به گزارش حوزه فرهنگ و هنر خبرگزاری تقریب، حجتالاسلام والمسلمین محمد مهدی ایمانی پور، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در یادداشتی نوشت:
درک منطق مواضع رهبر معظم انقلاب اسلامی در قبال تهدیدات جنگی آمریکا، بدون توجه به ماهیت رفتار دشمن و قواعد حاکم بر منازعات معاصر، تحلیلی ناقص و سطحی خواهد بود. برخلاف برداشتهای سادهانگارانهای که مواضع رهبری را صرفاً هزینه ساز و ایدئولوژیک تلقی میکنند، واقعیت آن است که این مواضع بر یک عقلانیت راهبردی عمیق استوار است؛ عقلانیتی که همزمان، بازدارندگی، مدیریت بحران و جلوگیری از تحمیل هزینههای غیرضروری را دنبال میکند.
یکی از کلیدیترین مؤلفههای این عقلانیت، فهم دقیق از منطق «ترس و طمع» در رفتار دشمن است: دشمنی که ترس ببیند، جلوتر میآید و دشمنی که هزینه ببیند، عقب مینشیند.
نخست باید توجه داشت که جنگ در منطق رهبر انقلاب، نه یک رویداد مقطعی بلکه بخشی از یک «مواجهه مستمر» است. در ادبیات امنیتی، میان جنگ سخت، جنگ شناختی و جنگ ترکیبی، تمایز قائل میشوند؛ اما در نگاه رهبری، اینها اجزای یک پازل واحدند. دشمن اگر احساس کند که میتواند با هزینه کم، اراده خود را تحمیل کند، از جنگ رسانهای و تحریم عبور کرده و به تهدید نظامی نزدیک میشود. از همین رو، مواضع صریح و قاطع رهبری در قبال جنگ پیام بازدارندهای برای مهار طمع دشمن است.
دوم، تجربه تاریخی جمهوری اسلامی نشان داده است که عقبنشینی در برابر تهدید، نهتنها امنیت نمیآورد بلکه اشتهای دشمن را افزایش میدهد. هرجا دشمن نشانهای از ضعف یا تردید دریافت کرده، سطح مطالبات و فشار خود را افزایش داده است. در این چارچوب، تأکید رهبری بر «هزینهدار بودن تعرض» دقیقاً در راستای نظریههای منطقی بازدارندگی تعریف میشود. بازدارندگی نه با اعلان صلحطلبی صرف، بلکه با اقناع دشمن نسبت به پرهزینه بودن جنگ محقق میشود. مواضع رهبری دقیقاً این کارکرد را دارد: انتقال این پیام که آغاز درگیری، پایان آن را در اختیار دشمن قرار نخواهد داد.
سوم، هوشمندی این مواضع در تفکیک دقیق میان «اجتناب از جنگ» و «ترس از جنگ» نهفته است. رهبر انقلاب بارها تصریح کردهاند که جمهوری اسلامی آغازگر جنگ نخواهد بود، اما در برابر تجاوز نیز بیپاسخ نخواهد ماند. این تفکیک مفهومی، در ادبیات راهبردی بسیار حیاتی است. کشوری که از جنگ اجتناب میکند، عقلانی و مسئولانه رفتار میکند؛ اما کشوری که از جنگ میترسد، عملاً ابتکار عمل را به دشمن واگذار کرده است. دشمنان ایران، بهویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، همواره در پی شناسایی مرز ترس و اراده جمهوری اسلامی بودهاند. مواضع شفاف و بدون ابهام رهبری، این مرز را بهگونهای ترسیم کرده که امکان سوءمحاسبه را به حداقل میرساند.
چهارم، این مواضع نقشی تعیینکننده در مدیریت افکار عمومی داخلی و خارجی دارند. در شرایط تهدید، جامعهای که دچار اضطراب و بلاتکلیفی شود، خود به بخشی از آسیبپذیری امنیتی تبدیل میشود. سخنان رهبر انقلاب، با ترکیب آرامش، قاطعیت و عقلانیت، مانع از شکلگیری هراس جمعی و برتری دشمن در جنگ روانی میشود. از سوی دیگر، در سطح خارجی، این مواضع نشان میدهد که تصمیمگیری در ایران نه احساسی و هیجانی، بلکه مبتنی بر محاسبه دقیق هزینه–فایده است. این پیام برای بازیگران منطقهای و بینالمللی بسیار مهم است؛ زیرا آنها را از همراهی با ماجراجوییهای پرهزینه دشمن بازمیدارد.
پنجم، دشمنان جمهوری اسلامی بهخوبی میدانند که ترس، مهمترین پیشنیاز تحمیل جنگ است. اگر طرف مقابل مرعوب شود، جنگ حتی بدون شلیک گلوله آغاز میشود. به همین دلیل، بخش مهمی از تهدیدات دشمن، نه نظامی بلکه رسانهای و ادراکی است. مواضع رهبرحکیم انقلاب در قبال جنگ، دقیقاً در نقطه مقابل این راهبرد قرار دارد: شکستن تصویر ترس، تثبیت اعتمادبهنفس ملی و خنثیسازی جنگ شناختی. این همان دلیلی است که دشمن از سخنان قاطع رهبری بیش از توان نظامی ایران هراس دارد؛ زیرا این سخنان، پایههای محاسبات روانی او را فرو میریزد.
در نهایت، باید تأکید کرد که هوشمندی مواضع رهبر معظم انقلاب اسلامی در قبال جنگ، ریشه در شناخت عمیق از ماهیت قدرت دارد. قدرت صرفاً در سلاح و تجهیزات خلاصه نمیشود؛ بلکه ترکیبی از اراده، مشروعیت، انسجام اجتماعی و توان محاسبهگری است. رهبر انقلاب با اتکا به این مؤلفهها، الگویی از «قدرت بازدارنده عاقلانه» ارائه کردهاند؛ الگویی که نه به دام ماجراجویی میافتد و نه اجازه میدهد دشمن با دیدن ترس، قدمی جلوتر بگذارد. در این چارچوب، میتوان گفت که صلح پایدار، محصول ترس دشمن از جنگ است، نه ترس ما از آن، و این دقیقاً همان منطق راهبردیای است که مواضع رهبری را هوشمندانه، مؤثر و تعیینکننده کرده است.
انتهای پیام/