سگ ترومن را فراموش کنید: بهای جدید و ویرانگر دوستی با تل آویو
هزینه فعلی حمایت بیقید و شرط از اسرائیل برای همه دموکراسیها بسیار سنگین شده است و آنها مجبور به انتخاب بین یک متحد خارجی سرکش و بقای اقتصادی و سیاسی خود هستند.
اشتراک گذاری :
به گزارش حوزه بینالملل خبرگزاری تقریب، ایوان ریدلی، روزنامهنگار و نویسنده بریتانیایی که تحلیلهای سیاسی در مورد امور مربوط به خاورمیانه، آسیا و جنگ جهانی علیه تروریسم ارائه میدهد در یادداشت که در middleeastmonitor منتشر شد، نوشت:
هری ترومن، رئیس جمهور سابق آمریکا، زمانی گفته بود: «اگر در واشنگتن دوست میخواهید، یک سگ بخرید.» با این حال، جمله کلاسیک او به تازگی به شکلی مدرن و طنزآمیز ارتقا یافته است. یکی از همکاران تیزهوشم اخیراً از خود پرسیده بود که رئیس جمهور فقید امروز در مورد ابراز علاقه به اسرائیل چه میگفت. پاسخ چیست؟ اگر در تلآویو دوست میخواهید، از فروشگاه حیوانات خانگی صرف نظر کنید و آماده شوید تا حساب بانکی خود را خالی کنید، رأیدهندگان خود را از خود دور کنید و کل اقتصاد خود را نابود کنید.
این ضربالمثل مدرن، اگرچه به عنوان یک اظهار نظر سیاسی تاریک مطرح شده است، اما واقعیتی رو به رشد و ناراحتکننده را در سیاست خارجی غرب به تصویر میکشد. مبنای تاریخی روابط ایالات متحده و اسرائیل از یک مشارکت استراتژیک سودمند متقابل به یک مسئولیت فوقالعاده پرمخاطره و پرهزینه تبدیل شده است. وقتی به شتاب مطلق چشمانداز ژئوپلیتیکی امروز نگاه میکنیم، این طنز دیگر اغراقآمیز به نظر نمیرسد و بیشتر شبیه یک پیشبینی به نظر میرسد.
برای دههها، اتحاد بین اسرائیل و پایتختهای غربی، عضویت نهایی در باشگاههای ویژه روستایی بود. این اتحاد انحصاری و بسیار معتبر بود و با مجموعهای مشترک از «ارزشهای دموکراتیک» همراه بود. به سرعت به امروز میرسیم، و هزینه عضویت در باشگاه سر به فلک کشیده است. از واشنگتن تا وین، رهبران غربی به دنبال صورتحساب این دوستی بیقید و شرط هستند و شوک جمعی به وحشت سیاسی تبدیل میشود. وفاداری به رژیم صهیونیستی بهای بسیار سنگینی دارد، همانطور که بررسی سریع رسیدها نشان میدهد. این رابطه ویژه فقط گران نیست؛ بلکه یک سیاهچال مالی است.
طبقه سیاسی ایالات متحده دههها با کمکهای نظامی به اسرائیل مانند یک سرویس اشتراک خودکار رفتار کرده است. اکنون، با این حال، با جنگی در خاورمیانه که ذخایر اسلحه و پول نقد ایالات متحده را تخلیه میکند، جمعیت «اول آمریکا» یک سوال بسیار اساسی و ناخوشایند میپرسند: چرا ما جنگ ابدی یک ارتش خارجی را تأمین مالی میکنیم در حالی که پلهای خودمان در حال فرو ریختن به رودخانهها هستند؟
در آن سوی اقیانوس اطلس، دولت استارمر در حال درک این موضوع است که دادن پوشش دیپلماتیک و نظامی به تل آویو، اعتبار و آرای مردمی زیادی را به همراه دارد. دولتهای متوالی بریتانیا عاشق سخنرانی در مورد اهمیت قوانین بینالمللی برای جهان بودهاند، اما تلاش برای دفاع از اقدامات غیرقابل دفاع اسرائیل، دیپلماتهای ما را به انجام ژیمناستیک ذهنی و کلامی واداشته است.
