تاریخ انتشار۲۶ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۹:۱۱
کد مطلب : 709576
یادداشت/

ائتلاف سه جانبه در غرب آسیا؛ پایان سلطه غربی و تولد نظم جهانی جدید

یک تحلیلگر عرب در یادداشتی تصریح کرد که ائتلاف سه جانبه ایران، روسیه و چین، موازنه قوا را به شکل بی‌سابقه‌ای در غرب آسیا بازترسیم می‌کند و نه تنها قدرت بازدارندگی ایران را تقویت و گزینه نظامی آمریکا را دشوار می‌کند، بلکه برتری امنیتی رژیم صهیونیستی را در معرض تهدید قرار می‌دهد.
ائتلاف سه جانبه در غرب آسیا؛ پایان سلطه غربی و تولد نظم جهانی جدید
به گزارش حوزه بین الملل خبرگزاری تقریب، «احمد الدرزی» در یادداشتی با عنوان « شراکت سه جانبه در غرب آسیا؛ پایان سلطه غربی و تولد نظم جهانی جدید» نوشت: صحنه رویارویی میان ایران و ایالات متحده آمریکا و در پس این کشور، رژیم صهیونیستی، شاهد تحولات قابل توجهی در پی عقب‌نشینی آمریکا از حمله نظامی و پناه بردن به مسیر دیپلماتیک است.

هدف از این مسیر، حل بن بست و بحران جهانی است که وقوع جنگی را هشدار می‌داد که هیچ کس از پیامدهای فاجعه بار آن آگاه نبود.

آنچه بیش از همه، نگاه‌ها را به خود جلب می‌کند، تسلیم شدن آمریکا در برابر شروط ایران در خصوص مکان مذاکره و محدود و منحصر شدن موضوع مذاکرات به مسئله غنی سازی اورانیوم آن هم نه غنی‌سازی صفر و نیز کنار گذاشته شدن شروط سه گانه رژیم صهیونیستی شامل صفر شدن غنی‌سازی، موشک‌های بالستیک و نفوذ منطقه‌ای است و این امر(تحمیل شروط ایران در خصوص مکان مذاکره و منحصر بودن آن به مسئله هسته‌ای) با وجود فشارهای سنگین بر تصمیم گیرندگان در واشنگتن صورت گرفت.
 
شکل‌گیری ائتلاف سه جانبه(ایران، روسیه و چین)
دلایل متعددی وجود دارد که واشنگتن را وادار کرد از گزینه جنگ و براندازی مستقیم نظام ایران عقب نشینی کند، چه بسا فشارهای زیادی که 9 کشور منطقه‌ای و اسلامی ایفا کردند، به ویژه عربستان، ترکیه،قطر، مصر، پاکستان و اندونزی، در این عقب‌نشینی نقش داشت.
 
اما نشانه و اشاره مهمتر، به  تاخیر افتادن رزمایش‌های دریایی مشترک میان ایران، روسیه و چین در دریای عمان از اواخر ژانویه گذشته به اواخر فوریه جاری میلادی بود. این تعویق به گرایش واضح و روشن به سمت شراکت استراتژیک سه جانبه اشاره می‌کند که پس از جنگ ژوئن گذشته(جنگ تحمیلی دوازده روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی) شکل گرفت و امضای نهایی آن به شکل غیررسمی در بیست و نهم ژانویه گذشته به رسانه‌ها درز کرد.

«توافق شراکت استراتژیک فراگیر» میان سه کشور (ایران، چین و روسیه) یک تحول ژئوسیاسی دراماتیک از دیدگاه کشورهای غربی به شمار می‌رود که اوج روابط رو به گسترش میان سه کشور را نشان می‌دهد؛ اما جنگ ژوئن، رسیدن به  این مرحله را تسریع بخشید به طوری که مسکو و پکن این نکته را کاملا درک کردند که هدف واقعی (فشارها و تهدیدهای آمریکا و دیگر کشورهای غربی)، زیرساخت‌های اساسی طرح‌ها و پروژه‌های مرتبط با آنها شامل ابتکار کمربند و جاده به سمت چین و گذرگاه حمل و نقل بین‌المللی شمال به جنوب به سمت روسیه است و اینجاست که در نگاه دو هم‌پیمان(روسیه و چین)، ایران به آخرین مانع ژئوپلتیک بازدارنده در رویارویی با قدرت‌های غربی پیش از رسیدن آنها به مراکز حیاتی مسکو و پکن به شمار می‌رود.
 
مفاد توافقننامه و استراتژی ابهام
رویکرد سه کشور(ایران، روسیه و چین) در عدم اعلام رسمی مفاد توافقنامه و در پیش گرفتن سیاست «بازدارندگی ابهام استراتژیک» با این هدف دنبال می‌شود، تا قدرت‌های غربی نتوانند توانمندی‌های بازدارندگی و مرزهای آن را ارزیابی کنند و به همین سبب تاثیرگذاری این سیاست ابهام بیشتر خواهد شد.
 
موضوع به همینجا ختم نمی‌شود، بلکه افشای هدفمند مفاد توافقنامه در چارچوب هماهنگی سیاست‌ها میان سه کشور یاد شده(ایران، روسیه و چین) به عنوان ابزاری در نبرد طولانی با نظام غربی به شمار می‌رود و هدف این است تا غربی‌ها وادار شوند واقعیت بین‌المللی جدید چند قطبی را به رسمیت بشناسند و نیز(سه کشور ایران، روسیه و چین) از این رویکرد تدریجی در مذاکرات از طریق ابزارهای آتش(نظامی)، اقتصاد و دیپلماسی بهره بگیرند.
 
