارد. یک میلیارد و چند صد میلیون نفر مسلمان هستند؛ یعنی بیش از یک پنجمِ مردم دنیا. این همه جمعیت، در چنین منطقه ای؛ آن هم با برافراشته شدن پرچم اسلام در قلب این منطقه - یعنی در ایران اسلامی که امروز قلب و مرکز اصلیِ دنیای اسلام است - چرا باید از این استفاده نشود؟ این، یک امکان بزرگ در اختیار مسلمانان است.

وقتِ آن رسیده است که دنیای اسلام به خود آید و اسلام را به عنوان صراط المستقیم الهی و راه نجات انتخاب کند و در آن، با استحکام قدم بردارد. وقت آن رسیده است که دنیای اسلام، اتّحاد خود را حفظ کند و در مقابل دشمن مشترکی که همه گروههای اسلامی، آسیب آن دشمن را دیده اند - یعنی استکبار و صهیونیسم - به طور متّحد بایستد، شعارهای واحدی بدهد، تبلیغ واحدی بکند و راه واحدی را بپیماید. ان شاءاللَّه مورد تأیید پروردگار و مورد حمایت قوانین و سنن الهی هم خواهد بود و پیش خواهد رفت.[4]

* وحدت مسلمین؛ مسأله استراتژیک

هدف از این کار آن است که با شعار وحدت مسلمین، که شعار درست و ضروری یی هم است و من از قدیم این اعتقاد و تفکر را داشتم و دارم و آن را یک مسأله ی استراتژیک می دانم - یک مسأله ی تاکتیکی و مصلحتی هم نیست که حالا بگوییم مصلحت ما ایجاب می کند که با مسلمین غیر شیعه ارتباطات داشته باشیم - مسلمانان، بتدریج این اختلافات مذهبی و طایفه یی را کم کنند و از بین ببرند؛ چون در خدمت دشمنان است. ما با این انگیزه ی صحیح، مسأله ی وحدت مسلمین را در جمهوری اسلامی، یک مسأله ی اساسی قرار داده ایم. امام بارها فرمودند، ارگانهای مختلف جمهوری اسلامی نیز بر این اساس برنامه ریزی و طراحی و تلاش کردند و ماها هم سخنرانی کردیم.[5]

ب- خطرات و موانع پیش روی وحدت اسلامی

* کج فهمی و بی اطلاعی؛ مانع اتحاد

انسجام اسلامی در یک وجه، خود ناظر به همه ی دنیای اسلامی است باید با هم منسجم باشند؛ باید به یکدیگر کمک کنند؛ هم دولتهای اسلامی، هم ملتهای اسلامی. و دولتهای اسلامی در استفاده ی از ظرفیت ملتهای اسلامی برای ایجاد این وحدت بزرگ، می توانند سهم و نقش داشته باشند.

چیزهایی مانع از اتحاد می شود. عمده ی آنها بعضاً کج فهمی ها و بی اطلاعی هاست؛ از حال هم خبر نداریم؛ درباره ی هم توهمات می کنیم؛ درباره ی عقاید هم، درباره ی تفکرات یکدیگر دچار اشتباه می شویم؛ شیعه درباره ی سنی، سنی درباره ی شیعه؛ فلان ملت مسلمان درباره ی آن ملت دیگر، درباره ی همسایه اش؛ سوء تفاهم ها، که دشمنان هم بشدت بر این سوءتفاهم ها دامن می زنند. افرادی هم متأسفانه بر اثر همین سوء فهم، سوء تحلیل، ندیدن نقشه ی کلی دشمن، بازیچه ی این بازی دشمن قرار می گیرند و دشمن از آنها استفاده می کند. گاهی یک انگیزه ی خیلی کوچک، انسانی را وادار می کند حرفی بزند، موضعی بگیرد، کاری بکند که دشمن در نقشه ی کلی خود از آن حرف استفاده می کند و شکاف را بین برادران زیاد می کند.[6]

