یک نویسنده لیبرال عرب در یادداشتی با تأکید بر اینکه در بسیاری از مسائل با رهبر شهید انقلاب اسلامی اختلافنظر داشته است، ۱۱ ویژگی و موضع مهم ایشان را برشمرد و نوشت: دفاع از استقلال کشور، حمایت از آرمان فلسطین، سادهزیستی، تأکید بر وحدت مسلمانان و احترام به مقدسات اهل سنت، از جمله واقعیتهایی است که نباید تحت تأثیر اختلافات سیاسی نادیده گرفته شوند.
اشتراک گذاری :
به گزارش حوزه بینالملل خبرگزاری تقیرب، در پی شهادت امام سید علی حسینی خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی، واکنشها و یادداشتهای متعددی از سوی شخصیتها و نویسندگان با گرایشهای فکری مختلف منتشر شده است.
در این میان، یادداشت سامح عسکر، نویسنده لیبرال عرب که با وجود اذعان به اختلافنظرهای جدی با رهبر شهید، بر لزوم داوری منصفانه درباره شخصیت و کارنامه او تأکید کرده، مورد توجه قرار گرفته است.
نویسنده در این یادداشت، یازده ویژگی و موضع برجسته رهبر شهید را برمیشمارد و معتقد است این نقاط مشترک میتواند زمینهای برای کاهش شکافها و تقویت همگرایی در جهان اسلام باشد. وی میگوید:
من یک نویسنده لیبرال هستم و شاید صدها دلیل برای اختلافنظر با این مرد داشته باشم. اما به کسانی که پس از شهادتش به او طعنه میزنند، میگویم:
نخست اینکه او به دست یکی از آلودهترین، جنایتکارترین و پستترین موجودیتهای سیاسی و تروریستی تاریخ معاصر به شهادت رسید.
دوم اینکه او در راه دفاع از کشورش و به دلیل مخالفت با واگذاری حاکمیت و قدرت ملی آن جان باخت.
سوم اینکه او در دفاع از آرمان فلسطین شهید شد؛ زیرا حاضر نبود از این مسئله که بزرگترین آرمان انسانی عصر حاضر است، دست بکشد. افراد دیگری بودند که میتوانستند در برابر دریافت صدها میلیارد دلار از آمریکا، فلسطین و مردم آن را رها کنند، اما او چنین نکرد.
چهارم اینکه او قربانی یک ترور سیاسی جنایتکارانه شد و نحوه شهادتش نشان میدهد که چه میزان بر معادلات منطقه و دشمنانش تأثیرگذار بوده است.
پنجم اینکه او در نهایت سادگی زندگی میکرد و جز خانهای محقر با امکانات اولیه، دارایی قابلتوجهی از خود بر جای نگذاشت.
ششم اینکه آغوش او همواره به روی اعراب و مسلمانان گشوده بود. هیچگاه درخواست کسی را رد نمیکرد و همواره در برقراری ارتباط و ایجاد دوستی با همسایگان عرب پیشقدم بود؛ تا جایی که بسیاری از آنان برای او احترام ویژهای قائل بودند.
هفتم اینکه دشمنی آشکار خود را تنها متوجه آمریکا و رژیم صهیونیستی میدانست؛ بهویژه رژیم صهیونیستی که آن را بازوی استعمار و عامل اصلی بیثباتی و بحران در خاورمیانه تلقی میکرد.
هشتم اینکه به هنر و هنرمندان احترام میگذاشت و در دوران رهبری او، ایران به جایگاهی برجسته در عرصه هنر در سطح جهانی دست یافت؛ چنانکه امروز نیز آیین تشییع او با حضور گروههای موسیقی همراه است.
نهم اینکه او همواره بر وحدت اعراب و مسلمانان تأکید داشت؛ نه در قالب یک حکومت واحد، بلکه در قالب همگرایی عاطفی، اقتصادی و تمدنی؛ زیرا معتقد بود جهان امروز تنها به قدرت بلوکها و ائتلافها احترام میگذارد و این رویکرد از نقاط قوت اندیشه او بود.
دهم اینکه هرگونه اهانت به صحابه پیامبر(ص) و شخصیتهای مورد احترام اهل سنت را مردود میدانست و توهین به آنان را حرام اعلام کرده بود. همچنین در دوران او انتشار برخی آثار مذهب دوازده امامی که حاوی مطالب توهینآمیز نسبت به صحابه بود، متوقف شد.
یازدهم اینکه به مصر علاقه داشت، از آن تمجید میکرد و برای شخصیتهای برجسته این کشور، از طیفها و گرایشهای مختلف فکری و سیاسی، احترام قائل بود. او در میان چهرههایی که مورد احترامش بودند، از شخصیتهای لیبرال، روشنفکر و سکولار مصری نیز نام برده بود؛ افرادی که از نگاه او و بسیاری از ایرانیان جایگاه ویژهای داشتند.
البته بیان این نکات به معنای توافق کامل با او یا نظام سیاسیاش نیست. اختلافنظر امری طبیعی است؛ اما تمرکز بر نقاط مشترک میتواند فاصلهها را، چه میان مذاهب اسلامی و چه میان ملتهای عرب و مسلمان، کاهش دهد.
اگر با دقت به این یازده محور بیندیشیم، خواهیم دید که هر یک از آنها میتواند پایه یک پروژه فکری، سیاسی و انسانی باشد؛ پروژههایی که اگر بهدرستی توسعه یابند، جهان عرب و اسلام را به جایگاهی متفاوت و محترمتر در عرصه بینالمللی خواهند رساند.