تاریخ انتشار۲۷ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۱۲
کد مطلب : 726597

از شوک ترامپ تا بهت تل‌آویو؛ روایتی از پیروزی ایران در میدان و دیپلماسی

در حالی که دونالد ترامپ از توافق با ایران به‌عنوان یک «پیروزی» برای آمریکا یاد می‌کند، نویسنده این یادداشت معتقد است واقعیت‌های میدانی و روند مذاکرات، روایت دیگری را بازگو می‌کنند؛ روایتی که در آن ایستادگی ایران در برابر فشارهای نظامی و سیاسی، محاسبات واشنگتن و تل‌آویو را برهم زده و رسانه‌های صهیونیستی را به اذعان به یک «شکست راهبردی» واداشته است.
از شوک ترامپ تا بهت تل‌آویو؛ روایتی از پیروزی ایران در میدان و دیپلماسی
به گزارش حوزه بین الملل خبرگزاری تقریب، "ليلى عماشا"، نویسنده لبنانی با تشریح ابعاد درگیری یک سال اخیر ایران با آمریکا و اسرائیل و پیامدها و نتایج آن نوشت:

دشمن به زانو درآمد؛ همان‌گونه که امام و رهبر شهید، سید علی خامنه‌ای، چند هفته پیش از آغاز جنگ علیه ایران پیش‌بینی کرده بود. ایران استوار ایستاد و همه کسانی که با اتکا به قدرت نظامی، امنیتی و اقتصادی برای ضربه زدن به این کشور برنامه‌ریزی کرده بودند، ناکام ماندند؛ همان‌گونه که سید شهدای امت، سید حسن نصرالله، بر آن تأکید کرده بود:

نبرد «تفکیک جبهه‌ها» به تثبیت "وحدت میدان‌ها" انجامید؛ دشمن به زانو درآمد و ایران پیروز شد

ایران در نبرد با جبهه استکبار به پیروزی رسید و در کنار آن، محور مقاومت نیز این پیروزی را رقم زد؛ پیروزی‌ای که تنها به منطقه محدود نبود، بلکه بازتابی جهانی داشت و بار دیگر مفهوم «پیروزی خون بر شمشیر» را به نمایش گذاشت.
 
این جنگ اصل «وحدت میدان‌ها» را هم در عرصه نظامی و هم در حوزه دیپلماسی تثبیت کرد؛ در حالی که آمریکا و رژیم صهیونیستی از آغاز، یکی از مهم‌ترین اهداف خود را جداسازی جبهه‌های محور مقاومت و قطع پیوند میان جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان حامی مقاومت و گروه‌های مقاومت منطقه قرار داده بودند.
 
اصرار ایران بر گنجاندن موضوع لبنان در متن تفاهم، با وجود پیشنهادهای آمریکا برای کنار گذاشتن این پرونده و نیز فشارها و تهدیدهای گسترده، نشان داد که محور مقاومت ساختاری یکپارچه و تجزیه‌ناپذیر دارد.
 
وی معتقد است دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو تلاش فراوانی کردند تا پرونده لبنان را از مذاکرات ایران و آمریکا خارج کنند، اما در نهایت اختلاف منافع واشنگتن و تل‌آویو آشکار شد؛ به‌گونه‌ای که آمریکا دریافت هزینه حمایت از اسرائیل بیش از منافع حاصل از آن است.

دو طرف با هدف تضعیف انسجام محور مقاومت وارد این نبرد شدند، اما در نهایت رژیم صهیونیستی خود را در بحرانی بی‌سابقه یافت. هر حمله به ضاحیه جنوبی بیروت با هدف متوقف کردن روند توافق، نتیجه‌ای معکوس داشت و به امتیازدهی بیشتر آمریکا و تسریع روند دستیابی به تفاهم منجر می‌شد.
 
در شرایطی که بسیاری از کشورهای جهان از سند تفاهم به‌عنوان گامی در مسیر ایجاد ثبات منطقه استقبال کردند، سکوت چندساعته بنیامین نتانیاهو ـ که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های عبری داشت ـ نشانه‌ای از شوک و سردرگمی در تل‌آویو بود؛ تا جایی که اسرائیل برای نخستین بار خود را بدون پشتوانه‌ای مؤثر احساس کرد.

پیروزی ایران نگاه جهانیان را به خود معطوف کرد

پیروزی ایران نگاه جهانیان را به خود معطوف کرد، بسیاری نمی‌توانستند درک کنند چگونه کشوری که نزدیک به چهار دهه تحت تحریم بوده است، جنگی را که با ترور فرماندهان و مسئولان ارشدش آغاز شد، با موفقیت پشت سر گذاشت و هم‌زمان در عرصه دیپلماسی نیز بدون عقب‌نشینی از حقوق خود، طرف مقابل را به پذیرش خواسته‌هایی واداشت که تا چند ماه پیش، تحقق آنها دور از انتظار به نظر می‌رسید.

