تاریخ انتشار۳ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱۸:۴۴
کد مطلب : 23600
معرفی کتاب

بررسی و نقد مداخل قرآن، حدیث، رجال و تفسیر در دایرة المعارف اسلام

دکتر مژگان سرشار مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی چاپ اول/ ۱۳۸۹ش/ ۱۰۰۰نسخه رقعی/۲۱۶ص/ شومیز شابک: ۶-۱۱۷-۱۶۷-۹۶۴-۹۷۸ قیمت: ۲۲۰۰تومان
بررسی و نقد مداخل  قرآن، حدیث، رجال و تفسیر در دایرة المعارف اسلام
خبرگزاری تقريب(تنا):کتب آسمانی پیامبران، از آنجا که مخاطبشان انسان بوده، همواره در کانون توجه انسان قرار داشته اند و از جنبه های مختلف در آنها تحقیق و تفحّص شده است. در میان کتب آسمانی ادیان الهی، قرآن کریم برتر و متمایزتر از همه است و در طول تاریخ اسلام، هم مسلمین و هم غیرمسلمین در آن به تفحّص و دقّت و تفکّر پرداخته و به کسب حقایق و معارف نائل شده اند و علوم و رشته های مختلفی از جمله علم حدیث، علم رجال و علم تفسیر بر پایه قرآن کریم و در منظومه علوم اسلامی پدید آمده اند.
در میان پژوهش های غربیان درباره اسلام، دایرةالمعارف اسلام جایگاه مهمی داشته و در آن، مداخل متعدد و متنوعی از موضوعات دین اسلام جای داده شده است. این دایرةالمعارف نخستین بار در فاصله سال های ۱۹۱۳ تا ۱۹۳۹ میلادی منتشر شد و بعدها در محتوای آن تجدید نظر شده و با ویرایش تازه ای عرضه گردید. جلد سیزدهم این ویرایش در سال ۲۰۰۳ منتشر شد و ویرایش سوم آن هم تاکنون تنها سه مجلدش چاپ شده است. در واقع، اکنون ویرایش دوم این دانشنامه مورد ارجاع محققان قرار می گیرد زیرا بسیاری از مطالب ویرایش اول، قدیمی شده و دیگر قابل استفاده نیست.
به هر روی، از آنجا که این دانشنامه را غربی ها نوشته اند و یا دست کم دیدگاه های غربی در آن غلبه داشته است، محققان جهان اسلام با مداخل آن برخوردی انتقادی نموده و در صدد بیان کژی ها و برداشت های نابجا و توصیفات ضعیف و تحلیل های یک سویه آن برآمده اند؛ امری خوش یمن که دست کم متضمن دو برکت است؛ یکی آنکه دیدگاه های غربی درباره اسلام را به چالش می کشد و از این منظر، ضعف ها و کژبینی های آن را آشکار می کند؛ دیگر آنکه خود محققان جهان اسلام را با ابعاد این دین مبین و روش های تازه در تحلیل و تأمل در جنبه های مختلف آن آشنا می سازد و باعث بارورتر شدن تحقیقات و پژوهش های ایشان
می شود. کتاب بررسی و نقد مداخل قرآن، حدیث، رجال و تفسیر در دایرةالمعارف اسلام گامی است در این جهت.
نویسنده در این کتاب، چهار مدخل مهم از دانشنامه اسلام را به نقد کشیده است. این چهار مدخل عبارتند از: قرآن، حدیث، رجال و تفسیر. در دانشنامۀ اسلام، مدخل قرآن را آلفورد ولچ و جیمز پیرسن نوشته اند و مدخل تفسیر به قلم آندرو ریپین است. مدخل حدیث توسط جیمز رابسن و مدخل رجال نیز توسط خوتیر ینبل تهیه شده است. مدخل قرآن در میان این چهار، مهمترین است و بیش از بقیه بدان پرداخته شده و به همین جهت نقد آن نیز مفصل تر از سایر مداخل است.
