۲
 
ایوب شافعی پور
مدح اهل بیت(ع) در اشعار محمد بن ادریس شافعی (امام شافعی)
تنا
یا أهل بیتِ المصطفی یا عدتی وَ مَن علی حبّهُم أعتَمدُ
تاریخ انتشار : شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۱۸
کد مطلب: 80084
 
مدح اهل بیت(ع) در اشعار محمد بن ادریس شافعی (امام شافعی)

محمد بن ادریس شافعی، معروف به امام شافعی یکی از پیشوایان اهل سنت است که در قرن دوم هجری می زیسته است. او نه تنها در فقه، بلکه در شعر هم آوازه ای داشته که اگر به او به چشم شاعر بودن بنگریم تا فقیه بودن، متوجه ذوق شعری او خواهیم شد. اهل بیت در اشعار او جایگاه ویژه ای داشته که چشم هر خواننده ای را به خود جلب می کند. او در اشعاری که در درباره ی اهل بیت سروده، پس از ستایش خاندان پیامبر و ابراز محبت نسبت به آنان، محبت به آنان را فرضی از طرف خدا و قرآن می داند و همه را بدور از هر نوع تعصب قومی و مذهبی به احترام گذاشتن، قدر دانستن و ارج نهادن به آنان وا می دارد تا آن جایی که نفرستادن درود و صلوات در نماز بر آل و خاندان پیامبر را موجب بطلان نماز شخص می داند. وی در نهایت این مطلب را یادآور می شود که در دورانی که همه در دریای اختلافات فقهی و فرقه ای سرگردان و در حال غرق شدن هستند، باید به حبل الهی و خاندان پیامبر و راه و روش آنان چنگ زد تا از گزند اختلاف در امان ماند.
ازافتخارات اهل بیت(ع) همین بس است که همه ی فرق فقهی و مکاتب فکری و کلامی از مذاهب اسلامی ، چه شیعه و چه سنی به آنها می بالند و به جرأت می توان گفت حتی تندروترین اشخاص از مذاهب اسلامی به خود جرأت جسارت به ساحت مقدس آنان را نمی دهند.
محمد بن ادریس شافعی یکی از پیشوایان اهل سنت است که به حب و دوستی اهل بیت مشهور است و اشعاری که از او در زمینه ی حب اهل بیت رسیده است، می توان حب او را به آن خاندان فهمید. نگارنده در این نوشتار در ضمن بیان زندگانی محمد بن ادریس شافعی به صورت مختصر، در صدد این برآمده است تا با استفاده از منابع و مراجع مختلف دیدگاه ایشان را نسبت به اهل بیت و خاندان پیامبر(علیهم السّلام) را در اشعارش مورد بررسی قرار دهد. 


