تاریخ انتشار۲۸ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۹:۲۷
کد مطلب : 709903

اسرائیل و تلاش برای بازنویسی تاریخ

این ایده که «فلسطین» واژه‌ای نامشروع برای اشاره به این منطقه در دوران باستان است، یک دروغ صهیونیستی است.
اسرائیل و تلاش برای بازنویسی تاریخ
به گزارش حوزه بین الملل خبرگزاری تقریب، دکتر مارچلا وارد، نویسنده مدرس مطالعات کلاسیک در دانشگاه آزاد بریتانیا در یادداشتی نوشت:

اسرائیل در تلاش است تا تاریخ باستان را بازنویسی کند. در فلسطین، اسرائیل به طور سیستماتیک میراث باستانی را نابود کرده و مکان‌های باستانی مانند شهر باستانی سباستیا در نزدیکی نابلس را تصرف کرده است. فراتر از فلسطین، مؤسسات جهانی - از جمله موزه‌ها و دانشگاه‌ها - در معرض خطر کمک و همدستی با آنها در این پروژه بازنویسی هستند. دیروز وکلای بریتانیایی برای اسرائیل (UKLFI ) اعلام کردند که به موزه بریتانیا نامه نوشته‌اند تا آنها را تشویق کنند که اشارات به «فلسطین» را در تابلوهای گالری و برچسب‌های مجموعه‌های خود حذف کنند. من فوراً متوجه مأموریت ایدئولوژیک UKLFI شدم: آنها در تلاش بودند تا موزه بریتانیا را به پروژه سیاسی خود برای حذف تاریخ فلسطین جذب کنند.

دلیل اینکه توانستم پروژه UKLFI را خیلی سریع شناسایی کنم این بود که چند هفته قبل، دانشگاه خودم هدف کمپین سیاسی آنها برای ساخت روایتی طرفدار اسرائیل از تاریخ قرار گرفته بود.

UKLFI به دانشگاه آزاد بریتانیا، جایی که من در آن کار می‌کنم، نامه نوشته بود و درخواست کرده بود که اصطلاح «فلسطین باستان» از مطالب آموزشی ما حذف شود.

نامه آنها شامل مجموعه‌ای از استدلال‌های نادرست و آغشته به صهیونیسم پنهان بود، از جمله اینکه اصطلاح «فلسطین باستان» از نظر تاریخی برای توصیف منطقه‌ای که با مریم مقدس مرتبط است (زمینه‌ای که این اصطلاح در مطالب آموزشی دانشگاه آزاد در آن استفاده می‌شد) نادرست است. UKLFI اظهار داشت که استفاده از اصطلاح «فلسطین باستان» ممکن است هویت تاریخی یهودیان را از بین ببرد و محیطی خصمانه برای دانشجویان یهودی ایجاد کند. هیچ یک از این موارد نمی‌تواند از حقیقت دور باشد.

اصطلاح «فلسطین باستان» به سادگی دقیق‌ترین اصطلاح برای این منطقه در دوران باستان است. این اصطلاح در قرن پنجم پیش از میلاد توسط هرودوت، مورخ یونان باستان، استفاده شده است و همچنان به طور گسترده در تحقیقات دانشگاهی، از جمله تحقیقات من و اکثریت قریب به اتفاق محققان جهان باستان که من می‌شناسم، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این ایده که «فلسطین» واژه‌ای نامشروع برای اشاره به این منطقه در دوران باستان است، یک دروغ صهیونیستی است.

این ایده توسط سازمان‌های طرفدار اسرائیل منتشر می‌شود، نه به این دلیل که چیزی به مباحث تاریخی این منطقه اضافه می‌کند، بلکه به این دلیل که از ادعای اسرائیل مبنی بر نامشروع بودن فلسطینی‌ها حمایت می‌کند و برتری یهودیان در منطقه را به عنوان تاریخ باستانی و نه اختراع مدرن ارائه می‌دهد و این دروغی است که در پروژه نسل‌کشی اسرائیل برای پاک کردن نه تنها زندگی معاصر فلسطینی‌ها، بلکه آثار تاریخی فلسطینی‌ها نیز نقش دارد.

