ایران با دکترین"جنگ منطقهای" معادلات آمریکا را تغییر داد
ایران با دکترین"جنگ منطقهای" توانسته معادلات تهدید را تغییر دهد و گزینههای آمریکا را محدود کند چرا که تمایل آمریکا به مذاکره نشانه ضعف در اقدام نظامی علیه ایران است.
اشتراک گذاری :
به گزارش حوزه بین الملل خبرگزاری تقریب، "عبداللطیف نظری"معاون فنی وزارت اقتصاد طالبان، در تحلیلی با اشاره به جایگاه راهبردی خاورمیانه، تأکید کرده است که آمریکا برای حفظ سلطه جهانی خود نیازمند کنترل مناطق کلیدی از جمله غرب آسیا است؛ منطقهای که علاوه بر ذخایر عظیم نفت و گاز، چندین تنگه حیاتی برای تجارت جهانی را در خود جای داده و حلقه اتصال سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا محسوب میشود.
وی نوشته است که هر قدرتی که به دنبال امپراتوری جهانی باشد، ناگزیر باید بر خاورمیانه تسلط یابد؛ زیرا این منطقه نه تنها منابع حیاتی را تأمین میکند، بلکه ابزار فشار بر رقبا نیز هست.
ایران؛ بازیگر کلیدی با وزن ژئوپلیتیک بالا
نظری در ادامه به موقعیت ممتاز ایران در خاورمیانه اشاره کرده و گفته است که تهران در سالهای اخیر با پیشرفتهای داخلی و پیوستن به بلوک قدرتهای نوظهور، از جمله سازمان همکاری شانگهای، به یکی از بازیگران تأثیرگذار منطقه تبدیل شده است.
نظری این روند را یکی از دلایل تشدید فشارهای آمریکا و غرب بر ایران دانسته است.
به باور او، ایران امروز تنها یک کشور منطقهای نیست، بلکه در حال تبدیل شدن به یک قدرت مستقل در نظم جهانی جدید است؛ موضوعی که واشنگتن را نگران کرده است.
هزینههای سنگین جنگ با ایران برای آمریکا
وی با بیان این که آمریکا در شرایط کنونی توان آغاز جنگ با ایران را ندارد، جنگ با تهران را "آزمونی سخت و مهلک" برای واشنگتن توصیف کرده و نوشته است که نتیجه چنین جنگی میتواند نظم جهانی را به ضرر آمریکا تغییر دهد.
نظری با اشاره به شخصیت دونالد ترامپ، گفت که رئیسجمهور آمریکا تنها زمانی از تهدیدات خود عقبنشینی میکند که هزینه اقدام از دستاورد آن بیشتر باشد.
او نمونههایی مانند بحران گرینلند، هشدارهای اروپا درباره روسیه و جنگ تعرفهای با چین را مثال زده است.
دکترین "جنگ منطقهای" ایران و ایجاد تردید در واشنگتن
به گفته نظری، تهران با رونمایی از دکترین جدید امنیتی و تأکید بر «جنگ منطقهای» توانسته تهدیدات آمریکا را خنثی کند.
نظری با بیان این که ایران به صراحت اعلام کرده که هرگونه حمله آمریکا به جنگی گسترده در سراسر منطقه تبدیل خواهد شد، این موضع را "یک تهدید بازدارنده مدرن" و مبتنی بر نظریه "رئالیسم تدافعی" توصیف کرده و گفته است که این هشدار صرفاً یک پیام دیپلماتیک نیست، بلکه بر واقعیتهای میدانی استوار است.
مخالفت کشورهای منطقه با جنگ و تلاش برای جلوگیری از بحران
وی در بخش دیگری از تحلیل خود نوشته است که بیشتر دولتهای منطقه با آغاز جنگ مخالفند و تلاش میکنند آمریکا را از اقدام نظامی بازدارند؛ زیرا شعلههای جنگ میتواند کل منطقه را دربر گیرد.
به گفته نظری، افزایش انسجام داخلی در ایران پس از تهدیدات آمریکا و آمادگی چین و روسیه برای برگزاری رزمایش مشترک با تهران نیز نشاندهنده تغییر موازنه قدرت در منطقه است.
آمادگی محور مقاومت و تهدید منافع آمریکا
نظری تأکید کرده است که محور مقاومت در منطقه اعلام کرده در صورت حمله آمریکا به ایران، منافع واشیگتن در سراسر منطقه هدف قرار خواهد گرفت. این وضعیت نوعی"بازبینی در قدرت منطقهای ایران" و نشانهای از توان تهران برای فرسایشی کردن جنگ است.
به باور او، آمریکا تا زمانی که بتواند با "سایه جنگ" بر اقتصاد و جامعه ایران فشار وارد کند، نیازی به جنگ واقعی نمیبیند.
ایران بازی «همه گزینهها روی میز است» را تغییر داده
در ادامه این تحلیل آمده است که ایران با قدرت بازدارندگی خود، بازی سنتی آمریکا را برهم زده است. امروز گزینههای ایران هم روی میز است؛ جنگی نامحدود، با پایانی که تهران تعیین میکند و جغرافیایی که تمام پایگاههای آمریکا در منطقه را دربر میگیرد. پایگاهها و نیروهای آمریکایی در منطقه در معرض حمله پهپادها و موشکهای بالستیک ایران قرار دارند و این موضوع واشنگتن را از اقدام نظامی بازمیدارد.
مذاکره؛ تاکتیک آمریکا برای پنهان کردن تردیدهای راهبردی
در پایان تاکید شده است که تمایل آمریکا برای آغاز دور جدید مذاکرات با ایران، نشانهای از چالش جدی در اراده کاخ سفید برای اجرای تهدیدات نظامی است.
به گفته نظری، واشنگتن با توسل به مذاکره تلاش میکند زمان بخرد، از فشار افکار عمومی بکاهد و برای عدم اقدام نظامی توجیه بینالمللی ارائه دهد.