تاریخ انتشار۲ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۱۰:۵۵
کد مطلب : 692618

درنگی بر جایگاه علمی، عرفانی و ادبی علامه ذوفنون استاد حسن زاده آملی

مرحوم علامه حسن حسن زاده آملی از عارفان، بزرگان و نوابغ روزگار بوده و در چندین رشته علمی (به ویژه فلسفه و عرفان) به طور ژرف مطالعاتی گسترده داشته و در طول حیات پربرکت خویش، آثار تالیفی پرباری برجای نهاده که مطالعه و بررسی آن نوشته ها، ما را به عمق فرزانگی، ژرف اندیشی، فهم بالا و تبحر آن استاد والامقام در علوم و رشته های متنوع رهنمون می سازد.
درنگی بر جایگاه علمی، عرفانی و ادبی علامه ذوفنون استاد حسن زاده آملی
حوزه فرهنگ خبرگزاری تقریب:

این استاد معظم همچنین از ذوق ادبی بالایی برخوردار بوده و دیوان شعر و نیز مناجات هایی تحت عنوان "الهی نامه" (به سبک الهی نامه خواجه عبد الله انصاری مشهور به پیر هرات از بزرگان عرفان، شعر و تصوف در ادب پارسی سده پنجم هجری) از خود به یادگار گذاشته است.

علامه حسن زاده در سال 1307 خورشیدی در روستای ایرا (از توابع آمل، استان مازندران) چشم به جهان گشوده و در 6 سالگی وارد مکتب خانه گردید و علم آموزی را آغاز کرد. وی که شیدایی دروس الهی و معارف توحیدی در جانش افتاده بود، در سال 1323 خورشیدی در حالی که نوجوانی 16 ساله بود، به حوزه علمیه آمل وارد شد و با شور و علاقه ای فراوان، به فراگیری علوم اسلامی اشتغال یافت. پس از چند سال مطالعه و بهره گیری از اساتیدی همچون میرزا ابوالقاسم فرسیو، محمد غروی، عزیز الله طبرسی، شیخ احمد اعتمادی و عبد الله اشراقی، راهی تهران گردید و در مدرسه حاج فتح الله سکونت گزید. در تهران نیز شوق یادگیری علوم و معارف دینی و اسلامی او را به درسِ بزرگانی همچون میرزا ابوالحسن اشعری، سیداحمد لواسانی، میرزا ابوالحسن قزوینی و ... کشاند. نکته جالب توجه این که استاد معظم به یادگیری ریاضی، نجوم و طب (پزشکی) نیز علاقه داشته و از محضر اساتیدی به فراگیری این علوم که آن زمان با عنوان طبیعیات از آن یاد می شد، پرداخته و در سالهای آتی، در این علوم نیز صاحب تبحر و مهارت شده و از این رو به علامه و استاد ذوفنون مشهور گردیده است.

شفای شیخ الرئیس ابن سینا را نیز نزد فاضل تونی مطالعه کرده و پس از چند سال تحصیل و مطالعه در تهران در سال 1342 به قم مهاجرت نموده است. در قم، از اساتید برجسته ای بهره برده و از جمله از دروس فقه و اصول آیت الله اراکی، آیت الله داماد و آیت الله گلپایگانی خوشه چینی کرده و به ویژه از محضر علامه محمد حسین طباطبائی بهره ای فراوان برده و از شاگردان خاص و نزدیک آن مفسر و فیلسوف بزرگ محسوب می گردید. در شهر قم همچنین تدریس در حوزه علمیه را آغاز نمود؛ در ابتدا عده ای از فضلا از ایشان می خواهند دروس فقه  اصول را تدریس کند که استاد در پاسخ به درخواستشان تصریح می کند من برای علوم نقلی (فقه، اصول، نحو و ...) بیش از علوم عقلی زحمت کشیدم. اما این کتابها (فقه و اصول) درس داده می شود، ما باید آن چیزهایی را که گفته نمی شود، بگوییم. ما اصول عقائد می خواهیم، مبحث امامت، عصمت انبیا(ع) و ... و همین کار را هم کردم. 