در همین حال، در آلمان، گناه برلین در مورد هولوکاست نازیها اساساً به یک چک سفید برای اسرائیل تبدیل شده است؛ توجه داشته باشید نه بازماندگان هولوکاست، بلکه اسرائیل، جایی که حتی در دوران وحشت رایش سوم وجود نداشت. آلمان دههها تلاش کرده است تا ثابت کند که بهترین دانشجوی اخلاق است، اما هزینه این آموزش اکنون انزوای دیپلماتیک در صحنه جهانی است و رسانههای اجتماعی نمیتوانند هنگام تحلیل وحشیگری پلیس آلمان علیه فعالان طرفدار فلسطین در خیابانها، از قیاس با نازیها خودداری کنند.
شیوع اسرائیل، درست یا غلط در حال گسترش است. در فرانسه، امانوئل مکرون سعی میکند نقش یک دولتمرد بزرگ را بازی کند در حالی که کشورش در امتداد خطوط فرقهای دچار شکاف شده است، در حالی که رهبری اتریش در وین متوجه شده است که موضع تندرو و طرفدار اسرائیل، آنها را به جزیرهای بسیار تنها در سیاست اروپا تبدیل میکند.
در این سوی کانال، در ۲۲ ژوئن، نمایندگان مجلس در وستمینستر طوماری را به بحث خواهند گذاشت که خواستار تحقیق عمومی در مورد «نفوذ حامیان اسرائیل بر سیاست و دموکراسی» است. این بحث پس از آن آغاز شد که یک طومار عمومی حداقل ۱۱۵هزار امضا را جمعآوری کرد.
در قلب این باتلاق سیاسی، مالی و اخلاقی، غزه قرار دارد، جایی که هزینه واقعی حمایت بیقید و شرط از اسرائیل برای همه ما به صورت زنده قابل مشاهده است. مالیاتدهندگان غربی نه تنها استراتژیهای نظامی انتزاعی را تأمین مالی میکنند؛ بلکه مستقیماً فاجعهای از بدترین نوع را تأمین مالی میکنند. اسرائیل که از کشتن دهها هزار غیرنظامی فلسطینی و زخمی کردن صدها هزار نفر دیگر راضی نیست، کل شهرهای غزه را به ویرانه تبدیل کرده است. و چه کسی هزینه این کشتار را در چنین مقیاس وحشتناکی میپردازد؟ واشنگتن به تنهایی از اکتبر ۲۰۲۳، مبلغ سرسامآور و بیسابقه ۲۲.۷ میلیارد دلار (۱۸ میلیارد پوند) کمک نظامی به اسرائیل ارسال کرده و بمبهایی را تأمین مالی و تأمین کرده است که بلوک به بلوک زیرساختهای غیرنظامی و خانهها را نابود کرده و خانوادههای کاملی را در این فرآیند مرگبار کشته است. رهبران غربی در یک دور باطل گیر افتادهاند: با یک دست میلیاردها دلار سلاحهای پیشرفته ارسال میکنند، در حالی که با دست دیگر میلیونها دلار دیگر را صرف کمکهای بشردوستانه برای رفع ویرانیهای ناشی از موشکهای خودشان میکنند. این یک چرخه بسیار پرهزینه و از نظر اخلاقی ورشکسته است که کاملاً ناپایدار است.
مشکل واقعی سیاستمداران اروپایی و آمریکایی پول نقد نیست؛ بلکه محاسبات پای صندوقهای رأی است که در آن مردم عادی دچار خستگی حاد از سیاست خارجی شدهاند. به طور خلاصه، سیاستمداران غافلگیر شدهاند. رأیدهندگان دیگر به دقت بیانیههای مطبوعاتی آمریکایی را تماشا نمیکنند؛ آنها فیلمهای خام و زنده را در تیکتاک و اینستاگرام تماشا میکنند در حالی که غذای ارزانتر میخورند، زیرا تورم ناشی از تجاوز بیپایان اسرائیل، قدرت خرید آنها را کاهش میدهد.