آلفورد ولچ، استاد زبان عربی و مطالعات اسلامی است که در زمینه اسلام آثار تحقیقی دیگری نیز دارد. جیمز پیرسن هم از برجسته ترین پیشگامان کتاب داری و کتاب شناسی اسلامی است. بخش اصلی مدخل قرآن در دانشنامۀ اسلام را ولچ نوشته و این بخش واجد بررسی دقیق تری است؛ چه آنکه محتوای بخش های نوشته شده توسط پیرسن، محتاج نقد زیادی نیست. این امر هم از آنجا ناشی می شود که ولچ با این پیش فرض به نگارش مطلب درباره قرآن دست یازیده که آیات قرآن کریم طی بیست سال اول ظهور پیامبر گرامی اسلام(ص) بر آن حضرت نازل گردیده است. 
در نتیجه ولچ در آیات قرآن کریم در پی یافتن شواهدی است تا تحولات تاریخی و افکار و عقاید را با استناد به آن نشان دهد. این موضوع مغایر با اعتقاد مسلمانان است مبنی بر اینکه قرآن کریم هم به صورت تدریجی و هم دفعتاً بر قلب مبارک پیامبر(ص) نازل شده است. این اعتقاد البته برگرفته از خود قرآن کریم است. ضمن آنکه اگر نظر ولچ درست می بود، آیات قرآن کریم هر چه از آغاز رسالت پیامبر(ص) به پایان آن سیر می کنیم باید از لحاظ فصاحت و بلاغت تطوّر داشته باشد حال آنکه چنین نیست و هیچ صاحب نظری نمی تواند مدعی شود که سوره های مکی فصاحت کمتری در مقایسه با سوره های مدنی دارند. به این ترتیب پیش فرض ولچ از بنیاد دارای وهن است.
کتاب بررسی و نقد مداخل قرآن، حدیث، رجال و تفسیر در دایرةالمعارف اسلام پس از اینکه بنیاد بررسی و تحلیل ولچ را چنین متزلزل و بی اعتبار نشان می دهد، در چند پاره دیگر، آرا و برداشت های وی را محک می زند. این بخش ها عبارتند از «اشتقاق
واژه قرآن و معنای آن در قرآن کریم»، «مترادف های قرآن در خود قرآن»، «قرآن و محمد»، «تاریخ قرآن پس از سال ۱۱ هجری»، «ساختمان قرآن»، «تاریخ گذاری متن»، «واژگان و زبان قرآن»، «شکل های ادبی و موضوع های عمده». در هر یک از این بخش ها ولچ دیدگاه هایی را عرضه داشته که نشان از دریافت نادرست از آیات قرآن کریم دارد و به سخن دقیق تر، او بر اساس معیارهای علم انسانی به سنجش و تحلیل پدیده ای همچون قرآن کریم روی آورده است.
نقد دکتر مژگان سرشار به مقاله قرآن ولچ در پاره «شکل های ادبی و موضوع های عمده» مفهومی تر و مفصل تر می شود. در این بخش از کتاب، نویسنده نقد، توضیح می دهد که برداشت های ولچ از مفاهیم عبارات و آیات قرآن کریم به دلیل آنکه وی با روش تفسیر آیات با کمک خود آیات آشنا نیست، دچار اشکالات و کژی های فراوان است. آیاتی که ولچ به آنها استناد می کند تا مفاهیم مورد نظر خود را از آنها برگیرد، آن گونه معنی نمی دهند که او می پندارد و به همین جهت استنباط او غلط و نتیجه گیری هایش مخدوش و نادرست هستند. ولچ قسم های قرآن (در سوره ای مانند صافات) را «کاهن وار» توصیف می کند و البته منظور او از این عبارت روشن نیست. او سردرگم است که «آیه» که به معنی نشانه است چرا برای تقسیم بندی جملات سوره ها به کار رفته است. درباره قصص قرآن کریم، ولچ ادعا می کند که اینها «حکایاتی» هستند که نمی توان آنها را تاریخی دانست. او بخصوص به آفریدن آسمان ها و زمین در شش روز و نیز اداره امور آسمان ها و زمین از عرش توجه نشان داده و اینها را افسانه تلقی می کند.
