ایران بحرانها را به نردبان قدرت استراتژیک تبدیل کرده است
الیاس المر، تحلیلگر و روزنامهنگار لبنانی، در روایتی از ایرانِ پس از جنگ، ایران را جامعهای توصیف میکند که از دلِ آتشِ تهدیدها، منسجمتر و مصممتر سر برآورده است.
اشتراک گذاری :
به گزارش حوزه بینالملل خبرگزاری تقریب؛ الیاس المر، روزنامهنگار لبنانی، از اتحادیه مسیحیان شرقی درباره تجربه خود سفر به ایران و برداشت خود از نظام و ملت ایران چنین مینویسد: بازدید از ایران پس از جنگ یک تجربه گردشگری زودگذر نیست، بلکه سفر به جامعهای است که از دل جهنم منسجمتر بیرون آمده و به ملتی تبدیل شده که مصمم است هر بحرانی را به فرصت، هر محاصرهای را به کاتالیزوری برای نوآوری و هر تهدیدی را به فرصتی برای بازسازی خود تبدیل کند.
از همان لحظه اول، بازدیدکننده با دیدن جادهها و خیابانهایی که به سرعت شور و نشاط خود را بازیافتهاند، شگفتزده میشود. حرکت مداوم است، بازارها مملو از جمعیت هستند و نهادها با ریتمی سازمانیافته فعالیت میکنند، انگار نه انگار که کشور، تنها چند روز قبل، در مرکز خطرناکترین رویارویی نظامی دهههای اخیر بوده است. احساس نمیکنید در جامعهای حضور دارید که هنوز تحت تأثیر پیامدهای جنگ است، بلکه در مقابل مردمی هستید که معتقدند بهترین پاسخ به تجاوز، بازگشت به کار، تولید و زندگی است.
در هر گوشه، بازدیدکننده احترام آشکاری به نهادها، قانون و نظم عمومی احساس میکند. زیرساختها به طور مؤثر کار میکنند، خدمات ضروری بدون وقفه ادامه دارند، انرژی در دسترس است و دولت در جزئیات زندگی روزمره حضور دارد. در مورد محصولات داخلی، آنها جایگاه شایسته خود را در بازارها اشغال کردهاند که نشان دهنده یک انتخاب استراتژیک خوداتکایی است، نه صرفاً یک سیاست اقتصادی موقت.
تحریمها که با هدف تسلیم ایران اعمال میشدند، در عوض به مکتبی از نوآوری تبدیل شدهاند. خلاقیت صنعتی، بازیافت، استفاده حداکثری از پتانسیل محلی و جستجوی مداوم برای راهحلهای نوآورانه برای هر مشکل، دیگر شعارهای صرف نیستند، بلکه به یک فرهنگ فراگیر تبدیل شدهاند که در اقتصاد، مدیریت، صنعت، کشاورزی و فناوری تجسم یافته است. این تجربه تأیید میکند که ملتهایی که به خود ایمان دارند میتوانند محدودیتها را به فرصت تبدیل کنند و اراده سیاسی قادر به ایجاد جایگزینها است، صرف نظر از اینکه چالشها چقدر بزرگ باشند.
با این حال، چشمگیرترین منظره، حضور مداوم مردم در خیابانها و جادهها است. هزاران پرچم در اهتزاز هستند که توسط مردم به نوبت حمل میشوند، گویی کل شهر به نگهبان هوشیار میهن تبدیل شده است. این صحنهها به نظر نمیرسد نمایشهای زودگذر باشند، بلکه بیانگر آگاهی جمعی هستند که طی دههها مواجهه با فشارها و تهدیدها شکل گرفتهاند. ایران به زندگی بین دورهای مذاکره و دورهای جنگ، بین تحریمها و تلاشهای انزوا عادت کرده است و بنابراین، حالت آمادگی به بخش جداییناپذیری از هویت ملی آن تبدیل شده است.
شاید برجستهترین جنبه این باشد که شهادت به عنوان یک پایان پذیرفته نشد، بلکه به عنوان یک آغاز تلقی شد. مراسم تشییع صرفاً یک مراسم وداع نبود، بلکه اعلام تولد یک دوره جدید بود. حضور گسترده جمعیت تأکید کرد که خون ریختهشده به نیرویی اضافی در دفاع از انقلاب، دولت و نهادهای آن تبدیل خواهد شد و فداکاریها فقط پایبندی جامعه به اصول خود را تقویت میکند، نه اینکه باعث عقبنشینی از آنها شود.
مشخص شد که دوره پساجنگ امتداد دوره قبل از جنگ نیست، بلکه آغازی جدید است که سرشار از حرکت سیاسی و مردمی است. تجدید اتحاد حول نظام و نهادهای دولتی، تأیید مجدد اعتماد به رهبری و تجدید بیعت با رویکردی مبتنی بر حفظ اصول، پاسداری از دستاوردها و تکمیل فرآیند ملتسازی. این صرفاً یک تداوم سیاسی نبود، بلکه بازتولید مشروعیت مردمی در یک لحظه تاریخی مهم بود.
بنابراین، اگرچه این مرحله هنوز به پایان نرسیده است، و علیرغم تهدیدها، جاهطلبیها و واکنشهای دشمنان و تلاشها برای دور زدن توافقات و انتقامگیری از شکست - به ویژه پس از طوفان انسانی در تشییع فرامرزی - به نظر میرسد ایران در حال ورود به مرحله جدیدی از جاهطلبیهای استراتژیک خود است. ایران که با موفقیت بازدارندگی و تابآوری را برقرار کرده است، اکنون بر تثبیت دستاوردهای خود، حتی از طریق سختیها، متمرکز است و فردا از این دستاوردها در شکلدهی به سیاستهای منطقهای و بینالمللی و در راهاندازی یک رنسانس گستردهتر اقتصادی، صنعتی، تجاری و کشاورزی استفاده خواهد کرد. جنگ، با تمام هزینههایش، عزم دولت را تضعیف نکرد؛ بلکه آن را به تسریع پروژههای توسعهای و تقویت اعتماد به نفس خود در تواناییاش برای شکلدهی به آینده سوق داد.
آنچه من شاهد بودم، صرفاً نمایش یا شعارهای سیاسی نبود، بلکه سیستمی جامع بود که بر پایه مدیریت، نظم، برنامهریزی و اعتماد به تواناییهای ملی بنا شده بود. وقتی این مدیریت خردمندانه با فداکاریهای عظیم، تابآوری استثنایی در جنگ اخیر و رهبری با چشمانداز بلندمدت همراه شود، الگویی متمایز برای مدیریت بحران و قدرتسازی ایجاد میکند.
من ایران را با اطمینان بیشتری ترک کردم که قدرت یک ملت صرفاً با زرادخانهاش سنجیده نمیشود، بلکه با ایمان مردمش به میهن، نهادهای مؤثرش، اراده تزلزلناپذیرش و ظرفیت پایدارش برای تبدیل ناملایمات به آغازهای جدید سنجیده میشود. اگر زمان حال، تابآوری ایران را ثابت کرده است، همه شاخصها نشان میدهند که ایران فردا حتی حاضرتر و تأثیرگذارتر خواهد بود و مرزهای واقعی آن نه با جغرافیا، بلکه با افق باز پیش روی یک ملت-دولت که به خود ایمان دارد و چالشها را به نردبانی برای آینده تبدیل کرده است، تعریف خواهد شد.