عوامل ظهور و افول تمدن اسلامی در کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله میرزای نائینی
تنبیه ُالاُمَّة و تَنْزیه ُالمِلَّة، نوشته میرزا محمدحسین غروی نائینی مشهورترین رساله درباره مبانی فکری و ابعاد گوناگون حکومت مشروطه، بر اساس نگرش شیعی، و به زبان فارسی است. هدف اصلی کتاب، نفی استبداد و اقامه دلیل بر درستی حکومت مشروطه، بر اساس مکتب تشیع و پاسخ به اشکالات و شبهات مخالفان مشروطه است. نویسنده در سراسر کتاب، با دیدگاهی که اسلام را توجیه کننده استبداد و حاکمیت استبدادی می‌داند، به شدت مخالفت می‌کند.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۰۲
کد مطلب: 291277
 
زندگینامۀ علامۀ نائینی

آیت الله العظمی میرزا محمدحسین نائینی غروی مشهور به علامه نائینی و میرزای نائینی، در سال 1277 هجری قمری در شهر نایین از توابع اصفهان به دنیا آمد. خاندان این فقیه مبارز همگی ازافاضل و روحانیون سرشناس آن دوران به شمار می‏‌رفتند. پدر محمدحسین، شیخ ‏الاسلام میرزا عبدالرحیم، از خاندان بزرگ منوچهری بود. علامه نائینی تحصیلات ابتدایی خود را در همان شهر خود آغاز کرد و بعد از مدتی در سن هفده سالگی به اصفهان رهسپار شد و در آن حوزه بزرگ تحصیل علوم دینی را ادامه داد و دروس عالی فقه، اصول، فلسفه و حکمت را از اساتید بزرگ آن دیار آموخت.

این عالم بزرگ بعد از چندین سال کسب علم از محضر عالمان اصفهان در سال 1303 هجری قمری راهی نجف اشرف شد تا از بزرگان آن سامان نیز کسب فیض کند و پس از مدتی نیز به شهر مقدس سامرّا مشرف شد تا از محضر شیرزای بزرگ استفاده کند. مرحوم نائینی بعد از رحلت میرزای شیرازی در سال 1314 قمری به کربلا رفته و بعد از دو سال باز به نجف اشرف مشرف شد.

نائینی بزرگ، در طول این مدت از اساتید بزرگی در اصفهان و عراق کسب فیض کرد که برخی از آنها عبارتند از: ابوالمعالی فرزند حاج محمد ابراهیم کلباسی، شیخ محمد باقر ایوانکی، جهانگیر خان قشقایی، سید محمد طباطبایی فشارکی، سید اسماعیل صدر، میرزا محمد حسن شیرازی که در حدود نه سال از دانش سرشار این عالم بزرگ استفاده کرد، آخوند ملّا حسینقلی همدانی، آخوند خراسانی و دیگر بزرگان.

علامه نائینی تدریس فقه و اصول را در نجف اشرف از حجره مدرسه شروع کرد. این در حالی بود که مرحوم آخوند خراسانی استاد مسلم حوزه نجف نیز تدریس داشت.

ایشان کتاب تنبیه الامه را در انقلاب مشروطه در سال 1327قمری به زبان فارسی نگاشت که از سوی آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی مورد تأیید قرار گرفت. نایینی در این کتاب حاکمیت اسلام را با دلیل و برهان قاطع اثبات کرده و پرده از چهره حکومت‌های استبدادی برداشته است و همچنین زندگی در زیر سلطه استبداد را مساوی با برده بودن اعلام می‏‌کند.
 
معرفی کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله

تنبیه ُالاُمَّة و تَنْزیه ُالمِلَّة، نوشته میرزا محمدحسین غروی نائینی مشهورترین رساله درباره مبانی فکری و ابعاد گوناگون حکومت مشروطه، بر اساس نگرش شیعی، و به زبان فارسی است. هدف اصلی کتاب، نفی استبداد و اقامه دلیل بر درستی حکومت مشروطه، بر اساس مکتب تشیع و پاسخ به اشکالات و شبهات مخالفان مشروطه است. نویسنده در سراسر کتاب، با دیدگاهی که اسلام را توجیه کننده استبداد و حاکمیت استبدادی می‌داند، به شدت مخالفت می‌کند.

هدف اصلی کتاب، نفی استبداد و اقامه دلیل بر درستی حکومت مشروطه، بر اساس مکتب تشیع، و پاسخ به اشکالات و شبهات مخالفان مشروطه است. نویسنده در سراسر کتاب، با دیدگاهی که اسلام را توجیه کننده استبداد و حاکمیت استبدادی می‌داند، به شدت مخالفت می‌کند. به عقیده او منکران و مخالفان آزادی، مساوات، شورا و قانون از قوای استبدادند، از این میان به ویژه افرادی را که در زی روحانیت‌اند و از جهل مردم به سود خویش سوء استفاده می‌کنند، «‌شعبه استبداد دینی‌» در کنار «‌شعبه استبداد سیاسی‌» می‌داند.
به عقیده مؤلف، استبداد دینی و قوای نفرین شده آن، از تمام جنبه‌های استبداد، برای جامعه خطرناکتر و مقابله با آن نیز مشکل تر و «‌در حدود امتناع است».
 
