تاریخ انتشار۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۵:۲۴
کد مطلب : 720961
/یادداشت/

دست برتر ایران در تنگه هرمز

اردلان رضایی؛ کارشناس رسانه
تنگه هرمز ثابت کرد که قدرت واقعی ایران تنها در توان نظامی نیست؛ بلکه در جغرافیایی است که تهران آن را می‌شناسد، مدیریت می‌کند و در لحظه بحران، به ابزار تعیین‌کننده تبدیل می‌سازد.
دست برتر ایران در تنگه هرمز
به گزارش خبرنگار حوزه استان های خبرگزاری تقریب، اردلان رضایی؛ کارشناس رسانه در یادداشتی آورده است:
 
بحران یک‌ماه اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل، یک درگیری محدود نبود؛ نقطه عطفی بود که نشان داد نظم امنیتی خاورمیانه دیگر با قواعد قدیمی اداره نمی‌شود. 
 
در این بحران، تنگه هرمز نه‌تنها یک آبراه حیاتی، بلکه مرکز فرماندهی قدرت ایران بود؛ نقطه‌ای که توانست معادلات نظامی، انرژی و سیاست منطقه‌ای را هم‌زمان تحت تأثیر قرار دهد.
 
برای نخستین‌بار در دو دهه گذشته، آمریکا با وجود حضور سنگین نظامی، نتوانست ابتکار عمل را در دست بگیرد. 
 
دلیلش ساده است: 
 
قدرت واقعی در خاورمیانه نه در ناوهای هواپیمابر، بلکه در جغرافیایی نهفته است که ایران بر آن مسلط است.
 
۱) فروپاشی مدل آمریکایی «بازدارندگی از راه دور»
راهبرد آمریکا در خلیج فارس بر یک اصل بنا شده بود: 
«حضور نظامی گسترده = کنترل منطقه».

 
اما بحران اخیر نشان داد این معادله دیگر کار نمی‌کند.
 
ایران با شبکه موشکی و پهپادی لایه‌لایه، سامانه‌های دفاع ساحلی و حضور دائمی یگان‌های دریایی، کنترل عملیاتی تنگه هرمز را از سطح دریا به سطح ساحل منتقل کرد. 
 
این یعنی: 
 
-  ناوهای آمریکایی در تیررس دائمی 
-  محدودیت شدید در مانور 
-  افزایش هزینه هر اقدام نظامی 
-  کاهش قدرت بازدارندگی

 
واشنگتن فهمید که قدرت دریایی بدون برتری جغرافیایی، فقط یک نمایش پرهزینه است.
 
۲) بازدارندگی فعال ایران؛ تبدیل تهدید به هزینه جهانی
 
ایران برخلاف الگوی رایج در منطقه، وارد جنگ گسترده نشد؛ اما هزینه طرف مقابل را جهانی کرد.
 
سه ابزار کلیدی ایران در این دوره:
 
-  حملات نقطه‌ای با پیام سیاسی دقیق 
-  رهگیری‌های حساب‌شده برای کنترل سطح تنش 
-  حضور دائمی و مسلط در آبراه

 
بازار جهانی انرژی در حالت آماده‌باش قرار گرفت. 
 
روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه عبور می‌کند؛ اختلال در این مسیر می‌تواند قیمت جهانی نفت را در چند ساعت دچار جهش کند.
 
ایران نشان داد که بدون شلیک گسترده، می‌تواند اقتصاد جهان را تحت فشار قرار دهد. این همان چیزی است که بازدارندگی را از سطح نظامی به سطح ژئوپلیتیک ارتقا می‌دهد.
 
۳) تغییر رفتار کشورهای منطقه؛ پایان توهم «امنیت وارداتی»
 
کشورهای حاشیه خلیج فارس در این بحران با یک واقعیت سخت روبه‌رو شدند :
 
هیچ قدرتی حتی آمریکا نمی‌تواند امنیت تنگه هرمز را بدون ایران تضمین کند.
 
این درک جدید سه پیامد مهم داشت:
 
- کاهش اتکا به چتر امنیتی آمریکا 
-  افزایش وزن سیاسی ایران در مذاکرات پشت‌پرده 
-  شکل‌گیری الگوی جدید «امنیت منطقه‌محور» به‌جای «امنیت وارداتی»

 
این تغییر، شاید مهم‌ترین پیامد بلندمدت بحران باشد؛ چون نظم امنیتی خلیج فارس را از حالت وابستگی به حالت تعامل با ایران منتقل می‌کند.
 
۴) جغرافیا؛ قدرتی که جایگزین ندارد
 
در خاورمیانه، کشورها می‌توانند تسلیحات بخرند، ائتلاف بسازند، پایگاه ایجاد کنند؛ اما هیچ‌کس نمی‌تواند جغرافیا بخرد.
 
ایران این مزیت را بهتر از هر بازیگر دیگری فهمیده است.
 
تنگه هرمز برای تهران فقط یک گذرگاه نیست؛ اهرم فشار، ابزار بازدارندگی و نقطه چرخش موازنه قدرت است.
 
در مقابل، آمریکا با وجود هزینه‌های میلیاردی، فاقد این مزیت است ، این شکاف ساختاری، در بحران اخیر کاملاً آشکار شد.
۵) پیامدهای بلندمدت؛ ایران وارد مرحله جدیدی از نقش‌آفرینی می‌شود
 
بحران اخیر، فقط یک پیروزی تاکتیکی نبود؛ بلکه نشانه‌ای از تغییر ساختاری در نظم امنیتی منطقه است.
 
الف) افزایش قدرت چانه‌زنی ایران در سطح جهانی
 
بازار انرژی اکنون بیش از گذشته به رفتار ایران حساس است،این حساسیت، قدرت چانه‌زنی تهران را در مذاکرات بین‌المللی افزایش می‌دهد.
 
ب) کاهش کارآمدی حضور نظامی آمریکا
 
واشنگتن دریافت که حضور نظامی‌اش در منطقه، بدون توانایی کنترل آبراه‌های حیاتی، اثرگذاری گذشته را ندارد.
 
ج) شکل‌گیری بازدارندگی چندلایه ایرانی
 
ایران نشان داد که می‌تواند هم‌زمان: 
 
-  سطح درگیری را کنترل کند 
-  هزینه طرف مقابل را بالا ببرد 
-  و ثبات منطقه را به تعامل با خود گره بزند ، این مدل، آینده امنیت خلیج فارس را تغییر خواهد داد.

 
ایران در بحران اخیر نه با گسترش میدان نبرد، بلکه با کنترل هوشمندانه یک نقطه راهبردی توانست دست برتر را به نمایش بگذارد. 
 
تنگه هرمز ثابت کرد که قدرت واقعی ایران تنها در توان نظامی نیست؛  بلکه در جغرافیایی است که تهران آن را می‌شناسد، مدیریت می‌کند و در لحظه بحران، به ابزار تعیین‌کننده تبدیل می‌سازد.
 
در نظم جدید خاورمیانه، هر بازیگری که تنگه هرمز را نادیده بگیرد، واقعیت قدرت را نادیده گرفته است.
 
انتهای پیام/
https://taghribnews.com/vdccexqms2bqio8.ala2.html
نام شما
آدرس ايميل شما