آمریکا در این جنگ به هیچ‌یک از اهداف اعلام‌شده خود دست نیافت و در نهایت تنها مدعی شد که مانع دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شده است؛ ادعایی که از نگاه او، با سیاست‌های اعلامی برنامه هسته‌ای ایران همخوانی ندارد. همچنین واشنگتن باز ماندن تنگه هرمز را نیز از دستاوردهای خود عنوان کرد، در حالی که این آبراه راهبردی پیش از آغاز جنگ نیز باز بود.

نویسنده تأکید می‌کند که آمریکا با هدف تغییر معادلات خاورمیانه وارد این جنگ شد، اما نتیجه نهایی، از نگاه او، تقویت جایگاه منطقه‌ای ایران بود؛ به‌گونه‌ای که جمهوری اسلامی ایران بیش از گذشته به‌عنوان یکی از بازیگران محوری معادلات غرب آسیا شناخته می‌شود.
 
فارغ از جنجال‌آفرینی‌های دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی «تروث» و اظهاراتی که بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت باشد، رنگ و بوی تبلیغات و هیاهو داشت، آنچه در میدان عمل رخ داد، برای ذهنیت حاکم بر سیاست آمریکا تکان‌دهنده بود؛ ذهنیتی که از درک پیوند عمیق ملت‌ها با سرزمین، حاکمیت و هویت ملی خود ناتوان است و سال‌ها به مواجهه با جوامعی خو گرفته که در برابر فشارها تسلیم می‌شوند.
 
ترامپ در قبال ایران با واقعیتی روبه‌رو شد که به‌سادگی قابل هضم نبود؛ ملتی که ممکن است در عرصه‌های سیاسی و فکری دارای دیدگاه‌های متفاوت باشد، اما در دفاع از کشور، استقلال و منافع ملی خود یکپارچه عمل می‌کند و اجازه نمی‌دهد عناصر خائن بر تصمیمات راهبردی آن اثر بگذارند. مردمی که همان‌گونه که سال‌ها فشار سنگین تحریم‌های اقتصادی را تحمل کردند، در برابر حملات نظامی نیز ایستادگی نشان دادند و همچنان آماده فداکاری در مسیر آرمان‌های خود هستند.

این ملت از اصول، هویت، انقلاب، فرهنگ و عزت ملی خود دست نمی‌کشد و شهادت فرماندهان و فرزندانش نه ‌تنها موجب عقب‌نشینی نمی‌شود، بلکه بر اراده آن برای ادامه مسیر می‌افزاید. چنین مردمی برای دستگاهی که همواره بر خریدن وفاداری‌ها، ارعاب ملت‌ها و تحمیل اراده خود تکیه داشته، پدیده‌ای غیرمنتظره و شوک‌آور محسوب می‌شوند.
 
ناکامی آمریکا در عرصه نظامی و دیپلماسی و روند مذاکرات

در عرصه نظامی نیز دولت آمریکا دریافت که برتری تسلیحاتی، هرچند می‌تواند خسارت‌های سنگینی بر طرف مقابل وارد کند؛ اما در برابر ملتی که به حقانیت آرمان خود ایمان دارد، الزاماً به شکست و تسلیم منجر نمی‌شود. گاه همین فشارها، انگیزه مقاومت و ایستادگی را دوچندان می‌کند.

همین واقعیت در میدان دیپلماسی نیز خود را نشان داد. واشنگتن با این تصور وارد مذاکرات شد که می‌تواند شروط خود را دیکته کند و ایران ناگزیر به پذیرش آنها خواهد بود، اما با کشوری مواجه شد که خود را یک جمهوری انقلابی می‌داند و حاضر نیست از موضع ضعف یا تسلیم پای میز مذاکره بنشیند.

به‌نظر می‌رسید ترامپ انتظار داشت هیأت مذاکره‌کننده ایران رفتاری مشابه برخی هیأت‌های مذاکره‌کننده منطقه داشته باشد که در برابر طرف مقابل امتیاز داده‌اند؛ اما با تیمی روبه‌رو شد که نه با تهدید عقب‌نشینی می‌کند، نه با فشار مرعوب می‌شود و نه حاضر است در برابر برخی امتیازهای محدود آمریکا، از آنچه حقوق طبیعی و اصول اساسی خود می‌داند، صرف‌نظر کند.

