تاریخ انتشار۱۶ تير ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۵۶
کد مطلب : 729184

طلوع بیداری در وجدان امت؛ جاودانگی شهید آیت الله خامنه‌ای در حافظه تاریخ

تشییع یک رهبر بزرگ، تنها وداع با یک شخصیت تاریخی نیست؛ بلکه لحظه‌ای است که میزان حضور او در حافظه جمعی، وجدان عمومی و آینده یک ملت سنجیده می‌شود. نویسنده این یادداشت معتقد است که ماندگاری رهبران نه در قدرت سیاسی، بلکه در تداوم اندیشه و جایگاه آنان در ضمیر ملت‌ها رقم می‌خورد.
طلوع بیداری در وجدان امت؛ جاودانگی شهید آیت الله خامنه‌ای در حافظه تاریخ
خبرگزاری تقریب، حوزه بین الملل - سعید البدری: تاریخ، رهبران را تنها با سال‌های زمامداری یا دستاوردهای سیاسی‌شان به یاد نمی‌آورد؛ آنچه آنان را جاودانه می‌کند، میزان نفوذشان در وجدان ملت‌ها و استمرار اندیشه‌ای است که از خود بر جای می‌گذارند. از همین منظر، سعید البدری در یادداشتی با عنوان «سپیده‌دم بیداری وجدان و جاودانگی آیت الله خامنه‌ای در حافظه امت» مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی را فراتر از یک آیین سوگواری دانسته و آن را آزمونی برای سنجش وفاداری ملت‌ها به آرمان‌ها و ارزش‌هایی توصیف می‌کند که یک رهبر در طول حیات خود بنیان نهاده است.
 
تشییع، همیشه موعد وداع با درگذشتگان نیست؛ بلکه در ژرفای خود، آزمونی وجودی برای زندگان است. انسان هنگامی که پدر، مادر یا یکی از اعضای خانواده خود را بدرقه می‌کند، در حقیقت با بخشی از خاطرات شخصی و تجربه‌های شکل‌دهنده هویت خود وداع می‌گوید؛ اما زمانی که یک ملت، رهبری در قامت یک امت را تشییع می‌کند، این حافظه جمعی ملت است که در معرض آزمون قرار می‌گیرد تا به یک پرسش اساسی پاسخ دهد: چه کسی همچنان در وجدان این ملت زنده مانده است؟
 
 عراق در برابر رویدادهای بزرگ بی‌طرف نیست. این سرزمین، رهگذران را همچون دیگر کشورها نمی‌پذیرد، بلکه آنان را با ترازوی سختگیر تاریخ می‌سنجد. از این منظر، تشییع پیکر آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌علیه) در عراق، برای دوستدارانش صرفاً انتقال یک پیکر از نقطه‌ای به نقطه دیگر نیست، بلکه انتقال معنایی عمیق است که از نسلی به نسل دیگر جریان می‌یابد.
 
به باور نویسنده، در چنین لحظاتی، حضور خودجوش مردم رساتر از هر بیانیه و شعار سیاسی است. جمعیتی که در خیابان‌ها و میدان‌ها حضور می‌یابد، تنها پلاکارد در دست ندارد، بلکه مجموعه‌ای از خاطرات، مواضع، پیروزی‌ها، حکمت‌ها و حتی رنج‌ها را با خود حمل می‌کند. از این رو، هر گام در مسیر تشییع، این حقیقت را فریاد می‌زند که اندیشه‌ها همراه صاحبانشان به خاک سپرده نمی‌شوند و تاریخ را تنها پیروزی‌های نظامی نمی‌نویسند، بلکه کسانی آن را رقم می‌زنند که در وجدان انسان‌ها زنده می‌مانند.
 
البدری معتقد است عظمت یک رهبر را نمی‌توان تنها با شاخص‌هایی مانند توان نظامی، قدرت اقتصادی یا گستره نفوذ سیاسی سنجید. محک واقعی تاریخ این است که چند انسان، هنگام بدرقه او احساس می‌کنند بخشی از وجودشان را از دست داده‌اند. همین ویژگی است که یک مسئول عادی را از شخصیتی فراتر از مرزها و جغرافیا متمایز می‌کند؛ شخصیتی که به نمادی ماندگار تبدیل می‌شود.
 
وی در ادامه تأکید می‌کند که صحنه عراق را نباید صرفاً از دریچه تحلیل‌های سیاسی یا روابط دوجانبه میان ایران و عراق تفسیر کرد. هرچند این پیوندهای دینی، فرهنگی و سیاسی بخشی از واقعیت هستند، اما ابعاد این رویداد بسیار فراتر از چنین چارچوب‌هایی است و با هویت و حافظه تاریخی ملت‌ها گره خورده است.
 
نویسنده با اشاره به تجربه‌های تاریخی می‌نویسد برخی انسان‌ها از دنیا می‌روند، اما هرگز صحنه تأثیرگذاری را ترک نمی‌کنند؛ زیرا راه و اندیشه آنان به یک «فکر» تبدیل می‌شود و اندیشه را نمی‌توان به خاک سپرد. ممکن است با آن مقابله شود یا مورد تحریف قرار گیرد، اما تا زمانی که پیروانش به آن وفادار باشند، از میان نخواهد رفت.
 
وی در پایان این پرسش را مطرح می‌کند که آیا آنچه امروز در مراسم تشییع انجام می‌شود، تنها ادای وظیفه‌ای در سوگ یک رهبر است یا اعلام پایبندی به راه و آرمان‌های او؟ به اعتقاد وی، پاسخ واقعی پس از پایان مراسم روشن خواهد شد؛ زیرا ملت‌ها نه با شمار کسانی که پشت یک تابوت حرکت می‌کنند، بلکه با میزان وفاداری آنان به اندیشه صاحب آن تابوت پس از بازگشت به زندگی روزمره سنجیده می‌شوند. از همین نقطه است که به باور نویسنده، تشییع پایان می‌یابد و آزمون بزرگ تاریخ آغاز می‌شود؛ آزمونی که آینده نسل‌هایی را رقم خواهد زد که به اندیشه، رهبری و مکتب این رهبر ایمان آورده‌اند.
 
انتهای پیام/
https://taghribnews.com/vdciv3ay5t1arz2.cbct.html
نام شما
آدرس ايميل شما