داخلی     يادداشت     سياست
# # #
دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۳۱
کد مطلب: 25229
معادله جديد قدرت:
انتخابات مجلس ملى افغانستان
 
بعد از يك تأخير چهارماهه قرار است انتخابات مجلس ملى افغانستان در اواخر شهريور ماه جارى برگزار شود. نوعى اتفاق عمومى درباره اهميت اين انتخابات شكل گرفته است. تصور مى شود كه مجلس آينده براى همه طرف هاى ذينفع در افغانستان حائز اهميت خاص باشد. پرسش اصلى اين است كه چرا اين انتخابات براى همه طرف هاى داخلى منطقه اى وبين المللى تا اين حد مهم تلقي مى شود. براى درك روشن تر اين مطلب ويافتن پاسخ روشن ترى بايد شرايط كنونى افغانستان، نيروهاى حاضر در صحنه، صف بنديهاى قومى ومذهبى ودر نهايت اهداف احتمالى هركدام از بازيگران را در نظر گرفت تا تصوير روشن ترى از آنچه در اين كشور مى گذرد بدست آورد.
 
شرايط جارى در افغانستان را مى توان چنين خلاصه كرد:

۱- ضعف دولت مركزى (حامد كرزاى)
۲- افزايش قدرت طالبان
۳- ناتوانى آمريكا و ناتو در حفظ امنيت
۴- تشديد صف بندى قومى، مذهبى
۵- كاهش اعتبار نيروهاى سابق جهادى 

در چنين فضايى از واقعيت ها هر كدام از بازيگران داخلى منطقه اى وبين المللى ذينفع در افغانستان در نظر دارند تا انتخابات مجلس ملى را به گونه اى پيش ببرند كه منافع استراتژيك خود را از طريق آن تأمين كنند، اين كه هر كدام از بازيگران تا چه اندازه توان عملي براي تحقق اهداف خود دارند، موضوع مناقشه آميزي است و نمي توان وحدت نظري در قبال آن يافت. با اين حال اگر شرايط موجود را از بعد امنيت و برگزاري چگونگي انتخابات مجلس ملي در نظر بگيريم لااقل اهداف هركدام از بازيگران را مي توان چنين در نظر گرفت:

۱- دولت مركزى افغانستان خواهان برگزارى آرام انتخابات و شركت حداكثرى در آن است
۲- گروه طالبان خواهان برهم زدن آرامش و شركت حداقلى مردم در انتخابات است
۳- آمريكا و ناتو خواهان آرامش و شركت حداكثرى مردم در انتخابات است
۴- جمهورى اسلامى ايران خواهان آرامش و شركت حداكثرى مردم در انتخابات است
۵- پاكستان خواهان بى ثباتى و شركت حداقلى مردم در انتخابات است 

به اين ترتيب مشاهده مى شود كه دو صف بندى مشخص در انتخابات مجلس ملى افغانستان شكل گرفته است. يك صف خواهان انتخابات آرام وب ا شركت حداكثرى مردم در آن است و صف دوم  منافع استراتژيك خود را در بى ثباتى و شركت حداقلى مردم در انتخابات ارزيابى مى كند. جالب توجه تر اين كه منافع استراتژيك آمريكا، دولت كرزاى و جمهورى اسلامى ايران در يك راستا قرار گرفته است و منافع پاكستان و طالبان در مقابل آنها صف آرائى كرده است. اگر براى بازيگران رديف دوّم هم بتوان سهمى در نظر گرفت عربستان سعودى، امارات متحده عرب را مى توان در صف طالبان و پاكستان قرار داد و هندوستان را در رقابت با پاكستان در صف مقابل در نظر گرفت. چين و روسيه و آسياى مركزى هم جايگاه پايين ترى دارند كه فعلاً با آن كارى نداريم.
 
