امنیت وارداتی، که دههها ستون اصلی نظم خلیج فارس بود، در برابر واقعیتهای جدید منطقهای فرو ریخت، نه بهخاطر ضعف قدرتهای خارجی، بلکه بهخاطر تغییر ماهیت قدرت در خاورمیانه.
اشتراک گذاری :
به گزارش خبرنگار حوزه استان های خبرگزاری تقریب، اردلان رضایی؛ کارشناس رسانه در یادداشتی آورده است:
چهار دهه است که خلیج فارس با یک فرض بنیادین اداره شده: امنیت را میشود خرید.
کشورهای منطقه با تکیه بر پایگاههای خارجی، پیمانهای امنیتی و انبارهای تسلیحاتی گرانقیمت، تصور میکردند که میتوانند امنیت را مانند یک کالا وارد کنند و در ازای پرداخت هزینه، آرامش سیاسی و نظامی به دست آورند.
اما تحولات اخیر منطقه ــ از جنگهای نیابتی گرفته تا بحرانهای انرژی و تنشهای دریایی ــ نشان داد این مدل دیگر کار نمیکند.
نه بهخاطر ضعف کشورهای منطقه، بلکه بهخاطر تغییر ماهیت قدرت.
قدرتی که امروز نه از ناوهای هواپیمابر، بلکه از جغرافیا، توان بومی و اراده سیاسی سرچشمه میگیرد.
به زبان ساده: ((امنیت وارداتی مُرد))
پایان یک توهم: ((امنیت خریدنی نیست))
کشورهای خلیج فارس طی سالها میلیاردها دلار صرف خرید تسلیحات پیشرفته کردند؛ اما هیچکدام از این تجهیزات نتوانستند در لحظه بحران، امنیت واقعی ایجاد کنند.
چرا؟ چون امنیت، محصول توان بومی است، نه واردات نظامی.
در بحرانهای اخیر، یک واقعیت آشکار شد: کشورهایی که امنیت را «خریدند»، در لحظه بحران تماشاچی بودند.
کشوری که امنیت را «ساخت»، بازیگر بود.
این شکاف، نظم منطقه را از ریشه تغییر میدهد.
جغرافیا؛ قدرتی که نمیشود وارد کرد
در خاورمیانه، کشورها میتوانند:
- تسلیحات بخرند
- پیمان ببندند
- پایگاه ایجاد کنند
اما هیچکس نمیتواند جغرافیا بخرد.
این همان نقطهای است که امنیت وارداتی را بیاعتبار میکند. قدرت واقعی از جغرافیایی آغاز میشود که بازیگر در آن ایستاده، نه از هزاران کیلومتر دورتر.
در خلیج فارس، این جغرافیا شامل:
- تنگه هرمز
- سواحل شمالی
- عمق سرزمینی
- خطوط مواصلاتی انرژی
- شبکه دفاعی بومی
اینها مزیتهایی هستند که هیچ قدرت خارجی حتی با بزرگترین ناوگان جهان نمیتواند جایگزینشان کند.
بحرانهای اخیر چه چیزی را آشکار کردند؟
الف) امنیت وارداتی در لحظه بحران ناتوان است
در چند بحران اخیر، کشورهای منطقه با وجود هزینههای سنگین نظامی، نتوانستند:
- مسیر تنش را کنترل کنند
- سطح درگیری را مدیریت کنند
- یا حتی پیام بازدارنده مؤثری ارسال کنند
این یعنی مدل امنیت وارداتی در لحظهای که باید کار کند، کار نمیکند.
ب) بازیگران خارجی توان کنترل منطقه را از دست دادهاند
قدرتهای فرامنطقهای دیگر نمیتوانند مانند گذشته:
- بحرانها را مهار کنند
- امنیت انرژی را تضمین کنند
- یا حتی رفتار بازیگران منطقهای را پیشبینی کنند
این ضعف ساختاری، امنیت وارداتی را عملاً بیاثر کرده است.
ج) امنیت واقعی از داخل منطقه تولید میشود
کشورهایی که توان بومی، شبکه دفاعی داخلی و اراده سیاسی دارند، در بحرانها بازیگر فعال هستند، نه مصرفکننده امنیت.
پیامدهای مرگ امنیت وارداتی
1)بازتعریف نقش کشورهای منطقه
کشورهای خلیج فارس ناچارند از نقش «مصرفکننده امنیت» به نقش «تولیدکننده امنیت» تغییر کنند که این تغییر، هم فرصت است و هم چالش.
۲) کاهش کارآمدی حضور نظامی خارجی
پایگاههای خارجی دیگر نمیتوانند امنیت پایدار ایجاد کنند.
این واقعیت، کشورهای منطقه را به سمت تنوعبخشی امنیتی و تعامل منطقهمحور سوق میدهد.
۳) افزایش اهمیت جغرافیا و توان بومی
در نظم جدید، کشوری که بر جغرافیا مسلط باشد، بر امنیت منطقه نیز مسلط خواهد بود.
۴) شکلگیری الگوی جدید امنیت منطقهمحور
امنیت پایدار تنها زمانی ممکن است که:
- از داخل منطقه تولید شود
- بر همکاریهای منطقهای تکیه کند
- و بر توان بومی استوار باشد
این الگو، جایگزین امنیت وارداتی خواهد شد.
۵) چالشهای نظم جدید
مرگ امنیت وارداتی به معنای پایان بحرانها نیست. بلکه آغاز دورهای است که در آن کشورهای منطقه باید:
- مسئولیت بیشتری بپذیرند
- هزینه بیشتری بدهند
- و نقش فعالتری در مدیریت بحرانها ایفا کنند
این مسیر آسان نیست، اما اجتنابناپذیر است.
امنیت وارداتی، که دههها ستون اصلی نظم خلیج فارس بود، در برابر واقعیتهای جدید منطقهای فرو ریخت، نه بهخاطر ضعف قدرتهای خارجی، بلکه بهخاطر تغییر ماهیت قدرت در خاورمیانه.
قدرت امروز از سه منبع سرچشمه میگیرد:جغرافیا، توان بومی و اراده سیاسی.
در این نظم جدید، هر کشوری که همچنان به امنیت وارداتی تکیه کند، در واقع به گذشته تکیه کرده است، نه به آینده.