تاریخ انتشار۲۸ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۹:۲۲
کد مطلب : 726327
//یادداشت//

واکاوی تاریخی نقض عهدها و یکجانبه‌گرایی ایالات متحده در معاهدات بین‌المللی

محمدرضا پی سپار
برای درک رفتار آمریکا در قبال معاهدات بین‌المللی، لازم است نگاه استثناگرایانه این کشور به حاکمیت ملی و جایگاه خود در نظام بین‌الملل را بررسی کرد. چارچوب فکری حاکم بر سیاست خارجی آمریکا از بدو تأسیس این کشور تا امروز، ترکیبی از «استثناگرایی آمریکایی» و حساسیت شدید نسبت به هرگونه محدودیت خارجی بر حاکمیت ملی بوده است.
واکاوی تاریخی نقض عهدها و یکجانبه‌گرایی ایالات متحده در معاهدات بین‌المللی
به گزارش حوزه اندیشه خبرگزاری تقریب، محمدرضا پی سپار در یادداشتی نوشت: «پیمان‌ها باید رعایت شوند» (pacta sunt servanda) اصلی بنیادین در حقوق بین‌الملل است که ثبات و قابلیت پیش‌بینی در روابط میان دولت‌ها را تضمین می‌کند. با این حال، تاریخ روابط خارجی ایالات متحده نشان‌دهنده رابطه‌ای دوسویه با این اصل بنیادین است: آمریکا در عین حال که از یک سو از نهادهای بین‌المللی و معاهدات چندجانبه حمایت کرده، از سوی دیگر در مقاطع حساس به یکجانبه‌گرایی روی آورده و از تعهدات خود عقب‌نشینی کرده است (Jovan, 2021; Mulligan, 2017).

درک ریشه‌های این رویکرد دوگانه برای هرگونه تحلیل از وضعیت کنونی نظم بین‌المللی ضروری است. آیا خروج‌های گسترده آمریکا از معاهدات بین‌المللی در دوران معاصر پدیده‌ای جدید است یا ادامه سنتی دیرینه در سیاست خارجی این کشور؟ این مقاله تلاش می‌کند با رویکردی تاریخی و تحلیلی، الگوهای تکرارشونده در رفتار آمریکا نسبت به تعهدات بین‌المللی را شناسایی کرده و پیامدهای آن را برای نظام بین‌الملل ارزیابی کند.

یکجانبه‌گرایی در سیاست خارجی آمریکا: مبانی نظری و تاریخی
برای درک رفتار آمریکا در قبال معاهدات بین‌المللی، لازم است نگاه استثناگرایانه این کشور به حاکمیت ملی و جایگاه خود در نظام بین‌الملل را بررسی کرد. چارچوب فکری حاکم بر سیاست خارجی آمریکا از بدو تأسیس این کشور تا امروز، ترکیبی از «استثناگرایی آمریکایی» و حساسیت شدید نسبت به هرگونه محدودیت خارجی بر حاکمیت ملی بوده است.
از زمان بنیان‌گذاری ایالات متحده تا پیش از جنگ جهانی اول، این کشور به طور کلی از توصیه‌های جرج واشنگتن و توماس جفرسون مبنی بر پرهیز از تعهدات دائمی بین‌المللی پیروی می‌کرد. وودرو ویلسون با ورود به جنگ جهانی اول و تلاش برای ایجاد جامعه ملل این سنت انزواطلبی را به چالش کشید، اما سنا معاهده را رد کرد. این واقعه نخستین شکست بزرگ آمریکا در پذیرش تعهدات بین‌المللی بلندمدت بود.

پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا رهبری ساخت نظم بین‌المللی جدید را بر عهده گرفت، اما همواره حق یکجانبه‌گرایی را برای خود محفوظ نگه داشت (von Allwörden, 2024; Mulligan, 2017).