علاوه بر اين در درون ساختار قدرت در كابل رقابت هاى قومى و مذهبى در حال شدت گرفتن هستند. از بعد قومى پشتونها را مى توان در مقابل ساير اقليت هاى قومى با محوريت تاجيك ها، ازبك ها و هزاره‌ها در نظر گرفت و از بعد مذهبى شيعه وسنى مطرح مى شود. به عبارت روشن تر انتخابات مجلس ملى افغانستان محل رقابت پشتونهاى سنى مذهب در مقابل ساير قوميت‌هاى سنى و شيعه مذهب است و درست در همين جا است كه مى توان تصور كرد تركيب مجلس آينده افغانستان حائز اهميت است. 

علت اصلى اين كه همه طرف ها به آن توجه كرده اند نيز در همين واقعيت نهفته است. انتخابات مجلس ملى افغانستان بهرشكل وكيفيتى كه برگزار شود مى تواند آينده ثبات سياسى و اجتماعى اين كشور را رقم بزند در عين حال در فرداى اعلام رسمى نتايج انتخابات روشن خواهد شد كه هر كدام از بازيگران از چه وزن سياسى واجتماعى تأثير گذار در تحولات بعدى افغانستان برخوردارند. از اين رو برنده گان و بازندگان احتمالى در انتخابات مجلس ملى افغانستان را در سه بعد مى توان تصور كرد:
 
۱- بعد داخلى:
- دولت مركزى حامد كرزاى
- طالبان و قوميت پشتون
- اقليت هاى قومى غير پشتون 

۲- بعد منطقه اى:
- ايران و اقليت هاى قومى غير پشتون
- پاكستان، طالبان وقوميت پشتون 

۳- بعد بين المللى:
- آمريكا، ناتو
- روسيه، چين، هندوستان 

با توجه به اينگونه محاسبات است كه طالبان خشونت را تشديد كرده و حوزه عمليات خود را از جنوب و شرق كشور به مركز شمال و غرب كه محل سكونت قوميت هاي غير پشتون است، گسترش داده است. تهديد و قتل نامزدها و دست اندركاران حوزه هاي انتخاباتي بخشي از اين تاكتيك است. عيني ترين نمونه آن در هرات و گروگانگيري و قتل اعضاي ستاد خانم فوزيه گيلاني است. گذشته از اين هم اكنون دولت اعتراف مى كند كه قادر نيست در "نود" حوزه، انتخابات را برگزار كند و اين ها مناطقى در جنوب وشرق كشور هستند كه طالبان در آن ها تسلط كامل دارند. 

در اين بين آنچه كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است حركت هاى خزنده اى است كه آمريكا و ناتو در راستاى منافع و استراتژى خودشان دارند و مى خواهند انتخابات مجلس ملى افغانستان را به سمتى هدايت كنند كه برآورنده انتظارات آنها باشد. اين حركت ها چه مى تواند باشد؟ واقعيت اين است كه بدليل وجود ابهامات وتناقض ها قضاوت درباره آنها ساده نيست. بويژه از اين نظر كه منافع آمريكا و ناتو در اين انتخابات حمايت از قوميت پشتون در مقابل ساير قوميت ها است كه از متحدان آمريكا بوده وهستند.
 
تناقض دوم آن است كه پايگاه اجتماعى طالبان، قوميت پشتون است و آمريكا با طالبان در حال جنگ است. اين كه چنين تناقضاتى چگونه حل خواهند شد بدرستى روشن نيست ولى واقعيت پيچيده جنگ در افغانستان را بروشنى نشان ميدهند. درست با در نظر داشت اين گونه واقعيت هاى پيچيده است كه مى توان برگزارى انتخابات، كميت وكيفيت ومهم تر از آن پى آمدهاى آنرا رديابى كرد.
برآيند وپى آمدهايى كه ممكن است براى گروهى راضى كننده و براى ديگرى نااميد كننده تلقى شوند.
 