بازنویسی تاریخ باستان همیشه نقش مهمی در اشغال و نسل‌کشی داشته است. استعمارگران اروپایی اغلب داستان‌هایی درباره تاریخ باستان ساخته‌اند تا از پروژه‌های استعمار مهاجران خود حمایت کنند.

وقتی سیسیل رودز، استعمارگر بریتانیایی، می‌خواست زیمبابوه (که او رودزیا می‌نامید) را اشغال کند، باستان‌شناسانی را به ویرانه‌های شهر باستانی زیمبابوه بزرگ فرستاد. این باستان‌شناسان مسئول ساختن این افسانه بودند که این مکان را نه آفریقایی‌های باستان، بلکه فنیقی‌های باستان ساخته‌اند. این روایت برای بریتانیایی‌ها مفید بود، که متعاقباً استدلال می‌کردند که فنیقی‌ها اروپایی‌های باستان بودند که حضور استعماری‌شان، حضور استعماری خودشان را مشروعیت می‌بخشید و وقتی فرانسه می‌خواست الجزایر را مستعمره خود کند، داستان استعماری مشابهی را روایت کرد: اینکه فرانسوی‌ها اشغالگران مشروع واقعی الجزایر بودند، زیرا - به گفته خودشان - از نسل رومیان باستان بودند که قرن‌ها پیش الجزایر را اشغال کرده بودند.

جای تعجب نیست که صهیونیسم، که خود پروژه‌ای از استعمار اروپایی است، افسانه‌های استعماری مشابهی را در مورد تاریخ باستان تعریف کند. استعمار اروپایی به طور سیستماتیک تاریخ را بازنویسی کرد تا غیرانسانی کردن جمعیت‌های استعمار شده را توجیه کند؛ به ویژه هنگامی که این جمعیت‌های استعمار شده اکثریت مسلمان بودند، به این دلیل که اسلام در قرن هفتم، پس از پایان جهان به اصطلاح «کلاسیک»، آغاز شد.

تخریب اماکن باستانی در فلسطین تلاشی آشکار برای بازنویسی تاریخ باستان به همین شیوه، به منظور توجیه اشغال اسرائیل است؛ اما این اقدامات خشونت‌آمیز و تخریب به تنهایی برای ساخت روایت تاریخی مورد نیاز برای نسل‌کشی کافی نیست. مورخان، موزه‌ها و دانشگاه‌ها همگی به عنوان همدستان ضروری پروژه سیاسی که اسرائیل درگیر آن است، عمل می‌کنند. و آنها توسط سازمان‌هایی مانند UKLFI به این پروژه ایدئولوژیک جذب می‌شوند.

حمایت‌های قانونی از آزادی آکادمیک و آزادی بیان باید حق دانشگاهیان را برای استفاده از اصطلاحات دقیق تضمین کند. آنها باید حتی در مواجهه با فشارهای سیاسی از سوی کسانی که حقایق تاریخ برایشان ناخوشایند است، از این حق محافظت کنند. بنابراین، تلاش اسرائیل برای بازنویسی تاریخ، حمله‌ای خطرناک به آزادی دانشگاهی نیز محسوب می‌شود.

موزه‌ها، دانشگاه‌ها و سایر سازمان‌ها باید هوشیار و آماده باشند تا از آزادی دانشگاهی در برابر دخالت سازمان‌های سیاسی دفاع کنند. آنها باید بتوانند خطراتی را که UKFLI - که قبلاً به دلیل ارسال نامه‌های «آزاردهنده و بی‌اساس» برای خاموش کردن حمایت از فلسطین تحت بررسی بوده است و سایر سازمان‌های طرفدار اسرائیل، ایجاد می‌کنند، تشخیص دهند.

