پنجاهوهشتمین نشست تخصصی «امت همدل» برگزار شد/تأکید کارشناسان بر نقش وحدت ملی و اسلامی در مقابله با صهیونیسم و استکبار
پنجاهوهشتمین نشست تخصصی «امت همدل» با محوریت بررسی «اهداف، دستاوردها و پیامدهای جنگ تحمیلی سوم» و با حضور اساتید و صاحبنظران حوزه مسائل سیاسی و غرب آسیا برگزار شد. در این نشست، سخنرانان با اشاره به ابعاد نظامی، رسانهای، سیاسی و اقتصادی جنگ، بر اهمیت وحدت ملی و اتحاد امت اسلامی در مقابله با صهیونیسم و استکبار جهانی تأکید کردند.
اشتراک گذاری :
به گزارش خبرنگار حوزه اندیشه خبرگزاری تقریب، پنجاهوهشتمین جلسه از سلسله نشستهای تخصصی «امت همدل» با موضوع «اهداف، دستاوردها و پیامدهای جنگ تحمیلی سوم» برگزار شد. محور اصلی این نشست، بررسی تأثیر و ضرورت اتحاد مسلمانان در مقابله با رژیم صهیونیستی و نظام سلطه عنوان شد.
در ابتدای این نشست، دکتر محمد شاهدی، دبیر نشست و کارشناس ارشد مسائل سیاسی، با اشاره به گذشت حدود ۸۰ روز از آغاز جنگ، اظهار داشت: مردم ایران در این جنگ، برخلاف رویه معمول در بسیاری از کشورها هنگام جنگ، میدان و خیابان را خالی نکردند و با وجود بمبارانها و شرایط سخت، در صحنه باقی ماندند؛ مسئلهای که به گفته وی، دنیا را شگفتزده کرد.
وی با بیان اینکه جنگ تحمیلی سوم در میانه مذاکرات و روند دیپلماسی آغاز شد، گفت: آمریکا و رژیم صهیونیستی نشان دادند که به اصول دیپلماسی پایبند نیستند و حمله در بحبوحه مذاکرات، خیانتی آشکار به ساختار دیپلماسی جهانی بود.
شاهدی با اشاره به شهادت جمعی از فرماندهان و نیز حادثه مدرسه میناب و شهادت دهها دانشآموز، تصریح کرد: در این جنگ سه جبهه همزمان فعال بود؛ جبهه نظامی، جبهه دیپلماسی و جبهه رسانه.
به گفته وی، آمریکا، ناتو و رژیم صهیونیستی با استفاده از پیشرفتهترین تجهیزات نظامی وارد میدان شدند اما در حوزه رسانه و دیپلماسی نیز تلاش کردند اهداف خود را پیش ببرند که در نهایت، به گفته او، به اهداف مدنظر خود دست نیافتند.
وی افزود: آنان به دنبال تحمیل یک توافق اجباری، تغییر نظام سیاسی ایران و ایجاد فروپاشی بودند اما این اهداف محقق نشد و حتی موضوع تنگه هرمز به یکی از چالشهای اصلی آمریکا و متحدانش تبدیل شد.
در ادامه نشست، دکتر سلمان رضوی، کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا، به تشریح «اصول جنگی اسرائیل» پرداخت و گفت: رژیم صهیونیستی در جنگهای خود چند اصل ثابت را دنبال میکند؛ از جمله حداکثر تخریب نظامی، گرفتن بیشترین تلفات انسانی، هدف قرار دادن نخبگان علمی و نظامی، تخریب زیرساختهای اجتماعی و مراکز علمی، ایجاد آوارگی گسترده و اتکا به حمایت کامل آمریکا.
وی با اشاره به حملات علیه غزه، لبنان و ایران اظهار داشت: هدف قرار دادن مدارس، دانشگاهها و مراکز علمی بخشی از راهبرد ثابت اسرائیل در جنگهاست.
رضوی درباره اهداف جنگ علیه ایران تصریح کرد: یکی از مهمترین اهداف، تضعیف توان موشکی و هستهای ایران بود؛ زیرا رژیم صهیونیستی همواره توان موشکی، هستهای و نفوذ منطقهای ایران را سه مؤلفه اصلی قدرت جمهوری اسلامی معرفی کرده است.
وی افزود: اسرائیل همچنین به دنبال فروپاشی جبهه مقاومت بود و پس از حوادث ۷ اکتبر، تلاش کرد از غزه تا لبنان، سوریه و نهایتاً ایران، این محور را هدف قرار دهد.
این کارشناس مسائل غرب آسیا با بیان اینکه رژیم صهیونیستی به دنبال حذف یا تضعیف هر کشور اسلامی مخالف خود است، خاطرنشان کرد: سیاست اسرائیل، ایجاد بحران و درگیری مداوم در جهان اسلام است تا کشورهای منطقه همواره درگیر اختلافات داخلی و منطقهای باشند.
