بررسي آينده اسراييل؛ از سوداي نيل تا فرات تا سقوط در ورطه افول
كاركرد اسب تراوا حمل نظاميان به قلعه رقيب است و هنوز هم اسراييل اين معنا و هدف را دنبال مي كند و خواهان ايفاي چنين نقشي است.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۲۸
کد مطلب: 271298
 
به گزارش خبرگزاری تقریب(تنا)،دكتر مهدي مطهر نيا كارشناس و تحلیلگر مسائل بین‌الملل در زمينه انگيزه هاي پنهان تشكيل رژیم صهیونیستی، چالش ها و افق پيش رو اين رژيم مصاحبه ای انجام شده که مشروح آن در ذیل آمده است:
 
به نظر شما چرا كشورهاي غربي، سرزمين فلسطين را براي تشكيل دولت يهود انتخاب كردند؟
 
اسراييل خود اسب تراوا است و بر اساس سناريوي اسب تراوا اين رژيم ايجاد شد چرا كه در زمان تاسيس اين رژيم، قدرت هاي بزرگ بين المللي نيازمند ورود به منطقه خاورميانه در جهت داشتن يك پايگاه جدي در منطقه هدف خود بودند.
 
بر اساس آينده نگاري هاي به عمل آمده در اتاق هاي فكر در كشورهاي پيشرفته جهان براي ساخت آينده بايد الزامات ابزاري آن فراهم ميشد و يكي از اين الزامات ابزاري كه شايد مهم ترين آنها بود تضمين انرژي براي گردش چرخ دنده هاي صنعت كشورهاي صنعتي در آن زمان بود، و به تبع خاورميانه جايگاه ويژه اي در اين زمينه پيدا مي كرد. لذا سناريوي اسب تراوا طراحي و عملياتي شد و هنوز هم از آن بهره برداري مي شود.
 
اسراييل يك رژيم تاسيسي است نه يك رژيم تكويني و از طرف ديگر يك رژيم داراي رويكرد و بهتر است بگوييم هويتي نظامي است، چرا كه كاركرد اسب تراوا حمل نظاميان به قلعه رقيب است و هنوز هم اسراييل اين معنا و هدف را دنبال مي كند و خواهان ايفاي چنين نقشي است. اين در حالي است كه در قلعه گشوده شده و هم اكنون خود نيروهاي اصلي نه پيش قراول وارد منطقه شده اند. از اين جهت است كه امروز اسراييل تحت فشار منطقه اي و بين المللي قرار گرفته و به باور من ديگر اسراييل داراي كاركردهاي قبلي براي قدرت هاي بزرگ نيست هرچند كاركردهاي خود را كاملاً از دست نداده است.
 
همانگونه كه يعقوب موريدورعامل اطلاعاتي مرتبط كننده اسراييل با آمريكا مي گويد به هر تقدير اسراييل يك پايگاه بزرگ نظامي براي ايالات متحده امريكا و قدرت هاي همسو با اين كشور در خاورميانه محسوب مي شود ولي هم اكنون بايد گفت ديگر سناريوي همكار كليدي جاي خود را به سناريوي اسب تراوا داده است. بدين معنا كه ديگر اسراييل شريك حياتي و درجه يك قدرت هاي بزرگ به ويژه آمريكا در منطقه خاورميانه نيست بلكه جايگاه آن تنزل پيدا كرده و هم اكنون بايد به عنوان يك شريك كليدي از آن ياد كرد.
 
صهيونيست ها در ابتدا آرمان خود را تسلط بر نيل تا فرات مطرح مي كردند. در برهه اي از زمان هم شاهد گسترش قلمرو اين رژيم به قيمت تصاحب زمين هاي كشورهاي ديگر بوديم. با اين حال پس از مدتي صهيونيست ها در يك قلمرو مشخص تثبيت شدند و در سالهاي اخير نيز شاهد عقب نشيني هاي پي در پي اين رژيم بوده ايم. آيا مي توان اين موضوع را شروع افول اين رژيم دانست؟
 
نكته اساسي كه وجود دارد اين است كه آنچه اسراييل براي گسترش خود از نيل تا فرات بيان مي كند يك سياست آرزومندانه و يك سناريوي مطلوب و موجه براي رژيم حاكم بر تل آويو بوده كه الزامات ابزاري و استراتژيك آن هيچ گاه فراهم نبوده است. اكنون بيش از هر زمان ديگر اين الزامات ابزاري و استراتژيك براي اسراييل محدود است. به گونه اي كه اگر اسراييل نتواند يك باز تعريف منطقي از خود داشته باشد بايد آماده افول شديدتر در آينده باشد و از اين جهت است كه بايد بگوييم اسراييل قرن بيست و يكم به هيچ وجه نخواهد توانست جايگاهي را كه در قرن بيستم ميلادي براي قدرت هاي بزرگ فرامنطقه اي داشت در وضعيت كنوني دارا باشد. به همين دليل تمام تلاش هاي نتانياهو براي بزرگ نمايي تحركات خود بر عليه جمهوري اسلامي ايران در مجمع عمومي سازمان ملل متحد و ديگر مجامع بين المللي، تلاشي است در جهت بازآفريني نقش اسراييل براي قدرت هاي بزرگ در مبارزه با چالش برانگيزترين دولت موجود در برابر قدرت هاي فرامنطقه اي خواهان نفوذ در خاورميانه كه تاكنون نتوانسته است آنگونه كه نتانياهو مي خواسته است پاسخگو باشد.
 
با توجه به مهاجرت معكوس، غالب بودن جمعيت اعراب، و بالا بودن رشد جمعيت ميان فلسطيني ها و شكست ها ي اخير رژيم صهيونيستي، عدم مشروعيت اين رژيم، بحران هاي اقتصادي، اعتراض هاي موجود در درون سرزمين هاي اشغالي و مسايلي از اين دست چه آينده و سناريوهايي را مي توان براي اسراييل پيش بيني كرد؟
 
چالش هاي رژيم اسراييل تنها در بحران مهاجرت محدود نمي شود. بحران هاي جمعيتي ابعاد گوناگوني را براي رژيم صهيونيستي به همراه داشته است. از طرف ديگر بايد اين نكته را پذيرا باشيم كه جهان امروز ديگر رژيم هاي ايدئولوژيك را نمي پذيرد و رويكردهاي ايدئولوژيك محور رژيم حاكم بر تل آويو كه در يك هم آغوشي معنادار با رويكردهاي ميليتاريستي همراه شده است، نمايانگر ايجاد يك فضاي منفور كننده در نزد افكار عمومي و لايه هاي گوناگون نخبگان و توده ها در گستره منطقه اي و بين المللي خواهد بود. لذا بايد يكي از مهمترين بحران هاي موجود را سناريوي افول منزلت براي رژيم اسراييل بدانيم. چرا كه رژيم صهيونيستي مدعي يك رژيم مدرن و پيشرفته است كه در جهان امروز، و آينده جهان بيش از امروزمي تواند ادبيات توسعه يافته را تجلي بخشد در حالي كه دو ويژگي اساسي آن يعني ايدئولوژيك محور بودن از يكسو و ميليتاريستي بودن شرايطي را فراهم آورده كه اين رژيم در حال خروج از متن پذيرش افكار عمومي در لايه هاي گوناگون است.
Share/Save/Bookmark
مرجع : انديشكده روابط بين الملل