لیتل سنت جیمز؛ قصاب خانه ای برای دیوصفتان انسان نما
به قلم: محمد مهدی فتوره چی
در اغلب نسلکشیهای معاصر، کشتار و شکنجه کودکان و در برخی موارد خشونتهای جنسی علیه دخترانِ کمسن مستند شده است؛ اما آدمخواری و یا پیکر خواری سازمانیافته بخشی از جنایات متجاوزان به خاک سرزمینی نبوده و در هیچ منابع معتبر تاریخی بهعنوان الگوی رایج گزارش نشده است.
اشتراک گذاری :
با افشای تصاویر جدید فاجعه بار و هولناک جزیره متعلق به جفری اپستین(معروف به لیتل سنت جیمز یا جزیره رسوایی ها یا پدوفیل ها) میلیاردر فاسد و کودک باز امریکایی، سرزمینی که به مرکز یک شبکه مخوف جنایت های سازمان یافته تبدیل و با پول، نفوذ و محرمانگی محافظت می شد تا دختران خردسال و نوجوان همه جوره مورد اعمال بدترین خشونت های فیزیکی، روانی و تجاوزات جنسی قرار گیرند چند روزیست که چون پدران فرزند از دست داده گاه و بیگاه تصاویر رفتارهای جنون انگیز و داعش وار عوامل روانی با دخترکان معصوم و مضطرب را در ذهن مرور می کنم و بر مظلومیت و ستم جانکاهی که بر این طفلکان بی پناه ربوده و به این سرزمین نفرین شده قاچاق شده از درون می سوزم و با خود می گویم مگر ممکن است جانورانی آدم صورت حتی حرام زاده و زنا زاده تا این اندازه پست و رذل و کثیف باشند که بر چنین رفتارهای عجیب و مجرمانه ای هر روزه مداومت کنند تا علاوه بر بهره برداری جنسی از سوی سلبریتی های شیک پوش و بظاهر متمدن از سوی سیاستمداران، ثروتمندان، ستارگان سینما، تاجران فاسد و ..مظلومانه مورد خشونت وحشیانه و سوء استفاده های نامتعارف جنسی قرار گرفته و خورده شوند! خدایا چگونه این میزان دنائت و سبوعییت و خونخواری از مدعیان دفاع از حقوق بشر و بویژه زنان و کودکان قابل تصور است؟
بی شک شیطان در برابر اقدامات این جورثومه فساد انسان نما، شاگرد کوچکی بیش نیست، وقتی اقدامات خشونت بار غیر انسانی و متجاوزگرانه ی این قاچاقچی جنسی امریکایی و عوامل مزدور و سنگ دلش را در تصاویر منتشره می بینم باور نمی کنم که در این عصر مدرنیته و بشردوستی هم بتوان در گوشه ای از این کره خاکی جایی یافت که رجل سیاسی، علمی و حتی فرهنگی کشورهای توسعه یافته و بظاهر متمدن و مدعی حاضر باشند برای رفع غرائض حیوانی شان تا این اندازه بی رحم و شقی شوند و برای چند صباحی زندگی بیشتر برای نوشیدن خون و خوردن گوشت تن این کودکان و نوجوانان بینوا و بی پناه از هم سبقت بگیرند. چگونه ممکن است که 150 نفر به ظاهر انسان به عنوان کارمند، کارگر، شکنجه گر و آشپز و قصاب و راننده پیکرهای جراحت دیده ی قربانیان فلک زده را قطعه قطعه، بریان، بسته بندی و به مقاصدی در کشورهای مختف ارسال کنند؟!
