کارزار موشکی ایران محدودیتهای بازدارندگی غرب را آشکار کرد
ایران ثابت کرد، کشوری که دههها تحت تحریم بوده و فاقد نیروی هوایی پیشرفته است، همچنان میتواند از طریق حملات اشباع و عدم تقارن تحمیل هزینه، فشار فرسایشی قابل توجهی بر ائتلافی که از نظر فناوری برتر است، وارد کند. این فقط یک حکایت میدان نبرد نبود، بلکه یک تغییر دکترین بود.
اشتراک گذاری :
به گزارش بخش بینالملل خبرگزاری تقریب، آیزا اریج،محقق مرکز مطالعات هوافضا و امنیت (CASS) که تخصص او شامل استراتژی نظامی، قدرت هوایی و موشکی، نوسازی دفاعی، فناوریهای نوظهور و انقلاب در امور نظامی (RMA) است در یادداشتی در رابطه با توان موشکی ایران نوشت:
در 28 فوریه 2026، ایران عملیات "وعده صادق-4" را آغاز کرد، موجی از موشکهای بالستیک و پهپادها به حریم هوایی اسرائیل. این حملات در پاسخ به حملات ایالات متحده و اسرائیل به خاک ایران بود که آسمانهای به شدت محافظتشده را اشباع کرد.
ایران با پیشرفتهترین زرادخانه موشکهای بالستیک در خاورمیانه، از جمله خانواده موشکهای سوخت جامد فاتح، موشکهای مافوق صوت مجاور فتاح-۱ و انواع قدیمیتر شهاب-۳، وارد جنگ شد. این کشور در هر موج بیش از صد موشک سنگین شلیک کرد که تحلیلگران آن را «اشباع حجمی» مینامیدند. ایران هدف را با موشکهایی بیشتر از آن که هر شبکه رهگیر میتوانست مدیریت کند، غرق کرد. گنبد آهنین اسرائیل، فلاخن داوود و سیستمهای دفاعی دوربرد پیکان، چندلایهترین سیستم دفاع هوایی مستقر شده تاکنون را ایجاد کرده بودند. با این حال، اسرائیل تقریباً ۸۱ درصد از واحدهای رهگیری پیکان خود را قبل از پایان جنگ استفاده کرده بود. این به دلیل نقص سیستم نبود، بلکه صرفاً به این دلیل بود که هیچ معماری دفاعی وجود نداشت که بتواند چنین اشباعی را برای مدت طولانی تحمل کند.
موشکهای سوخت جامد جدیدتر ایران، مانند فتاح-۱ و خیبرشکن، عمداً با موشکهای سوخت مایع قدیمیتر و کمهزینهتر ادغام شدند. این افزونگی نبود؛ بلکه طراحی و استراتژی بود. موشکهای جدیدتر از نظر فنی به عنوان موشکهای مافوق صوت با قابلیت پرواز در هوا شناخته نمیشوند، اما دارای سامانههای ورود مجدد مانورپذیر هستند که میتوانند در فاز پایانی با سرعت بیش از ۵ ماخ حرکت کنند و رهگیری آنها را توسط سامانههایی مانند THAAD و Arrow دشوار سازند. در همین حال، موشکهای قدیمی معمولاً به عنوان طعمههای قابل مصرف عمل میکنند که مدافع را مجبور میکند از رهگیرهای گرانقیمت برای مقابله با پرتابههای ارزانقیمت استفاده کند.
حملات اوایل ماه مارس علیه فرودگاههای تلآویو و بن گوریون، و به دنبال آن رگبارهایی بر فراز شمال و مرکز اسرائیل، توسط اطلاعات منبع باز ارزیابی شده است که از محمولههای خوشهای بر روی سیستمهایی مانند خرمشهر-۴ شلیک میشوند. طبق گزارشها، این سیستمها تقریباً ۸۰ ریزمهمات را در یک منطقه وسیع پراکنده کردهاند، تاکتیکی که برای به حداکثر رساندن خسارت تحت ظرفیت رهگیری محدود استفاده میشود.
حتی نیروی هوایی ایالات متحده نیز به طور کامل محافظت نشده بود. به عنوان مثال، یک جت F-35 ایالات متحده پس از اصابت آتش ایران در طول یک مأموریت جنگی، فرود اضطراری انجام داد.
ایران ثابت کرد، کشوری که دههها تحت تحریم بوده و فاقد نیروی هوایی پیشرفته است، همچنان میتواند از طریق حملات اشباع و عدم تقارن تحمیل هزینه، فشار فرسایشی قابل توجهی بر ائتلافی که از نظر فناوری برتر است، وارد کند. این فقط یک حکایت میدان نبرد نبود، بلکه یک تغییر دکترین بود.
