اعلام «دونالد ترامپ» درباره سرنگونی یک فروند بالگرد آمریکایی از نوع «آپاچی» در منطقه تنگه هرمز، فصل تازهای از تقابل میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده را رقم زده و بار دیگر نشانههای فرسایش قدرت بازدارندگی و نفوذ نظامی واشنگتن در منطقه را در کانون توجه قرار داده است.
مهم نیست چند بمب بیندازیم یا چند میلیارد دلار هزینه کنیم، هرگز صلحی در خاورمیانه برقرار نخواهد شد، مگر اینکه و تا زمانی که از سر راه کنار برویم و مردم آنجا را مجبور کنیم که با یکدیگر صحبت کنند و خودشان مسائل را حل کنند.
ورود یمن به صحنه تحولات اخیر منطقه، صرفاً در چارچوب شلیک یک موشک به سمت یافا قابل ارزیابی نیست، بلکه این اقدام در زمان و شرایط کنونی حامل پیامهای سیاسی و نظامی گستردهتری است که فراتر از یک عملیات محدود میدانی معنا پیدا میکند.
دکتر منصور درانی، پژوهشگر مرکز دیپلماسی فلسطین، با بررسی پیامدهای عملیات «طوفان الاقصی» در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، گفت: این رویداد بسیاری از معادلات سیاسی و امنیتی خاورمیانه را دگرگون کرده و بر روند عادیسازی روابط برخی کشورهای عربی با اسرائیل، موازنههای منطقهای و جایگاه اسرائیل در افکار عمومی جهان تأثیر گذاشته است.
تحلیلگران و استراتژیستهای برجسته غربی معتقدند توازن قدرت در خلیج فارس به شکلی بنیادین در حال تغییر است. در شرایطی که توان بازدارندگی ایران افزایش یافته، اعتماد متحدان منطقهای واشنگتن کاهش پیدا کرده و افکار عمومی آمریکا از مداخلات خاورمیانهای خسته شدهاند، بسیاری از ناظران از آغاز روندی سخن میگویند که میتواند به پایان نقش مسلط ایالات متحده در منطقه ...
هرگونه بحث جدی در مورد حمایت ایران از لبنان باید مبتنی بر حقایق باشد، نه احساسات؛ بر اساس موازنه قدرت باشد، نه آرزوها و بر اساس تحلیل نتایج واقعی در صحنه باشد، نه تصورات از پیش تعیینشده.
هزینه فعلی حمایت بیقید و شرط از اسرائیل برای همه دموکراسیها بسیار سنگین شده است و آنها مجبور به انتخاب بین یک متحد خارجی سرکش و بقای اقتصادی و سیاسی خود هستند.
نه ترامپ و نه نتانیاهو نمیتوانند باردیگر به چشمان ملتهای خود نگاه کنند و ادعا نمایند که در برابر جمهوری اسلامی چیزی جز شکست نصیبشان نشده است و اگر من حاکم ابوظبی بودم، بهجای پرسش درباره تغییر رژیم در تهران، از خود میپرسیدم تا چه زمانی میتوانم در قدرت باقی بمانم.
وقتی تنگه هرمز به میدان نبرد یا حتی به ابزار چانهزنی تبدیل میشود، هر پایتخت خلیج فارس در نهایت با نتیجه یکسانی روبهرو میشود: یا باید با ایران یک توافق کاری ایجاد کنید، یا در یک بحران دائمی زندگی خواهید کرد.
حکم اعدام جلاد نوگره سلمان شاید برای مردم ستم دیده کردستان باعث خوشحالی و آرامش باشد، اما از لحاظ تاریخی و قانونی، این دادگاه باید فرصتی برای آشکار کردن دیگر اسناد و مدارک ژنوساید و زنده کردن پرونده نسل کشی مردم کرد در عملیات انفال میشد.
استراتژی ابهام، همراه با تلاش بیوقفه برای جلوگیری از برنامههای هستهای اعراب و ایران، هم به منافع اسرائیل و هم به منافع واشنگتن خدمت کرده است. تمام تلاشها در طول سالها، چه در واشنگتن و چه در عرصه بینالمللی، نتوانستهاند وفاداری ایالات متحده و اسرائیل به این فرمول را تضعیف کنند.
حقوق بینالملل یک زبان تزئینی نیست که در مواقع مناسب به کار گرفته شود و در مواقع نامناسب کنار گذاشته شود. این یک سیستم تعهدات است که کسانی که ادعا میکنند به نام آن صحبت میکنند را به شدت مقید میکند.
سیستمی که اکنون در حال شکلگیری است، دیگر صرفاً توسط قدرت نظامی اداره نمیشود. قابلیتهای فناوری، اقتصادی و علمی به طور مساوی به اجزای اصلی نفوذ تبدیل شدهاند که به جای انحصار تعداد انگشتشماری از قدرتهای بزرگ، در بین چندین کشور توزیع شدهاند.
کسانی که به عنوان «همچنین» با آنها رفتار میشود، توسط رسانههای غربی به همان شکلی که افرادی که نامشان تیتر خبرها میشود، انسانسازی نمیشوند. ما این را در ایران دیدیم، پس از آنکه ایالات متحده غرایز مخرب خود را به سمت یک مدرسه نشانه گرفت و بیش از ۱۶۰ نفر، عمدتاً کودک، را کشت.
عدالت توسط قدرتمندان در مورد شکستخوردگان اعمال میشود و به ندرت در مورد خود قدرتمندان اعمال شده است؛ اما تاریخ تمام نشده و قدرتمندان همیشه قدرتمند باقی نمیمانند.
دردسر و هزینه اسرائیل برای آمریکا، تنها زمانی از سر این کشور دور میشود که رژیم یهودی آخرین دلار را از خزانهداری ایالات متحده و آخرین سلاح را از زرادخانههای آمریکا بیرون کشیده باشد، در نقطهای که آنچه از ایالات متحده باقی میماند، فقط تکهای کهنه از پارچه و برچسبهایی خواهد بود که به راحتی میتوان آنها را دور انداخت.
جنگ آمریکا با ایران برای واشنگتن دیگر صرفا یک رویداد خارجی نیست که بتوان آن را در یک جغرافیای دوردست مهار کرد،بلکه این نبرد، به یک عامل فشار داخلی تبدیل شده که اقتصاد و سیاست ایالات متحده را تغییر شکل میدهد.
به نظر میرسد تنها مسیر هژمونی جهانی ایالات متحده (مانند بسیاری از قدرتهای بزرگ گذشته) با فروپاشی اتحادهایش، از دست رفتن رهبری جهانیاش و محو شدن هاله قدرت نظامیاش رو به افول باشد.