پیش از افشای مستندات اعمال جنایتکارانه و وحشیانه ی اپستین در طی سالیان گذشته بدترین و تاسف بارترین اخبار تجاوز و کشتار دختران نوجوان و جوان را در حملات جنون آمیز صرب ها بر علیه مردم مظلوم بوسنی و هرزه گوین بیشتر شنیده و تا اندازه ای دیده بودیم و در آن زمان، کمتر فیلم و تصاویر مستند خشونت عریان سربازان متجاوز را در رسانه ها شاهد بودیم. همچنین اخبار و تصاویر قتل و تجاوز به دختران و زنان کم سن و سال را در ارمنستان، رواندا، میانمار، دارفور، و در سال های اخیر به بانوان و دختران ایزدی از سوی داعش در سوریه و عراق را بسیار گذرا از نظر گذرانده بودیم؛ ولیکن هیچ یک از این جنایت ها و رفتارهای خشونت آمیز و تجاوزگرانه به حیثیت و حقوق کودکان معصوم در جزیره ی شوم سنت جیمز با اعمال خشونت آمیز متجاوزان در کشورهای یاد شده قابل مقایسه نیست، از اینرو بر آن شدم با مروری بر صفحات اینترنت در این خصوص بیشتر بدانم و دریابم که آیا در هیچ کشوری و یا در هیچ عصر و مکانی مشابه چنین فجایع خشونت بار جنسی و جسمی و روحی گزارشاتی به ثبت رسیده است یا خیر.
شواهد و مستندات بررسی شده نشان می دهد که متأسفانه در برخی نسلکشیها و پاکسازیهای قومیِ قرن بیستم و بیستویکم، کودکان و نوجوانان بنحوی قربانی خشونتهای بسیار سنگینی ـ از جمله قتل، شکنجه و در برخی موارد تجاوز جنسی ـ شدهاند که در ادامه بدون ورود به جزئیات آزاردهنده، تنها به چند نمونه شاخص بسنده می کنم.
نسلکشی یهودیان در جنگ جهانی دوم( معروف به هولوکاست)
طبق برخی از اسناد در سیاستهای نازیها، کودکان یهودی بهطور سیستماتیک از خانوادهها جدا و در اردوگاهها کشته می شدند و یا در شرایط غیرانسانی جان می باختند. در این مقطع، پژوهشهای تاریخی از هدف قراردادن عمدی کودکان برای نابودی نسل حکایت دارد.
قتل عام در رواندا
در جریان کشتار وحشیانه ۱۹۹۴ در رواندا، علاوه بر قتل عام گسترده غیرنظامیان، موارد فراوانی از خشونت جنسی سازمانیافته علیه زنان و دخترانِ کمسن گزارش شده است.
قتل عام در بوسنی
در تجاوزات فراموش نشدنی صرب های وحشی در بوسنی هم، بهویژه در سربرنیتسا، قتلعام گسترده مردان و نوجوانان رخ داد و در مناطق مختلف، خشونتهای جنسی علیه زنان و دختران از جمله پاره کردن شکم زنان باردار و کباب کردن جنین و خوراندن گوشتش به مادران بینوایی گزارش شد که این جرائم غیر انسانی بعدها در دادگاههای بینالمللی پیگیری گردید.
قتل عام در دارفور
در بحران دارفور، گزارشهای سازمانهای حقوق بشری از کشتار غیرنظامیان و خشونت جنسی علیه زنان و دختران ( از جمله افراد کمسن ) حکایت دارد.
قتل عام ایزدیان
در حملات داعش به ایزدیان، هزاران زن و دختر (برخی خردسال) به اسارت گرفته شدند و مورد بردهداری و خشونت جنسی قرار گرفتند؛ وپسران این قوم نیز از خانواده ها جدا شده و به اجبار تحت آموزش نظامی قرار گرفتند.
قتل عام ارامنه
در جریان کوچهای اجباری و کشتار ارامنه هم، یک و نیم میلیون نفر شامل کودکان معصوم جان باختند و گزارشهایی از ربایش و تجاوز به دختران و زنان از سوی سربازان سلاطین عثمانی وجود دارد.
کشتار در جنگ های شهری سوریه
در سالهای جنگ و کشتار در سوریه هم، سازمانهای بینالمللی مواردی از کشتار، شکنجه و خشونت جنسی علیه کودکان و دختران را در مناطق مختلف ثبت کردهاند.
قتل عام در میانمار
در سرکوب روهینگیا در میانمار هم، گزارشهای زیادی از کشتار، آتشزدن روستاها و خشونت جنسی علیه زنان و دختران منتشر شده است.
بدنبال این یافته ها درصدد برآمدم ببینم آیا در این کشورها و مناطق مورد تهاجم، متعاقب تجاوز و قتل دختران و زنان و کودکان مستندات و گزارشاتی از بدرفتاری واعمال خشونت های شگفت آور و متفاوت و از جمله قصابی کردن و کباب کردن پیکر قربانیان به قصد خوردن از سوی مهاجمان و متجاوزان منتشر شده است یا خیر!