سرشار در نقد این دیدگاه ولچ، به این نکته اشاره می کند که او بر ادعاهای خویش دلیلی نمی آورد و می توان به سبک خود او نظرش را رد کرد. با این همه، سرشار به موضوع قصص قرآن پرداخته و استدلال می کند که قرآن کریم در بیان وقایع و داستان های تاریخی، روش خاصی دارد و برای فهم منظور قرآن از بیان این وقایع و داستان ها باید به جنبه های مختلف آنها و نیز راهنمایی هایی که در آیات مختلف در خصوص این داستان ها ارائه شده، توجه نمود. در ادامه نقد این موضوع، بحث جریان آفرینش آسمان ها و زمین، دوره آفرینش، عوامل آفرینش، و... مطرح و دیدگاه های دقیق و مستدل و مستندی در برابر برداشت های موهوم و در برخی مواقع، مغرضانه ولچ به خواننده پژوهنده
عرضه می شود.
پس از این، به نقد مقالۀ حدیث می رسیم و مشاهده می کنیم که در این زمینه هم دیدگاه متقن و قابل اطمینانی در دانشنامه عرضه نشده چرا که تعریف درست و دقیقی از حدیث نزد نویسنده مقاله موجود نبوده است. سرشار به تدقیق این بحث پرداخته و روشن می کند که نقل و استفاده از حدیث در میان شیعه و اهل سنت مستلزم وجوه و روندی است که نویسنده غربی مقاله دانشنامه احتمالاً از آن بی خبر بوده یا بدان نپرداخته است.
در ادامة کتاب حاضر، نقد مقاله رجال عرضه شده است که در آن همچون مقاله حدیث، مشکل اصلی در عدم فهم دقیق و کامل این شاخه از علوم اسلامی است. سرشار متذکر می گردد که مهمترین ایراد وارده بر این مقاله، عدم توجه نویسنده آن به تعریف این علم و نیز ناآگاهی از تاریخ دقیق آن است. همچنین در بررسی علم رجال، نویسنده مقاله دانشنامه بیشتر به کارهای رجالی نزد اهل تسنّن پرداخته است. حال آنکه علم رجال شیعه نیز بسیار پُربار و متقدّم است.
آخرین مقاله، درباره تفسیر است که بسیار مختصر و کوتاه نیز هست. به نظر می رسد این مقاله ایرادات کمتری داشته است و سرشار هم بیشتر به توصیف محتوای آن و توضیح برخی از اصطلاحات و سیر تحوّل و تکوّن علم تفسیر نزد مسلمانان بسنده کرده است. در واقع می توان گفت، این مقاله در دانشنامه، موضوعات بحث انگیز و چالشی را شامل نمی شود و بیشتر توصیفی است از روند تحول علم تفسیر در میان مسلمین.
بررسی و نقد مداخل قرآن، حدیث، رجال و تفسیر در دایرةالمعارف اسلام به عنوان نقدی مؤثر و مستدل نسبت به برداشت ها، دیدگاه ها و روش های علمی غربی در بررسی اسلام و عناصر آن، کتابی است بسیار خواندنی و دربردارنده نکات بسیار درباره مباحث پُردامنه دین اسلام. مباحثی که همیشه می توان آنها را از جهات مختلف بررسی کرد و اطلاعات ارزشمندی از دل آنها به دست آورد که بر عمق و گستره دانش دینی مسلمانان و حتّی غیرمسلمانان می افزاید و پژوهشگران منصف غربی را هم به سمت برداشت های دقیق تر و صحیح تر هدایت می کند.
این کتاب را معاونت فرهنگی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی منتشر کرده و در مقدمه معرفی آن، کلیاتی از سابقه بحث در اختیار خواننده قرار می گیرد که در پیگیری مباحث مندرج در آن، راهگشاست. اگر در پایان آن فهرست اعلام و موضوعات نیز افزوده می شد، در رجوع محققان به محتوا کمک بسیاری می کرد. با این حال، نبود فهرست اعلام، چیزی از ارزش های کتاب کم نمی کند.
http://www.taghribnews.com/vdcawinu.49new15kk4.html
نام شما
آدرس ايميل شما