مرحوم استاد که خود دانشمند و فاضلی بزرگ بوده و در تربیت شاگردان نیز نقش آفرین، همواره با اساتید خویش با احترام و تکریم فراوان برخورد کرده و از آنان به نیکی نام می برد. در این باره نقل است یکی از اساتیدشان (مرحوم الهی قمشه ای) به ایشان عرض کرد: شما خیر می بینید. چرا که شما را نسبت به اساتیدتان متواضع می بینیم و همین ادب و تواضع، شما را به جایی می رساند و خیر خواهید دید.

استاد حسن زاده آملی (علاوه بر علوم اسلامی از جمله فلسفه، کلام، عرفان، فقه و ...) در ریاضیات نیز تبحر داشته و دانایی ایشان در این رشته، مورد تایید اساتید ایشان نیز بوده است. نقل این خاطره نیز خالی از لطف نخواهد بود: روزی علامه طباطبایی به حاضران رو کرده و گفتند: من اگر در شرایط سنی شما بودم، کتاب مصادرات اقلیدس را به دست می گرفتم و پیش آقای حسن زاده آملی می رفتم و از ایشان درس می گرفتم. پس از این رویداد، برخی از شاگردان مرحوم طباطبایی، خدمت استاد حسن زاده رسیده و از ایشان درخواست کردند یک دوره کتاب اقلیدس را تدریس کند و استاد نیز می پذیرد.

آثاری که از قلم استاد تراوش کرده، عمیق، بلند، علمی و تخصصی بوده و همچنین متنوع است و رشته های گوناگون علوم اسلامی، انسانی و ریاضی را شامل می شود. برخی از تالیفات استاد معظم بدین شرح است: الهی نامه، تصحیح و تعلیق تمهید القواعد، تصحیح و تعلیق شرح فصوص قیصری، رساله لقاء الله، رساله مفاتیح المخازن، رساله نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور، ولایت تکوینی، وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، تصحیح و تعلیق اشارات، رساله جعل، رساله نفس الامر، رساله نهج الولایه، من کیستم؟، نصوص الحکم بر فصوص الحکم، رسالة فی الامامة، رسالة خیر الاثر در رد جبر و قدر، انسان و قرآن، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، تصحیح نهج البلاغه، رساله ای در اربعین، شرح چهل حدیث در معرف نفس، تصحیح و تعلیق تحریر مجسطی (در علم ریاضی)، تصحیح و تعلیق تحریر اقلیدس، دروس معرفة الوقت و القبلة، شرح زیج بهادری، دیوان اشعار، هزار و یک کلمه، هزار و یک نکته و ...

استاد حسن زاده که عشق الهی سراسر وجود ایشان را در بر گرفته بود، اشعاری زیبا و دلکش با مضامین عارفانه و عاشقانه سروده و به طور نمونه، در اهمیت عشق و دلدادگی به خداوند بی همتا چنین سروده است:

دوست بگو دوست که یادش نکوست/ تا نگری نیست جز او، اوست اوست
همچو الف در همه آفاق جفر/ از بلد و خانه و اقلیم و کوست
اسم فراوان و مُسمّی یکیست/ آب یکی کوزه و جام و سبوست
یاد خدا مُشک دهانست و دل/ خه که دهان و دل تو مشک بوست
وصف دل و وصف خداوند دل/ وقت مع الله یکی مو به موست
بلکه در آنگاه به حق الیقین/ او بود اندر دل و دل اندروست
از نفس قدسی روح القدس/ در حسن آملی این های و هوست
استاد حسن زاده همواره در مسیر و گفتمان ولایت اهل بیت(ع) گام برداشته و وجودش سراسر نور ولایت بوده و موفقیت های خود را نیز در سایه این روشنایی می دانست:
از پای تا سرم همه نور ولایت است/ نور ولایت است و برون از حکایت است
از دل هر آنچه خاست خدا خواست نی هوا/ بنگر که لطف دوست به دل تا چه غایت است؟
ای در نزول واحد و بسیار در صعود/ با وحدتت گرای که عین عنایت است
دار وجود، نظم تمام است بی گزاف/ با نظم تام خواجه چه جای شکایت است؟
شعر حسن که شعله زند از تنور دل/ از جلوه های پرتو نور ولایت است

