از خونخواهی حسینی تا طلوع ظهور؛ تأملی در دو سالروز شهادت رضوی و مجتبوی
حجت الاسلام علی خورشیدی/ امام جمعه بیجار
به مناسبت فرارسیدن ایام سوگواری سالروز شهادت امام رضا (علیه السلام) در آخر ماه صفر و نیز شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) در بیست و هشتم صفر، نگاه به عمق معارف اهلبیت (ع) ما را به حقیقتی راهبردی در هندسه ظهور و انتقام الهی رهنمون می شود؛ حقیقتی که این روزها با تدفین امام شهید در دارالذکر حرم رضوی، جلوه ای تازه و عینی یافته است.
اشتراک گذاری :
به گزارش حوزه استان های خبرگزای تقریب، امام رضا (ع) و شعله خونخواهی حسینی؛ یکی از ویژگیهای برجسته شخصیت نورانی امام رضا (ع)، شعله ور بودن آرزوی انتقام و خونخواهی برای امام حسین (ع) در جان و دل آن حضرت بود. ایشان در تبیینی مهم، منطق سنت الهی در انتقام و طلب ثار را توسط امام مهدی (عج) چنین بسط معنایی می دهند: «هنگامی که حضرت قائم (ع) خروج کند، فرزندان قاتلان امام حسین (ع) را به خاطر کار پدرانشان میکشد، زیرا آنان راضی به کار پدرانشان هستند و به آن افتخار میکنند و کسی که به چیزی رضایت داشته باشد، مانند کسی است که آن کار را انجام داده است. اگر کسی در مشرق کشته شود و کسی در مغرب به این کار راضی باشد، فرد راضی نزد خداوند، شریک قاتل به حساب می آید.»
وفاداری مجدد به حسین (ع)، تنها راه گشایش باب ظهور
از ابعاد مهم مسئله خونخواهی این است که باب ظهور امام زمان (عج) از همان جایی گشوده می شود که بسته شده است. در روایات آمده که قرار بود در فلان زمان فرج اتفاق بیفتد، اما وقتی امام حسین (ع) به شهادت رسید، خدا غضب فرمود و فرج را به تأخیر انداخت. بنابراین، ظهور تنها از مسیر وفاداری مجدد به امام حسین (ع) میسر است. ملت ما باید شرایط ولیّ الهی را از وضعیت «امام مَوتور» (امامِ خونخواسته) به «امام منصور» (پیروز) تغییر دهد. چون غیبت با بیوفایی به امام حسین (ع) واقع شد، ظهور هم جز با وفاداری به آن حضرت راه دیگری ندارد و طلب ثاری که در زیارت عاشورا میخوانیم، بالاترین سطح وفاداری مجدد به سیدالشهدا (ع) محسوب میشود.
تدفین در حرم رضوی؛ تداعیگر تدفین حبیب بن مظاهر
تدفین پیکر پاک امام شهیدمان در دارالذکر حرم رضوی و مجاورت مضجع نورانی حضرت ثامن الحجج، بی اختیار تداعی کننده تدفین جناب حبیب بن مظاهر در جوار حرم حسینی (ع) است. یکی از عظیم ترین برکات این همجواری، احیای گفتمان خونخواهی است. آیه قصاص را بارها شنیده ایم: «وَ لَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الْأَلْبَابِ» (بقره: ۱۷۹). پیام مهم این آیه آن است که اگر می خواهید بدانید یک ملت حقیقتاً زنده است یا نه، بنگرید که آیا اهل خونخواهی هست یا نه. چه بسا بسیاری از انسانها و ملتها، به جای «زندگانی»، فقط «زنده مانی» دارند. به تعبیر مرحوم آیت الله بهجت: «ما آمده ایم زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم، نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.»
نکته ظریف و دقیق آنکه خون شهید والامقام ما، مانند خون مقدس امام حسین (ع)، «ثار» است. این همانندی، نه از باب مماثلت (لَا یقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ أَحَدٌ)، بلکه از باب مقارنت است؛ آنچنان که در دعا می خوانیم: «اللَّهُمَّ اقْرُنْ ثَارَنَا بِثَارِهِ». به مثابه غیبت صغری و غیبت کبری، مفهوم انتقام نیز دارای دو مصداق مقدمه ای و اصلی است. انتقام صغیر، مقدمه ای است برای انتقام کبیر (طلب ثارک مع امام منصور). اگر لیاقت و کفایت و ثبات قدم خود را در انتقام صغیر نشان دهیم، خدای متعال توفیق انتقام کبیر که همان درک ظهور امام زمان (عج) است را در اسرع وقت به ما عنایت خواهد کرد. به عبارت روشنتر، خونخواهی امام شهیدمان، میانبری است برای خونخواهی عظیم سیدالشهدا (ع).
