تاریخ انتشار۱۵ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۸:۴۱
کد مطلب : 732800

تهدیدهای بی‌سرانجام ترامپ علیه ایران؛ تاکتیک فشار یا نشانه تردید؟

از زمان تشدید رویارویی بین آمریکا و ایران، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، الگویی را تکرار کرده است که در مدیریت او در مورد مسئله ایران آشنا شده است؛ یعنی تهدیدهای نظامی سطح بالا، آمادگی اعلام شده برای حمله و سپس عقب‌نشینی در آخرین لحظه.
تهدیدهای بی‌سرانجام ترامپ علیه ایران؛ تاکتیک فشار یا نشانه تردید؟
به گزارش حوزه بین‌الملل خبرگزاری تقریب؛ به گفته ناظران این رویارویی، ترامپ در طول تشدید تنش‌ها، حداقل چهار بار این سناریو را تکرار کرد. هر بار، او از لفاظی‌هایی که حاکی از یک جنگ تمام‌عیار قریب‌الوقوع بود، به اعلام توقف یا تعویق حمله روی آورد و اغلب این تصمیم را به عنوان پاسخی به ارتباطات، میانجیگری یا حفظ «منافع بزرگتر» توجیه می‌کرد.

این رفتار، بحث گسترده‌ای را در مورد ماهیت استراتژی ترامپ برانگیخت: آیا این یک تاکتیک فشار محاسبه‌شده با هدف وادار کردن ایران به امتیازدهی است؟ یا نشان دهنده تردید در مواجهه با جنگی است که هزینه آن ممکن است از محاسبات آمریکا فراتر رود؟

تهدیدات به عنوان ابزاری برای مذاکره

از زمان ورود به سیاست، ترامپ قبل از توسل به مذاکره، بر فشار حداکثری و افزایش ریسک رویارویی تکیه کرده است. او معتقد است که نشان دادن تمایل به استفاده از زور، حتی اگر گزینه نظامی در واقع اجرا نشود، به ایالات متحده موقعیت مذاکره قوی‌تری می‌دهد.

با این حال، مسئله ایران محدودیت‌های این رویکرد را آشکار می‌کند. ایران دشمنی نیست که بتوان آن را صرفاً با تهدید مطیع کرد و هرگونه حمله آمریکایی لزوماً یک عملیات محدود نخواهد بود. بلکه، می‌تواند طیف گسترده‌ای از واکنش‌های نظامی و سیاسی را در منطقه‌ای بسیار حساس ایجاد کند.

بنابراین، به نظر می‌رسد که ترامپ از تهدید جنگ به عنوان ابزاری برای بازدارندگی و فشار استفاده می‌کند، نه لزوماً به عنوان یک طرح نهایی برای حل و فصل نظامی.

سوء فهم ایران، مشکل اساسی واشنگتن

تحلیل‌های آمریکایی نشان می‌دهد که یکی از بزرگترین اشتباهاتی که دولت ایالات متحده مرتکب شده است، سوءتفاهم در مورد ماهیت نظام ایران و ظرفیت آن برای مقاومت در برابر فشار است.

واشنگتن در چندین مرحله فرض کرده است که تحریم‌های اقتصادی، فشار نظامی و بحران‌های داخلی، رهبری ایران را به سمت فروپاشی یا دادن امتیازات قابل توجه سوق می‌دهد. با این حال، تجربه ثابت کرده است که تهران توانایی مدیریت بحران‌ها، حفظ انسجام نهادهای خود و تبدیل رویارویی‌های خارجی به عاملی را دارد که مشروعیت نظام را در داخل تقویت می‌کند.

طبق تحلیل‌های منتشر شده توسط پولیتیکو، مشکل نه تنها در ارزیابی قابلیت‌های نظامی ایران، بلکه در درک انگیزه‌های رهبری ایران و تمایل آن برای تحمل ضرر و زیان برای محافظت از نظام و دستیابی به اهداف استراتژیک خود نیز بوده است.

همانطور که ضرب‌المثل معروف نظامی سان تزو می‌گوید:«شما نمی‌توانید بدون شناخت دشمن خود در جنگ پیروز شوید.»

شگفتانه‌های پاسخ ایران

چندین تحول در میدان نبرد به تغییر محاسبات آمریکا کمک کرده است. حملاتی که سایت‌ها و نیروهای آمریکایی را در منطقه هدف قرار داده‌اند، از جمله حمله موشکی به نیروهای آمریکایی در اردن، نشان داده‌اند که تهران و متحدانش توانایی تلافی‌جویی فراتر از مرزهای ایران را دارند.

این تحولات نشان داده است که جنگ با ایران صرفاً به معنای رویارویی بین دو ارتش نیست، بلکه رویارویی با یک شبکه منطقه‌ای گسترده است که از خلیج فارس تا عراق، سوریه، لبنان و یمن امتداد دارد.

