جهان در انتظار پیروزی ایران؛ چرا بسیاری از کشورها در خفا از ایران حمایت میکنند؟
شش ماه پس از آغاز جنگ، دونالد ترامپ درگیر نبردی فرسایشی شده که چشمانداز روشنی برای پایان آن دیده نمیشود؛ وضعیتی که به گفته برخی مقامها و تحلیلگران، بسیاری از کشورهای جهان را از ناکامی آمریکا و مهار سیاستهای مداخلهجویانه این کشور خشنود کرده است.
اشتراک گذاری :
به گزارش حوزه بینالملل خبرگزاری تقریب، «جان مرشایمر»، استاد روابط بینالملل دانشگاه شیکاگو، در گفتوگویی با «دنیل دیویس»، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا و مجری پادکست «تحلیل عمیق»، درباره تحولات ایران، اوکراین و سیاست خارجی دونالد ترامپ گفتوگو کرد.
دیوِیس که پس از بازگشت از افغانستان در سال ۲۰۱۲ درباره گمراه کردن افکار عمومی آمریکا از سوی مقامهای غیرنظامی و نظامی درباره روند جنگ این کشور افشاگری کرده بود، در این گفتوگو نیز تلاش کرد همراه با مرشایمر، سیاستهای آمریکا و اروپا را که از نظر راهبردی منطقی به نظر نمیرسند، بررسی کند.
دو طرف بر این باور بودند که آمریکا در هر دو پرونده ایران و اوکراین با شکست مواجه خواهد شد و این وضعیت، عمدتاً ناشی از گرایش واشنگتن به اتخاذ سیاستهای تهاجمی و نسنجیده است.
مرشایمر همچنین تأکید کرد، جایگاه آمریکا در جهان به شدت تضعیف شده و مردم در نقاط مختلف جهان خواهان شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ علیه ایران هستند.
تهدیدهای مهارنشدنی آمریکا
تریتا پارسی، معاون مؤسسه کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه در واشنگتن، معتقد است مسئله اصلی ایران نیست، بلکه تهدیدهایی است که آمریکا در صورت رها شدن از هرگونه محدودیت، متوجه سایر کشورها میکند.
پارسی میگوید از شمار مقامهایی از کشورهای مختلف که با وجود نداشتن حمایت یا همدلی آشکار با ایران و جمهوری اسلامی، در محافل خصوصی از موفقیت تهران در ناکام گذاشتن تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی ابراز خرسندی کردهاند، شگفتزده شده است.
به گفته وی، از آنجا که بسیاری از این مقامها نماینده کشورهایی هستند که معمولاً از آمریکا حمایت میکنند و حتی ممکن است با جمهوری اسلامی اختلاف داشته باشند، این «حمایت ضمنی» از ایران نشاندهنده واقعیتی مهم درباره وضعیت کنونی روابط بینالملل است.
بر این اساس، خرسندی موجود ناشی از آن است که تجاوز و نقض قوانین بینالمللی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی در ایران به نتیجه نرسیده است.
پارسی با اشاره به تحولات ونزوئلا میافزاید که این کشور برای بسیاری از دولتها به نمونهای نگرانکننده تبدیل شد؛ چراکه ایده ربودن رئیس یک کشور دیگر و همسرش توسط یک قدرت بزرگ، روی کار آوردن فرد مورد نظر خود و سپس اعلام اینکه ونزوئلا به سرزمین آمریکا تبدیل شده، برای بسیاری از کشورها هراسآور بود.
به گفته این تحلیلگر، حمایت برخی رهبران اروپایی از تغییر حکومت در ونزوئلا و نادیده گرفتن نگرانیها درباره مشروعیت چنین اقدامی نیز بر این نگرانیها افزوده است.
اروپا که در دوران دولت «جورج بوش» عمدتاً با حمله غیرقانونی آمریکا به عراق مخالفت کرده بود، اکنون از تغییر حکومت در ونزوئلا حمایت میکند، در حالی که همزمان بر اهمیت قوانین بینالمللی در موضوع اوکراین و گرینلند تأکید دارد.
از نگاه این تحلیل، چنین رویکردی موجب شده هزینه تجاوزات استعماری جدید آمریکا برای واشنگتن قابل تحملتر شود و با توجه به رویکردهای دونالد ترامپ، هم دوستان و هم رقبای آمریکا نگران باشند که هدف بعدی چه کشوری خواهد بود.
جنگی شکستخورده بدون چشمانداز پایان
یکی از عواملی که به گفته این گزارش، موجب شد ترامپ با اعتماد بیشتری وارد جنگ با ایران شود، موفقیت نظامی آمریکا در ونزوئلا بود. ترامپ تصور میکرد اگر ونزوئلا تنها چند ساعت دوام آورده، ایران نیز حداکثر ظرف چهار روز شکست خواهد خورد.
بر اساس اظهارات یک مقام عرب، ترامپ به رهبران منطقهای که نسبت به این جنگ تردید داشتند، وعده داده بود کل این درگیری بیش از ۱۰۰ ساعت طول نخواهد کشید.
اما شش ماه بعد، ترامپ همچنان درگیر جنگی فرسایشی است که چشمانداز روشنی برای پایان آن وجود ندارد. به گفته این گزارش، مقامهای کشورهای مختلف جهان از مقاومت موفق ایران و ناکامی آمریکا در پیشبرد اهداف بعدی خود ابراز خرسندی میکنند.