* عوامانه شدن اختلافات مذهبی؛ عامل درگیری و خشونت بین مسلمانان

اختلاف بین طرفداران دو عقیده بر اثر تعصبات، یک امری است که هست و طبیعی است، و مخصوص شیعه و سنی هم نیست. بین فِرَق شیعه، خودشان؛ بین فِرَق سنی، خودشان؛ در طول زمان از این اختلافات وجود داشته است. تاریخ را نگاه کنید، می بینید هم بین فرق فقهی و اصولی اهل تسنن - مثل اشاعره و معتزله، مثل حنابله و احناف و شافعیه و اینها - هم بین فرق مختلف شیعه، بین خودشان، اختلافاتی وجود داشته است. این اختلافات وقتی به سطوح پایین - مردم عامی - می رسد، به جاهای تند و خطرناکی هم می رسد؛ دست به گریبان می شوند. علما می نشینند با هم حرف می زنند و بحث می کنند؛ لیکن وقتی نوبت به کسانی رسید که سلاح علمی ندارند، از سلاح احساسات و مشت و سلاح مادی استفاده می کنند که این خطرناک است. در دنیا این همیشه بوده؛ همیشه هم مؤمنین و خیرخواهان سعی می کردند که مانع بشوند؛ علما و زبدگان، تلاششان این بوده است که نگذارند سطوح غیرعلمی کارشان به درگیری برسد؛ لیکن از یک دوره ای به این طرف، یک عامل دیگری هم وارد ماجرا شد و آن «استعمار» بود. نمی خواهیم بگوییم اختلاف شیعه و سنی همیشه مربوط به استعمار بوده؛ نه، احساساتِ خودشان هم دخیل بوده؛ بعضی از جهالتها، بعضی از تعصبها، بعضی از احساسات، بعضی از کج فهمیها دخالت داشته؛ لیکن وقتی استعمار وارد شد، از این سلاح حداکثر استفاده را کرد.[7]

ج- پیشنهادات و راهکارهایی برای تحقق وحدت اسلامی

* برجستگان مبارزه ی با استعمار بر وحدت تکیه کرده اند

لذا شما می بینید برجستگان مبارزه ی با استعمار و استکبار، روی مسئله ی «وحدت امت اسلامی» تکیه ی مضاعف کرده اند. شما ببینید سیدجمال الدین اسدآبادی (رضوان اللَّه تعالی علیه) معروف به افغانی و شاگرد او شیخ محمد عبده و دیگران و دیگران، و از علمای شیعه مرحوم شرف الدین عاملی و بزرگان دیگری، چه تلاشی کردند برای اینکه در مقابله ی با استعمار نگذارند این وسیله ی راحتِ در دست استعمار، به یک حربه ی علیه دنیای اسلام تبدیل شود. امام بزرگوار ما از اول بر قضیه ی وحدت اسلامی اصرار می کرد.[8]

* وجود نبیّ مکرّم اسلام(ص)؛ بزرگترین مایه وحدت اسلامی

وجود نبیّ مکرّم اسلام(صلّی اللَّه علیه واله وسلّم)، بزرگترین مایه ی وحدت در همه ی ادوار اسلامی بوده است و امروز هم می تواند باشد؛ چون اعتقاد آحاد مسلمانان به آن وجود اقدسِ بزرگوار، با عاطفه و عشق توأم است و لذا آن بزرگوار، مرکز و محور عواطف و عقاید همه ی مسلمانهاست و همین محوریت، یکی از موجبات انس دلهای مسلمین و نزدیکی فِرَق اسلامی با یکدیگر به حساب می آید.
توصیه ی ما به همه ی مسلمانان عالم این است که روی ابعاد شخصیت پیامبر و زندگی و سیره و اخلاق آن حضرت و تعالیمی که از آن بزرگوار مأثور و منصوص است، کار زیادی بشود.[9]

* مساله غدیر؛ یکی از محورهای وحدت اسلامی

مسأله غدیر هم می تواند مایه وحدت باشد؛ همچنان که مرحوم آیةاللَّه شهید مطهری مقاله ای با عنوان «الغدیر و وحدت اسلامی» دارد. او کتاب الغدیر را - که درباره مسائل مربوط به غدیر است - یکی از محورهای وحدت اسلامی می داند که درست هم هست. ممکن است به نظر عجیب بیاید، اما واقعیت مطلب همین است. خودِ مسأله غدیر، غیر از جنبه ای که شیعه آن را به عنوان اعتقاد قبول کرده است - یعنی حکومت منصوب امیرالمؤمنین علیه الصّلاة و السّلام از طرف پیامبر که در حدیث غدیر آشکار است - اصل مسأله ولایت هم مطرح شده است. این دیگر شیعه و سنّی ندارد.

اگر امروز مسلمانان جهان و ملتهای کشورهای اسلامی، شعار ولایت اسلامی سر دهند، بسیاری از راههای نرفته و گره های ناگشوده امت اسلامی باز خواهد شد و مشکلات کشورهای اسلامی به حل نزدیک خواهد گشت.[10]

* ارشاد گروه های تکفیری و آگاه سازی مردم؛ وظیفه ی علما

ما بایستی مردم خودمان را هشیار و بیدار کنیم و خودمان مراقب باشیم. آن کسانی که بدون فهم، فهم حقیقت، بدون تقوا، جمعیت عظیمی از مسلمانان را از دین خارج می دانند، خارج می کنند، تکفیر می کنند این گروه های تکفیریِ نادان - حقیقتاً مناسب ترین صفت برای اینها نادانی است، اگرچه در آنها خباثت هم هست، اما جهالت مهمترین خصوصیت اینهاست - اینها را بایستی ما تا آنجایی که می توانیم، ارشاد کنیم؛ مردم را از اینها بترسانیم که مردمِ ما «و لتصغی الیه افئدة الذین لایؤمنون بالأخرة و لیرضوه و لیقترفوا ما هم مقترفون» بعضی ها به خاطر ضعف ایمان، به خاطر ضعف معرفت، مجذوب این حرفهای دشمنان می شوند. ما باید مراقبت کنیم. وظیفه ی علما، وظیفه ی سنگینی است. امروز وحدت دنیای اسلام، یک هدف اعلاست که اگر این وحدت حاصل شد، آن وقت دنیای اسلام حقیقتاً می تواند به عزت کامل و عمل به احکام اسلامی دست پیدا کند؛ می تواند این کار را هم بکند. هم دولتها باید کمک کنند، هم ملتها باید کمک کنند.[11]