این امر هرگونه تصمیمی برای حمله به ایران را به تصمیمی پرخطر تبدیل می‌کند، زیرا پاسخ ممکن است صرفاً از خاک ایران نباشد، بلکه از عرصه‌های متعددی باشد که کنترل آنها برای واشنگتن دشوار خواهد بود.

چرا ترامپ عقب‌نشینی می‌کند؟

دلایل متعددی وجود دارد که عدم تمایل رئیس‌جمهور آمریکا به اجرای تهدیدات خود را توضیح می‌دهد: اول، ترس از یک جنگ آشکار: ترامپ می‌داند که آغاز یک حمله بزرگ علیه ایران می‌تواند آغاز یک رویارویی طولانی باشد، نه پایان آن، به خصوص اگر تهران تصمیم به هدف قرار دادن منافع آمریکا در منطقه بگیرد. این دقیقاً همان چیزی است که ترامپ در طول جنگ انتخاب کرد، زیرا تهران خسارات سنگینی به پایگاه‌های آمریکایی پراکنده در سراسر خلیج فارس وارد کرد.

دوم، فقدان تضمین پیروزی قاطع: حمله نظامی ممکن است به برنامه هسته‌ای یا تأسیسات نظامی ایران آسیب برساند، اما حذف قابلیت‌های ایران یا تغییر در رفتار استراتژیک آن را تضمین نمی‌کند.

سوم، ملاحظات انرژی و اقتصاد جهانی: هرگونه تشدید تنش در مقیاس بزرگ در خلیج فارس می‌تواند بر بازارهای کشتیرانی و انرژی تأثیر بگذارد، چیزی که واشنگتن نمی‌خواهد عواقب آن را متحمل شود.

چهارم، تمایل به امکان بازگشت به مذاکره: ترامپ عموماً ترجیح می‌دهد از زور به عنوان اهرمی برای رسیدن به توافقی با شرایط آمریکا استفاده کند، نه اینکه درگیر جنگی با نتایج غیرقابل پیش‌بینی شود.

اسرائیل و ناامیدی از عقب‌نشینی آمریکا

منصرف شدن ترامپ از حمله گسترده علیه ایران، انتقاداتی را در داخل اسرائیل برانگیخت، که روی اقدام نظامی آمریکا برای تضعیف قابل توجه قابلیت‌های هسته‌ای ایران حساب کرده بود.

در محاسبات اسرائیل، هرگونه توافقی که منجر به برچیدن کامل زیرساخت‌های هسته‌ای ایران نشود، به این معنی است که تهدید در درازمدت ادامه خواهد یافت.

با این حال، به نظر می‌رسد که واشنگتن اکنون خواسته‌های اسرائیل را با محاسبات خود متعادل می‌کند، زیرا نمی‌خواهد درگیر جنگی شود که می‌تواند تعهدات نظامی بلندمدت را در خاورمیانه تحمیل کند.

بنابراین، برخی تفسیرها در داخل اسرائیل پدیدار شده است که نشان می‌دهد نفوذ تل آویو بر تصمیم‌گیری‌های آمریکا دیگر مانند گذشته نیست و واشنگتن در مدیریت مسئله ایران مستقل‌تر شده است.

جنگ روانی یا بن‌بست سیاسی؟

از دیدگاه ایران، تهدیدات ترامپ به عنوان بخشی از یک جنگ روانی با هدف فشار بر رهبری ایران و وادار کردن آن به مذاکره تفسیر می‌شود. مقامات ایرانی تأیید کرده‌اند که تهران هر تهدیدی را جدی می‌گیرد، اما لفاظی‌های آمریکا را بخشی از استراتژی بازدارندگی متقابل می‌داند و هرگونه هدف قرار دادن زیرساخت‌های ایران با پاسخی سخت مواجه خواهد شد.

بنابراین، این رویارویی به یک بازی ریسک‌پذیری تبدیل شده است؛ هر طرف سعی می‌کند بدون رسیدن به نقطه انفجار، قدرت خود را نشان دهد. ترامپ خواهان پیروزی بدون جنگ است: عقب‌نشینی‌های مکرر ترامپ، معادله‌ای پیچیده را آشکار می‌کند: او می‌خواهد به عنوان رئیس‌جمهوری قادر به استفاده از زور ظاهر شود، اما در عین حال، متوجه است که جنگ با ایران می‌تواند چیزی بیش از یک تصمیم نظامی محدود باشد.

این استراتژی «دیپلماسی ریسک‌پذیری» به ترامپ امکان اعمال فشار و مذاکره می‌دهد، اما خطراتی را نیز به همراه دارد، زیرا انبوهی از تهدیدهای تحقق نیافته می‌تواند اعتبار بازدارندگی آمریکا را تضعیف کند. علاوه بر این، جنگ با ایران آزمونی برای توانایی آغاز درگیری نیست، بلکه آزمونی برای توانایی کنترل آنچه پس از آن رخ می‌دهد، است.

انتهای پیام/
https://taghribnews.com/vdchvinqv23nx6d.tft2.html
مرجع : islamtimes
نام شما
آدرس ايميل شما