به گزارش حوزه اندیشه خبرگزاری تقریب، حجتالاسلام والمسلمین محمدتقی سیفایی، مدیر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت سیستان و بلوچستان در یادداشتی آورده است:
در شرایط کنونی منطقه که با تشدید تقابلهای ژئوپلیتیک و «جنگ روایتها» همراه است، بازتعریف معیارهای تعامل با بازیگران جهان اسلام به یک ضرورت راهبردی تبدیل شده است.
تقسیمبندیهای سنتیِ فقهی، کلامی یا حتی دستهبندیهای رایج معاصر (مانند صوفی، سنتی یا اسلامگرا) دیگر بهتنهایی قدرت تبیین و تصمیمسازی ندارند.
بر این اساس، معیار اصلی در ارزیابی و تعامل، نه هویتهای اسمی بلکه «موضع عملی در قبال مسئله مقاومت و استقلال جهان اسلام» است.
در این چارچوب، دو طیف بهعنوان بازیگران کماثر یا غیرقابل اتکا در معادلات راهبردی قابل شناساییاند:
۱. جریانهای همسو با نظم غربی
این طیف، با اتخاذ رویکردی همراستا با سیاستهای قدرتهای خارجی، عملاً در زمین پروژههای بیرونی بازی میکند. شاخصه اصلی آنها، ترجیح ملاحظات ژئوپلیتیک وابسته بر منافع کلان امت اسلامی و تقابل فعال یا رسانهای با جریانهای مقاومت است. تجربه نشان داده است که ظرفیت همافزایی راهبردی با این گروه بسیار محدود و پرهزینه است.
۲. جریانهای درگیر در منازعات هویتی-فرقهای
این طیف، بهجای تمرکز بر اولویتهای کلان جهان اسلام، درگیر نزاعهای تاریخی و هویتی است و در بزنگاههای تعیینکننده، دچار تردید یا انفعال میشود. این رویکرد، منجر به اتلاف ظرفیتها و ایجاد شکاف در جبهههای همگرا میگردد و عملاً امکان شکلگیری ائتلافهای مؤثر را کاهش میدهد.
در کنار این دو طیف، باید به پدیده «انفعال درونی» نیز توجه داشت؛ جریاناتی که علیرغم انتساب هویتی به گفتمان مقاومت، در میدان عمل دچار سکون یا حداقلیگرایی میشوند. این وضعیت، از منظر راهبردی، به همان اندازه چالشزا است که تقابل بیرونی.
نتیجه راهبردی:
در شرایط فعلی، شاخص اصلی برای ارزیابی و طراحی تعاملات، «موضعگیری عینی و عملی در بزنگاههای راهبردی» است. هر جریان یا بازیگری که در این نقاط حساس، همراهی مؤثر با مقاومت و استقلال نشان ندهد، در معادلات آتی نیز شریک قابل اتکایی نخواهد بود.
بر این اساس، سیاستگذاری مؤثر مستلزم:
تمرکز بر ائتلافهای مبتنی بر عمل، نه صرفاً هویت
اولویتبخشی به همگراییهای کارکردی
و پرهیز از سرمایهگذاری راهبردی بر بازیگران کمثبات یا متعارض
است.
انتهای پیام/