شکاف نسلی اکنون به یک شکاف عظیم تبدیل شده است
رأیدهندگان جوانتر در لندن، پاریس و برلین، اسرائیل را از دریچهی خوشبینیهای سالهای ۱۹۴۸ یا ۱۹۶۷ نمیبینند. آنها یک ابرقدرت منطقهایِ بهشدت مسلح را میبینند که با مصونیت کامل عمل میکند و توسط دولتهای غربی حمایت میشود که مالیاتدهندگانشان حتی نمیتوانند اجارهی خانهشان را بپردازند.
بنابراین، به زبان تیندر، آیا غرب بالاخره به اسرائیل حمله خواهد کرد؟ اگر بله، انتظار یک جدایی دراماتیک و یک شبه را نداشته باشید. جداییهای ژئوپلیتیکی آشفته هستند و هواداران اسرائیل در واشنگتن و اروپا هنوز هم کنترل بسیاری از سیاستمداران را در دست دارند. در عوض، انتظار یک محو شدن آهسته، دردناک و منفعل-پرخاشگرانه را داشته باشید که در طول آن همه ما رنج خواهیم برد.
ما در حال حاضر اولین نشانههای مرحلهی شبحوار را میبینیم. با زمزمهی «نگرانی عمیق» که تقریباً با عذرخواهی در جلسات مطبوعاتی زمزمه میشد، آغاز گردید. سپس تحویل آهستهی محمولههای مهمات خاص از راه رسید. در نهایت، رهبران غربی وقتی بنیامین نتانیاهو - یا هر کسی که جانشین او شود - درخواست کند که چند میلیارد دلار دیگر بدون هیچ سوالی تحویل داده شود، به طور کامل از پاسخ دادن به تلفن دست خواهند کشید.
این هفته. ابراز بیسابقه «نگرانی» ایوت کوپر، وزیر امور خارجه بریتانیا، در مورد آخرین تحقیر فعالان صلح عازم غزه توسط اسرائیل، استاندارد دوگانه آشکار او را در مقایسه با سکوت تاریخیاش در مورد بیاعتنایی اسرائیل به قوانین بینالمللی آشکار کرد. به عنوان مثال، در جریان توقیف ناوگان صمود جهانی در اکتبر 2025، بیش از 400 مدافع حقوق بشر - که من یکی از آنها بودم - توسط نیروهای اسرائیلی در آبهای بینالمللی ربوده شدند، در حالی که با تحقیر هدفمند روبهرو بودند، فیلمبرداری شدند و به زندان کزیو فرستاده شدند.
در آن زمان من این را گفتم: «ترجیح میدهم به کابل برگردم و دو ماه دیگر را با طالبان بگذرانم تا دو دقیقه با اسرائیل»، و واقعاً هم همینطور بودم. سوءاستفاده شدیدی که در سال 2025 با آن مواجه شدیم، حتی یک کلمه محکومیت از کوپر به همراه نداشت.
با این حال، تغییر ناگهانی و ملایم او به سمت «نگرانی» دیپلماتیک، هیچ کمکی به پنهان کردن ریاکاری نهفته در سابقه سیاسی کوپر نمیکند. او به عنوان وزیر کشور، به شدت مخالفان داخلی را هدف قرار داد و به طرز مشهوری اعلام کرد که دولت «هرگز کسانی را که به دنبال استفاده از ارعاب یا ارتکاب خسارت جنایی تحت پوشش اعتراض هستند، تحمل نخواهد کرد.» منتقدان خاطرنشان میکنند که عدم تحمل شدید او نسبت به گروههای اقدام مستقیم که به دنبال عدالت در بریتانیا هستند، در تضاد کامل با واکنش خاموش او نسبت به یک رژیم بیگانه است که به طور معمول شهروندان بریتانیایی (و بسیاری دیگر) را در دریاهای آزاد ربوده، تحقیر و مورد آزار و اذیت قرار میدهد. ما قبلاً دزدان دریایی را از روی عرشه کشتی آویزان میکردیم؛ امروز، به آنها کمک میکنیم تا نسلکشی «محتمل» انجام دهند.
