فرهنگ انتظار؛ آینده شناسی مومنانه در ساحت معنویت و پیشرفت
یادداشتی از حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمد حسین مختاری؛ رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی و استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه به مناسبت نیمه شعبان
تاریخ انتشار : جمعه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۵۹
کد مطلب: 267897
 
قرن های متمادی است که بشر وامانده از عدالت و آزادی، شوق باز آمدن یا آمدن منجی موعود را در سر میپروراند. اگر چه افق نگاه آزادی خواهان در سراسر دنیا، گونه های مختلفی به انتظار بخشیده است، اما این واژه در معنای عام خود یکی از مشترکات پیروان ادیان الهی به شمار می رود.
 
مفهوم انتظار موعود منجی(عج) عالم بشریت، راهبردی کلیدی در تاریخ بشری محسوب می شود که منشأ آن را باید  در تمام ادیان و نیز اعصارتاریخ بشر جستجو نمود، لذا آرزوی ظهور یک مصلح جهانی، صرفنظر از نوع نگرش به آن و چگونگي ترسيم و پردازش آن، يک ايده فراگير درهمه مکاتب و اديان، به ويژه در مکتب و آئين اسلام است؛ چون انتظار دنيايي ‏بهتر و اميد به آينده‏اي روشن‏تر در پرتو انقلاب جهاني منجي موعود و مصلح‏جهاني، يک انديشه و عقيده فراگير است، بنابراین انتظار از جمله وجوه مشترک بيشتر مکاتب و از نظر تاريخي از ريشه دارترين حرکت ها در تمام ادیان به شمار مي رود.
 
این امر، علاوه بر این که از جمله مهمترین تعالیم دینی کتب آسمانی، مانند تورات، انجیل و قرآن کریم به حساب میآید، از اموری است که به سرنوشت بشریت و تکامل انسان هم ارتباط دارد. سالیان درازی است که آرزوی موعود جهانی، در دلهای خداپرستان وجود داشته است و این آرزو نه تنها در میان ادیان توحیدی بزرگ سابقه دارد بلکه آثار آن را درکتب یونان قدیم ، افسانه های میترا، کتب قدیم چینیان، عقاید هندیان و نظایر آن نیز میتوان یافت.
 
بنابراین فلسفه انتظار، دمیدن روح امیدوارى، پایدارى، آزادی و عدالت در سرتاسر جهان است. تفکر و اندیشیدن به این موضوع که منجی عادلی خواهد آمد و باورمندان را یاری خواهد نمود، اثرات مثبت و خوبی در اعمال و اندیشۀ انسانهای خداباور میگذارد و آدمی را ناظر بر کردار و تفکرات خود میکند.
 
در این بین تبیین مفهوم انتظار در جامعه اسلامی، راهبردی حیاتی برای احیاء جامعۀ آرمانی مهدوی در جوامع اسلامی و دیگر جوامع بشری است، لیکن ضعف مفرط متولیان فرهنگی در انتقال مبانی فکری مهدویت به آحاد مردم علیرغم صرف هزینه های کلان و هنگفت ، در عمل فعالیت های موازی وگزارش محوری برخی نهاد های فرهنگی را موجب شده است که در نهایت به  عدم تبیین فرهنگ انتظار در جامعه و نهاد خانواده منتهی شده است.
 
سستی و کاهلی برخی از متولیان امور دینی کشور که با  ورود برخی عناصر غیر متخصص در امر دین عجین شده است ، شتاب زدگي و تعجيل در ظهور، ملاقات گرايي و برداشت هاي انحرافي  از فرهنگ انتظار را موجب شده است به نحوی که انتظار موجود با فرهنگ انتظار در سیرۀ ائمه اطهار (ع) هیچ گونه همخوانی ندارد.
 
هم چنین عوام گرایی در مفهوم انتظار و تقلیل آن به برگزاری سطحی جشن های نیمه شعبان و نیز  فقدان  تولید ات فاخر آموزه های مهدوی در سیستم آموزشی کشور، چیستی مفهوم انتظار را در هاله ای از ابهام قرار داده است.
 
از سوی دیگر ترویج انتظار سکولار در امر دین و نگاه حدأقلی و سکون و بی تحرکی در صیانت از اسلام ناب و حتی ترویج قبح و زشتی  به سبک انجمن منحلۀ حجتیه با هدف ظهور! و ترویج نا امیدی و ناتوانی باتکیه بر رفع همۀ مشکلات خرد و کلان جامعۀ اسلامی منوط  به ظهور حضرت مهدی (عج)، فقدان تبیین صحیح مفهوم انتظار را در جامعۀ اسلامی بیش از پیش آشکار می کند.
 
 
حال آنکه مفهوم انتظار بر مبنای« والعاقبة للمتّقین» امیدواری را در وجود انسان احیاء ساخته و آینده نگری درخشان و غیر نهیلیستی را در جامعه نهادینه می سازد، لذا ساختار اصلی تحرک و امید و پویایی جامعه را باید در فرهنگ انتظار جستجو نمود.
 
از جمله چالش های فراروی جوامع غربی تبیین آینده و  پیشرفت بدون معنویت گرایی است که با عقلانیت جهنمی و ابزاری «ماکس وبر» بروز و ظهور یافت که در نهایت به  روزمرگی ، زندگی ماشینی و افسردگی  منتهی شد،از سوی دیگر ترویج  آینده نگری به سبک زندگی غربی ،جوامع بشری را نیز با مخاطرات جدی از جمله افسردگی مواجه ساخت که جامعۀ اسلامی نیز از آن آسیب ها بی بهره نبوده است.
 
از این رو افزایش افسردگی در نظام اسلامی معلول پیامدهای سبک زندگی غربی است که از فقدان آینده شناسی ایمانی نشأت می گیرد.
 
حال آنکه جامعۀ انتظار محور نه تنها دچار بی هنجاری نمی شود بلکه امید اجتماعی آن جامعه در بالاترین حد ممکن قرار می گیرد و بر خلاف جوامع غربی که پیشرفت به همراه دل مردگی است لیکن فرهنگ انتظار و فرایند ظهور  نوعی امید  اجتماعی به جامعه تزریق می کند که پیوند پیشرفت و معنویت را با یکدیگر توأم می سازد؛ همچنانکه در «دعای عهد» به آن اشاره شده است:«اللّهُمَّ بِهِ بِلادَکَ ، وَ أَحْىِ بِهِ عِبادَکَ؛ ای خدا شهر و دیارت را به وجود او معمور ساز و بندگانت را به واسطه ی او زنده ساز».
 
لذا فرایند ظهور و اصل انتظار آینده را می سازد و انفعال را در مواجهه با مشکلات از جامعۀ اسلامی دور می سازد، لذا شکوه جشن نیمه شعبان در نوع خود دست رد به نهیلیسم غربی است که آینده و پیشرفت را بدون معنویت تعریف کرده است، حال آنکه معنازایی جشن های نیمه شعبان، افسردگی، بی معنایی و تکرار را بر نمی تابد، بلکه مفهوم انتظار ، جزئی پایدار و اساسی  در گفتمان اسلامی است که از طریق آینده شناسی مومنانه به مثابۀ سرمایه ای فرهنگی اجتماعی در چارچوب فرهنگ و هویت اسلامی ایرانی عمل کرده و مقدمه سازی حقیقی اصل ظهور منجی موعود(عج)را تسهیل می سازد.
 
 
Share/Save/Bookmark