تاریخ انتشار۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۴۲
کد مطلب : 720444

اسماعیل نجار: آتش بحران سوخت، واشنگتن را خواهد سوزاند

جنگ آمریکا با ایران برای واشنگتن دیگر صرفا یک رویداد خارجی نیست که بتوان آن را در یک جغرافیای دوردست مهار کرد،بلکه این نبرد، به یک عامل فشار داخلی تبدیل شده که اقتصاد و سیاست ایالات متحده را تغییر شکل می‌دهد.
اسماعیل نجار: آتش بحران سوخت، واشنگتن را خواهد سوزاند
به گزارش حوزه بین‌الملل خبرگزاری تقریب، آنچه که به عنوان یک نمایش قدرت آغاز شد، به تدریج به یک آزمایش جدی برای توانایی سیستم آمریکایی در تحمل هزینه درگیری تبدیل شد.

شوک انرژی، نفت را به یک سلاح داخلی تبدیل کرده است، زیرا تنش‌ها در خلیج فارس افزایش یافته و قیمت جهانی نفت به دلیل نگرانی در مورد عبور منابع از تنگه هرمز، به عنوان شریان حیاتی تجارت جهانی، به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسیده است:

1. این افزایش به مرزها محدود نشد؛ بلکه مستقیماً بر ایالات متحده تأثیر گذاشت
این امر در جهش شدید قیمت بنزین (تقریباً ۳۰ تا ۴۰ درصد)، افزایش هزینه‌های حمل و نقل و تولید و افزایش قیمت نهاده‌های کشاورزی مانند سوخت و کود آشکار شد. گزارش‌های رویترز و تحلیل‌های موسسات مالی بزرگ نشان می‌دهد که هرگونه بی‌ثباتی در خلیج فارس، همانطور که در هفته‌های اولیه تشدید تنش‌ها مشاهده شد، بلافاصله در قیمت انرژی ایالات متحده منعکس می‌شود. انرژی دیگر صرفاً یک بخش اقتصادی نیست؛ بلکه به مجرایی برای انتقال هزینه‌های زندگی به جیب شهروندان آمریکایی تبدیل شده است.

2. تورم ناشی از افزایش قیمت سوخت در پمپ بنزین‌ها متوقف نمی‌شود، بلکه در کل زنجیره تأمین گسترش می‌یابد
مدل‌های اقتصادی بر منبای نهادهایی مانند "فدرال رزرو" و مراکز تحقیقاتی همچون "بروکینگز" نشان می‌دهند که هر افزایش در هزینه‌های انرژی منجر به تورم مواد غذایی می‌شود، زیرا بخش‌هایی که بیشترین متاثر می‌شوند، حمل و نقل، کشاورزی و توزیع هستند. در شرایط فعلی؛ تورم به سطوح نزدیک به ۴-۵ درصد بازمی‌گردد.

قیمت مواد غذایی، از جمله سبزیجات، در محدوده تخمینی ۵ تا ۱۵ درصد در حال افزایش است. این ارقام با تحلیل‌های منتشر شده در گاردین و "مارکت واچ = شرکت فناوری اطلاعات آمریکایی" در مورد تأثیر افزایش قیمت نفت بر تورم و رفتار مصرف‌کننده همسو است.

مردم عادی آمریکا گزارش‌های اقتصادی را نمی‌خوانند؛ آنها اثرات آن را بر صورتحساب سوپرمارکت خود احساس می‌کنند.

3. اقتصاد در ظاهر سالم به نظر می‌رسد؛ اما در باطن شکننده است
 با وجود رشد اقتصادی مداوم ایالات متحده و بازار کار نسبتاً پایدار، شاخص‌های اساسی تصویر متفاوتی را نشان می‌دهند. این شاخص‌ها شامل کاهش اعتماد مصرف‌کننده، افزایش هزینه‌های زندگی و افزایش احتمال رکود اقتصادی است. بانک‌های سرمایه‌گذاری در صورت تداوم فشارهای فعلی، خطر رکود را نزدیک به 30 درصد تخمین می‌زنند. این بدان معناست که اقتصاد ایالات متحده سقوط نکرده است، اما وارد یک منطقه واقعاً خطرناک شده است.