و این بازنویسی تاریخ نه تنها مانع آزادی دانشگاهی می‌شود، بلکه اسلام‌هراسی و یهودستیزی را نیز تشدید می‌کند. تلفیق عمدی یهودیت و صهیونیسم توسط UKLFI، که در ادعای آنها مبنی بر اینکه استفاده از اصطلاح «فلسطین باستان» ممکن است محیطی خصمانه برای دانشجویان یهودی ایجاد کند، مشهود است، برای دانشجویان یهودی خطرناک است. فلسطین باستان به طور گسترده به عنوان مکانی چندفرهنگی، چندقومی و چندمذهبی شناخته می‌شود.

هویت‌های باستانی یهودی بخشی از یک شبکه فرهنگی غنی از دیگر هویت‌های باستانی بودند و باید به همین صورت مورد مطالعه قرار گیرند. حذف اصطلاح «فلسطین باستان» یا جایگزینی این اصطلاح با نام‌هایی مانند «یهودیه» یا «سامره» در خدمت روایت‌های طرفدار اسرائیل از تاریخ است، زیرا نشان می‌دهد که ایده یک دولت صرفاً یهودی از دوران باستان وجود داشته است؛ اما این کار تاریخ باستانی یهود را مستثنی می‌کند و آن را از متن خود به عنوان بخش مهمی از جهان باستانی چندفرهنگی و چندمذهبی جدا می‌کند.

این تصور که یک سرزمین متعلق به یک گروه نژادی واحد است - ایده‌ای که به عنوان ناسیونالیسم قومی شناخته می‌شود - بخش کلیدی ایدئولوژی اسرائیل است؛ اما برای ساکنان فلسطین باستانی کاملاً بیگانه بوده است. نمایش دقیق این تاریخ چندفرهنگی فلسطین یهودستیزی نیست. برعکس، یادآوری خطرات قوم‌ناسیونالیسم معاصر است. انکار چندفرهنگی بودن جهان باستان و بازنویسی جهان باستان در حمایت از قوم‌ناسیونالیسم، تکنیکی بوده است که اغلب برای اهداف یهودستیزانه به کار گرفته شده است. برای مثال، مورخان نازی، به طرز مشهوری ادعای خویشاوندی با روم باستان را مطرح کردند و با انکار چندفرهنگی بودن روم، افسانه‌ای از خلوص نژادی ابداع کردند.

اصطلاح «فلسطین باستان»، همانطور که بسیاری از مورخان باستان (از جمله مورخان یهودی و اسرائیلی) توافق کرده‌اند، چندفرهنگی بودن واقعی فلسطین باستان را منتقل می‌کند. این بهترین راه برای رد استفاده از میراث باستانی برای اهداف قوم‌گرایانه و نسل‌کشی است.

فرانچسکا آلبانیز، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور سرزمین‌های اشغالی فلسطین، در گزارش خود در ژوئیه ۲۰۲۵ هشدار داد که باستان‌شناسی به عنوان «داربست ایدئولوژیک» آپارتاید و نسل‌کشی فلسطینیان توسط اسرائیل عمل می‌کند. نهادهای مسئول درک عمومی از تاریخ - مانند دانشگاه‌ها یا موزه‌ها - اگر خود را برای دفاع از آزادی دانشگاهی مجهز نکنند و از قربانی شدن در برابر فشار سازمان‌های طرفدار اسرائیل اجتناب کنند، در معرض خطر کمک به این داربست ایدئولوژیک قرار می‌گیرند. برای انجام این کار، آنها باید درک کنند که چگونه صهیونیسم در تلاش است تا تاریخ باستان را مطابق با اهداف خود بازنویسی کند، همانطور که سایر پروژه‌های استعماری اروپایی همیشه این کار را کرده‌اند. اگر آنها نمی‌خواهند در نسل‌کشی فلسطینیان همدست باشند، باید از پاک کردن تاریخ فلسطین خودداری کنند.


انتهای پیام/
https://taghribnews.com/vdcfx1demw6dx1a.igiw.html
نام شما
آدرس ايميل شما