یک مقام از یکی از متحدان سنتی آمریکا در همین زمینه گفته است: اگر مقاومت ایرانیها نبود، احتمالاً ترامپ اکنون به کوبا حمله کرده بود و شاید گرینلند را نیز ضمیمه کرده بود.
این احساسات مثبت نسبت به ایران، لزوماً ناشی از همدلی با جمهوری اسلامی نیست. هیچ حمایت علنی گستردهای از سوی دولتها از ایران مشاهده نشده و این وضعیت در میان افکار عمومی ممکن است متفاوت باشد؛ بلکه ریشه این مواضع عمدتاً در منافع ملی کشورها قرار دارد.
از نگاه بسیاری از دولتها، سیاست خارجی آشکارا استعماری آمریکا تهدیدی بزرگتر از بسته شدن تنگه هرمز است. هرچند بسته شدن این تنگه به کشورهایی که نقشی در آغاز جنگ نداشتهاند نیز آسیب میزند، اما این هزینه در مقایسه با پیامدهای گسترش تجاوزات آمریکا قابل تحملتر ارزیابی میشود.
همچنین نگرانیهایی درباره بازگشایی زودهنگام تنگه هرمز از سوی ایران وجود دارد؛ بهویژه پیش از آنکه ترامپ متعهد شود بار دیگر به سیاستهای نومحافظهکارانه بازنگردد.
در همین چارچوب، برخی کشورها در خفا امیدوارند ایران همچنان آمریکا را در منطقه خلیج فارس گرفتار نگه دارد؛ چراکه از نگاه آنان، این وضعیت میتواند مؤثرترین تضمین برای جلوگیری از تلاشهای ترامپ جهت تغییر حکومتها و الحاق سرزمینهای دیگر باشد.
آمریکا؛ فوریترین تهدید
جهان امروز به دنبال برقراری توازن است. از نگاه بسیاری از کشورها، نه فقط کشورهای جنوب جهانی، آمریکا کشوری است که بیش از هر قدرت دیگری نیازمند مهار و ایجاد موازنه در برابر نفوذ و گسترشطلبی آن است؛ نه روسیه، نه ایران، نه کره شمالی و قطعاً نه چین.
این دیدگاه، به ادعای نویسنده، ارزیابی واقعبینانهای از منبع فوریترین تهدید در نظام بینالملل است.
در سال ۲۰۲۲ نیز وضعیت مشابهی پس از حمله روسیه به اوکراین شکل گرفت. شماری از کشورها با اوکراین همدلی کردند، هرچند برخی از آنها ناتو را نیز تا حدی مسئول این بحران میدانستند، اما روسیه را تهدیدی مستقیم علیه خود تلقی نمیکردند.
با این حال، واشنگتن ظرف پنج روز روابط روسیه با نظام مالی بینالمللی را قطع کرد و این اقدام زنگ خطر را در پایتختهای جهان به صدا درآورد؛ نه به دلیل همدلی با روسیه یا مخالفت با تحریمها، بلکه به این دلیل که آمریکا توانایی خود برای وارد کردن ضربه شدید به اقتصاد کشورها در مدت کوتاه را نشان داد؛ آن هم به دلیل وابستگی تجارت جهانی به دلار.
جنگ روسیه و اوکراین نشان داد کشورهای جنوب جهانی در برابر طرحهای روسیه آسیبپذیری مشابهی ندارند، اما واکنش سریع واشنگتن در اعمال تحریمها، ضعف قابل توجه سایر کشورها در برابر تواناییها و تصمیمهای آمریکا را آشکار کرد.
شاید این تهدید آمریکا در سال ۲۰۲۲ بیشتر جنبه نظری داشت؛ چراکه دولت «جو بایدن» تمایلی به استفاده گسترده از این ابزار نشان نداد، اما امروز این تهدید به واقعیتی ملموس تبدیل شده است.
حتی روابط دوستانه با آمریکا نیز تضمینی برای مصون ماندن از سیاستهای متغیر ترامپ نیست. یک دیپلمات غربی اخیراً تلاش کرده بود رهبران خود را متقاعد کند که برای دیدار رسمی به واشنگتن نروند. این دیپلمات گفته بود: هیچ نتیجه خوبی از این سفر حاصل نخواهد شد. بهتر است به سادگی در دایره توجه او قرار نگیریم.
همانگونه که در جنگل، امنیت اغلب در جلب نکردن توجه شکارچی قدرتمندتر نهفته است، در عرصه بینالمللی نیز بسیاری از کشورها تلاش میکنند خود را از دایره تهدید قدرتهای بزرگ دور نگه دارند.
این واقعیت بار دیگر نشان میدهد جنگ علیه ایران و سیاست خارجی نومحافظهکارانه، تا چه اندازه میتواند برای خود آمریکا نیز پیامدهای مخربی داشته باشد.
همه کشورها به دنبال افزایش قدرت خود هستند، اما حکمرانی و دیپلماسی هوشمندانه ایجاب میکند قدرت یک کشور بدون دلیل بهعنوان تهدیدی علیه دیگران تلقی نشود؛ زیرا در غیر این صورت، سایر کشورها ناگزیر به یافتن راههایی برای ایجاد موازنه در برابر آن خواهند شد؛ همانگونه که اکنون شاهد موازنه غیرمستقیم در برابر آمریکا هستیم.
در نهایت، به نوشته نویسنده، شاید ایران و جهان خواهان شکست و تحقیر آمریکا نباشند؛ بلکه خواسته اصلی، آمریکایی متوازن، مهارشده و غیرتهاجمی است.