تقارن غدیر، عروج و خون؛ سه حلقه یک زنجیر به نام «ولایت»
جواد عبداله زاده/ خبرنگار
از اعلام ولایت در غدیر تا احیای آن به دست امام خمینی(ره) و نخستین جرقه عملیاش در قیام خونین ۱۵ خرداد، نشان میدهد که مسیر امت اسلامی جز با بازگشت به «محور ولایت و وحدت» به سرمنزل عزت نمیرسد؛ تقارن این سه رویداد در سالروز رحلت معمار کبیر انقلاب، فرصتی راهبردی برای بازخوانی حقیقتی است که خون را بر شمشیر پیروز کرد و غدیر را از یک واقعه تاریخی به یک تمدن جاری بدل ساخت.
اشتراک گذاری :
به گزارش حوزه استان های خبرگزاری تقریب؛ تقارنِ سرنوشتسازِ سه رخداد عظیم در تاریخ اسلام و انقلاب – عید سعید غدیر خم به عنوان سند بلندای ولایت، سالروز ارتحال ملکوتی معمار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) به عنوان تجلیگاه ولایت فقیه در عصر غیبت، و سالروز قیام خونین ۱۵ خرداد به عنوان نقطه عطف بیداری تودهها علیه سلطه استکبار – فرصتی کمنظیر برای بازخوانی «حقیقت ولایت» و «مسیر عزت امت اسلامی» فراهم آورده است. اگر این سه حلقه را به هم پیوند بزنیم، نقشه راهی روشن پیش روی ما قرار میگیرد: از اعلام ولایت امیرالمؤمنین(ع) در غدیر تا احیای اسلام ناب به دست امام راحل، تا فریاد خونین ۱۵ خرداد که ثابت کرد «هیهات منا الذلة» یک شعار نیست، بلکه قانون جاودانه است.
این یادداشت در آستانه دهه امامت و ولایت و با نگاهی به ریشههای تاریخی قیام ۱۵ خرداد، تلاش میکند پیوند عمیق این سه مناسبت را در مختصات امروز جهان اسلام – به ویژه با محوریت وحدت مذاهب، استکبارستیزی و ولایتمداری – واکاوی کند.
غدیر؛ نه فقط یک رویداد، بلکه یک «منظومه تمدنی»
عید غدیر خم، در نگاه سطحی، ممکن است تنها یک واقعه تاریخی در بازگشت پیامبر(ص) از حجةالوداع تلقی شود؛ اما عمق آن وقتی آشکار میگردد که آیه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ» را در کنار حدیث ثقلین («کتاب الله و عترتی») قرار دهیم. در حقیقت، غدیر، «اکمال دین» را نه به معنای پایان وحی، بلکه به معنای تعیین «مرجع هدایت پس از پیامبر» رقم زد. امیرالمؤمنین علی(ع) در غدیر، به عنوان «محور وحدت» و «عدل» معرفی شد؛ شخصیتی که نه فقط شیعیان، بلکه همه مذاهب اسلامی در فضایل ایشان – شجاعت، علم، زهد، و دفاع از مظلوم – اتفاق نظر دارند.
در شرایط امروز که جریانهای تکفیری و استکبار جهانی با بزرگنمایی اختلافات جزئی فقهی، در صدد شکاف میان شیعه و سنی برآمدهاند، غدیر میتواند به «پل محبت و اخلاق» تبدیل شود. تأکید بر «محبت اهل بیت» که در قرآن اجر رسالت معرفی شده («قُل لا أَسأَلُکُم عَلَیهِ أَجرًا إِلَّا المَوَدَّةَ فِی القُربی») و نیز احترام متقابل به صحابه و فقهای مذاهب، مسیری است که علما و نخبگان جهان اسلام باید در دهه امامت و ولایت بر آن پای بفشرند. دهه غدیر، اگر به درستی تبیین شود، میتواند از یک مناسبت شعاری به «بستری برای همافزایی امت» در برابر دشمن مشترک تبدیل گردد.