طنز بزرگ «نظم بینالمللی مبتنی بر قوانین» غرب این است که این نظم برای نشان دادن نحوه رفتار کشورهای متمدن به کشورهای جنوب جهان طراحی شده بود. در عوض، نخبگان غربی چند سال گذشته را صرف از بین بردن اعتبار خود در صحنه جهانی، قربانی کردن اقتصادهای خود و بیگانه کردن رأیدهندگان خود کردهاند، همه برای محافظت از یک دولت سرکش که آشکارا با تحقیر به توصیههای آنها نگاه میکند و معمولاً آنها را نادیده میگیرد.
برای دههها، قیمت استاندارد پذیرش دوستی با تلآویو تحت توافقنامههای قابل پیشبینی و چند ساله تنظیم شده بود. سنگ بنای این توافقنامه، تفاهمنامه 10 ساله امضا شده توسط دولت باراک اوباما بود که مالیاتدهندگان آمریکایی را در حداقل 3.8 میلیارد دلار کمک نظامی سالانه گرفتار میکرد. با این حال، از اواخر سال 2023، این خط پایه کاملاً از بین رفته است. بستههای مالی تکمیلی - شامل ۱۲ میلیارد دلار فروش نظامی مصوب و لوایح تکمیلی تصویبشده توسط کنگره - کل هزینههای نظامی ایالات متحده برای عملیات اسرائیل را تنها در دو سال به بیش از ۲۱ میلیارد دلار رساند. کمکهای انباشته ایالات متحده به اسرائیل از سال ۱۹۴۸ تاکنون با احتساب تورم، از ۳۵۲ میلیارد دلار فراتر رفته است. تزریق اضطراری میلیاردها دلار برای سیستمهای دفاع موشکی و تجدید مهمات و سختافزار نظامی، به جای اینکه به عنوان یک ضربهگیر موقت عمل کند، اساساً متحدان غربی را مجبور به نوشتن چکهای سفید بدون هیچ پایان روشنی کرده است.
گذشته از مسائل مالی، در مورد تأثیرات آن بر ثبات داخلی چه میتوان گفت؟ از نظر تاریخی، حمایت از اسرائیل یکی از معدود تضمینهای دو حزبی در واشنگتن بود. امروزه، این یک گسل انتخاباتی فعال است که دموکراسی بسیار مورد تحسین آمریکا را تهدید میکند. دادهها نشان دهنده یک تغییر بیسابقه و تاریخی در افکار عمومی است.
یک نظرسنجی نیویورک تایمز و موسسه تحقیقاتی سینا نشان میدهد که ۷۴ درصد از رأیدهندگان دموکرات به طور فعال با ارائه حمایت اقتصادی و نظامی بیشتر به اسرائیل مخالف هستند. احساسات ملی معکوس شده است و دادههای نظرسنجی نشان میدهد که رأیدهندگان آمریکایی اکنون همدردی کلی بیشتری با فلسطینیها نسبت به اسرائیلیها ابراز میکنند.