ممکن است مفاد این ائتلاف سه جانبه شبیه ماده پنجم ائتلاف ناتو نباشد که اعضا را به دفاع مشترک ملزم می‌کند. چرا که تجربه روسیه در اوکراین، توانمندی خود به دفاع را با حمایت هم‌پیمانانش اثبات کرد، همانطور که تجربه اخیر ایران، ثابت کرد که به تنهایی و با اتکا به توانمندی‌هایش با وجود برخی شکاف‌های دفاعی، قادر به دفاع و رویارویی است و به همین سبب هیچ نیازی به شرکایش جز کمک برای پر کردن این شکاف‌ها از طریق حمایت فنآوری و نظامی مشخص ندارد.

پیامدها برای غرب آسیا و جهان
با توجه به اینکه منطقه غرب آسیا به سبب موقعیت و جایگاه راهبردی خود در قلب جهان، محوری برای تاریخ و جغرافیا شکل داده و آنچه پس از نبرد طوفان الاقصی رخ داد، تل آویو و واشنگتن احساس کردند که سیطره بر این منطقه، گذرگاه و مقدمه اساسی و تعیین کننده برای مهار رشد چین و روسیه از طریق ساقط کردن ایران به شمار می‌رود.
 
پس از (موفقیت ایران) در به شکست کشاندن طرح آمریکا و رژیم صهیونیستی در ماه ژانویه و در ادامه لشکرکشی نظامی گسترده آمریکا، پیام ائتلاف سه جانبه(روسیه، ایران و چین)، بازگرداندن اعتبار به موازنه‌های قواست، شکست طرح براندازی نظام ایران در نتیجه ائتلاف سه جانبه قدرتمند در چارچوب اطلاع قبلی از نقشه خصمانه دشمن صورت گرفت.

 بیشتر از همه، سیاستمداران رژیم صهیونیستی هستند که خطر این ائتلاف سه جانبه را درک می کنند، و نگران هستند که شکست تجاوز نظامی این رژیم و احتمال موفق و منتفع خارج شدن تهران از مذاکرات، معنایش فروپاشی سیاست‌های غرب برای انزوای تهران باشد. وجود دو عضو دائم شورای امنیت که از ایران حمایت می‌کنند، پروژه رژیم صهیونیستی برای سلطه یکجانبه بر منطقه را از طریق قدرت سه جانبه‌ای از بین می‌برد که دیگر تاثیرگذاری بر آن از طریق لابی‌های مرتبط با تل آویو ممکن نیست.

کشورهایی همچون ترکیه، مصر و عربستان این نکته را درک می‌کنند که خطرات توسعه طلبی رژیم صهیونیستی و تاثیرگذاری آن بر تصمیم‌گیری آمریکا(همانطور که رسوایی‌هایی مانند مسئله اپستین برملا می‌کند) آنها را نیز به تدریج هدف قرار می‌دهد و با وجودی که این سه کشور با ساختار غربی مرتبط هستند، آنها هم بهای بسیار سنگینی را پرداخت خواهند کرد.

اما شاید بزرگترین بازنده در سطح بین‌المللی، اتحادیه اروپا باشد که نفوذ باقی مانده‌اش در منطقه را پس از آنکه قبلا به انزوا رفته بود، از دست خواهد داد، چرا که اتحادیه اروپا بر سرمایه گذاری‌های گسترده در ایران به ویژه پس از شکست خود در حفظ توافق هسته ای سال 2015(موسوم به برجام)حساب باز می‌کرد و جایگزین آن، ممکن است سرمایه گذاری‌های آمریکایی در بخش‌های نفت و گاز ایران از طریق توافق با روسیه و چین به عنوان بخشی از چانه زنی مرحله‌ای باشد که انتظار فرسایش داخلی و خارجی بیشتر امپراتوری آمریکایی را می‌کشد.
 
به طور خلاصه باید گفت که موضوع فقط به برهم زدن موازنه های قوای منطقه‌ای محدود نخواهد شد، بلکه کنار هم قرار گرفتن سه قدرت نظامی که متکی به امکانات و توانمندی‌های چشمگیر و یکپارچه اقتصادی، فنآوری و انرژی است،قطعا بر بازترسیم بنیادین ساختار نظم جهانی و نهادهایش تاثیر خواهد گذاشت.

ائتلاف سه جانبه(ایران،روسیه و چین)، موازنه قوا را به شکل بی‌سابقه‌ای در غرب آسیا بازترسیم می‌کند و نه تنها قدرت بازدارندگی ایران را تقویت و گزینه نظامی آمریکا را دشوار می‌نماید، بلکه همچنین برتری امنیتی رژیم صهیونیستی را تهدید می‌کند و هم‌پیمانان منطقه‌ای ایالات متحده آمریکا را وادار می‌کند، محاسبات پیچیده‌تری را در نظر بگیرند.

و سئوال محوری که باقی می‌ماند، این است که «میزان آمادگی روسیه و چین برای بردوش گرفتن هزینه‌های جنگ فراگیر برای دفاع از ایران چقدر است»؟

انتهای پیام/
 
https://taghribnews.com/vdcbz9bz0rhbgsp.uiur.html
نام شما
آدرس ايميل شما