جنگها پایان مییابند؛ اما آوارگی همچنان ادامه دارد/ جایگاه حقوق بشر در جنگ تحمیلی آمریکا به ایران کجاست؟
خاورمیانه پیش از جنگ ایران و آمریکا یکی از بزرگترین بار آوارگیهای جهان را به دوش میکشید، که عمدتاً به دلیل پناهندگان سوری، فلسطینی، افغان، عراقی و جمعیت آواره داخلی بود. جنگ اخیر با آواره کردن میلیونها نفر دیگر این آسیبپذیریها را عمیقتر کرده است.
اشتراک گذاری :
به گزارش حوزه بین الملل خبرگزاری تقریب، مانوق عنتابی، دستیار پژوهشی در مرکز مطالعات مناقشه و بشردوستانه (CHS ) قطر در یادداشتی در میدل ایست مانیتور با اشاره به پیامدهای مخرب جنگ خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ که به رهبری آمریکای کودک کش و اسرائیل غاصب علیه ایران تحت عملیات "خشم حماسی" آغاز شد برای بهبود، توسعه و ثبات منطقهای، نوشت: «ترور مقامهای ایرانی به ویژه آیتالله "سید علی خامنهای" رهبر معظم انقلاب ایران و حمله به مدرسه میناب و به دنبال آن بستن تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی، بحران را بیش از پیش تشدید کرد به گونهای که جنگ از یک رویارویی نظامی به یک بحران "سیاسی"، "دیپلماتیک" و "اقتصادی" منطقهای گستردهتر تبدیل شد.»
عنتابی با بیان این که در حالی که توجه جهانی بر تشدید نظامی، بازارهای نفت و تنگه هرمز متمرکز بود، با وجود تأثیرات عظیم و جبرانناپذیر، توجه بسیار کمتری به "پیامدهای انسانی" جنگ شد، خاطرنشان کرد: «این درگیری موجهای جدیدی از آوارگی را در منطقهای که از قبل شکننده بود، ایجاد کرد به گونهای که هیچ استراتژی معناداری برای محافظت یا تسهیل تلاشهای امدادی برای حفظ جان آوارگان وجود نداشت و خطرات تهدیدکننده زندگی را که جمعیتهای آسیبدیده با آن مواجه هستند را بیشتر تشدید کرد.»
آوارههای جنگ ۲۰۲۶ خاورمیانه
وی در این یادداشت آورده است: «خاورمیانه پیش از این تشدید، یکی از بزرگترین بارهای آوارگی جهان را به دوش میکشید، که عمدتاً به دلیل پناهندگان سوری، فلسطینی، افغان، عراقی و جمعیت آواره داخلی بود. جنگ اخیر با آواره کردن میلیونها نفر دیگر در سراسر ایران و لبنان، این آسیبپذیریها را عمیقتر کرده است. سرعت و مقیاس آوارگی، شدت بحران انسانی در حال وقوع در منطقه را نشان میدهد و و تحت فشارها تلاشهای بشردوستانه قبل را تحت الشعاع قرار داده است.»
وی با اشاره به آوارگی بیش از ۳.۲ میلیون نفر که بر اثر تجاوز آمریکایی- اسرائیلی زخمی، شهید یا بیخانمان شدند و آسیب رساندن به ۸۲هزار سایت زیرساختی غیرنظامی، تاکیدکرد: «لبنان با وضعیتی شکنندهتر، که پیش از این تحت تأثیر درگیریهای طولانی، فرقهگرایی، انفجار بندر بیروت و فلج اقتصادی قرار داشت، مواجه شده است. این کشور پیش از این میزبان ۱.۴ میلیون پناهنده "سوری" و حدود ۲۵۰ هزار پناهنده "فلسطینی" بود و جنگ رژیم صهیونی علیه این کشور منجر به آوارگی داخلی ۱.۳ میلیون غیرنظامی لبنانی - یک پنجم از کل جمعیت - شده است و کودکان یک سوم از این آوارگان را تشکیل میدهند.»
انساندوستی تابع سیاستهای سختگیرانه
این نویسنده قطری در ادامه آورده است: «تلاشهایی برای رسیدگی به نیازهای جوامع آواره انجام شده؛ ولی چنین تلاشهایی به دلیل عدم وجود اراده سیاسی جدی بینالمللی برای اولویت دادن به حفاظت از غیرنظامیان و جلوگیری از آوارگی، به هیچ وجه کافی نیست. بازیگران منطقهای و بینالمللی همچنان بازدارندگی "اتحادهای استراتژیک"، "موقعیت "نظامی" و "نفوذ منطقهای" را بر حفاظت بشردوستانه اولویت میدهند. طبق گزارشها، تا پایان ماه آوریل، پنتاگون ۲۵ میلیارد دلار برای جنگ خود علیه ایران هزینه کرده بود و سایر برآوردها هزینههای بیشتری - بین ۶۳۰ میلیارد دلار تا ۱ تریلیون دلار - را نشان میدهند، در حالی که دونالد ترامپ درخواست ۱.۵ تریلیون دلار اضافی برای دفاع را داده است. مقاومت ایران در برابر این حملات و استفاده از پهپادها - که دهها هزار یورو هزینه داشته است - ایالات متحده را وادار کرده است تا منابع بیشتری را به جنگ اختصاص دهد.»
پیامدها برای نسلهای آینده: راه پیش رو
وی با تاکید بر این که پیامدهای بشردوستانه این جنگ با پایان جنگ پایان نخواهد یافت، خاطرنشان کرده است: «آوارگی طولانی مدت خطرات عمیقی را برای نسلهای آینده در ایران و لبنان از طریق وقفه در آموزش، تشدید تجزیه اجتماعی و تعمیق فقر و وابستگی به کمکهای بینالمللی به همراه دارد. بنابراین، عدم محافظت از جمعیتهای آواره امروز خطر ایجاد بیثباتی آینده در سراسر منطقه را به همراه دارد.»
در ادامه آمده است: «جامعه بینالمللی، طرفهای درگیر و سازمانهای بینالمللی باید گامهای عملی اما واقعبینانهای - با اذعان به محوریت منافع شخصی در طول جنگهای بین کشورها - برای پرداختن به این موضوع بردارند. بدون تقسیم مسئولیت بینالمللی و تلاشهای مشترک، سیستم بشردوستانه بینالمللی نمیتواند به عنوان مکانیسم اصلی واکنش، بهویژه در بحبوحه کاهش فزاینده بودجه بشردوستانه به دلیل وقوع سایر"اولویتهای ملی" به عملکرد خود ادامه دهد. اجرای دقیقتر چارچوبهای قانونی بینالمللی برای محافظت از جمعیتهای غیرنظامی در طول درگیریهای مسلحانه از طریق اقدامات پاسخگویی برای نقض حقوق غیرنظامیان نیز به همان اندازه مهم است.
نقش سازمانهای بینالمللی و آژانسهای سازمان ملل متحد، با توجه به تخصص و جایگاه بینالمللی آنها - هرچند که در حال کاهش است - در این امور، تعیینکننده است، بهویژه وقتی صحبت از مأموریتهای بشردوستانه و حفظ صلح میشود. چنین تلاشهایی باید حول محور ترویج، ادغام و تحمیل پذیرش استانداردهای حفاظت بشردوستانه برای غیرنظامیان در تصمیمگیریهای نظامی و سیاسی باشد. اگر آوارگی همچنان به عنوان خسارت جانبی به جای مسئولیت سیاسی تلقی شود، خاورمیانه به تولید نسلهایی از آوارگان ادامه خواهد داد که در خدمت منافع قدرتهای منطقهای و جهانی هستند.