معادلات بازدارندگی در هرمز و بابالمندب؛ افول هژمونی آمریکا و فرسایش راهبردهای عربستان
تحولات اخیر منطقه نشان میدهد معادلات بازدارندگی در خلیج فارس و دریای سرخ وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که، توان آمریکا و رژیم صهیونیستی برای تحمیل اراده خود بر متحدان منطقهای، بهویژه عربستان سعودی را با چالش جدی مواجه کرده است.
اشتراک گذاری :
به گزارش حوزه بینالملل خبرگزاری تقریب، روزنامه الثورة یمن در یادداشتی به قلم يحيی الربیعی در رابطه با افول هژمونی آمریکا در منطقه آورده است: آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش دارند بار اصلی رویارویی منطقهای را به متحدان خود منتقل کنند. در این چارچوب، «جاناتان شانزر»، معاون ارشد پژوهش در بنیاد دفاع از دموکراسیها، سیاست عربستان در قبال جنگ مورد انتقاد قرار داده و آنچه ریاض «بیطرفی راهبردی» یا «دیپلماسی پیشگیرانه» مینامد را از نگاه خود رویکردی غیرقابل قبول برای واشنگتن و تلآویو دانسته است.
محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، در تماس با دونالد ترامپ خواستار کاهش تنش و لغو حملات گسترده علیه ایران شده است؛ زیرا ریاض نگران پیامدهای مستقیم پاسخ ایران بر زیرساختهای حیاتی و تأسیسات نفتی خود است.
در همین راستا، شانزر ائتلاف موسوم به «STEP» میان عربستان، ترکیه، مصر و پاکستان را نیز فاقد توانایی عملی برای ورود مستقیم به جنگ توصیف کرده و عربستان را در برابر سه گزینه قرار داده است: ورود مستقیم به جنگ، پرداخت هزینههای کامل مالی و نظامی آن، یا از دست دادن حمایت سیاسی و امنیتی آمریکا. شکست روایت «قدرت شکستناپذیر» و محدودیت زرادخانههای سنتی
این یادداشت، تحولات کنونی را نشانهای از تغییر موازنه قدرت در منطقه میداند و معتقد است آمریکا در برابر توانمندیهای ایران و نیروهای مسلح یمن با محدودیتهایی جدی مواجه شده است.
نویسنده با اشاره به جنگ یمن، آن را نمونهای از ناکامی برتری نظامی عربستان و حامیان غربی آن معرفی میکند و مینویسد باوجود برخورداری ائتلاف تحت رهبری عربستان از تسلیحات پیشرفته، حملات گسترده هوایی و برتری دریایی و هوایی، این ائتلاف نتوانست اهداف راهبردی خود را محقق کند.
در مقابل، توان موشکی، پهپادی و تاکتیکهای جنگ نامتقارن نیروهای مسلح یمن موجب شده است فناوری نظامی پیشرفته بهتنهایی برای پیروزی در جنگهای فرسایشی و بلندمدت کافی نباشد.
اختلال در صادرات و کاهش درآمدهای نفتی
بخش دیگری از یادداشت بر پیامدهای اقتصادی این وضعیت برای عربستان تمرکز دارد. نویسنده معتقد است محدودیتهای دریایی در دریای سرخ و بابالمندب، آسیبپذیری اقتصاد سعودی را افزایش داده است.
شرکت آرامکو برای دور زدن تنگه هرمز، بخشی از صادرات نفت خود را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل کرده، اما این مسیر نیز با محدودیتهای اعمالشده در بابالمندب مواجه شده است. در نتیجه، برخی نفتکشها ناچار به استفاده از مسیر دماغه امید نیک شدهاند که مسافت و هزینههای سوخت، بیمه و حملونقل را افزایش میدهد.
نمایش پروژههای عمرانی تا تلاش برای حفظ نقدینگی
نویسنده در ادامه، فشارهای نظامی را به وضعیت مالی عربستان مرتبط میکند و میگوید: کسری بودجه، افزایش بدهی عمومی و فشار بر منابع صندوق سرمایهگذاری عمومی، فضای اقتصادی این کشور را دشوارتر کرده است.
در این چارچوب، پروژههای بزرگ «چشمانداز ۲۰۳۰» عربستان نیز در کانون انتقاد قرار گرفتهاند. تشدید هزینههای دفاعی و کاهش درآمدهای نفتی، اجرای برخی پروژههای بزرگ را با تأخیر یا بازنگری مواجه کرده و ریاض را به سمت حفظ نقدینگی و اولویت دادن به بخشهایی با بازده سریعتر سوق داده است.
افول هژمونی و شکلگیری معادلات جدید
نویسنده بر این باور است که دوره مدیریت تحولات منطقه بر اساس خواستههای آمریکا و اتکا به چترهای امنیتی غربی رو به پایان است. از نگاه این یادداشت، فشارهای نظامی و اقتصادی ناشی از تحولات دریایی، افزایش هزینههای حملونقل و بیمه، کسری بودجه و دشواری اجرای برخی پروژههای بزرگ، نشانههایی از آسیبپذیری راهبردی عربستان در برابر تحولات منطقهای است.
آمریکا و رژیم صهیونیستی حتی در تأمین امنیت خود نیز با چالش مواجهاند و نمیتوانند همان سطح از حمایت امنیتی را که در گذشته به متحدان منطقهای خود وعده میدادند، تضمین کنند. نویسنده معتقد است توان بازدارندگی ایران و یمن، در کنار اراده سیاسی تهران و صنعاء، به شکلگیری معادلات جدیدی در منطقه منجر شده است؛ معادلاتی که نشانه افول تدریجی هژمونی آمریکا و تضعیف ائتلافهای سنتی آن در منطقه است.