محمد بن ادریس شافعی(امام شافعی) که یکی از ائمه ی چهارگانه ی اهل سنت به شمار می رود و پیشوای مذهب شافعی محسوب می شود، در سال ۱۵۰ هجری قمری در غزه ی فلسطین دیده به جهان گشود. پدر او ادریس، نسبش به بنی هاشم و بنی امیه در عبد مناف به هم می رسد، که وی از فرزندان مطلّب بن عبد مناف است، که عبد مناف جد نهم او محسوب می شود. مادرش فاطمه دختر عبیدالله، نسبش از طریق امام حسن(ع) یا امام حسین(ع) به حضرت علی(کرم الله وجهه) و فاطمه(سلام الله علیها) می رسد. (۱) ایشان در علم فقه و اصول فقه به حد تخصص و آگاهی بالایی می رسد و کتابهایی همچون: الرّسالة، الأم و مبسوط را می نویسد.
 از مهمترین اساتید او می توان به امام مالک(پیشوای مذهب مالکی) و از مهمترین شاگردان وی به احمد بن حنبل(پیشوای مذهب حنبلی) اشاره کرد. (۲) ایشان در سال ۲۰۴ هجری در مصر وفات کردند. مذهب شافعی یکی از مذاهب تصریح شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می باشد که پیروان این مذهب فقهی، آزادانه همانند دیگر برادران مسلمان خود، به شعائر دینی مربوط به خود عمل می کنند. پیروان این مذهب در ایران در مناطق غربی(کردستان، کرمانشاه و آذربایجان)، در شمال(طوالش) و در جنوب(هرمزگان، فارس و بوشهر) ساکن هستند. (۳)
اکنون نمونه هایی از اشعار گرانقدر شافعی را ورق می زنیم.
شَهِدتُ بأنّ الله لا رَبَّ غَیرَهُ وأشهَدُ أنّ البَعثَ حَقٌ وَأخلَــــصُ
وَأنَّ أبابـکرٍ خلیــفةُ رَبّــه وَکانَ أبوحفصٍ علی الخَیرِ یَحرِصُ
وأُشهِدُ رَبّی أنَّ عثمانَ فاضلٌ وأَنَّ علیّاً فَضـــلُهُ مُتَخَصِّـــــصُ (۴)
ترجمه:
- گواهی می دهم به این که خدائی جز خدا نیست و شهادت می دهم که بعث حق است.
- و خالصانه ایمان دارم که ابوبکر خلیفه ی خداست و عمر بر انجام کار خیر بسیار مشتاق بود.
- و گواهی می دهم که عثمان فاضل است و علی در فضیلت ویژه و خاص است. (۵)
موضوع برتری اهل بیت و حبّ آنان از موضوعاتی است که در بسیاری از جاهای دیگر از اشعارش بر آن تأکید دارد.
در حج برابر جمعی در منی محبت خود را نسبت به اهل بیت اعلام کرده و می گوید:
یا راکِباً قِف بالمُحَصَّبِ مِن منیً وَاهتِف بِقاعِدِ خَیفِها وَالنَّاهِضِ
سَحَراً إذا فاضَ الحَجیجُ إلی مِنیً فَیضاً کَمُلتَطِمِ الفُراتِ الفائِضِ
إن کانَ رَفضاً حُبُّ آلِ مُحمَّدٍ فَلیَشهَدِ الثَّقَلانِ أنّی رَافضِی (۶)
ترجمه:
- ای سوارگان بر شنزارهای منی، سواره بمانید و به نشستگان درّه ها و بلندیها خبر دهید.
- به زائرانی که سپیده دمان بمانند رود خروشان فرات بسوی منی سرازیر می شوند، بگویید:
- اگر محبت اهل بیت رفض و کفر است، جنّ و انس بدانند که من رافضی هستم. (۷)

