بیداری اسلامی بدون دو بالِ حج ابراهیمی و وحدت محمدی، پرواز نمیکند
حج ابراهیمی بیوحدت محمدی شعاری بیمحتواست؛ وحدت محمدی بیبیداری اسلامی به ارتجاع میانجامد؛ و بیداری اسلامی بدون حج و وحدت به هرجومرج ختم میشود. این مثلث طلایی را جدی بگیرید؛ چراکه دشمن از پیوند این سه، بیش از موشکهای دوربرد وحشت دارد.
اشتراک گذاری :
به گزارش حوزه استان های خبرگزاری تقریب، بیش از چهارده قرن است که کعبه، این خانه مکعبی شکل در دل صحرای حجاز، هر ساله میلیونها انسان از سرزمینهای دور و نزدیک را به سوی خود میکشد. اما آیا این اجتماع عظیم صرفاً یک مناسک تکراری است؟ حج ابراهیمی هیچگاه به قالبهای فردی محدود نبوده. ابراهیم خلیل (ع)، آن هنگام که فرمان «و اذّن فی الناس بالحج» را دریافت کرد، نه یک سفر زیارتی، که یک نظام تربیتی-تمدنی را بنیان نهاد. طواف، نماد تمرکز حول محور توحید؛ سعی، نماد پویایی و تلاش برای رزق الهی؛ وقوف در عرفات، نماد هماهنگی با نظام آفرینش؛ و قربانی، نماد بریدن از تعلقات و تسلیم محض.
اما متأسفانه در طول تاریخ، حج گاهی به یک روال اداری و گاهی به عرصهای برای خودنمایی سیاسی فرومانده است. غافل از اینکه حج ابراهیمی یک کارگاه سالانه وحدتافزایی است. وقتی سفید و سیاه، عرب و عجم، سنی و شیعه در یک لباس ساده در کنار هم قرار میگیرند، دارند تمرین میکنند که «هیچ برتری جز به تقوا» معنای واقعی خود را بیابد. امروز برای خارج کردن حج از انزوای تمدنی، باید آن را به پایگاهی برای گفتوگوی بیواسطه علمای مذاهب، تبادل تجربیات مقاومت، و طراحی راهبردهای مشترک علیه استکبار تبدیل کرد. این همان حج ابراهیمیِ گمشده است.
وحدت محمدی؛ رمز شکستناپذیری در برابر ابرچالشها
از مدینه دیروز تا امروز، دشمنان اسلام همواره از «تفرقه» به عنوان ارزانترین و مؤثرترین ابزار خود استفاده کردهاند. پیامبر اکرم (ص) در نخستین گام هجرت، «پیمان برادری» میان مهاجر و انصار بست و سپس با قبایل یهودی پیماننامهای منعقد کرد که بر اساس آن «همگان در برابر دشمن مشترک متحدند». این روحیه وحدت محمدی است؛ نه نفی اختلافات فقهی و فرهنگی، بلکه «وحدت در اهداف استراتژیک و همدلی در روشها».
امروز وحدت محمدی بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد. استکبار جهانی با طراحی گروههای تکفیری (مانند داعش و النصره)، بمبگذاری در مساجد اهل سنت و شیعه، و القای این دروغ که «شیعه کافر است» یا «سنی مرتد»، پیکره امت را قطعهقطعه کرده است. در چنین فضایی، وحدت یعنی تشخیص دشمن واقعی؛ یعنی ایستادن در کنار فلسطین، فرقی نمیکند مدافعش سنی باشد یا شیعه؛ یعنی تحریم نکردن حج دیگران به بهانههای واهی؛ یعنی پرهیز از تکفیر و تفسیق یکدیگر در رسانههای ملی.
یک نمونه عینی از وحدت محمدی، مقاومت غزه است. در آنجا شما جهادگرانی از گرایشهای مختلف میبینید که دست در دست هم ایستادهاند. نتیجه؟ دشمنی با عظمت ۷۰ ساله صهیونیستی نتوانسته آنها را شکست دهد. اما چرا این وحدت پایدار نمیماند؟ چون زیرساخت فکری آن یعنی «حج ابراهیمی» را از دست دادهایم؛ یعنی هنوز در مراسم حج، از یکدیگر فاصله میگیریم و به جای برادری، به دنبال اثبات «حقانیت مذهب خودی» هستیم.
