محاسبات جدید در خلیج فارس؛ چگونه پکن و مسکو معادله ایران را تغییر دادهاند
اگر ترامپ، همانطور که علناً تهدید کرده است، تصمیم به "سرنگونی" برنامه هستهای ایران بگیرد، با ایران گذشته روبهرو نخواهد شد. او با کشوری روبهرو خواهد شد که تحت چتر اطلاعاتی چین و روسیه فعالیت میکند که هر حرکت دریایی ایالات متحده را به یک رویداد قابل مشاهده عمومی در تهران تبدیل کرده است.
اشتراک گذاری :
به گزارش حوزه بینالملل خبرگزاری تقریب، نشریه انگلیسی زبان middleeastmonitor در تحلیلی به قلم "جاسم العزاوی" آورده است:
برای رئیس جمهور ترامپ، هدف بدون تغییر باقی مانده است: همان خواستههای سهگانه مبنی بر اینکه ایران فعالیتهای غنیسازی خود را متوقف کند، برنامه موشکی خود را برچیند و ارتباطات خود با «محور مقاومت» را قطع کند؛ اما از آنجایی که واشنگتن سیاستی را دنبال میکند که کاملاً توسط الزامات امنیتی اسرائیل و طبقه کمککننده صهیونیستی دیکته میشود، محاسبات در زمین - و در آب - به دلیل واقعیت جهان جدید و سهقطبی، اساساً تغییر کرده است.
دولت ترامپ خود را در دام الزامات متضاد میبیند: احتیاط عملیاتی دستگاه سیاست خارجی و خواستههای سیاسی طبقه کمککننده که تسلیم ایران برای آنها غیرقابل مذاکره است. سفر اخیر نخستوزیر نتانیاهو به کاخ سفید - در حالی که او با سایه حکم دادگاه کیفری بینالمللی برای ویرانی غزه روبهرو است ـ با بالاترین سطوح تشریفات دیپلماتیک همراه بود.
رئیس جمهور ترامپ خود صریحاً اظهار داشت: "من به قوانین بینالمللی اهمیتی نمیدهم، فقط به اخلاق خودم اهمیت میدهم"؛ اعترافی قابل توجه که بر مبانی ایدئولوژیکی هدایتکننده سیاست فعلی ایالات متحده تأکید میکند.
عملیات لغو شده ژانویه، آنطور که استراتژیستهای پشت میزنشین استدلال میکردند، یک "ترفند هوشمندانه" برای آزمایش دفاع ایران نبود؛ بلکه برنامهریزان نظامی ایالات متحده به یک درک عملگرایانه رسیدند. صحنه عملیات در خلیج فارس اساساً از نو طراحی شده بود. ورود «ابرهای ناوشکن» نوع ۰۵۵ چینی و کشتیهای اطلاعاتی سیگنالینگ به خلیج عمان، عملاً به دوران غافلگیری عملیاتی ایالات متحده پایان داده است.
دیگر سوال این نیست که آیا واشنگتن میتواند از طریق اجبار، ایران را وادار به تسلیم کند، بلکه سوال این است که آیا گزینههای نظامی و اراده سیاسی لازم برای اقدام در محیطی را دارد که هزینهها به طرز چشمگیری افزایش یافته و احتمال موفقیت به همان نسبت کاهش یافته است.
سپر دریایی جدید
استقرار کشتیهای کلاس نوع ۰۵۵ - که توسط تحلیلگران دریایی به عنوان توانمندترین شناورهای سطحی جهان ارزیابی شدهاند - چیزی فراتر از یک رزمایش «آزادی ناوبری» است. با استقرار کشتیهای نوع ۰۵۵ و کشتی نظارتی لیائونگ-۱ در خلیج عمان، ایران از « چشم خدا» ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته بر تحرکات نیروی دریایی ایالات متحده برخوردار است. جمهوری اسلامی از طریق ادغام با شبکه ماهوارهای بیدو چین، اکنون از قابلیتهای اطلاعاتی برخوردار است که با اعضای ارشد ناتو رقابت میکند.
یکی از مقامات پنتاگون که در این زمینه صحبت میکرد، خاطرنشان کرد: «هر حرکت ناو هواپیمابر، هر مسیر سوختگیری هوایی، هر تغییر موقعیت رزمناو موشکی اکنون تقریباً به صورت بلادرنگ برای تهران قابل مشاهده است. ما عنصر غافلگیری را که دههها به آن متکی بودیم، از دست دادهایم.»
