تاریخ انتشار۱۵ خرداد ۱۴۰۰ ساعت ۲۳:۴۳
کد مطلب : 506763

بخشی از حوادث ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به روایت آیت‌الله‌ شبیری زنجانی

آیت‌الله شبیری زنجانی در مطلبی در کتاب جرعه‌ای از دریا، به تشریح بخشی از حوادث ۱۵ خرداد ۴۲ و ماجرای دستگیری امام(ره) پرداخته و آورده است: متعاقب حوادث این روز، چند تن از علما نامه‌ای به شاه نوشتند و با طرح مرجعیت امام(ره) مانع از اقدامات خشن حکومت علیه ایشان شدند.
بخشی از حوادث ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به روایت آیت‌الله‌ شبیری زنجانی
به گزارش حوزه اندیشه خبرگزاری تقریب، آیت‌الله شبیری زنجانی در مطلبی در کتاب جرعه‌ای از دریا، به تشریح حوادث ۱۵ خرداد ۴۲ و ماجرای دستگیری امام و نامه چند تن از علما در مصونیت امام به خاطر کسوت مرجعیت تقلید پرداخته است.
 
 متن مطلب ایشان به شرح زیر است:
 
دو سه شب قبل از پانزده خرداد ۱۳۴۲، شب عاشورا از طرف آقای گلپایگانی به منزل حاج آقای ما آمدند و گفتند که آقای خمینی می‌خواهد در روز عاشورا سخنرانی کند و اطلاع داریم که حکومت تصمیم دارد ایشان را دستگیر کند و این کار جدّی است و آقای خمینی حرف ما را قبول نمی‌کند و از حاج آقای والد خواسته بودند چون با آقای خمینی رفیق است، آقای خمینی را از این کار منصرف کند. شب عاشورا نیمۀ شب هم بعضی از زنجانی‌ها، حاج آقا را بیدار کردند که شما آقای خمینی را از این کار منصرف کنید.
 
عصر روز عاشورا مرحوم والد من را فرستادند که به منزل آقای خمینی بروم و از طرف ایشان بخواهم سخنرانی نکند. منزل آقای خمینی خیلی شلوغ بود، چون می‌خواستند برای سخنرانی بیایند. موفق نشدم آقای خمینی را ببینم. آقا شهاب اشراقی داماد ایشان را دیدم و مطلب را به او گفتم. آقا شهاب رفت و به آقای خمینی اطلاع داد ولی آقای خمینی گفته بود که اینها تهدید و ارعاب است و اعتنا نکرده بود. بعد هم آقای خمینی به فیضیّه آمد و سخنرانی کرد. ولی ایشان را دستگیر نکردند.
 
آقا شهاب مرا دید و گفت: دیدی تهدید و ارعاب بود و خطری نبود؟! البته طبیعی هم بود که حکومت در روز عاشورا اقدام به دستگیری نکند، چون مردم عزادار بودند و غائله بیشتر می‌شد ولی بعد از دو روز ایشان را دستگیر کردند. وقتی آقای خمینی را دستگیر کردند، آقای شریعتمداری، آقای میلانی، آشیخ محمدتقی آملی (ساکن تهران) و آمیرزا احمد آشتیانی اقدام کردند و درباره مصونیت قضایی آقای خمینی نامه‌ای به دستگاه حاکم دادند. نامه به امضاء این چهار عالم، ولی متن نامه از آقای شریعتمداری بود. از خود آقای شریعتمداری شنیدم که گفت: متن نامه را من نوشتم. قاعدتا هم آن نوشته با سبک نگارش آقای شریعتمداری موافق بود نه با قلم آقایان دیگر.
 
مفاد نامه این بود که آقای خمینی مجتهد و مرجع است. قانون درباره مجتهد تصریح به مصونیت قضایی نداشت ولی آقای شریعتمداری به فحوای قانون استدلال کرد که چون نمایندگان مجلس طبق قانون مصون هستند و تراز اوّل فقها بر نمایندگان اشراف دارند، پس بالأولویّة فقها و مجتهدین مصون هستند.
 
وقتی آقای خمینی را دستگیر کردند، همه آقایان غیر از آقا نجفی که به صحن مطهر رفته بود در بالاخانه منزل حاج آقای والد جمع شدند. آقای گلپایگانی، آقای شریعتمداری، آقای میرزا هاشم آملی بودند. آقای اراکی نبودند چون ایشان اصلاً جایی نمی‌رفت. آقای مشکینی آمد و قدری اظهار حرارت و ناراحتی کرد. آقای گلپایگانی هم قدری به آقای مشکینی تند شد. بعداً آقای مشکینی درباره تندی آقای گلپایگانی به وی، می‌گفت: «ما تحمّل می‌کنیم.»
 
آقای حاج آقا رضا صدر روی پلّه‌های بالاخانه نشسته بود و جلو بعضی از اشخاصی را که مناسب نبود در جلسه بالاخانه شرکت کنند، می‌گرفت و نمی‌گذاشت بالا بیایند. یکی از اصحاب نزدیک یکی از آقایان که متّهم بود با دستگاه شاه مرتبط است، خواست بالا بیاید ولی حاج آقا رضا جلویش را گرفت و خیلی به آن شخص برخورد! بعد از آن جلسه قرار شد علما در شهر ری اجتماع کنند. آقای شریعتمداری به آقایان نامه نوشت و آنها را برای اجتماع دعوت کرد. آقایان میلانی، آخوند ملّاعلی همدانی و آمیر سید علی بهبهانیِ اهوازی جزء مدعوّین آقای شریعتمداری بودند. در اجتماع شهر ری آسید ابوالحسن رفیعی را نیز آورده بودند.
 
جرعه‌ای از دریا، ج۳، ص۶۶۰
 
انتهای پیام/
 
http://www.taghribnews.com/vdcepp8nxjh87fi.b9bj.html
مرجع : ایکنا
نام شما
آدرس ايميل شما