مطالعه تطبیقی موارد نقض عهد و خروج از معاهدات
معاهده منع موشک‌های ضدبالستیک (ABM) - ۲۰۰۲
یکی از مهم‌ترین نمونه‌های خروج یکجانبه آمریکا از معاهدات بین‌المللی، لغو معاهده ABM در سال ۲۰۰۲ بود. این معاهده که در سال ۱۹۷۲ میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی منعقد شده بود، ستون فقرات کنترل تسلیحات در دوران جنگ سرد محسوب می‌شد. دولت جرج دبلیو بوش استدلال کرد که خروج از این معاهده برای توسعه سیستم دفاع موشکی در برابر «کشورهای سرکش» ضروری است. این اقدام بدون مشورت مؤثر با روسیه و متحدان اروپایی انجام شد و آستانه استفاده از بندهای خروج در معاهدات را کاهش داد (Mulligan, 2017).

برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) - ۲۰۱۸
توافق هسته‌ای ایران (JCPOA) در سال ۲۰۱۵ یکی از پیچیده‌ترین توافقات چندجانبه بود. در سال ۲۰۱۸، دولت دونالد ترامپ بدون ارائه دلیل قانع‌کننده مبنی بر نقض تعهدات از سوی ایران (در حالی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پایبندی ایران را تأیید کرده بود)، از این توافق خارج شد. این خروج نماد رویکرد «معامله‌گرایانه» دولت ترامپ به سیاست خارجی تلقی می‌شود که توافقات را تنها در صورتی ارزشمند می‌داند که منافع کوتاه‌مدت آمریکا را تأمین کند (Jovan, 2021; Fitzpatrick et al., 2019; Paramasatya & Wiranto, 2019; Mohiuddin & Mohamad Razali, 2025).

توافق پاریس (۲۰۱۵) - خروج و بازگشت مجدد
دونالد ترامپ در ژوئن ۲۰۱۷ خروج آمریکا از توافق پاریس را اعلام کرد و آن را ناعادلانه و نقض حاکمیت آمریکا خواند. جو بایدن در سال ۲۰۲۱ مجدداً به توافق بازگشت. این چرخش‌ها ماهیت سیاسی تعهدات بین‌المللی در نظام آمریکا را نشان می‌دهد. مطالعات متعدد پیامدهای خروج آمریکا از توافق پاریس را بر اعتبار بین‌المللی این کشور و اثربخشی توافق بررسی کرده‌اند (Pavone, 2018; von Allwörden, 2024; Larch & Wanner, 2024; Rajamani & Brunnée, 2017; Sprinz et al., 2017; Rhodes, 2017).

خروج‌های همزمان از چهار معاهده در ۲۰۱۸
در سال ۲۰۱۸، دولت ترامپ خروج از چندین توافق بین‌المللی از جمله معاهده نیروهای هسته‌ای میان‌برد (INF) با روسیه و پروتکل اختیاری کنوانسیون وین درباره روابط دیپلماتیک را اعلام کرد. این خروج‌ها اغلب با پرونده‌های مطرح‌شده علیه آمریکا در دیوان بین‌المللی دادگستری مرتبط بود. خروج از INF منجر به واکنش متقابل روسیه شد و نگرانی‌هایی در زمینه کنترل تسلیحات ایجاد کرد (Trump Administration Announces Withdrawal, 2019; Zou, 2021).

چارچوب حقوقی: اختیارات رئیس‌جمهور در خروج از معاهدات
یکی از ابعاد مهم این بحث، ابهام در نظام حقوق داخلی آمریکا درباره اختیارات رئیس‌جمهور در خروج از معاهدات است. قانون اساسی آمریکا به صراحت بیان نکرده که چه نهادی این اختیار را دارد. از دهه ۱۹۳۰، رؤسای جمهور به طور یکجانبه از معاهدات متعددی خارج شده‌اند. برخی حقوقدانان معتقدند خروج از معاهدات بلندمدت بدون مشارکت کنگره نباید معتبر تلقی شود (Mulligan, 2017; von Allwörden, 2024).

پیامدها و تحلیل
تضعیف اعتبار بین‌المللی آمریکا
چرخش‌های مکرر در سیاست خارجی و خروج از تعهدات، اعتبار آمریکا را به عنوان شریکی قابل اعتماد تضعیف کرده است. توافق‌هایی که با تغییر دولت ملغی می‌شوند، ارزش بلندمدت خود را از دست می‌دهند (Pavone, 2018; Larch & Wanner, 2024).

فرصت‌سازی برای رقبا
خروج آمریکا از توافقاتی مانند TPP و پاریس خلأهایی ایجاد کرده که قدرت‌های رقیب، به‌ویژه چین، از آن بهره برده‌اند (Zou, 2021).