برای پکن، این نه ژست ایدئولوژیک است و نه نمادگرایی توخالی، بلکه یک محاسبه استراتژیک است. ایران نماینده گره ضروری غربی ابتکار کمربند و جاده است، تامین کننده حیاتی انرژی که نمیتوان اجازه داد تحت کنترل غرب قرار گیرد. همانطور که وزارت امور خارجه چین در بیانیه اخیر خود در مورد کوبا که به همان اندازه در مورد ایران نیز صدق میکند، اظهار داشت: "چین قویاً از ایالات متحده میخواهد که فوراً تمام تحریمها را مطابق با منشور سازمان ملل و قوانین بینالمللی لغو کند." از دست دادن ایران به یک نهاد متحد ناتو، یک فاجعه اقتصادی و ژئوپلیتیکی تمام عیار خواهد بود که پکن آشکارا تمایلی به اجازه دادن به آن ندارد.
حمایت "نامرئی" روسیه
کمک مسکو، اگرچه کمتر از استقرار نیروی دریایی چین قابل مشاهده است، اما ممکن است به همان اندازه مهم باشد. در طول درگیری دوازده روزه که زیرساختها و عزم ایران را آزمایش کرد، حمایت روسیه فراتر از لفاظی صرف بود. وقتی حملات سایبری اسرائیل و آمریکا شبکه ارتباطی ایران را فلج کرد - عملیاتی پیچیده که برای کور کردن ساختار فرماندهی تهران طراحی شده بود - تیمهای فنی روسیه ظرف ۴۸ ساعت رسیدند و در کنار مهندسان ایرانی برای بازیابی زیرساختهای حیاتی کار کردند.
در حالی که چین امواج را ایمن میکند، مسکو سیمها را ایمن میکند. از زمان آتشبس ژوئن ۲۰۲۵، یک توالی بیوقفه از پروازهای باری نظامی روسیه، قابلیتهایی را ارائه داده است که مقامات اطلاعاتی آن را «نامرئی» توصیف میکنند، از جمله:
دفاع هوایی پیشرفته: قطعات ارتقا یافته S-400 جایگزین باتریهای از دست رفته در حملات اسرائیل میشوند.
ارتباطات تقویتشده: سیستمهای رمزگذاری شدهای که برای مقاومت در برابر «سونامیهای سایبری» طراحی شدهاند که موقتاً شبکه ایران را غیرفعال کردند.
اطلاعات ماهوارهای: پرتاب اخیر ماهواره جام جم ۱ توسط موشک پروتون-ام روسیه، توانایی ایران را برای هماهنگی عملیات منطقهای، حتی در شرایط قطع کامل اینترنت، به طرز چشمگیری افزایش داده است.
ظهور یک واقعیت جدید
معماری امنیت منطقهای همچنان در جهتهایی که عمیقاً برای منافع آمریکا نامطلوب است، در حال تکامل است. هر ماه بدون حل و فصل، شاهد ادغام عمیقتر سیستمهای ایرانی، چینی و روسی - از نظر نظامی، اقتصادی و اشتراکگذاری اطلاعات - هستیم. آنچه که به عنوان همکاری تاکتیکی آغاز شد، در حال تبدیل شدن به یک مشارکت استراتژیک است و ائتلاف خصمانهای را ایجاد میکند که سیاست آمریکا دقیقاً در طول تاریخ به دنبال جلوگیری از آن بوده است.
موضع فعلی "مذاکره" واشنگتن - که مبتنی بر شرایطی شبیه تسلیم بیقید و شرط است - با یک شیء غیرقابل تغییر روبهرو است. ایران خود را به عنوان یک کشور مستقل که خارج از سیستم مالی تحت رهبری ایالات متحده فعالیت میکند، میبیند و اکنون دارای "شتاب فنآوری" ارائه شده توسط حامیان قدرتهای بزرگ است که هرگونه الزام تسلیم را از بین میبرد.
آنچه دولت باید با آن روبهرو شود، احتمال تردید دیگری به سبک ژانویه است. اگر ترامپ، همانطور که علناً تهدید کرده است، تصمیم به "سرنگونی" برنامه هستهای ایران بگیرد، با ایران گذشته روبهرو نخواهد شد. او با کشوری روبهرو خواهد شد که تحت چتر اطلاعاتی چین و روسیه فعالیت میکند که هر حرکت دریایی ایالات متحده را به یک رویداد قابل مشاهده عمومی در تهران تبدیل کرده است.
با نزدیک شدن به رزمایشهای دریایی مشترک ایران، چین و روسیه در اواسط فوریه، «محور جدید» پیام غیرقابل انکاری به واشنگتن میدهد: خلیج فارس دیگر یک دریاچه آمریکایی نیست و هزینه اجرای یک دستور از سوی اسرائیل ممکن است برای این دولت بسیار سنگین باشد.
سوالی که اتاق وضعیت را به خود مشغول کرده این است که آیا سیاستگذاران قبل از آزمایش این واقعیت جدید، آن را تشخیص خواهند داد - یا اینکه ارواح جنگ دوازده روزه با ارواحی بسیار وحشتناکتر همراه خواهند شد.