امام خمینی(ره)؛ احیاگر ولایت در عصر غیبت
سی و هفت سال از رحلت معمار کبیر انقلاب میگذرد، اما اندیشههای او نه تنها کهنه نشده، بلکه هر روز عمیقتر خود را به عنوان نسخهای کارآمد برای درمان دردهای جهان اسلام نشان میدهد. امام خمینی(ره) شخصیتی بود که سه ویژگی برجسته – فهم عمیق دینی، بصیرت سیاسی و سادهزیستی – را در هم آمیخت و توانست «ولایت فقیه» را از یک نظریه فقهی به عینیت تاریخی تبدیل کند. ایشان با تکیه بر آیه «أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسولَ وَ أُولِی الأَمرِ مِنکُم»، ثابت کرد که رهبری جامعه اسلامی در عصر غیبت، نه یک قرارداد سیاسی، که یک ضرورت شرعی و عقلانی است.
اما شاید بزرگترین دستاورد امام راحل در عرصه «وحدت امت» بود. ایشان با نامگذاری هفته وحدت (بین ۱۲ تا ۱۷ ربیعالاول)، با تأکید بر «لا إکراه فی الدین»، با اعتماد به علمای اهل سنت و با شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»، توانست الگویی از همزیستی برادرانه میان مذاهب ارائه دهد. رمز موفقیت ایشان در کردستان – خطهای با تنوع قومی و مذهبی – این بود که با نگاه کرامتمحور، به جای حذف تفاوتها، بر «مشترکات» و «عدالت» تکیه کرد. امام(ره) فرمود: «من با غارنشینان رفیقم، نه با کاخنشینان» و این یعنی محوریت مستضعفان، فارغ از مذهب و قومیت.
وصیت عملی امام برای تقریب مذاهب این بود که مسلمانان «امت واحده» باشند و اختلافات فقهی را به «تنازع» که موجب «فشل و ذهاب ریح» میشود، تبدیل نکنند. امروز که رهبری حکیمانه به حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (رهبر سوم انقلاب) رسیده و مردم در میادین بیعت، سه ماه حماسه آفریدهاند، تداوم این سیره تقریبی بیش از هر زمان ضروری است.
۱۵ خرداد؛ قیامی که خون را بر شمشیر پیروز کرد
اگر غدیر، «سند ولایت» است و امام خمینی (ره)، «احیاگر ولایت»، قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، «نقطه اشتعال» این ولایت در عرصه اجتماعی و سیاسی بود. آنچه در ۱۵ خرداد رخ داد، فقط یک اعتراض خیابانی نبود؛ بلکه طلیعه انقلابی بود که رژیم پهلوی – با همه سرنیزهها، زندانها و دستگاه تبلیغاتی اش – نتوانست آن را خاموش کند.
زمینه: رژیم شاه در اسفند ۱۳۴۱، «لایحه کاپیتولاسیون» را به تصویب رساند که بر اساس آن، مستشاران نظامی آمریکا در ایران از هرگونه تعقیب قضایی مصون میشدند. یعنی آمریکاییها میتوانستند به هر جنایتی دست بزنند و هیچ دادگاه ایرانی حق محاکمه آنها را نداشت. این «قانون تحقیرآمیز» که استقلال کشور را لگدکوب میکرد، خشم امام خمینی(ره) را برانگیخت.
امام در عصر عاشورای ۱۳۴۲ (۱۳ خرداد) در فیضیه قم سخنرانی آتشینی ایراد کرد و به صراحت گفت: «اگر سر ما باشند و کاپیتولاسیون را بخواهند، ما کاپیتولاسیون را قبول نداریم». فردای آن روز – ۱۴ خرداد – رژیم ایشان را دستگیر و به تهران منتقل کرد. این خبر در شهرهای قم، تهران، ورامین، شیراز و اصفهان مانند جرقهای در باروت افتاد.
**قیام خونین ۱۵ خرداد:** صبح روز ۱۵ خرداد، مردم تهران و سایر شهرها به خیابانها ریختند. در بازار تهران، مغازهها بسته شد. تظاهرکنندگان شعار «یا مرگ یا خمینی» سر میدادند. رژیم شاه با وحشیگری تمام وارد عمل شد. تانکها و نیروهای مسلح به مردم حمله کردند. میدان ژاله (میدان شهدای امروز) تبدیل به جوی خون شد. آمار رسمی از ۱۵ کشته گفت، اما اسناد نشان میدهد که صدها نفر شهید و هزاران نفر زخمی و بازداشت شدند.