شكل وتركيب وجهت گيريهاى آينده مجلس ملى برآمده از انتخابات عمومى را مى توان تا حدى حدس زد و اين بيشتر بدليل فضاى كلى قبل و بعد از انتخابات خواهد بود. از طرف ديگر صحنه واقعى در افغانستان پيچيده تر از آن است كه بتوان گفت هر آنچه از هم اكنون قابل پيش بينى است، عيناً قابليت تحقق دارد. با اين حال در سطح حدس وگمان مجلس آينده افغانستان مى تواند از چنين ويژگى هايى برخوردار باشد: 

۱- مجلس ملى آينده افغانستان يك نهاد قدرتمند و رقيب دولت حامد كرزاى خواهد بود،
۲- مجلس ملى آينده افغانستان هماهنگ با آمريكا و ناتو خواهد بود،
۳- در مجلس ملى آينده افغانستان قوميت پشتون موقعيت برتر را خواهد يافت،
۴- در مجلس ملى آينده افغانستان حضور قوميت هاى غير پشتون كم رنگ تر از مجلس فعلى خواهد بود،
۵- در مجلس ملى آينده افغانستان سران اصلى جهادى سابق حضور كمترى خواهند يافت.
 
برداشت شخصى من آن است كه اگر چنين اتفاقى بيافتد افغانستان شاهد مجلس ملى به جاي مجلس فعلى خواهد شد كه بيش از آنكه در چارچوب مناسبات جارى قدرت قابل توضيح باشد، در چارچوب استراتژى جديد باراك اوباما و ژنرال پترائوس و قصد آنها براى خروج از افغانستان و واگذارى اين كشور به گروهى يا گروههاى قومى است كه اين خروج را عملى سازند، قابل تبيين است. البته خروج را نبايد به معناى پايان كامل اشغال تصور نمود. آمريكا در افغانستان پايگاه دائمى نظامى بدست مي آورد و يكى از كاركردهاى مجلس ملى آينده تصويب آن خواهد بود. با توجه به اين گونه احتمالات برندگان و بازندگان انتخابات مجلس ملى را مى توان به اختصار چنين در نظر گرفت: 
 
۱- در بعد داخلى قوميت پشتون و طالبان در صف برندگان و نيروهاى جهادى سنتى وقوميت هاى غير پشتون در رديف بازندگان يا حداقل با تضعيف موقعيت كنونى روبرو خواهند شد.
۲- در بعد منطقه اى، پاكستان در حمايت از قوميت پشتون در صف برندگان منطقه اى و ايران در صف بازندگان نزديك به قوميت هاى غير پشتون جاى خواهد گرفت.
۳- در بعد بين المللى، آمريكا واتحاديه اروپا،ناتو برنده و چين و روسيه و هند در رديف بازندگان قابل تصور خواهند بود. 

در يك نگاه كلى تر اگر چنين اتفاقى در پى انتخابات مجلس ملى افغانستان قابل تصور باشد، مجلس ملى آينده افغانستان در كنار كاركردهاى متفاوتى كه از آن انتظار ميرود دو كاركرد اصلى خواهد داشت: 

۱- پايان جنگ، خروج آبرومندانه آمريكا و ناتو و استقرار نظامى در پايگاههاى مطمئن دائمى را تسهيل خواهد كرد،
۲- ساختار قدرت برآمده از قانون اساسى جديد را از نظام رياستى به نظام پارلمانى، با اصلاح قانون اساسي، فدرالى كردن كشور، واگذارى قدرت در شرق و جنوب به طالبان و تجزيه قدرت ملى به سود تسلط قوميت ها البته نيروهاى هماهنگ با استراتژى آمريكا در جنوب آسيا، آسياى مركزى و خاورميانه تغيير خواهد داد. امرى كه بنا به برداشت بعضى ها افغانستان را در مسير تجزيه قومى و مذهبى قرار خواهد داد.
پير محمد ملازهي
Share/Save/Bookmark
انتخابات مجلس ملى افغانستان