صبر راهبردی در مسیر انتقام الهی
البته باید یادمان باشد که خونخواهی، صبر راهبردی می طلبد: «وَ لَا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ کَأَنَّهُمْ یوْمَ یرَوْنَ مَا یوعَدُون لَمْ یلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ»؛ برای دیدن عذاب مجرمان عجله نکن! وعده خدا دیر و زود ندارد. سیدالشهدا (ع) در سال ۶۱ هجری به شهادت رسید و خداوند قصاص قاتلین را با قیام مختار در سال ۶۶ هجری مقدر فرمود؛ یعنی پنج، شش سال پس از واقعه کربلا. آری، میدانیم سخت است (خُلِقَ الْإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ)، ولی خدای متعال به ما صبر عطا کرده است.
این ملت بابصیرت و شجاع، لیاقت و کفایت جنگ با اشقی الاشقیاء عالم را پیدا کرده است. چنانکه امام رضا (ع) درباره شهادت خود فرمود: «شَرُّ خَلقِ اللّه فی زَمانی یقتُلُنی». ملت انقلابی ایران، هم استعداد (لیاقت) و هم توان (کفایت) این مسیر را دارد. درست همانگونه که در شأن حضرت قمر بنی هاشم (ع) می خوانیم که هم لیاقت و هم کفایت را یکجا داشت. مهم آنکه شهید جمهورمان در آخرین بیانات خود، دو وعده صادق را اعلام کرد: «خدا این ملت را مبعوث خواهد کرد!» و «این ملت کار را تمام خواهد کرد!» لذا عهد می بندیم که انتقام خون پاک آقای شهید ایران و همه شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بی آبرو بگیریم. این انتقام، خواست ملت ما است و به طور حتمی باید صورت بگیرد. جنایتکارانی که فهرستی از صدر تا ذیلشان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد. آنان باید بدانند که این امر، متوقف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست. ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقق خواهد شد و به زودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد.
راز فرمایش مجتبوی (ع)؛ پایان تفرقه با قیام قائم
در سالروز شهادت امام حسن مجتبی (ع) نیز به روایتی دقیق و آینده نگر برمی خوریم که پیش بینی ایشان از شرایط جامعه مؤمنین در دوره پیشاظهور است. از جمله پیشامدهای قبل از ظهور، اختلاف و درگیری است و جامعه ای که قرار است پذیرای امام زمان (عج) شود، جامعه ای پرتنش خواهد بود. شاید بتوان گفت که در آخرالزمان، فتنه اکبر، فتنه بین المتندین است؛ اینکه مؤمنین به جان هم می افتند.
امام مجتبی (ع) می فرماید: «گشایش و فرجی که منتظرش هستید، به وقوع نمی پیوندد، مگر زمانی که برخی از شما از برخی دیگر بیزاری بجویند، و یکدیگر را لعنت کنند، به دیگر آب دهان بی اندازند و حتی شهادت بر کفر بعض دیگر دهند.» راوی عرض کرد: آخر چه خیری در این است؟ فرمود: «همه ی خیر در این است، در این زمان است که قائم ما بر می خیزد و تمام این چالش ها را از میان برمی دارد.»
از امیرالمؤمنین (ع) نیز چنین نقل شده که در حالی که انگشتان مبارک خود را در هم گره زده و در یکدیگر فرو برده بودند، فرمودند: «وقتی شیعیان اینگونه دچار تفرقه شوند، چه وضعی خواهند داشت؟» راوی عرض کرد: «ای امیرمؤمنان، در آن وضعیت، خیری نیست.» پاسخ داد: «تمام خیر در همان لحظه نهفته است؛ زیرا در آن هنگام، قائم ما قیام خواهد کرد. او هفتاد تن از کسانی را که بر خدا و پیامبرش دروغ میبندند، جدا کرده و به کیفر مرگ میرساند؛ آنگاه خداوند مردم را بر سرِ امری واحد متحد می سازد.»
سخن آخر
این دو روایت نورانی، پرده از رازی عظیم برمی دارد که هم اکنون مصداق عینی آن را در جامعه خویش نظاره گریم. تفرقه ها و کشمکش های فکریِ پیشاظهور، هرچند تلخ می نمایند، اما خود مقدمه ای برای پالایش و طلوع خورشید ولایت عظمی (عج) هستند. از سویی، عهد خونخواهی که با تأسی به سیدالشهدا (ع) و همراهی با امام شهید در جوار رضوی بسته شده، مصداق همان وفاداری مجددی است که کلید گشایش قفل ظهور به شمار می رود. مسیر روشن است: صبر بر تنش ها، اتحاد بر محور ولایت، و قیام برای انتقام الهی، ما را از وضعیت «امام مَوتور» به «امام منصور» خواهد رساند و انشاءالله که وعده صادق الهی در تحقق دولت کریمه، به برکت خون پاک شهیدان، نزدیکتر از همیشه فرا خواهد رسید.