محبت خاندان نبوت را از واجبات و فرائض می داند و می گوید:
یَا آلَ بَیتِ رَسولِ الله حُبُّکُمُ فَرضٌ مِنَ الله فی القُرآنِ أنزَلَهُ
کَفاکُم مِن عظیمِ القَدرِ أنّکُم مَن لَم یُصلِّ عَلَیکُم لَا صَلَاةَ لَهُ (۸)
ترجمه:
-ای خاندان نبوّت، محبّت شما فرضی است که از جانب خداوند در قرآن آمده است.
- همین در عظمت شأن شما کافی است، آنکس شما را در نماز درود نگفت، نمازی ندارد، (نمازش درست نیست). (۹)
از امام شافعی در مورد امام علی(رضی الله عنه) سؤال شد، ایشان گفت:
إنّا عَبــیدٌ لِفتیً أنزلَ فِیـــهِ {هَل أتَی}
إلی مَتــی أکتُمُهُ؟ إلی مَتی؟ إلی مَتی؟ (۱۰)
ترجمه:
-ما چاکران آن جوانمرد هستیم که درباره ی او سوره ی (هل أتی – سوره ی انسان ) نازل شده
- تاکی آن را پنهان کنم؟ تا کی؟ تا کی؟ (۱۱)
شافعی(رضی الله عنه) به زیارت خانه ی خدا رفت، از کوهی بر نمی شد و به وادی ای فرود نمی آمد، جز اینکه می گریست و می خواند:
آلُ النَّبــــیِّ ذَریــــــعَتی وَ هُــــم إلَیهِ وَسیــــلـَتی
أرجُو بِهِــــم أُعطَی غَداً بِیَدِ الیـــَمینِ صَحیـــفَتی (۱۲)
ترجمه:
-خاندان پیامبر دستاویز منند و ایشان وسیله ی رسیدن من به پیامبرند
- امیدوارم به اینکه فردای قیامت، نامه ی اعمالم را به دست راستم بدهند. (۱۳)
امام شافعی در مورد محبت به علی(رضی الله عنه) می گوید:
قَالُوا: تَرَفَّضتَ قُلتُ: کَلَّا مَا الَّرفضُ دینی وَ لا إعتِقادی
لکِن تَوَلَّیتُ غَیرَ شَکٍّ خَیرَ إمَامٍ وَ خَیرَ هَادی
إن کَانَ حُبُّ الوَلِیِّ رَفضاً فإنَّنی أرفَضُ العِبادَ (۱۴)
ترجمه:
-گویند: تو رافضی و مرتد شدی، گویم: هرگز رفض و ارتداد آیین من نیست
- اما بی شک من بهترین امام و بهترین راهنما را دوست دارم
- اگر محبت علی(که دوست خداست) دلیل بر رفض و بی دینی است، دنیا بدانند که من بی دین ترین مردمانم. (۱۵)
در جای دیگر می گوید:
إذا نَحنُ فَضّلنَا عَلِیّاً فَإنَّنَا رَوَافِضُ بالتفضیلِ عِندَ ذوی الجَهلِ
وَ فَضلُ أبی بَکرٍ إذا مَا ذَکَرتُهُ رُمیتُ بِنَصبٍ عِندَ ذِکری للفَضلِ
فَلا زِلتُ ذَا رَفضٍ وَ نَصبٍ کِلاهُمَا بِحُبَّیهِما حَتَّی أُوَسَّدَ فِی الرَّملَ (۱۶)
ترجمه:
-هر گاه ما حضرت علی را برتری دهیم، به خاطر این برتری، نزد این جاهلان مرتد و بی دین هستیم
- و اگر از فضل ابوبکر یاد کنیم، به این خاطر به ناصبی بودن متهم می شوم
- بنابراین پیوسته به سبب دوستی آنان ناصبی و رافضی هستم، زیرا تا وقتی که سر بر خاک می گذارم ، آنان دو را دوست دارم. (۱۷)
أنا الشّیعی فی دینی و أصلی بِمَکَّة، ثمَّ داری عسقَلیة(۱۸)
ترجمه:
- من در دین پیرو رفتار و خاندان او هستم و قبیله ی من در مکّه است اما در عسقیله خانه دارم. (۱۹)
لَئِن کانَ ذَنبِی حُبُّ آلِ محمَّدٍ فذلِکَ ذَنبٌ لَستُ عَنهُ أتوبُ
هُمُ شُفَعائی یومَ حَشری و مَوقِفی إذا کثرتنی یوم ذاک ذنوب (۲۰)
ترجمه:
-اگر گناه من محبت آل محمد است، از آن گناه توبه نمی کنم،
- ایشان روز حشر و به هنگام توقف در صحرای محشر شفیعان منند، اگر آنروز گناهانم فراوان باشد. (۲۱)
ایشان می گوید:
لَو فتشُوا قَلبی لألفوا بهِ سطرینِ قد خُطّا بلا کاتبِ
العدل وَ التوحید فی جانبٍ وَ حبّ أهلِ البیتِ فی جانبِ (۲۲)
ترجمه:
-اگر دل مرا بکاوند، دو سطر بر آن نقش بسته ببینند، بدون اینکه نویسنده ای آن را نوشته باشد،
- به یک سو عدل و توحید و از سوی دیگر دوستی خاندان پیامبر. (۲۳)
چون در مجلسی از علی و دو فرزندش و همسر پاکش یاد شد، یکی چهره در هم می کشد و می گوید: سخن از آنان درست نیست، این را رها کنید، زیرا این سخن رافضیان است،
آنگاه امام شافعی می سراید:
بَرِئتُ إلَی المُهیمِنِ مِن أُناسٍ یَرَونَ الرَّفضَ حُبَّ الفاطِمیّه
إذا ذکروا عَلیّا أو بَنیه أفاضوا بالرّوایات الویّه
عَلی آل الرّسُول صلاة رَبی وَ لَعنتُه لتلکَ الجَاهلیّه (۲۴)
ترجمه:
-من از دست مردمی که حب فرزندان فاطمه را کفر می دانند به خدا پناه می برم
- چون کسانی که از علی یا فرزندان او یاد کنند، سخنانی می گویند تا پرده و پوشش یاد آنان باشد
- رحمت پروردگار بر خاندان رسول و لعنت خدا بر آن جاهلان باد. (۲۵)
و سائلی عن حُب أهل البیت هل؟ أُقرّ إعلاناً به أم أجحدُ
هَیهاتَ ممزوجٌ بلحمی و دَمی حُبُّهم و هو الهُدی و الرشدُ
یا أهل بیتِ المصطفی یا عدتی وَ مَن علی حبّهُم أعتَمدُ
أنتم إلی اللهِ غَداً وَسیلَتی و کیف أخشی؟ و بکم اعتضدُ
ولیّکم فی الخُلدِ حَیّ خَالدٌ و الضدُ فی نارٍ لَظیً مُخلّدُ (۲۶)
ترجمه:
-ای پرسندگان از من درباره ی محبت اهل بیت، آیا آشکارا به محبت ایشان اقرار کنم یا آن را انکار نمایم
- هرگز منکر محبت و عشق آنان نخواهم شد، چون به خون و گوشت من درآمیخته است و عشق ایشان وسیله ی هدایت و رشد من است
- ای خاندان محمد، ای همه چیز من، ای کسانی که من متکی به حب شما هستم
- شما در روز قیامت پیش خدا شفیع من هستید پس چگونه بترسم در حالی که به شما اعتماد و اطمینان دارم
- آن که شما را دوست دارد، جاودانه در بهشت می ماند و دشمنان شما جاودانه در آتش پر سوز دوزخ خواهند بود. (۲۷)
در جایی دیگر در شعری به نام کشتی نجات می گوید:
وَ لَمَّا رَأیتُ النَّاسَ قَد ذَهَبَت بِهِم مَذَاهِبُهُم فِی أبحُرِ الغَیِّ وَ الجَهلِ
رَکِبتُ عَلَی اسمِ الله فِی سُفُنِ النَّجَا وَ هُم آل بَیتِ المُصطفَی خَاتَمِ الرُّسُلِ
وَ أمسَکتُ حَبلَ اللهِ وَ هُوَ وَلاءوهُم کَما قَد أُمِرنَا بالتَمسُّکِ بالحَبلِ (۲۸)
ترجمه:
-چون دیدم که مذاهب و اختلافات فقهی، مردم را در دریای جهل و گمراهی کشانده
- به نام خدا بر کشتی نجات که همان خاندان پیامبر خاتم است، سوار شدم
- و ریسمان الهی را که همان دوستی و محبت آنان است گرفتم، همانگونه که خداوند ما را به تمسک به حبل الهی فرمان داده است. (۲۹) 