رضوی همچنین با اشاره به تحولات سیاسی داخلی رژیم صهیونیستی گفت: جریانهای افراطی اکنون بر ساختار سیاسی اسرائیل مسلط شدهاند و هدف نهایی آنان بلعیدن کامل فلسطین است؛ چه در غزه و چه در کرانه باختری.
وی در ادامه، تغییر نظام سیاسی در ایران وتجزیه کشورهای منطقه را از دیگر اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی دانست و افزود: برخی نظریهپردازان اسرائیلی سالهاست بر تجزیه کشورهایی چون ایران، عراق، سوریه و ترکیه تأکید میکنند تا رژیم صهیونیستی بتواند به قدرت برتر منطقه تبدیل شود.
در بخش دیگری از نشست، دکتر حسین رویوران، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل خاورمیانه، با اشاره به آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای چنین جنگی اظهار داشت: ایجاد شهرهای موشکی و توسعه توان موشکی نشان میدهد که ایران از سالها قبل خود را برای چنین شرایطی آماده کرده بود.
وی مهمترین دستاورد جنگ را عدم تحقق اهداف دشمن دانست و گفت: دشمن به دنبال سرنگونی نظام، نابودی توان موشکی و هستهای، تحریک مردم و حتی ایجاد ناامنی از طریق گروهکهای ضدانقلاب بود اما هیچیک از این اهداف محقق نشد.
رویوران با اشاره به حضور مردم در حمایت از نظام و نیروهای مسلح تصریح کرد: حتی برخی افرادی که پیشتر در اعتراضات ضدنظام حضور داشتند، در جریان جنگ در کنار نظام قرار گرفتند و این مسئله نشاندهنده عمق وحدت ملی در برابر تجاوز خارجی است.
وی همچنین با اشاره به وضعیت اقتصادی کشور در دوران جنگ گفت: با وجود فشارها، کمبود جدی در کشور ایجاد نشد و این نشان داد سیاست اتکا به توان داخلی و تأمین نیازها در داخل کشور، سیاستی موفق بوده است.
این کارشناس مسائل منطقه با استناد به برخی گزارشهای اطلاعاتی آمریکا اظهار داشت: بر اساس برخی ارزیابیها، ایران توان حفظ تابآوری در جنگ را برای ماهها دارد و بخش عمده توان موشکی خود را نیز حفظ کرده است.
رویوران همچنین تأکید کرد: ساختار جمهوری اسلامی، ساختاری فردمحور نیست و حتی شهادت فرماندهان ارشد یا عالیترین مقامات نیز موجب توقف عملکرد نظام نشد؛ مسئلهای که به گفته وی، نتیجه ساختارسازی پس از انقلاب اسلامی است.
در ادامه این نشست، دکتر حسین کنعانیمقدم، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بینالملل، با اشاره به اهداف آمریکا از ورود به جنگ گفت: حفظ امنیت رژیم صهیونیستی، زمینهسازی برای اسرائیل بزرگ، تغییر نظام سیاسی ایران، تجزیه کشور، کنترل انرژی و تنگه هرمز، جنگ اقتصادی و نابودی محور مقاومت از جمله اهداف اصلی آمریکا بود که به گفته وی، هیچیک محقق نشد.
وی افزود: نتیجه این جنگ نه تضعیف، بلکه تقویت انسجام داخلی ایران بود و مردم با حضور در صحنه، حمایت خود را از نظام نشان دادند.
کنعانیمقدم با اشاره به حملات ایران علیه پایگاههای آمریکا در منطقه تصریح کرد: بسیاری از مراکز و پایگاههای آمریکا در منطقه هدف قرار گرفتند و بخشی از توان رصد و کنترل آمریکا دچار اختلال شد.
وی با اشاره به راهبردهای دفاعی جمهوری اسلامی اظهار داشت: ایران طی سالها خود را برای مقابله مستقیم با آمریکا و رژیم صهیونیستی آماده کرده و در حوزه موشکی و پهپادی به توان قابلتوجهی رسیده است.
این کارشناس مسائل بینالملل همچنین درباره مسئله تنگه هرمز گفت: جمهوری اسلامی اکنون بر یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان اشراف دارد و تحولات اخیر نشان داد که اقتصاد جهانی تا چه اندازه به این منطقه وابسته است.
وی با اشاره به پیامدهای اقتصادی جنگ برای آمریکا و غرب افزود: افزایش هزینههای جنگ، فشار اقتصادی، تورم و بحران انرژی، آمریکا و متحدانش را با مشکلات جدی مواجه کرده است.
کنعانیمقدم همچنین با اشاره به مفهوم «اقتصاد جنگ» تصریح کرد: در جنگهای مدرن، توان اقتصادی و پشتیبانی لجستیکی اهمیت اساسی دارد و آمریکا در این زمینه با چالشهای جدی روبهرو شده است.
وی در پایان تأکید کرد: جنگ اخیر نشان داد که جمهوری اسلامی ایران از توان بالای نظامی، اقتصادی و اجتماعی برخوردار است و محور مقاومت همچنان به عنوان یک عامل بازدارنده و اثرگذار در منطقه حضور دارد.