در اغلب نسلکشیهای معاصردر رویدادهایی مانند هولوکاست، قتل عام در رواندا، بوسنی، دارفور و قتل عام ایزدیان، همانطور که اشاره شد کشتار و شکنجه کودکان و در برخی موارد خشونتهای جنسی علیه دخترانِ کمسن مستند شده است؛ اما آدمخواری و یا پیکر خواری سازمانیافته بخشی از جنایات متجاوزان به خاک سرزمینی نبوده و در هیچ منابع معتبر تاریخی بهعنوان الگوی رایج گزارش نشده است.
اما آدمخواری در دورههای جدید عمدتاً در دو بستر گزارش شده است: درقحطیهای شدید (برای بقا)، مانند قحطی در اوکراین در دوره استالین که به نام هولودومور شناخته میشود؛ در این موارد، گزارشهای پراکندهای از آدمخواری ناشی از گرسنگی مفرط وجود دارد؛ .و در بسیاری از منازعات هم، «خوردن گوشت کودکان» تنها با هدف اهریمنسازی دشمن و تحریک احساسات عمومی بهکار رفته است؛ تاریخ جنگها نشان میدهد چنین روایتهایی گاه بدون شواهد معتبر پخش شدهاند تا نفرتی را نسبت به دشمنی تشدید کنند. لذا کشتار و شکنجه کودکان در برخی نسلکشیها و جنگهای معاصر بهطور مستند رخ داده است؛ ولیکن آدمخواریِ سازمانیافتهِ کودکان بهعنوان سیاست رسمی یا الگوی رایج در نسلکشیهای بزرگ معاصر در جایی بویژه با مشارکت و عاملیت تنی چند از مهم ترین سران کشورهای غربی و شرقی، تاجران، هنرمندان و ... مستند و روایت نشده است. در کل، مروری برآثار علمی نشان می دهد که گزارشهای آدمخواری بیشتر به شرایط قحطیِ مرگبار یا رفتارهای محدود پراکنده و افراطی در برخی جنگهای داخلی مربوط میشود.
شیطانپرستی سازمانیافتهِ مدرن بدون قربانی انسانی
همچنین دو جریان شناختهشدهی شیطانپرستیِ مدرن با عنوان کلیسای شیطان(Church of Satan )و معبد شیطانی (The Satanic Temple )هر دو بهصراحت و به رغم اظهارات برخی کارشناسان، قربانیکردن انسان یا حیوان را رد میکنند. آیینهای آنان عمدتاً نمادین و روانشناختی بوده و «شیطان» را بیشتر بهعنوان نماد فردگرایی یااعتراض به اقتدار دینی میفهمند، نه موجودی که نیازمند قربانی باشد.
«وحشت آیینی» و اتهامهای دهه ۱۹۸۰
گفتنی است در ایالات متحده و برخی کشورهای غربی، موجی از اتهامها درباره «قربانیکردن کودکان در آیینهای شیطانی» شکل گرفت که به «هراس آیینیِ شیطانی» معروف شد. پژوهشها و رسیدگیهای قضایی بعدی نشان داد که تا پیش از آئین های قربانی و قصابی دختران کودک و نوجوان شواهد معتبر و مستندی از شبکههای سازمانیافتهی قربانیکردن کودکان وجود نداشته و بسیاری از ادعاها حاصل هراس اخلاقی، شایعه و خطاهای تحقیقاتی بودهاند.
جرایم فردی و اختلالات
البته در موارد نادری هم، افرادی با اختلالات شدید یا گرایشهای جنایی، خود را به «شیطان» منتسب کردهاند؛ اما این رفتارها هم فردی و مجرمانه و بعضا انتقام گیرانه بوده و نه شاهدی بر اجرای یک سنت دینیِ سازمانیافته. لذا دستگاههای قضایی کشورها این اعمال را بهعنوان جرم (قتل، سوءاستفاده و…) رسیدگی کردهاند، نه «آیین مذهبی مشروع»!