* منشور وحدت اسلامی را تهیه کنید

علاج اصلی، داروی اصلی برای امروزِ دنیای اسلام، داروی «اتحاد» است؛ باید با هم متحد بشوند. علما و روشنفکران اسلام بنشینند و منشور وحدت اسلامی را تنظیم کنند؛ منشوری تهیه کنند تا فلان آدم کج فهمِ متعصبِ وابسته ی به این، یا فلان، یا آن فرقه ی اسلامی، نتواند آزادانه جماعت کثیری از مسلمانان را متهم به خروج از اسلام کند؛ تکفیر کند. تهیه ی منشور جزو کارهایی است که تاریخ، امروز از روشنفکران اسلامی و علمای اسلامی مطالبه می کند. اگر شما این کار را نکنید، نسلهای بعد از شما مؤاخذه خواهند کرد. می بینید دشمنیِ دشمنان را! می بینید تلاش آنها را برای نابود کردن هویت اسلامی و ایجاد اختلاف بین امت اسلامی! بنشینید علاج کنید؛ اصول را بر فروع ترجیح بدهید. در فروع ممکن است افراد یک مذهب هم با همدیگر اتحاد نظر نداشته باشند؛ مانعی ندارد. مشترکات بزرگی وجود دارد؛ گرد این محور - محور مشترکات - همه مجتمع شوند. مواظب توطئه ی دشمن باشند؛ مواظب بازی دشمن باشند. خواص، بین خودشان بحثهای مذهبی را بکنند، اما به مردم نکشانند؛ دلها را نسبت به یکدیگر چرکین نکنند؛ دشمنی ها را زیاد نکنند؛ چه بین فرقه های اسلامی، چه بین ملتهای اسلامی، چه بین گروههای اسلامی در یک ملت.[12]

* نظرات فرق مختلف اسلامی را در مجموعه ای واحد جمع کنید

علمای اسلامی باید کوشش کنند. فقها و متکلمین و فلاسفه ی اسلامی بنشینند آراء را با یکدیگر تطبیق کنند و آنها را در مجموعه هایی جمع نمایند تا نظرات فِرَق مختلف اسلامی در مجموعه ی واحد و با نگاه مساعد به یکدیگر، در اختیار همه ی مسلمین قرار بگیرد. این، از جمله کارهای بسیار لازم و ضروری است.[13]

پی نوشت

[1] بیانات در دیدار شرکت کنندگان در همایش کنفرانس وحدت اسلامی ۱۳۸۵/۰۵/۳۰
[2] بیانات در دیدار شرکت کنندگان در همایش کنفرانس وحدت اسلامی ۱۳۸۵/۰۵/۳۰
[3] بیانات در دیدار میهمانان شرکت کننده در کنفرانس وحدت اسلامی ۱۳۶۸/۰۷/۲۴
[4] بیانات در دیدار مهمانان کنفرانس وحدت اسلامی ۱۳۷۶/۰۵/۰۱
[5] بیانات در دیدار اعضای ستاد برگزاری کنفرانس جهانی اهل بیت(ع) ۱۳۶۹/۰۱/۲۶
[6] بیانات در دیدار کارگزاران نظام ۱۳۸۶/۰۱/۱۷
[7] بیانات در دیدار شرکت کنندگان در هم اندیشی علمای اهل تسنن و تشیع ۱۳۸۵/۱۰/۲۵
[8] بیانات در دیدار شرکت کنندگان در هم اندیشی علمای اهل تسنن و تشیع ۱۳۸۵/۱۰/۲۵
[9] بیانات در دیدار میهمانان شرکت کننده در کنفرانس وحدت اسلامی ۱۳۶۸/۰۷/۲۴
[10] بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا(ع) ۱۳۷۹/۰۱/۰۶
[11] بیانات در دیدار شرکت کنندگان در هم اندیشی علمای اهل تسنن و تشیع ۱۳۸۵/۱۰/۲۵
[12] بیانات در دیدار کارگزاران نظام ۱۳۸۶/۰۱/۱۷
[13] بیانات در دیدار میهمانان شرکت کننده در کنفرانس وحدت اسلامی ۱۳۶۸/۰۷/۲۴


منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه
Share/Save/Bookmark