هآرتص: اسرائیل جنگی پنهان علیه عربهای مقیم تل آویو به راه انداخته است
روزنامه هآرتص در مقالهای نوشت: "عربهای شهروند اسرائیل میگویند نسبت به یهودیان مانند شهروندان درجه دو با آنها رفتار میشود.
اشتراک گذاری :
به گزارش حوزه بین الملل خبرگزاری تقریب، "نغم زبیدات"، نویسنده این مقاله در هآرتص در این مقاله آمده است: "بر اساس گزارشها که ۲۸ نوامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، هفته گذشته نوجوان فلسطینی «نبيل صافی»، ۱۵ ساله از کفر یاسيف، بر اثر شلیک گلوله سرگردان کشته شد؛ حادثهای دیگر در سلسله قتلهای مکرر در شهرهای عربنشین اسرائیل. رسیدن نیروهای امدادی نیز فایدهای نداشت و این تراژدی با مرگ یک نوجوان و ویرانی خانوادهای دیگر پایان یافت".
به طوری که این جنگ نه با تانک پیش میرود و نه با حملات هوایی، بلکه با قطع آرام بودجهها از شهرهای عربی، وعدههای توخالی، و رها کردن جریان سلاحهای غیرقانونی بدون هیچ نظارتی.
فلسطینیهای ۱۹۴۸ حدود ۲۰ درصد از جمعیت ۹.۷ میلیونی اسرائیل را تشکیل میدهند. آنها سالهاست با فقر گسترده، کمبود سرمایهگذاری در آموزش، ازدحام جمعیت و کمبود خدمات شهری دستوپنجه نرم میکنند و میگویند که در مقایسه با یهودیان همچنان «شهروندان درجه دو» به حساب میآیند.
پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، موج تازهای از قوانین و اقدامات تنبیهی علیه شهروندان عرب با عنوان «حفظ امنیت» یا «جلوگیری از حمایت از تروریسم» اعمال شد که عملاً موجب تشدید فشار و تبعیض شده است.
زبیدات معتقد است که این بیتوجهی ساختاری در طول سالها، به چرخهای از خشونت فزاینده منجر شده است. روزنامههای اسرائیل وضعیت فعلی را «بیسابقه» و «خارج از کنترل» توصیف میکنند، درحالیکه پلیس تنها به تکرار جملاتی کلی مانند «در حال تحقیق هستیم»، «تلاشها را افزایش میدهیم» و «خشونت را محکوم میکنیم» بسنده میکند، بیآنکه نتایج واقعی بهدست آید.
به گفته نویسنده، این وضعیت نابسامان محصول نظامی است که اجازه میدهد سلاحهای غیرقانونی مانند «آبنبات» در جامعه بچرخد و سپس فقط بعد از وقوع جنایت برای جمعآوری اجساد ظاهر میشود.
نمایندگان عرب در کنست و رهبران کمیته پیگیری امور عربهای اسرائیل میگویند: «نهادهای اسرائیلی اراده لازم برای توقف جنایت در جامعه عربی را نشان نمیدهند. همچنین شهرداران شهرهای عربی، دولت و پلیس را به بیتوجهی عمدی و رها کردن جوامع عربنشین متهم میکنند؛ وضعیتی که زمینهساز جنایتهای پیدرپی بدون مجازات شده است.
مقاله یادآور میشود که هنگام وقوع جرم در محلههای یهودی، واکنش فوری مانند استقرار گسترده نیروهای پلیس، بستن مناطق، تعقیبها، ایستوبازرسیها و استفاده از هلیکوپتر و یگانهای ویژه اتفاق می افتد؛ اما در مناطق عرب نشین، که تقریباً هر هفته شاهد قتل هستند، پاسخ معمولاً دیرهنگام، محدود و همراه با حضور کمرنگ نیروهای پلیس است.
نویسنده تأکید میکند که این تفاوت در برخورد کاملاً عمدی است، زیرا هیچ پیامدی برای نادیده گرفتن جوامع عربی وجود ندارد.