با این توضیح مشاهده می شود که پیش از انتشار تصاویر غم بار و فاجعه آمیز اپستین، اتهام «قربانیکردن انسان برای شیطان» غالباً تنها کارکرد اهریمنسازی و هراس اخلاقی داشته است و در شیطانپرستیِ مدرنِ شناختهشده، تا پیش از انتشار مستندات فجایع غیر انسانی جزیره اپستین، قربانی کردن انسان ها بویژه کودکان ربوده شده و قاچاق شده و زلزله زده در ترکیه و......در گزارش و مکتوبه ای ثبت و ضبط نشده است.
رسالت انسانی و اجتماعی مردمان جوامع
حال این سئوال در ذهن متبادر می شود که به عنوان یک شهروند آگاه و دردمند، فارغ از هر بینش و گرایش دینی و سیاسی باید چگونه خشم و نفرتمان را از این اقدامات و اعمال غیر انسانی و وحشیانه ی عاملان و مباشران این تجاوزهای بیرحمانه و کشتار کودکان و نوجوانان معصوم و فلک زده اظهار و آشکار کنیم تا بلکه مدعیان حقوق بشر وبویژه مدافعان حقوق کودک و نوجوان از خواب غفلت بیدار شده و واکنشی درخور و درس آموز نشان دهند تا بار دیگر در این پهنه ی گیتی شاهد و ناظر چنین صحنه های فاجعه بار و جنایت آمیز عده ای شیطان صفت و خبیث نشویم. بی شک اعتراض حقوقی به سران نظامهای فاسد و سیاستمداران منحرف که به حقوق بشر و کرامت انسانی آسیب میزنند، نیازمند رویکردهای چندجانبه است. در زیر تلاش خواهم کرد چند راهکار مطالبه گرانه را ارائه دهم.
-آگاهیرسانی و آموزش: افزایش آگاهی عمومی درباره جنایات و فساد این افراد از طریق رسانهها، شبکههای اجتماعی و برنامههای آموزشی از طریق رسانه های فراگیر میتواند فشار بیشتری بر سران و شخصیت های فاسد وارد کند تا از اریکه ی قدرت و مدیریت کنار روند؛
- سازماندهی اعتراضات مسالمتآمیز: برگزاری تجمعات و اعتراضات مسالمتآمیز در سراسر جهان میتواند صدای اعتراض و مطالبه انتقام مردم را به گوش جهانیان برساند و توجه رسانهها را جلب کند؛
- همکاری با سازمانهای حقوق بشری: پیوستن به سازمانهای غیردولتی و حقوق بشری که در زمینه مبارزه با فساد و نقض حقوق بشر فعالیت میکنند؛
-اعمال فشارسیاسی: تلاش برای تحت فشار قرار دادن دولتها و نهادهای بینالمللی برای اعمال تحریمها یا اقداماتی علیه این افراد؛
- استفاده از هنر و ادبیات: استفاده از هنر، ادبیات و رسانههای فراگیر و مستقل برای بیان داستانها و تجارب قربانیان؛
- حمایت از قربانیان: کمک رسانی انجمن های روانشناسی و مددکاری به قربانیان و خانوادههای آنها از طریق ارائه خدمات روانشناختی، حقوقی و اجتماعی برای بازسازی روحی و بازگشت قربانیان تجاوز و خشونت به زندگی؛
- مشارکت در انتخابات مهم ملی: شرکت فعال در انتخابات اساسی کشور چون ریاست جمهوری و حمایت از کاندیداهای پاک و سالم و متعهد به استیفای حقوق بشر بویژه کودکان، نوجوانان و زنان بی پناه؛
-استفاده از قوانین بینالمللی: رجوع تشکل های مردم نهاد به دادگاههای بینالمللی و استفاده از قوانین بینالمللی برای پیگیری حقوقی قربانیان و تنبیه و مجازات متخلفان؛
- ایجاد شبکههای اجتماعی: ایجاد و تقویت شبکههای اجتماعی برای جمعآوری اطلاعات، افشاگری، سازماندهی فعالیتها و حمایت از قربانیان بی سرپرست؛
با امید رفع و محو مظاهر فسق و فجور و فحشاء و مجازات متجاوزان و ظالمان و خونخواران جهان در هر لباس و کسوت و مقام و با آرزوی ظهور منجی عالم بشریت برای رفع ظلم و ستم و تجاوز به مظلومان و بی پناهان جهان