بیداری اسلامی؛ طلسمشکنی از خواب سنگین استبداد و استعمار
جنبش بیداری اسلامی، از انقلاب کبیر ایران در ۱۹۷۹ شروع شد، در دهههای بعدی به شکل انتفاضه فلسطین، قیام لبنان علیه اشغال، و سپس بهار عربی در ۲۰۱۱ خود را نشان داد. اما چرا بسیاری از این بیداریها یا به سرکوب انجامید یا به هرجومرج کشیده شد؟ پاسخ این است: بیداری بدون دو بالِ حج ابراهیمی و وحدت محمدی، پرواز نمیکند.
بیداری اسلامی به معنای واقعی، یعنی شکستن بتهای درونی (تعصبات کور، ترس از تغییر، وابستگی به بیگانه) و بتهای بیرونی (استبداد داخلی، استعمار نوین، رسانههای دروغپراکن). این بیداری یک پروژه تحمیلی از بیرون نیست؛ از متن فطرت مسلمانان و از نارضایتی عمیق از وضع موجود زاده میشود. اما تجربه نشان داده است اگر بیداری با حج ابراهیمی (نگاه به منافع کلان امت) همراه نباشد، به ملیگراییهای تنگ میانجامد؛ و اگر با وحدت محمدی پیوند نخورد، به جنگهای داخلی ختم میشود (آنچنان که در سوریه، لیبی و یمن به طرز دردناکی دیدیم).
الگوی موفق کدام است؟ جمهوری اسلامی ایران توانست این مثلث را برقرار کند: حج را «نمایش عظمت مسلمین» تعریف کرد، نهاد «مجمع تقریب مذاهب» را برای وحدت تأسیس نمود، و بیداری را به عنوان یک «واجب فراموششده» به جهان اسلام صادر کرد. نقطه ضعف برخی جنبشهای دیگر (مثلاً اخوان المسلمین در برخی کشورها) این بود که وحدت را فدای بیداری کردند یا حج را نادیده گرفتند. نتیجه؟ شکست.
چرا مثلث طلایی را جدی بگیریم؟
اگر تنها یکی از این سه ضلع را برداریم، سازه فرو میریزد:
حج بدون وحدت → شعاری پوچ و نمایشی سالانه با هزینههای گزاف.
وحدت بدون بیداری → سکون و ارتجاع، همکاری با ظالم به بهانه «دوری از فتنه».
بیداری بدون حج و وحدت → قیامهای کوتاهمدت، تبدیل به آشوب و سپس استبداد جدید.
دشمن به خوبی این فرمول را میداند. به همین دلیل سرمایهگذاری عظیمی میکند تا:
حج را به یک تور لوکس گردشگری با تشریفات پیچیده و قیمتهای نجومی تبدیل کند (تا روح برادری آن بمیرد).
وحدت را با ترور شخصیتهای تقریبی و انفجار در اماکن مذهبی متفرق سازد.
بیداری را با جنگهای نیابتی و رسانههای دروغین به انحراف بکشاند (القای این دروغ که «انقلابهای عربی به دیکتاتوری جدید انجامید»).
وظیفه امروز ما – از عالم و روشنفکر گرفته تا سیاستمدار و فعال رسانهای – این است که این مثلث طلایی را به گفتمان غالب تبدیل کنیم. در حج، نشستهای وحدتآور با حضور همه مذاهب برگزار شود. در رسانهها، بیداری با محوریت فلسطین به عنوان «مسئله اول جهان اسلام» تعریف گردد. در مدارس و دانشگاهها، حج ابراهیمی به عنوان یک الگوی مدیریت جهانیِ بدون خشونت تدریس شود.
وعدۀ الهی را فراموش نکنیم: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ» (نور، ۵۵). اما شرط استخلاف، همین سه چیز است: ایمان (که حج ابراهیمی تجلی آن است)، عمل صالح (که بیداری از مصادیق آن است)، و «منکم» که یعنی امت واحد، نه فرقههای پراکنده. امروز اگر این مثلث را جدی نگیریم، فردا تاریخ از ما خواهد پرسید: چرا وقتی همه نشانهها را داشتید، دست روی دست گذاشتید؟