تاریخ انتشار۱۳ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۲۹
کد مطلب : 724553

آینده برنامه هسته‌ای ایران: ۴ سناریو و محتمل‌ترین آنها

در یک مقاله تحقیقاتی که توسط مرکز مطالعات و مشاوره‌های الزیتونه منتشر شده است، دکتر ولید عبدالحی، استاد علوم سیاسی، آینده برنامه هسته‌ای ایران را با تجزیه و تحلیل مسیرهای بالقوه آن تا سال ۲۰۳۰ بررسی می‌کند.
آینده برنامه هسته‌ای ایران: ۴ سناریو و محتمل‌ترین آنها
به گزارش حوزه بین‌الملل خبرگزاری تقریب؛ این پژوهش با این موضوع آغاز می‌شود که جهان در حال حاضر 9 کشور هسته‌ای اعلام شده دارد و از زمان پیوستن کره شمالی به باشگاه هسته‌ای در سال ۲۰۰۶، گسترش سلاح‌های هسته‌ای عملاً متوقف شده است و در دو دهه گذشته هیچ کشور جدیدی به آن نپیوسته است.

برخلاف تسلیحات هسته‌ای، علاقه جهانی به انرژی هسته‌ای رو به افزایش است و ده‌ها کشور در حال توسعه برنامه‌های هسته‌ای غیرنظامی هستند. این امر احتمال اینکه برخی از این برنامه‌ها با توجه به تهدیدات امنیتی، مانند مورد ایران، به سمت پروژه‌هایی با ابعاد نظامی منحرف شوند را افزایش می‌دهد.

این مقاله نشان می‌دهد که ریشه‌های برنامه هسته‌ای ایران به دوران شاه برمی‌گردد، زمانی که تحت پروژه «اتم برای صلح» از حمایت مستقیم آمریکا برخوردار بود، پیش از آنکه مواضع آمریکا پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران تغییر کند و این برنامه به یکی از برجسته‌ترین نقاط اختلاف بین تهران و واشنگتن تبدیل شود.

این پژوهش همچنین به آنچه اغراق‌های مکرر در ارزیابی‌های اسرائیل در مورد دستیابی قریب‌الوقوع ایران به سلاح‌های هسته‌ای می‌داند، می‌پردازد و به مجموعه‌ای طولانی از پیش‌بینی‌های بنیامین نتانیاهو که از دهه ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۵ را شامل می‌شود و هیچ‌کدام از آنها محقق نشده‌اند، اشاره می‌کند.

سناریوی اول: برچیدن برنامه هسته‌ای

این سناریو مبتنی بر کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای ایران یا اجزای مشکوک به کاربردهای نظامی آن است، مشابه آنچه در آفریقای جنوبی یا لیبی اتفاق افتاد. این مقاله استدلال می‌کند که دستیابی به این سناریو مستلزم کاهش سطح غنی‌سازی به محدودیت‌های غیرنظامی مندرج در توافق‌نامه ۲۰۱۵، بازگرداندن نظارت کامل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) و گذار از توقف فعالیت به برچیدن زیرساخت‌های حساس هسته‌ای است.

 این مقاله استدلال می‌کند  این سناریو با موانع قابل توجهی روبرو است، به ویژه اینکه کنار گذاشتن یک پروژه استراتژیک با این عظمت می‌تواند به وجهه و اعتبار دولت آسیب برساند. علاوه بر این، تجربیات لیبی و عراق، کنار گذاشتن برنامه‌های بازدارندگی را تشویق نمی‌کند، در حالی که مدل کره شمالی نمونه‌ای خلاف آن را ارائه می‌دهد و ایده حفظ قابلیت‌های هسته‌ای را تقویت می‌کند.

سناریوی دوم: آستانه هسته‌ای. این مطالعه فرض می‌کند که ایران در حال حاضر در آستانه تولید سلاح هسته‌ای، قرار دارد و دانش، فناوری و مواد لازم برای تولید سلاح هسته‌ای را در مدت کوتاهی در اختیار دارد، بدون اینکه هنوز تصمیم واقعی برای ساخت آن گرفته باشد.