4. هزینه سیاسی، کاهش محبوبیت ترامپ
 پیامدهای سیاسی به سرعت در بین مردم آمریکا آشکار شد. نظرسنجی‌های اخیر (رویترز/ایپسوس، واشنگتن پست/ای‌بی‌سی) نشان می‌دهد که حمایت از ترامپ تقریباً یک سوم کاهش یافته است، زیرا اکثریت این جنگ را غیرضروری می‌دانند. سرزنش دولت به خاطر افزایش قیمت‌ها خطرناک‌ترین جنبه است و این کاهش حتی بخشی از پایگاه جمهوری‌خواهان را نیز تحت تأثیر قرار داده است، به ویژه در مورد قیمت سوخت. گواه این مدعا این است که وقتی قیمت‌ها افزایش می‌یابد، شعارها معنای خود را از دست می‌دهند.

5. واشنگتن دچار تفرقه و درگیر مبارزات قدرت داخلی است
 این جنگ شکاف عمیقی را در مراکز تصمیم‌گیری آشکار کرده است. در درون حزب جمهوری‌خواه، جناحی طرفدار تشدید بحران و جناحی دیگر طرفدار مهار سریع بحران است. دموکرات‌ها از نظر اقتصادی از بحران بهره‌برداری می‌کنند و به دلیل تنش قابل توجه بین دولت و فدرال رزرو بر سر تورم و نرخ بهره، به افزایش نسبی اعتماد رأی‌دهندگان به سیاست‌های اقتصادی نهادهای مختلف دست یافته‌اند. در نتیجه، این جنگ واشنگتن را متحد نکرده، بلکه اختلافات داخلی آن را عمیق‌تر کرده است.

6. آینده ترامپ، بین مهار و فروپاشی، مستقیماً به نتیجه این جنگ مرتبط است
 سناریوی افول شامل تورم مداوم، افزایش خشم عمومی و شکست‌های انتخاباتی بالقوه خواهد بود. سناریوی نجات در توافق سریع، کاهش قیمت انرژی و احیای نسبی اعتماد امکان‌پذیر است، اما طبق شاخص‌های فعلی، موازنه به سمت فرسایش سیاسی تدریجی در دولت ترامپ در حال تغییر است.

7. خاورمیانه - ارزیابی مجدد قدرت
 با وجود تقویت کوتاه‌مدت حضور نظامی آمریکا، هزینه‌های اقتصادی و فشار عمومی یک سؤال استراتژیک را مطرح می‌کند: آیا این درگیری پرهزینه می‌تواند ادامه یابد؟
نظرسنجی‌های ایپسوس نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها تمایل آشکاری به کاهش مشارکت در جنگ‌های خارجی دارند.

روند احتمالی، تغییر موضع در خاورمیانه به جای گسترش [جنگ] است. این جنگ حقیقتی اساسی را در سیاست بین‌الملل مدرن آشکار کرده است: قدرت نظامی، جدا از ظرفیت اقتصادی و قدرت مردم برای تحمل هزینه‌های آن نیست. در مورد آمریکا، مشکل، دیگر جنگیدن نیست، بلکه پیامدهای داخلی آن است. با ادامه فشار بر اقتصاد و جامعه، به نظر می‌رسد نبرد سرنوشت‌ساز دیگر در خلیج فارس نیست، بلکه در درون خود ایالات متحده است.

"اسماعیل نجار / بیروت، ۴ مه ۲۰۲۶"

انتهای پیام/
 
https://taghribnews.com/vdci5uay5t1ar52.cbct.html
نام شما
آدرس ايميل شما