بر مدار خون و عقیده؛ آیتالله خامنهای چگونه معادله مقاومت در برابر استکبار را بنیان نهاد؟
علیاء هاشم در یادداشتی تحلیلی، با بررسی ابعاد فکری و سیاسی رهبری آیتالله سید علی خامنهای، معتقد است ایشان با بازتعریف مفهوم مقاومت بهعنوان یک راهبرد تمدنی، پیوند میان عقیده، سیاست و استقلال را تقویت کرد و با تأکید بر حمایت از فلسطین، مقابله با سلطهطلبی و صیانت از هویت فرهنگی، الگویی ماندگار از رهبری در برابر استکبار جهانی ارائه داد.
اشتراک گذاری :
خبرگزاری تقریب، حوزه بین الملل: شخصیت و اندیشه شهید آیتالله سید علی خامنهای همواره یکی از محورهای مهم پژوهشها و تحلیلهای سیاسی و فکری در جهان اسلام بوده است. در یادداشت ذیل، نویسنده با نگاهی تحلیلی به مؤلفههای رهبری ایشان، تلاش کرده است نقش آیتالله خامنهای را در شکلدهی گفتمان مقاومت، مقابله با سلطهطلبی و پیوند میان باورهای اعتقادی و کنش سیاسی واکاوی کند:
رهبری؛ فراتر از مدیریت، در قامت یک موضع تاریخی
رهبر، تنها کسی نیست که از عهده مدیریت یک مقطع حساس برآید، بلکه کسی است که در گذر زمان اندیشهای ماندگار و خاموشنشدنی از خود بر جای بگذارد. از همین منظر، آیتالله سید علی خامنهای در نگاه هوادارانش، امتداد زنده مسیر نخستین انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) به شمار میرود؛ رهبری که نهتنها پاسدار میراث انقلاب بود، بلکه با توسعه ابزارهای مقابله و بازآفرینی روح انقلاب، آن را با پیچیدگیها و اقتضائات عصر جدید هماهنگ ساخت.
نبردی همهجانبه؛ هنگامی که جنگ تنها نظامی نیست
آیتالله خامنهای از همان سالهای نخست به این جمعبندی رسیده بود که رویارویی با استکبار جهانی دیگر صرفاً به میدانهای نظامی محدود نیست، بلکه عرصههای رسانه، فرهنگ، اقتصاد و افکار عمومی را نیز دربر میگیرد.
بر همین اساس، وی منظومهای جامع از مقاومت و پایداری را بنیان نهاد که در آن، استقلال یک تصمیم حاکمیتی غیرقابل معامله و مقاومت یک پروژه تمدنی تلقی میشود، نه واکنشی مقطعی به تحولات. در این چارچوب، مفهوم قدرت نیز بازتعریف شد؛ قدرتی که بیش از برتری نظامی، در توان ایستادگی و استقامت معنا مییابد.
فلسطین؛ آرمانی که گذر زمان آن را کمرنگ نمیکند
اگر رهبران در روزهای سخت و آزمونهای بزرگ محک میخورند، آنچه در کارنامه آیتالله خامنهای همواره ثابت مانده، پایبندی راسخ ایشان به مسئله فلسطین و مخالفت با هرگونه عقبنشینی از این آرمان، فارغ از تغییر شرایط و تحولات سیاسی، بوده است.
ایشان هرگز فلسطین را ابزاری برای چانهزنی سیاسی ندانست، بلکه آن را مسئلهای اصولی و مرتبط با هویت و آینده امت اسلامی تلقی میکرد. از این منظر، سخن گفتن از شهادت، توصیف یک مسیر کامل است؛زیرا رهبری که زندگی خود را وقف آرمانهایش کرده و آماده پرداخت هزینههای آن است، از همان آغاز راه، مسیر فداکاری را برگزیده است.
انقلاب و مقاومت؛ یک راهبرد، نه یک شعار
در ذهن بسیاری، نام آیتالله خامنهای با دو مفهوم «انقلاب» و «مقاومت» گره خورده است؛ با این باور که حمایت از مستضعفان، شعاری احساسی و مقطعی نیست، بلکه انتخابی راهبردی است که سیاستها بر پایه آن شکل میگیرد و ائتلافها بر اساس آن ترسیم میشود.
و اگرچه رهبران از دنیا میروند، اما اندیشههایی که در ذهن ملتها میکارند، همچنان زنده میماند و همینگونه است که زندگینامههایی فراتر از مرزهای زمان و مکان نوشته میشود.
پیوند عقیده و سیاست
این الگوی رهبری که میان عمق اعتقادی و نگاه واقعبینانه سیاسی پیوند برقرار میکند، در سراسر مواضع آیتالله خامنهای مشهود است. ایشان هیچگاه میان ایمان و کنش سیاسی جدایی قائل نشد، بلکه عقیده را قطبنمای تصمیمگیری و سیاست را ابزاری برای خدمت به ارزشها میدانست، نه برعکس.
تهاجم فرهنگی؛ مهمترین نبرد در عرصه آگاهی
آیتالله خامنهای در حوزه فرهنگ بارها نسبت به آنچه «تهاجم فرهنگی» مینامید هشدار داد و معتقد بود نبرد بر سر آگاهی و هویت، دستکمی از جنگ نظامی ندارد.
ایشان بر ضرورت صیانت از هویت فرهنگی، تقویت احساس تعلق و پیوند نسلهای جدید با مسائل امت اسلامی، به ویژه فلسطین، تأکید داشت. در این نگاه، فلسطین تنها موضوعی سیاسی نیست، بلکه بخشی از حافظه جمعی است که معنای هویت و جایگاه امت اسلامی را در تاریخ شکل میدهد.
گفتمان یک امت، نه گفتمان مصالحه
آیتالله خامنهای هیچگاه با ادبیات یک دولت که در پی مصالحههای زودگذر باشد سخن نگفت، بلکه گفتمان او، گفتمان امتی بود که عدالت را جوهره وجود سیاسی خود میدانست. بر همین اساس، حمایت از ملتهای ستمدیده را نه یک انتخاب سیاسی، بلکه مسئولیتی اعتقادی و اخلاقی قلمداد میکرد.
از همین رو، مسئله فلسطین همواره در کانون اولویتهای ایشان قرار داشت و بهعنوان نماد یک حق تاریخی و انسانی، فارغ از شدت طوفانها و تحولات، جایگاه محوری خود را حفظ کرد.
بر این اساس، آیتالله خامنهای را نمیتوان صرفاً در قالب یک جایگاه یا یک مقطع تاریخی تعریف کرد؛ بلکه باید او را مسیری فکری و منظومهای منسجم دانست؛ اندیشهای که در کالبد یک رهبر تجلی یافت و حضور خود را در تاریخ ملتها با صبر، استقامت و مقاومت به ثبت رساند.