نتیجه ای که از بررسی اشعار او از منابع مختلف موجود بدست می آید می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
۱- دوست داشتن اهل بیت و خاندان پیامبر بدون هر گونه تعصب فکری و فقهی
۲- حب اهل بیت سفارشی برگرفته از جانب قرآن و پیامبر(ص)است، بگونه ای که اگر کسی در نماز خود بر پیامبر و خاندانش درود و صلوات نفرستد نمازش صحیح نمی باشد.
۳- منظور خداوند در قرآن از حبل الهی، پیامبر و خاندان پاک او می باشد.
۴- در زمان اختلافات، به راه و روش پیامبر و اهل بیت او عمل کردن سبب پیروزی و رستگاری می شود و راه درست در پیروی از پیامبر و خاندان او می باشد.
۵- پیروی از پیامبر و خاندانش باعث گرفتن کارنامه ی اعمال انسان در روز قیامت بدست راست و در نهایت سعادت در حیات ابدی است.

پی نوشتها:
۱. چهار امام اهل سنت و جماعت، ص ۱۳۰. پژوهشی درباره ی امامان اهل سنت، ص۶۰ و ۶۱
۲. چهار امام اهل سنت و جماعت،ص ۱۳۹
۳. ر.ک: www.saeedyani.blogfa.com
۴. ر.ک: شعر امام شافعی، ص ۳۴. دیوان الإمام الشافعی، دکتور امیل بدیع یعقوب، ص۹۰. دیوان الإمام الشافعی، عبدالرحمن المصطاوی، ص۷۰
۵. ر.ک: شعر امام شافعی، ص ۳۴
۶. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۳۴،۹۰و۹۱. دیوان الإمام الشافعی، دکتور امیل بدیع یعقوب، ص۹۳. دیوان الإمام الشافعی، عبدالرحمن المصطاوی، ص۷۲
۷. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۳۴،۹۰و۹۱
۸. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۳۴و۱۰۴. دیوان الإمام الشافعی، دکتور امیل بدیع یعقوب، ص۱۱۵. دیوان الإمام الشافعی، عبدالرحمن المصطاوی، ص۹۳
۹. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۳۴و۱۰۴
۱۰. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۵۶. دیوان الإمام الشافعی، عبدالرحمن المصطاوی، ص۱۹و۲۰
۱۱. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۵۶
۱۲. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۶۳. دیوان الإمام الشافعی، دکتور امیل بدیع یعقوب، ص۵۹. دیوان الإمام الشافعی، عبدالرحمن المصطاوی، ص۳۸
۱۳. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۶۳
۱۴. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۷۲. دیوان الإمام الشافعی، دکتور امیل بدیع یعقوب، ص۷۲. دیوان الإمام الشافعی، عبدالرحمن المصطاوی، ص۵۰
۱۵. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۷۲
۱۶. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۱۰۸و۱۰۹. دیوان الإمام الشافعی، دکتور امیل بدیع یعقوب، ص۱۲۲. دیوان الإمام الشافعی، عبدالرحمن المصطاوی، ص۹۸
۱۷. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۱۰۸و۱۰۹
۱۸. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۱۳۵و۱۳۶. دیوان الإمام الشافعی، عبدالرحمن المصطاوی، ص۱۳۰
۱۹. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۱۳۵و۱۳۶
۲۰. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۱۴۳و۱۴۴. دیوان الإمام الشافعی، دکتور امیل بدیع یعقوب، ص۴۸. دیوان الإمام الشافعی، عبدالرحمن المصطاوی، ص۲۴و۲۵
۲۱. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۱۴۳و۱۴۴
۲۲. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۱۵۳
۲۳. ر.ک: همان
۲۴. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۲۱۹. دیوان الإمام الشافعی، دکتور امیل بدیع یعقوب، ص۱۵۲
۲۵. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۲۱۹
۲۶. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۲۲۲و۲۲۳
۲۷. ر.ک: همان
۲۸. ر.ک: شعر امام شافعی، ص۲۷۸
۲۹. ر.ک: همان

کتابنامه:
۱- توکلی، محمد رئوف، چهار امام اهل سنت و جماعت، تهران، توکلی، ۱۳۷۷ش
۲- سپری، فریدون، پژوهشی درباره ی امامان اهل سنت، سنندج، کردستان،۱۳۷۹ش
۳- مصطفی بهجت، مجاهد، شعر امام شافعی، عباس اطمینانی، سنندج، دانشگاه کردستان، ۱۳۸۰ش
۴- بدیع یعقوب، امیل، دیوان الإمام الشافعی، بیروت - لبنان، دارالکتاب العربی، ۱۴۳۰هـ
۵- المصطاوی، عبدالرحمن، دیوان الإمام الشافعی، بیروت – لبنان، دارالمعرفة، ۱۴۳۰هـ
۶- وبلاگ شخصی نورالدین سعیدیانی،www.saeedyani.blogfa.com 
نویسنده ایوب شافعی پور
دانشجوی کارشناسی فقه و حقوق شافعی، دانشگاه مذاهب اسلامی تهران
محرم الحرام ۱۴۳۳ هجری قمری





Share/Save/Bookmark
 


عبدالشکور عصمتی
۱۳۹۰-۱۱-۱۷ ۰۰:۳۱:۴۰
مقاله بسیار زیبایی بود.

مقاله های بسیار زیبایی در سایت تان قرار دارد که اگر آن ها را برای استفاده عموم در یک جزوه یا کتابچه چاپ کنید عالی خواهد بود. (19970)
 
محمد عسگری
۱۳۹۰-۱۱-۱۸ ۱۴:۳۳:۰۴
قشنگ بود همان طور که دوستمان گفته بود اگر در یکجا مقالات سایتتان را برای استفاده ی راحتر یا در یک کتابچه تحت عنوان مجموع مقلات سایت چاپ کنید قشنک خواهد بود (20088)