همدستی برخی کشورهای عربی با آمریکا و رژیم صهیونیستی نتیجه یک روند سیاسی است
مولوی واحدبخش شنبهزهی؛ امام جمعه اهل سنت سرسوره
امام جمعه سیب و سوران، در یادداشتی با تحلیل تحولات منطقه، همراهی برخی کشورهای عربی با آمریکا و رژیم صهیونیستی را نتیجه روندی دانست که به گفته وی، از رقابت بر سر رهبری جهان اسلام و افزایش وابستگی برخی دولتهای منطقه به غرب ناشی شده است.
اشتراک گذاری :
به گزارش خبرنگار حوزه استان های خبرگزاری تقریب، متن یادداشت بدین شرح است:
چرا برخی کشورهای عربی، بهویژه عربستان و کویت، در کنار آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفتهاند؟
برای پاسخ به این پرسش باید توجه داشت که این اتفاق «ناگهانی» نیست، بلکه نتیجه یک روند سیاسی و تاریخی است که طی سالهای گذشته شکل گرفته است.
بیان مسئله
از گذشته، رقابت بر سر «رهبری جهان اسلام» میان محورهای مختلف وجود داشته است. اما در دهههای اخیر، برخی کشورهای عربی به جای تکیه بر هویت و ظرفیتهای اسلامی، مسیر وابستگی بیشتر به غرب را انتخاب کردهاند.
در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر استقلال و آنچه میتوان از آن به عنوان «بصیرت و خودباوری» یاد کرد، الگویی متفاوت از قدرت را ارائه داده است؛ الگویی که با وابستگی به قدرتهای خارجی در تضاد قرار دارد.
از این منظر، برخی دولتهای منطقه نگران شکلگیری این باور در میان ملتهای خود، بهویژه نسل جوان، هستند که میتوان بدون وابستگی به آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز قدرتمند بود. بنابراین، حفظ ساختارهای قدرت و منافع سیاسی، برخی از این دولتها را به سمت همکاری با قدرتهای فرامنطقهای سوق داده است.
خیانت؛ سقوط اخلاقی
هنگامی که کشورهای مسلمان، دشمنان قسمخورده خود را برای مقابله با یک کشور مسلمان دیگر همراهی میکنند، این پرسش جدی درباره هویت و مسئولیت اسلامی آنان ایجاد میشود.
از این منظر، چنین رویکردی را میتوان نوعی «سقوط اخلاقی» دانست؛ زیرا منافع سیاسی و ملاحظات قدرت، بر اصولی همچون همبستگی اسلامی و حمایت از ملتهای مسلمان غلبه پیدا کرده است.
تضاد حق و باطل
این جنگ را نمیتوان صرفاً جنگی بر سر زمین یا نفت دانست؛ بلکه در عمق آن، تقابل دو اراده وجود دارد.
یک اراده میکوشد منطقه را به عرصهای وابسته به قدرتهای خارجی تبدیل کند و در مقابل، ارادهای قرار دارد که بر استقلال، آزادی و کرامت ملتها تأکید میکند.
از این منظر، مسئله اصلی تنها مرزهای جغرافیایی یا منابع اقتصادی نیست؛ بلکه سخن از استقلال، هویت و حق تعیین سرنوشت ملتها است.
آینده چه خواهد شد؟
در سالهای آینده، مردم کشورهای عربی بیش از گذشته عملکرد حکومتهای خود را ارزیابی خواهند کرد و ممکن است درباره سیاستهایی که به باور آنان امنیت و منافع منطقه را در معرض خطر قرار داده است، پرسشهای جدی مطرح کنند.
همچنین ائتلاف میان آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای منطقه، ائتلافی شکننده است؛ زیرا بیش از آنکه بر پایه اشتراکات فرهنگی و اعتقادی باشد، بر منافع سیاسی و امنیتی استوار است.
اگر معادلات منطقه تغییر کند، این دولتها ممکن است با بحرانهای جدی در زمینه مشروعیت و هویت سیاسی مواجه شوند و زمینه برای تغییر رویکردهای آنان فراهم شود.
جنگهای تحمیلی؛ آزمونی برای منطقه
درگیریهای اخیر، از جمله جنگهای «دوازدهروزه» و «رمضان»، را میتوان آزمونهایی برای سنجش توان و ظرفیت طرفهای درگیر دانست.
از نگاه این یادداشت، یکی از نتایج مهم این درگیریها آن بود که بار دیگر مسئله قدرت بازدارندگی ایران در برابر تهدیدهای خارجی مورد توجه قرار گرفت و نشان داده شد که هرگونه اقدام نظامی میتواند هزینههای سنگینی برای مهاجمان به همراه داشته باشد.
این تحولات همچنین بار دیگر مرز میان دوستان و دشمنان را برای ملتها آشکارتر کرد و ضرورت شناخت درست تحولات منطقه را افزایش داد.
راهکار عملی برای مردم چیست؟
اکنون پرسش اساسی این است که مردم در برابر چنین شرایطی چه وظیفهای دارند؟
پاسخ را میتوان در چند اصل خلاصه کرد:
بصیرتافزایی، اتحاد داخلی، تشخیص درست جبهه حق و باطل، توکل و تکیه بر ایمان، حمایت از رهبری و پشتیبانی از جبهه مقاومت.
جامعهای که در شناخت دوست و دشمن دچار خطا نشود و وحدت خود را حفظ کند، در برابر فشارها و توطئههای خارجی مقاومتر خواهد بود.
به امید روزی که شمشیر حق بر شمشیر باطل پیروز شود و حق، سربلند و پیروز میدان باشد.