این سناریو مبتنی بر ادامه غنی‌سازی در سطوح بالا، حفظ ابهام هسته‌ای و محدود کردن دسترسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به این برنامه است، در حالی که از وضعیت فعلی برای بهبود موقعیت مذاکره خود با غرب استفاده می‌کند. همچنین فرض می‌کند که ایالات متحده تمایل دارد به جای درگیر شدن در یک رویارویی نظامی گسترده، این برنامه را مهار کند.این مقاله استدلال می‌کند که تحریم‌های اقتصادی، فشار نظامی و کاهش حمایت کامل روسیه و چین از تهران، مهمترین عوامل بازدارنده این مسیر هستند.

سناریوی سوم: نظامی شدن و پیوستن به باشگاه هسته‌ای

این سناریو مبتنی بر گذار ایران از آستانه هسته‌ای به تولید واقعی سلاح‌های هسته‌ای است. شاخص‌های این مسیر شامل افزایش غنی‌سازی اورانیوم به ۹۰٪، کاهش یا توقف کار بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA)، تشدید بحث‌ها در مورد خروج از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT)، افزایش تولید سانتریفیوژهای پیشرفته و تفسیر مجدد احکام مذهبی (فتواها) در مورد سلاح‌های هسته‌ای برای تمایز بین داشتن و استفاده از آنها است.

این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که ادامه فشار ایالات متحده و اسرائیل می‌تواند جناح‌های خاصی را در درون رژیم ایران وادار کند تا سلاح‌های هسته‌ای را به عنوان وسیله‌ای ضروری برای تضمین بقای رژیم و بازدارندگی دشمنان خود ببینند و از تجربه کره شمالی الهام بگیرند. در مقابل، احتمال یک حمله نظامی گسترده یا وقوع یک مسابقه تسلیحاتی هسته‌ای منطقه‌ای، مهمترین عوامل جلوگیری از این سناریو هستند.

سناریوی چهارم: قُوی سیاه

این سناریو به رویدادهای نادر و غیرقابل پیش‌بینی می‌پردازد که می‌توانند مسیر برنامه را به طور کامل تغییر دهند، مانند: فروپاشی نظام ایران، ظهور رهبری جدید که برنامه را رها می‌کند، حمله نظامی گسترده علیه ایران، تغییر اساسی در روابط ایالات متحده و ایران، و یا کاهش نفوذ ایالات متحده در منطقه و ظهور قدرت‌های جایگزین.

این پژوهش چگونه محتمل‌ترین سناریو را تعیین کرد؟

این مقاله بر تجزیه و تحلیل تعاملات بین شاخص‌های مختلف تکیه داشت. همچنین در مورد یک مدل آمریکایی برای اندازه‌گیری سطح تهدید ایران که به عنوان "شمارنده گایگر ایران" شناخته می‌شود، بحث کرد. این مدل، قابلیت‌های هسته‌ای را با رفتار سیاسی ایران ترکیب می‌کند و سطح تهدید را در مقیاس‌های صعودی طبقه‌بندی می‌کند.

با وجود ملاحظات این متن در مورد برخی از فرضیات این مدل، استدلال می‌کند که این مدل، شاخص مهمی از محیط استراتژیک پیرامون برنامه هسته‌ای ایران را ارائه می‌دهد.

این پژوهش نتیجه می‌گیرد که سناریوی برچیدن برنامه هسته‌ای کمترین احتمال را دارد، با احتمالی بین ۵ تا ۱۰ درصد، در حالی که احتمال حرکت ایران به سمت تولید سلاح‌های هسته‌ای بین ۳۵ تا ۴۰ درصد باقی می‌ماند. محتمل‌ترین سناریو این است که ایران به توسعه آستانه سلاح هسته‌ای ادامه دهد و در عین حال اجزای مختلف خود را تا ۶۰ تا ۶۵ درصد تقویت کند.

بر این اساس، این مقاله نشان می‌دهد که ایران به سیاست ابهام هسته‌ای خود ادامه خواهد داد و بین حفظ قابلیت‌هایی که به آن اجازه تولید بمب می‌دهد و خودداری از اعلام رسمی داشتن آن در نوسان خواهد بود، در حالی که تهدیدات آمریکا و اسرائیل همچنان تأثیرگذارترین عامل در سوق دادن برنامه به سمت تشدید بیشتر است.

انتهای پیام/
https://taghribnews.com/vdcdko05syt0xk6.2a2y.html
نام شما
آدرس ايميل شما