نتیجه‌گیری
واکاوی تاریخی روابط خارجی آمریکا نشان می‌دهد که رویکرد یکجانبه‌گرایانه به معاهدات بین‌المللی پدیده‌ای جدید یا منحصر به یک دولت خاص نیست، بلکه ریشه در سنتی عمیق از حساسیت به حاکمیت ملی و نگاه استثناگرایانه دارد (von Allwörden, 2024; Mulligan, 2017). از رد میثاق جامعه ملل در ۱۹۱۹ تا خروج از برجام در ۲۰۱۸ و چرخش‌های مربوط به توافق پاریس، الگویی تکرارشونده قابل تشخیص است: درک معاهدات به عنوان ابزاری برای تأمین منافع ملی کوتاه‌مدت.
تشدید این الگو نگرانی‌هایی جدی درباره آینده نظم بین‌الملل مبتنی بر قاعده ایجاد کرده است. تجربه تاریخی نشان داده که انزواطلبی و یکجانبه‌گرایی نه به نفع آمریکا بوده و نه به نفع ثبات بین‌الملل (Jovan, 2021; Fitzpatrick et al., 2019; Pavone, 2018; Larch & Wanner, 2024).
 
منابع 
Fitzpatrick, M., Elleman, M., & Izewicz, P. (2019). Uncertain future: The JCPOA and Iran’s nuclear and missile programmes. Routledge. https://doi.org/10.4324/9780367823740
Jovan, C. V. (2021). The United States unilateral withdrawal from the restrictions of Iran’s nuclear program in JCPOA 2015 under international law. Padjadjaran Journal of International Law, 4(2). https://doi.org/10.23920/pjil.v4i2.414
Larch, M., & Wanner, J. (2024). The consequences of non-participation in the Paris Agreement. European Economic Review, 166, Article 104699. https://doi.org/10.1016/j.euroecorev.2024.104699
Mohiuddin, A., & Mohamad Razali, M. (2025). The JCPOA dilemma. Contemporary Arab Affairshttps://doi.org/10.1163/17550920-bja00064
Mulligan, S. P. (2017). Withdrawal from international agreements: Legal framework, the Paris Agreement, and the Iran Nuclear Agreement (Report No. R44761). Congressional Research Service. https://digital.library.unt.edu/ark:/67531/metadc1213145/
Paramasatya, S., & Wiranto, S. M. (2019). Konfrontasi Amerika Serikat dan Iran dalam Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA). Jurnal Hubungan Internasional, 12(2). https://doi.org/10.20473/jhi.v12i2.14047
Pavone, I. R. (2018). The Paris Agreement and the Trump administration: Road to nowhere? Journal of International Studies, 11(1), 34–49. https://doi.org/10.14254/2071-8330.2018/11-1/3
Rajamani, L., & Brunnée, J. (2017). The legality of downgrading nationally determined contributions under the Paris Agreement: Lessons from the US disengagement. Journal of Environmental Law, 29(3), 537–557. https://doi.org/10.1093/jel/eqx024
Rhodes, C. J. (2017). US withdrawal from the COP21 Paris Climate Change Agreement, and its possible implications. Science Progress, 100(4), 411–419. https://doi.org/10.3184/003685017X15063357842600
Sprinz, D. F., Sælen, H., Underdal, A., & Hovi, J. (2017). The effectiveness of climate clubs under Donald Trump. Climate Policy, 18(7), 828–838. https://doi.org/10.1080/14693062.2017.1410090
Trump Administration Announces Withdrawal from Four International Agreements. (2019). American Journal of International Law, 113(1), 134–138. https://doi.org/10.1017/ajil.2018.115
von Allwörden, L. (2024). When contestation legitimizes: The norm of climate change action and the US contesting the Paris Agreement. International Relationshttps://doi.org/10.1177/00471178231222874
Zou, X. (2021). Institutional deficiencies of the Paris Agreement and China's compliance capacity: An evaluation after US withdrawal. China: An International Journal, 19(3), 132–154. https://doi.org/10.1353/chn.2021.0021

انتهای پیام/ 
 
https://taghribnews.com/vdcewp8ffjh8wxi.b9bj.html
نام شما
آدرس ايميل شما