فارن افرز: پایگاههای آمریکا عامل تهدید هستند؛ باید با ایران تعامل کرد
یک نشریه آمریکایی حضور نظامی این کشور و پایگاه های آن در منطقه را به مثابه باری بر دوش کشورهای عربی توصیف کرد.
اشتراک گذاری :
به گزارش بخش بین الملل خبرگزاری تقریب، نشریه فارن افرز گزارش داد که جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران باعث شد، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در برابر یک واقعیت امنیتی جدید قرار بگیرند.
در ادامه این گزارش آمده است، حضور نظامی آمریکا که کشورهای مذکور طی دهههای گذشته به آن دل خوش کرده بودند از عنصر حفاظت به منبع تهدید مستقیم تبدیل شده است. پایگاه های آمریکا در منطقه دلیل اصلی هدف قرار گرفتن زیر ساختهای کشورهای حوزه خلیج فارس و تأسیسات نفتی و هتلهای آنها از سوی ایران به شمار میروند.
فارن افرز اضافه کرد، سران این کشورها باید از وابستگی به آمریکا برای ترسیم آینده منطقه به جای آنها دست بردارند و این آینده را خودشان ترسیم کنند. این فرضیه که در طول یک قرن گذشته بر حوزه خلیج فارس حاکم بوده مبنی بر این که میتوان امنیت را از خارج خرید باید کنار گذاشته شود. هر نظام امنیتی جدید در این منطقه باید بر پایه تعامل کشورهای منطقه با ایران بنا شود.
درخواستها در اندیشکدههای غربی برای تغییر شکل سیستم امنیتی منطقه و دور شدن از چتر سنتی آمریکا رو به افزایش است. این در حالی است که هشدارهایی مبنی بر اینکه حضور نظامی مداوم ایالات متحده دیگر از کشورهای خلیج فارس محافظت نمیکند، بلکه آنها را در قلب هرگونه رویارویی مستقیم با ایران قرار میدهد، مطرح میشود.
در مقالهای از دیوید بی. رابرتز، دانشیار مطالعات خاورمیانه در کالج کینگ لندن، مجله فارن افرز نوشت: جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، کشورهای خلیج فارس را با یک واقعیت امنیتی جدید و "غیرقابل دفاع" روبهرو کرده است. این مقاله اشاره میکند که حضور نظامی آمریکا، که کشورهای خلیج فارس دههها به آن متکی بودهاند، از یک منبع محافظت به یک تهدید مستقیم تبدیل شده است. پایگاههای آمریکایی پراکنده در سراسر منطقه به دلیل اصلی آسیبپذیری زیرساختهای خلیج فارس، تأسیسات نفتی و هتلها در برابر حملات احتمالی ایران تبدیل شدهاند.
در این مقاله آمده است: با وجود کاهش قابل توجه تواناییهای نظامی ایران در سالهای اخیر، تهران هنوز از قابلیتهای قابل توجهی برخوردار است که به آن اجازه میدهد کشورهای خلیج فارس را تهدید کند و منافع حیاتی آنها را هدف قرار دهد. علاوه بر این، کنترل مؤثر بر تنگه هرمز، شریان حیاتی برای تجارت انرژی جهانی، را حفظ میکند. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، ممکن است هر توافقی را که در داخل کشور به عنوان یک پیروزی سیاسی به تصویر کشیده شود، بپذیرد، یا ممکن است تشدید نظامی بیشتر را انتخاب کند. با این حال، کشورهای خلیج فارس در هر دو سناریو بزرگترین بازنده خواهند بود، چه از طریق ادامه جنگ و چه از طریق تفاهمات آمریکا و ایران که منافع مستقیم آنها را در نظر نمیگیرد.
در این زمینه، این مجله مجموعهای از سوابق تاریخی را بررسی کرد که به گفتهی آن، محدودیتهای تکیه بر قدرتهای خارجی را برجسته میکند: بریتانیا در سال ۱۹۲۲ دو سوم از خاک کویت را واگذار کرد، متحدان خود در یمن را در دههی ۱۹۶۰ رها کرد و هنگامی که نیروهای خود را در سال ۱۹۷۱ پس از حضور تقریباً ۱۵۰ ساله از خلیج فارس خارج کرد، به کنترل ایران بر سه جزیرهی اماراتی رضایت داد.
سابقهی ایالات متحده دیگر برای متحدان خلیج فارس اطمینانبخش نیست. واشنگتن در سال ۱۹۷۹، زمانی که انقلاب اسلامی، متحد اصلی او در منطقه، یعنی شاه ایران، را سرنگون کرد، بیتفاوت ماند و در طول بهار عربی از متحدان خود در بحرین و مصر حمایت قاطع نکرد. علاوه بر این، ایالات متحده پس از حملهی سال ۲۰۱۹ به تأسیسات آرامکو در بقیق، با وجود متهم کردن ایران به دست داشتن در آن، از واکنش مؤثر خودداری کرد. قطر، متحد کلیدی واشنگتن، در سال ۲۰۲۵ مورد حملات جداگانه ایران و اسرائیل قرار گرفته است و اتحاد نظامی این کشور با ایالات متحده مانع از وقوع این حملات نشده است.
این مجله در پایان تحلیل خود تاکید کرد که تمایل به پناه گرفتن زیر چتر امنیتی آمریکا، منعکس کننده یک قرن عادات سیاسی و تربیت نهادی در درون رژیمهای خلیج فارس است. با این حال، امنیت واقعی را نمیتوان از خارج خریداری کرد، بلکه باید از درون ساخته شود. ایالات متحده سرانجام منطقه را ترک خواهد کرد و سوال اساسی این است که آیا کشورهای خلیج فارس در تدوین شرایط این خروج و ترتیبات پس از آن موفق خواهند شد یا اینکه خود را مجبور به سازگاری با واقعیت جدیدی خواهند یافت که بر آنها تحمیل شده است، بدون اینکه هیچ مشارکت واقعی در شکل دادن به آن داشته باشند.