ترامپ در نهایت میان تهدید، جنجال رسانه‌ای و تغییر مواضع در نوسان بود تا جایی که ناچار شد از ایران بخواهد با پیش‌نویس تفاهمی موافقت کند که به ادعای وی، تمامی شروط تهران را در بر می‌گیرد و قرار است روز جمعه به امضا برسد؛ توافقی که پس از آن، مذاکرات درباره پرونده‌های حل‌نشده ادامه خواهد یافت.

با وجود این، ترامپ و رسانه‌های همسو با او همچنان از «پیروزی بزرگ» بر جمهوری اسلامی سخن می‌گویند؛ ادعایی که با احتیاط بیشتری مطرح می‌شود، زیرا رئیس‌جمهور آمریکا اکنون بیش از گذشته آگاه است که بزرگ‌نمایی‌ها و شعارهای تبلیغاتی، می‌تواند بیش از پیش واقعیت ناکامی‌ها را آشکار کرده و روند افول جایگاه او را تسریع کند.
 
طبیعی است که احمق کاخ سفید در پی ساختن تصویری از پیروزی برای افکار عمومی آمریکا باشد؛ تصویری که بتواند شکست ناشی از ایستادگی ایران و پایبندی آن به اصول خود، حتی به بهای پرداخت هزینه‌های سنگین، را پنهان کند. ادعای پیروزی از سوی ترامپ، با وجود آنکه در واقعیت رخ نداده، رفتاری قابل انتظار است؛ به‌ویژه با توجه به گزارش‌هایی که درباره کاهش توانایی‌های ذهنی و مشکلات روانی او منتشر شده است. مردم آمریکا به‌خوبی از وضعیت نابسامانی که دولت ترامپ برای این کشور رقم زده و روند افول قدرت آمریکا را شتاب بخشیده، آگاه هستند.

همان‌گونه که ادعای پیروزی ترامپ قابل پیش‌بینی است، انکار دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران از سوی برخی جریان‌های همسو با آمریکا نیز امری دور از انتظار نیست؛ زیرا اذعان به موفقیت‌های ایران، چه در عرصه نظامی و چه در حوزه دیپلماسی، برای آنها هزینه‌ساز خواهد بود و ممکن است با واکنش یا فشار مقامات آمریکایی مستقر در منطقه مواجه شوند؛ مقاماتی که به ادعای نویسنده، به‌طور مستمر خطوط رسانه‌ای و سیاسی مورد نظر واشنگتن را به آنها ابلاغ می‌کنند.

بازتاب پیروزی ایران در رسانه‌های رژیم صهیونیستی

به باور نویسنده، در سوی دیگر، رسانه‌های رژیم صهیونیستی پس از اعلام مفاد تفاهم میان ایران و آمریکا، دچار بهت و سردرگمی شدند؛ در حالی که سکوت بنیامین نتانیاهو نیز بر شدت ناامیدی و خشم در سرزمین‌های اشغالی افزود. به اعتقاد وی، اسرائیل انتظار داشت ایران و جریان‌های مقاومت در برابر فشارها عقب‌نشینی کنند و وعده‌هایی که نتانیاهو از زمان آغاز جنگ درباره تأمین امنیت شهرک‌نشینان، به‌ویژه در شمال فلسطین اشغالی، مهار برنامه هسته‌ای ایران، توقف توان موشکی و تضعیف محور مقاومت داده بود، محقق شود؛ اما اعلام این تفاهم، همه آن امیدها را نقش بر آب کرد.

تعابیری همچون «صبحی سخت»، «فاجعه راهبردی» و «شکست استراتژیک» در صدر تحلیل‌ها قرار گرفت و فضای عمومی اسرائیل را احساس شکست فراگرفت. همان‌گونه که موشک‌های ایران ضربات سنگینی به شهرهای اسرائیل وارد کردند، این تفاهم نیز در عرصه دیپلماسی ضربه‌ای هم‌سنگ به تل‌آویو وارد ساخت.

پذیرش این واقعیت برای مخالفان جمهوری اسلامی دشوار است؛ زیرا این گزاره نماد اراده مستقل ملتی است که حاضر نشده از اصول خود عقب‌نشینی کند. برخی از مخالفان به دلیل وابستگی سیاسی یا پذیرش شکست، از اذعان به این موضوع خودداری می‌کنند، اما انکار واقعیت، آن را تغییر نخواهد داد. 

کسانی که همچنان بر انکار اصرار دارند، سرانجام یا ناچار به پذیرش دستاوردهای ایران خواهند شد، یا همچون ترامپ درگیر توهمات خود باقی خواهند ماند و یا مانند نتانیاهو در بن‌بستی گرفتار خواهند شد که از نگاه او، راه گریزی جز تسلیم نخواهد داشت.

انتهای پیام/ 
 
https://taghribnews.com/vdcdn9055yt0xk6.2a2y.html
مرجع : العهد
نام شما
آدرس ايميل شما