استمرار رسالت عاشورا در عصر غیبت/ خون، هدایت و تبیین؛ سه حلقه جاودانه مکتب عاشورا
حجت الاسلام علی خورشیدی / امام جمعه بیجار
عاشورا مکتبی زنده و جاودان برای هدایت انسانها در همه اعصار است؛ رهبر شهید با تبیین معارف دین، مقاومت و بیداری امت، این مسیر را در عصر غیبت ادامه داد و شهادتش پاداش الهی بر یک عمر مجاهدت در راه نجات بندگان از جهل و گمراهی بود. امروز، مردم بصیر با حضور آگاهانه در اجتماعات و خونخواهی، در امتداد رسالت زینبی(س) گام برمیدارند و با بیعت با امام صالح، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای حفظهالله، پاسداری از راه شهیدان را وظیفهٔ خویش میدانند.
اشتراک گذاری :
به گزارش حوزه استان های خبرگزاری تقریب، عاشورا در نگاه قائد عظیم امت، رهبر شهید، اعلی الله مقامه الشریف، یک خاطره تاریخی یا صرفاً حادثهای برای سوگواری نبود؛ بلکه مکتبی زنده، چشمهای همیشهجوشان برای هدایت انسان و الگویی جاودانه برای مقابله با ظلم و انحراف بود. ایشان بارها با استناد به فراز زیارت اربعین، «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»، تبیین میکردند که حقیقت نهضت امام حسین(ع) در نجات انسانها از جهل، گمراهی و سرگردانی نهفته است و این رسالت، محدود به سال ۶۱ هجری نیست، بلکه در هر عصر استمرار دارد.
امام حسین(ع) برای حفظ دین و جلوگیری از انحراف امت قیام کرد و با جمله «مثلی لا یبایع مثل یزید» مرز حق و باطل را روشن ساخت. شهادت سید الشهداء علیه السلام نیز صرفاً پایان زندگی نبود، بلکه منشأ بیداری و حرکت آزادگان شد؛ از همین رو «ثارالله» نامیده میشود.
از همین منظر، مسئولیت رهبر جامعه اسلامی نیز چیزی جز ادامه همین مسیر نیست؛ یعنی هدایت جامعه، روشنگری در برابر تحریف، بیدارسازی امت و ایستادگی در برابر جبهه باطل. اگر عاشورا مکتب هدایت است، رهبری دینی نیز استمرار همان جریان هدایت در عصر غیبت است. تفاوت در مقام و منزلت روشن است؛ امام حسین(ع) امام معصوم و حجت الهی است و هیچکس همرتبه او نیست، اما راهی که برای نجات بندگان خدا گشود، راهی است که عالمان دینی و رهبران الهی در هر زمان مأمور به پیمودن آن هستند.
از این رو، هنگامی که به زندگی رهبر شهید مینگریم، مشاهده میکنیم که بخش عمده عمر خود را علاوه بر ذکر مصائب عاشورا صرف تبیین معارف اسلام، احیای فرهنگ مقاومت، دفاع از مظلومان، مقابله با استکبار و دعوت انسانها به عزت و آزادگی کرد؛ همان آرمانهایی که خود از مکتب عاشورا آموخته بود. گویی او نخست سالها از چشمه عاشورا نوشید و سپس دیگران را نیز به آن چشمه فراخواند.
در این چارچوب، شهادت او را نیز میتوان مزد و اجر بی پایان همین مسیر دانست؛ مسیری که با تبیین عاشورا آغاز شد، با مجاهدت در راه هدایت امت ادامه یافت و سرانجام به شهادت انجامید. از این منظر، شهادت او صرفاً پایان یک زندگی نیست، بلکه مهر تأییدی بر صدق راهی است که خود همواره مردم را به آن دعوت میکرد. به عبارت دیگر، پاداش کسی که تمام عمر خود را در مسیر تبیین عاشورا و هدایت بندگان خدا سپری میکند، آن است که خداوند پایان زندگی دنیوی او را نیز به شهادت مزین کند.
لذا شهادت این عزیز پایان همان سیر مجاهدت و تبیین بود، نه حادثهای منفصل از زندگی پر برکت ایشان.
شاید تقارن شهادت ایشان با دهم رمضان و شهادت سیدالشهدا(ع) در دهم محرم، بیش از آنکه دلالت تاریخی یا اعتقادی داشته باشد، نشانهای نمادین و تأملبرانگیز باشد؛ نشانهای که دلها را متوجه استمرار فرهنگ عاشورا در تاریخ میکند. عاشورا پایان نیافته است؛ هر جا انسانی برای نجات بندگان خدا از جهل و گمراهی قیام کند، در امتداد همان مکتب گام برمیدارد و هر جا خون پاکی در این راه بر زمین بریزد، پژواک همان ندای جاودانه «هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنی» را در تاریخ زنده نگه میدارد.
مردم بصیر با تشکیل اجتماعات شبانه در حمایت از جبهه مقاومت و خون خواهی امام شهید رحمت الله علیه در امتداد رسالت زینبی گام برمیدارند.
اگر عاشورا تنها به ظهر دهم محرم ختم میشد، شاید امروز از آن جز خاطرهای در کتابهای تاریخ باقی نمیماند. آنچه خون سیدالشهدا(ع) را جاودانه ساخت، رسالت تبیینی حضرت زینب کبری(س) و امام سجاد(ع) بود. آنان اجازه ندادند روایت کربلا به دست پیروزمندان ظاهری میدان نوشته شود؛ بلکه حقیقت را در کوفه و شام فریاد زدند و خون شهید را به نهضتی ماندگار تبدیل کردند.
تاریخ، اگرچه عیناً تکرار نمیشود، اما سنتهای الهی در آن استمرار مییابد. هرگاه جبهه حق، شهیدی تقدیم میکند، رسالت تبیین بر دوش بازماندگان قرار میگیرد. امروز نیز اگر رهبر شهید، سالها مردم را به بیداری، مقاومت و بصیرت فراخواند و از «بعثت مردم» سخن گفت، اکنون این مردماند که باید پاسخ آن دعوت را بدهند.
حضور آگاهانه در اجتماعها، زنده نگه داشتن آرمانهای او، روایت درست از مجاهدتهایش و حضور پرشکوه در آیین تشییع، تنها یک احساس یا واکنش عاطفی نیست؛ بلکه میتواند تجلی امروزین رسالت زینبی باشد؛ رسالتی که نمیگذارد خون شهید در سکوت فراموش شود و حقیقت، اسیر تحریف و تبلیغات دشمن شود.
اگر عاشورا با خون حسین(ع) آغاز شد، با زبان زینب(س) ماندگار شد. و اگر امروز نیز قائد عظیم الشان امت، حضرت آیت الله سید علی خامنه ای اعلی الله مقامه الشریف به دیدار پروردگار شتافته است، استمرار راه او در گرو آن است که مردم، آگاهانه پیام او را به نسلها و جامعه منتقل کنند. شاید معنای عمیق «بعثت مردم» نیز همین باشد؛ اینکه هر انسان مؤمن، در حد توان خود و با بیعت با امام صالح، حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای حفظه الله تعالی، مسئول تبیین حقیقت و پاسداری از راه شهیدان شود.