این واکنش منفی محدود به ترقیخواهان نیست. دادههای مرکز تحقیقات پیو نشان میدهد که محبوبیت خالص نسبت به اسرائیل حتی در میان جمهوریخواهان زیر پنجاه سال نیز به شدت کاهش یافته است و یک پایگاه حمایتی که زمانی قابل اعتماد بود را به قلمرو منفی تبدیل کرده است. سیاستمدارانی که کورکورانه محمولههای سلاح را تأیید میکنند، خود را اساساً از حمایت مردمی خود جدا میبینند. رهبران با اولویت دادن به خواستههای نخبگان سیاست خارجی و گروههای لابی قدرتمند، با یک واقعیت تلخ روبهرو هستند: حفظ وفاداری بیقید و شرط به تلآویو مستلزم آن است که آنها همان رأیدهندگانی را که برای زنده ماندن در چرخههای انتخابات به آنها نیاز دارند، از خود دور کنند.
سپس آسیب گستردهتر و سیستماتیکی وجود دارد. در حالی که هزینه مالی مستقیم با میلیاردها دلار مالیاتدهندگان اندازهگیری میشود، پیامدهای غیرمستقیم اقتصاد کلان، کل بودجههای ایالتی را تهدید میکند. بستههای کمک خارجی میلیارد دلاری نیاز به استقراض اضافی دارند که کسری بودجه ملی را افزایش میدهد.
آثار مخرب بیثباتی در خاورمیانه
در عین حال، بیثباتی در خاورمیانه قیمت جهانی انرژی و هزینههای حمل و نقل را افزایش میدهد و تورم داخلی را در سراسر جهان تشدید میکند. انتقال سیستمهای تسلیحاتی پیشرفته و مهمات به اسرائیل، ذخایر دفاعی داخلی را نیز به شدت کاهش میدهد و تهدیدی برای امنیت داخلی محسوب میشود.
اسرائیل خود با ضربهای حدود ۶۶.۸ میلیارد دلار به اقتصاد خود مواجه شده است و وزارت دارایی خود را مجبور کرده است تا به دنبال اقدامات ریاضتی اضطراری مانند توقف دستمزدهای بخش دولتی، کاهش خدمات اجتماعی و افزایش مالیات باشد. برای شرکای جهانیاش، یارانه دادن به این درگیری بیپایان، یک اثر موجی اقتصادی خطرناک ایجاد میکند.
اقتصادهای غربی در حال حاضر با تورم، هزینههای بالای زندگی و زنجیرههای تأمین از هم گسیخته دست و پنجه نرم میکنند. صرف منابع هنگفت برای یک درگیری خارجی نه تنها خزانه دولت را خالی میکند، بلکه به طور فعال پایه اقتصادی مورد نیاز برای محافظت از ثبات مالی داخلی را نیز تحلیل میبرد.
اگر هری ترومن امروز در راهروهای واشنگتن قدم میزد، احتمالاً به توصیه اولیه خود پایبند میماند. یک سگ چیز زیادی نمیخواهد، وفاداری بیقید و شرط ارائه میدهد و هرگز برای یک سیاستمدار هزینه انتخاباتی ندارد، اما همچنان که جانشینان سیاسی او به دنبال اتحادهای خود هستند، طنز مشترک منتقدان سیاست خارجی در حال تبدیل شدن به یک حقیقت تلخ است. هزینه فعلی حمایت بیقید و شرط از اسرائیل برای همه دموکراسیها بسیار سنگین شده است و آنها مجبور به انتخاب بین یک متحد خارجی سرکش و بقای اقتصادی و سیاسی خود هستند.
در نهایت، اگر رهبران غربی از توجه به خرد سگوار ترومن خودداری کنند، ممکن است به زودی دریابند که این نوع دیپلماسی خاص هیچ کاری جز رها کردن آنها در لانه سگ با رأیدهندگان خودشان انجام نداده است. با بسته شدن نهایی دفترچه چک توسط آمریکا و اروپا، فاکتور ژئوپلیتیکی در حال تحویل است. اسرائیل میتواند یا این صورتحساب نجومی را از طریق پاسخگویی تحت قوانین بینالمللی پرداخت کند، یا به اتانازی دیپلماتیک نهایی تن دهد. با این حال، با این نرخ، حتی سفر به دیگنیتاس(زندگی با عزت) در سطح ایالتی ممکن است بسیار گران باشد.