روشنترین شواهد در دفاتر حسابهای خود واشنگتن نهفته است. در طول عملیات خشم حماسی، ایالات متحده بیش از هزار موشک کروز کلاس تاماهاک و تا دو هزار رهگیر پیشرفته شلیک کرد. با هزینه تقریبی ۱۵.۵ میلیون دلار برای هر رهگیر، THAAD با نرخی بین ۱۵۰ تا نزدیک به ۲۹۰ واحد مورد استفاده قرار گرفت که بیش از نیمی از موجودی ملی این سیستم قبل از جنگ را تشکیل میدهد. قبل از جنگ، طبق گزارشها فقط ۳هزار تا ۴هزار و ۵۰۰ موشک در ذخیره وجود داشت - تقریباً یک چهارم زرادخانه آمریکا که در یک جنگ علیه یک دشمن غیرهمسطح استفاده شد. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، خاطرنشان کرد که ایران ماهانه بیش از صد موشک تولید کرده است، در حالی که ایالات متحده در همین دوره بیش از تعداد انگشتشماری موشک رهگیر تولید نکرده است.
مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS ) اکنون تخمین میزند که تا اواخر سال ۲۰۲۹ طول میکشد تا فقط موجودی THAAD را بازیابی کند. در واقع، درخواست بودجه سال مالی ۲۰۲۷ پنتاگون برای ۷۸۵ موشک تاماهاوک دیگر، اعترافی است به اینکه جنگ یک مشکل موقت نبوده، بلکه یک آسیبپذیری ساختاری بوده است. این آسیبپذیری مهار نمیشود. این کاهشها همچنین باعث شده است که پنتاگون به دلیل نگرانی از اینکه ذخایر کاهش یافته برای حفظ بازدارندگی در هر دو صحنه کافی نخواهد بود، در طرح احتمالی تایوان خود تجدید نظر کند. در طول این دوره، چین در حال تسریع زرادخانه موشکی و سیستمهای بازدارنده منطقهای خود بوده و در عین حال اعداد را نیز زیر نظر داشته است. در نتیجه، جنگ در خاورمیانه ممکن است دریچه جدیدی از آسیبپذیری را در تنگه تایوان باز کرده باشد، جایی که ایالات متحده با دشمنی قدرتمندتر روبهرو است.
قدرتهای نظامی غربی با این فرض که جنگهای آینده سریع و دقیق خواهند بود، برتری تکنولوژیکی را به عنوان جایگزینی برای قدرت عددی در نظر گرفتهاند. استراتژی نامتقارن ایران با سوءاستفاده از این توهم، جنگ را به جای شکست دادن قدرت هوایی اسرائیل یا آمریکا، به طرز ناپایداری پرهزینه کرده است. رهگیری مکرر پهپادهای ۵۰ هزار دلاری با رهگیرهای ۲ میلیارد دلاری، یک پیروزی تاکتیکی نیست، بلکه یک شکست استراتژیک ناشی از فرسودگی است. اگرچه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نگاهی اجمالی به این واقعیت ارائه داد، اما جنگ بر سر تایوان، علیه یک دشمن به مراتب بزرگتر، عمق انبار تسلیحات غرب را تنها در عرض چند روز کاهش میدهد.
این جنبه درسهای مهمی از دو مفهوم مرتبط ارائه میدهد: اول، عمق انبار تسلیحات، که تعداد موشکها و رهگیرهایی است که یک کشور میتواند در جنگ حفظ کند؛ و دوم، وسعت انبار تسلیحات، که توانایی آن در استفاده از ترکیبی متنوع از قابلیتها علیه تهدیدات مختلف با هزینههای متفاوت است. اتکا به تعداد انگشتشماری از رهگیرهای گرانقیمت و پیشرفته خطرناک است، زیرا در دوران مدرن، پایداری و سازگاری به امری حیاتی تبدیل میشوند.
بنابراین، بازدارندگی آینده بر ترکیبی از عمق و وسعت خشاب خواهد بود. در نتیجه، رهگیرهای پیشرفته و سیستمهای جنبشی کمهزینهتر، مدیریت نبرد مبتنی بر هوش مصنوعی، استفاده از جنگ الکترونیک، سلاحهای انرژی هدایتشده و سایر دفاعهای لایهای که قادر به مقاومت در برابر حملات اشباع هستند، آینده جنگ را تعریف خواهند کرد. برای ایالات متحده، تهیه اضطراری رهگیرها در حال حاضر با RTX و لاکهید مارتین در حال انجام است، اما بعید است که این یک راهحل عملی باشد. نیاز مهمتر، نسبت هزینه تبادل با نسل جدید فناوریهای دفاعی، شبکههای پرتاب که موشکها را قبل از برخورد به سکوی پرتاب خنثی میکنند و اکوسیستمهای صنعتی یکپارچه است که میتوانند به سرعت ذخایر را در طول جنگ دوباره پر کنند.
در عصری که برتری هوافضا مورد مناقشه است، پیشرفتهترین سلاحها تضمینکننده برتری هوایی و موفقیت استراتژیک نیستند، بلکه عمیقترین انبارها، وسیعترین جعبه ابزار دفاعی و ظرفیت صنعتی برای بازسازی قدرت رزمی در زیر آتش هستند که نتیجه را تعیین میکنند.