وی در سروده دیگر چنین گفته است:
 از صحبت اَغیار گذشتیم علی الله/ ما از همه جز یار گذشتیم علی الله
شد وعده دیدار من و یار شب تار/ از خواب شب تار گذشتیم علی الله
خاکم به سر ار جز به وصالش بنهم سر/ از جنت و از نار گذشتیم علی الله
از زهدِ ریایی که بود شیوه خامان/ ما سوخته یکباره گذشتیم علی الله
چشم طمع از مال جهان پاک ببستیم/ از اندک و بسیار گذشتیم علی الله
از حرف ندیدیم بجز تیرگی دل/ ناچار ز گفتار گذشتیم علی الله

از نگاه عارفان، بالاترین مصداق انسان کامل، حقیقت وجود مبارک خاتم پیامبران(ص) است که از آن با عنوان "حقیقة محمدیة" یاد می شود و استاد معظم با اشاره به این جایگاه رفیع، چنین گفته است:

کشف محمدی گرت بارقه ای عطا کند/ ناطقه ادعا از لو کُشِفَ الغِطا کند
نَفس نفیس احمدی جامع لوح سرمدی/ نفث صد و چهارده سورت دلگشا کند
نور ولایت ولی وصی مصطفی، علی/ فُسحت عرصه دلت نزهت ماسوا کند ...

استاد حسن زاده با اشاره به حدیث صُومُوا تَصِحُّوا (روزه بگیرید تا تندرست باشید)، به برکات ماه خدا اشاره کرده و از جمله به نزول قرآن کریم در ماه رمضان اشاره نموده و درباره این ماهِ خجسته که ماه فرو فرستادن آخرین کتاب آسمانی برای هدایت بشر و کمال معنویات و امور روحی و دستگیری از نیازمندان است، چنین سروده است:

خوش آمد باز شهر الله خوش آمد/ برای مردم آگه خوش آمد
ندای عرشی صُومُوا تَصِحُّوا/ ز میر کاروان ره خوش آمد
خوش آمد همدم شب زنده داران/ چو یار مهربان از ره خوش آمد
بود در این صدف دُرّ یتیمی/ فروزانتر ز مهر و مه خوش آمد
فرود آمد به شهر الله قرآن/ ز هفتم آسمان بَه بَه خوش آمد
در این مه میهمانان خداییم/ خدایا این مبارک مه خوش آمد
برای خلوت دلداده عشق/ سر شب تا سحر صد ره خوش آمد
حسن از ذوق ادراکش سراید/ خوش آمد باز شهر الله خوش آمد

عارف، سراسر وجودش عشق و علاقه به خداوند، یاد او و دلدادگی به آن معبود و محبوب بی مانند است و جز او را از قلب و فکر خویش می زداید:

من این دنیای فانی را نمی خواهم نمی خواهم/ من این لذات آنی را نمی خواهم نمی خواهم
به جز محبوب یکتایم نمی دانم نمی دانم/ به جز آن یار جانی را نمی خواهم نمی خواهم
به جز راه وصالش را نمی پویم نمی پویم/ جز این ره کامرانی را نمی خواهم نمی خواهم
به فطرت عشق پاکش را به دل دارم به دل دارم/ دگر معشوق ثانی را نمی خواهم نمی خواهم
دلم از وی نشانی را به من داده به من داده/ ز دیگر کس نشانی را نمی خواهم نمی خواهم
به جز بار حضوری را نمی یارم نمی یارم/ سبکبارم، گرانی را نمی خواهم نمی خواهم
به جان درد و غم او را خریدارم خریدارم/ ز غیرش مهربانی را نمی خواهم نمی خواهم
دل بشکسته می خواهم ندانستم ندانستم/ دگر من شادمانی را نمی خواهم نمی خواهم
به جز قرآن کتابی را نمی خوانم نمی خوانم/ به جز سبع المثانی را نمی خواهم نمی خواهم
علی و آل پاکش را پذیرفتم پذیرفتم/ فلانی و فلانی را نمی خواهم نمی خواهم
حسن را در لقای خود نگه دارش نگه دارش/ که بی تو زندگانی را نمی خواهم نمی خواهم
استاد درباره لحظه دیدار با دوست و فرارسیدن مرگ (که از نگاه عارف، پایان دوری و آغاز وصال با معبود بی همتاست)، چنین سروده است:
مژده ای دل که شب هجر به پایان آمد/ پیک روح القدس از جانب جانان آمد
زان دل آرا که در این باغ وجودت آراست/ جنت ذات طلب کردی و خواهان آمد
جز خداوند نبوده ست در اندیشه تو/ که جزای تو خداوند، به احسان آمد
هر چه بود مِحنت ایام، زَبَد بود و برفت/ هر چه باقیست، همه منحت یزدان آمد
آفرین بر قلم صنع که لوح و قلمی/ همه برهان، همه عرفان، همه قرآن آمد
چشمه آب حیاتست دهانی که از او/ همه درس و همه بحث و همه تبیان آمد
تنِ خاکی به سوی خاک روانست ولی/ دل عرشی به سوی عرش خرامان آمد
ای عزیزانِ من این نشئه دنیاوی را/ به مَثَل اینکه چو زندان و چو زِهدان آمد
چو به گورم بسپردید نشینید به سور/ نه که در سوگ کسی باشد و نالان آمد
خویش را بهرِ ابد نیک بسازید به علم/ عمل و علم دو سازنده انسان آمد
حمد لله که حسن تا ز ندای خوشِ دوست/ ارجِعِی را بشنیده ست، غزل خوان آمد
چنانکه دیده شد، اشعار مرحوم علامه دارای مضامین بلند عرفانی بوده و اموری همچون عشق به خداوند، توجه به انسان کامل، حقیقت محمدیه(ص)، ولایت اهل بیت(ع)، حس شادمانی و سرور معنوی از فرارسیدن ماه عبادت و بندگی خدا، علاقه به وصال و دیدار با خداوند بی مانند و شوق رسیدن به آن لذت که برای مومنان لذتی فوق آن متصور نیست، در سروده های این دانشمند فرزانه و عارف برجسته و متاله خداجو و خداخواه، تاکید شده و از صفای باطن شاعر آن و عشق فراوانش به ذات خداوند بی همتا که مقصود همه عارفان بلکه مقصود همه جهانیان و آدمیان به رنگ ها و نژادهای گوناگون است، پرده بر می دارد.

آن عارف بزرگ سرانجام در 4 مهر سال 1400 (مصادف با 19 صفر 1443 قمری) در سن 93 سالگی، جهان مادی را وداع گفت و به لقای حق پیوست و طبق وصیت، در زادگاهش (روستای ایرا) به خاک سپرده شد. رحمت الهی بر آن دانشمند و عارف سترگ و از مفاخر ایرانیان که علم را با عرفان و عبادت پیوند زده و از چهره های برجسته این مرز و بوم به شمار می رفت.

نویسنده: محمد جواد گودینی نویسنده، مترجم و استاد دانشگاه
https://taghribnews.com/vdcjv8emouqehmz.fsfu.html
نام شما
آدرس ايميل شما