اما آنچه رژیم نتوانست پیشبینی کند، «اثر معجزهآسای خون بر شمشیر» بود. ۱۵ خرداد ثابت کرد که هر ظلمی، اگر با خون ستمدیده آمیخته شود، به بذری تبدیل میگردد که نهال انقلاب از آن میروید. امام خمینی(ره) بعدها فرمود: «خون ملت ما بر شمشیر پیروز شد و در ۲۲ بهمن ۵۷ ثابت کرد که حق بر باطل پیروز است».
پیام ۱۵ خرداد برای امروز: این قیام به ما یادآوری میکند که «استکبارستیزی» ذاتی انقلاب اسلامی است. امروز دشمنان – از آمریکا تا رژیم صهیونیستی – با جنگ ترکیبی، تحریم، و تفرقهافکنی مذهبی میکوشند همان روحیه را از ملت بگیرند. اما ۱۵ خرداد نشان داد که ملتی که برای عزت خود قیام کرده است، هرگز ذلت را نمیپذیرد.
پیوند سه رویداد؛ غدیر، امام خمینی، ۱۵ خرداد، یعنی مسیر عزت
اگر بخواهیم یک خط ارتباطی میان این سه بکشیم، چنین میشود: غدیر، «ولایت الهی» را به عنوان موتور محرکه عدالت و هدایت معرفی کرد. امام خمینی(ره) در عصر غیبت، این ولایت را در قالب «ولایت فقیه» احیا و از تئوری به عمل آورد. و قیام ۱۵ خرداد، اولین جرقه عملی این ولایت در برابر طاغوت زمان بود. یعنی هر کس امروز به ولایتپذیری – به معنای اطاعت از رهبری عادل و خدا محور – اعتقاد دارد، باید بداند که ریشه این اعتقاد به غدیر میرسد و تداوم آن به خون شهدای ۱۵ خرداد و شهدای انقلاب گره خورده است.
در شرایط کنونی – با حضور سهماهه حماسی مردم در میادین بیعت، با آغاز رهبری حکیمانه آیتالله سید مجتبی خامنهای، و با توطئههای بیوقفه استکبار برای شکاف میان شیعه و سنی – وظیفه علما، نخبگان و همه مسلمانان این است که این سه رویداد را «سه فصل یک کتاب» معرفی کنند: کتابی که عنوانش «عزت امت اسلامی» و نویسندهاش «خدا» و محتوایش «ولایت» است.
عید غدیر، سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) و سالروز قیام خونین ۱۵ خرداد، سه نقطه عطف در تاریخ تشیع و انقلاب اسلامی هستند که هر کدام به تنهایی میتوانند نسلی را بیدار کنند. اما «تقارن» این سه در مقطع حساس امروز – که جهان اسلام درگیر جنایات غزه، تفرقهافکنی مذاهب و فشار حداکثری است – یک پیام شفاف دارد: **راه نجات، بازگشت به ولایت و وحدت است**. ولایتی که از غدیر آغاز شد، در ۱۵ خرداد با خون عجین گردید، به دست امام خمینی(ره) به حکومت رسید، و امروز به رهبری آیتالله سید مجتبی خامنهای تداوم یافته است.
ما مسلمانان – شیعه و سنی – اگر میخواهیم همچون صدر اسلام و همچون روزهای سخت انقلاب، بر دشمن مشترک پیروز شویم، باید دست در دست هم، محوریت اهل بیت(ع) را پاس بداریم، از تفرقه بپرهیزیم، و فریاد «حیدر حیدر» را نه فقط در شعار، که در وحدت عملی و ولایتمداری روزمره خود جاری سازیم. ۱۵ خرداد، «هیهات منا الذلة» و غدیر به ما آموخت که «من كنت مولاه فهذا علي مولاه». امام راحل نیز این دو را چنان در هم تنید که انقلاب اسلامی متولد شد. تداوم این انقلاب، جز با بصیرت، همدلی و تمسک به حبل متین الهی ممکن نیست.
السلام علیک یا علی بن ابیطالب (ع)
السلام علیک یا روح الله
السلام علی الامام الشهید، حضرت آیتالله خامنهای و سلام بر همه شهدای اسلام و انقلاب، از صدر اسلام تا شهدای مدافع حرم و قدس و غزه.