تاریخ انتشار۱۹ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۴۶
کد مطلب : 725439
/یادداشت/

طایفه؛ از میراث خویشاوندی تا کنش‌گری اجتماعی

عباس نورزائی: کارشناس مسائل فرهنگی و اجتماعی
طایفه در سیستان و بلوچستان صرفاً یک ساختار سنتی نیست، بلکه نهادی اجتماعی با کارکردهای متحول است که تمایز آن از طایفه‌گرایی، برای فهم درست نقش آن در جامعه امروز ضروری است.
طایفه؛ از میراث خویشاوندی تا کنش‌گری اجتماعی
به گزارش خبرنگار حوزه استان های خبرگزاری تقریب، متن یادداشت به شرح زیر است:

در تحلیل خود میان «طایفه» به عنوان یک نهاد اجتماعی و «طایفه‌گرایی» به عنوان یک رفتار انحصارطلبانه تمایز کافی قائل نشده است.

طایفه در سیستان و بلوچستان صرفاً یک بازمانده از گذشته نیست، بلکه سازمانی اجتماعی مبتنی بر خویشاوندی است که طی قرن‌ها توانسته افراد را در حوزه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و اجتماعی سامان دهد. نقد یک رفتار نادرست نباید به نفی کلی یک نهاد اجتماعی ریشه‌دار بینجامد؛ زیرا چنین رویکردی مانع فهم واقعیت‌های جامعه محلی خواهد شد.

نویسنده طایفه را نهادی صرفاً سنتی معرفی می‌کند که کارکرد آن به حل اختلافات و حفظ انسجام خویشاوندی محدود است. این در حالی است که بسیاری از نهادهای اجتماعی در فرآیند تحول تاریخی، کارکردهای تازه‌ای پیدا می‌کنند.

همان‌گونه که خانواده، مسجد، انجمن‌های محلی و سایر نهادهای سنتی در دنیای جدید بازتعریف شده‌اند، طوایف نیز متناسب با شرایط زمان دچار دگرگونی شده‌اند. امروزه بسیاری از طوایف علاوه بر حفظ پیوندهای خویشاوندی، در حوزه‌های فرهنگی، آموزشی، خیرخواهانه و اجتماعی نیز فعال هستند و نمی‌توان آنها را صرفاً با معیارهای یک قرن پیش تحلیل کرد.

یکی از مهم‌ترین کاستی‌های این یادداشت، نادیده گرفتن نقش تاریخی طوایف در شکل‌گیری فرهنگ مقاومت و دفاع از سرزمین است. در سیستان و بلوچستان بخش مهمی از حماسه‌ها، روایت‌های تاریخی، لیکوها و سنت‌های شفاهی در بستر طایفه شکل گرفته‌اند. بنابراین هنگامی که طوایف در برابر رخدادهای ملی یا بین‌المللی موضع‌گیری می‌کنند یا در تجمعات مرتبط با حمایت از امنیت، مقاومت و منافع ملی حضور می‌یابند، این رفتار را نمی‌توان صرفاً تلاشی برای احیای اقتدار سنتی دانست. چنین واکنش‌هایی در بسیاری موارد ریشه در حافظه‌ی تاریخی و فرهنگ جمعی جوامع محلی دارد.

نویسنده هم‌چنین فرض کرده است که ورود بزرگان طوایف به عرصه‌ی مسائل عمومی، الزاماً به معنای تلاش برای بازتولید اقتدار ازدست‌رفته است. این گزاره نیازمند شواهد و مستندات بیشتری است.

در جهان امروز گروه‌های مختلف اجتماعی از اتحادیه‌های صنفی و انجمن‌های حرفه‌ای گرفته تا تشکل‌های قومی و محلی نسبت به تحولات پیرامون خود واکنش نشان می‌دهند. حضور طوایف در عرصه‌ی عمومی لزوماً به معنای بازگشت به مناسبات پیشامدرن نیست، بلکه می‌تواند نشانه‌ی مشارکت اجتماعی و احساس مسئولیت نسبت به مسائل جامعه باشد.

البته بخشی از نقد نویسنده درباره‌ی نمایندگی همه‌ی اعضای یک طایفه توسط یک فرد یا گروه، قابل تأمل است. واقعیت آن است که اعضای هر طایفه دارای دیدگاه‌های متنوع سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هستند و هیچ فردی نمی‌تواند مدعی سخن گفتن به نام همه‌ی آنان باشد. اما راه‌حل این مسئله حذف یا تضعیف نقش اجتماعی طایفه نیست، بلکه تقویت سازوکارهای مشارکتی، بهره‌گیری از نخبگان و تحصیل‌کردگان و توجه به تنوع دیدگاه‌ها در درون طوایف است. نقد باید متوجه انحصارطلبی احتمالی باشد، نه اصل موجودیت و فعالیت اجتماعی طایفه.

بنابراین به نظر می‌رسد تحلیل آینده‌ی جامعه‌ی سیستان و بلوچستان نه در تقابل میان «جامعه‌ی مدنی» و «طایفه»، بلکه در هم‌افزایی این دو امکان‌پذیر است. طوایف امروز دیگر همان طوایف دوران قاجار نیستند و جامعه نیز دیگر جامعه‌ی سنتی گذشته نیست.

طایفه در حال گذار از کارکردهای صرفاً سنتی به نقش‌آفرینی‌های گسترده‌تر اجتماعی است. از این رو، به جای نگاه تهدیدمحور به هرگونه حضور طوایف در عرصه‌ی عمومی، باید ظرفیت‌های آنان را در تقویت انسجام اجتماعی، مشارکت مدنی، حفظ هویت فرهنگی و حمایت از منافع ملی مورد توجه قرار داد.

انتهای پیام/
https://taghribnews.com/vdchxmnqw23nikd.tft2.html
نام شما
آدرس ايميل شما