مفروضات بنیادی نائینی در تنبیه الامه

مفروضات بنیادی نائینی چنین است که اولاً، زندگی سیاسی، عزّت و ذلّت، افت و خیز و سرانجام، اسارت و ترقی هر جامعه ­ای تابع قواعد روشنی است که «حکمت علمیّه و عملیّه» خوانند. ثانیاً، علم و تمدن مقاصدی دست یافتنی است و آنان که «عاشقانه در مقام طلب برآمدند»، بدان دست یلفتند. ثالثاً، اصول تمدن، که سرچشمه ترقیات است، در نصوص اسلامی مکنون است و اگر مسلمانان بدان دست نیافته و یا حتی مبادی تاریخی خود را نیز فراموش کرده و اسلام را منافی عقل و دین پنداشته­اند، ناشی از فقدان آزادی در جامعۀ اسلامی و اسارت و بردگی مردم به دست ستمگران [طواغیت] امت است.

ایده بازسازی تمدن اسلامی در اندیشۀ نائینی

از بررسی اجمالی آرا و نظرات میرزای نائینی و همچنین ارتباط نزدیک او با سیدجمال اسدآبادی چنین به نظر می‌رسد که در نتیجه پیشرفت سیاسی و علمی جوامع غربی از سویی و  آشوب‌های سیاسی داخل کشور و فقر و عقب‌ماندگی در جامعه ایران از سوی دیگر، بارقه‌هایی از تجدید نظام سیاسی در اندیشه میرزای نائینی روشن شده بود.

محقق نائینی رابطه ­ای مستقیم بین دو اصل آزادی و برابری و ترقی جوامع اسلامی می­بیند و تأکید می­ کند: «مادامی که این دو اصل و فروع مترتّبه- کما جعله الشّارع- محفوظ و سلطنت اسلامیّه از نحوة ثانیه به نحوة اولی تحویل نیافته بود، سرعت سیر ترقّی و نفوذ اسلام محیّر عقول عالم [بود]». نویسنده تنبیه الامه در راستای ایدۀ بازسازی تمدن اسلامی بر اساس صدر اسلام مطالب زیر در آغاز کتاب خود می ­آورد.
 
«بسم اللّه الرحمن الرحیم الحمد للّه ربّ العالمین و الصلاه و السّلام علی اشرف الأوّلین و الآخرین، و خاتم الأنبیاء و المرسلین محمّد و آله الطّاهرین، و لعنه اللّه علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدّین.
 
[ترقی اروپائیان و اسارت مسلمانان] و بعد، مطّلعین برتواریخ عالم دانسته اند که ملل مسیحیّه و اروپائیان، قبل از جنگ صلیب، چنانچه از تمام شعب حکمت علمیّه بی نصیب بودند، همین قسم از علوم تمدنیّه و حکمت علمیّه و احکام سیاسیّه هم، یا بواسطۀ عدم تشریع آنها در شرایع سابقه و یا از روی تحریف کتب سماویّه و در دست نبودن آنها بی بهره بودند و بعد از آن واقعۀ عظیمه عدم فوزشان را به مقصد، به عدم تمدن و بی علمی خود مستند دانستند، علاچ این امّ الامراض را اهمّ مقاصد خود قرار داده و عاشقانه در مقام طلب برآمدند.

اصول تمدّن و سیاسات اسلامیّه را از کتاب و سنّت و فرامین صادره از حضرت شاه ولایت- علیه افضل الصّلاه و السّلام- و غیرها اخذ و در تواریخ سابقۀ خود منصفانه بدان اعتراف و قصور عقل نوع بشر را از وصول به آن اصول و استناد تمام ترقّیات فوق العادۀ حاصله در کمتر از نصف قرن اول را به متابعت و پیروی آن اقرار کردند، لکن حسن ممارست و مزاولت و جودت استنباط و استخراج آنان و بالعکس سیر قهقرائی و گرفتاری اسلامیان به ذلّ رقیت و اسارت طواغیت امّت و معرضین از کتاب و سنّت، مآل امر طرفین را به این نتیجۀ مشهوده و حالت حالیّه منتهی ساخت، و حتّی مبادی تاریخیّۀ سابقه هم تدریجا فراموش و تمکین نفوس ابیّۀ مسلمین را از چنین اسارت و رقّیّت وحشیانه از لوازم اسلامیّت پنداشتند، و از این رو احکامش را با تمدّن و عدالت، که سرچشمۀ ترقّیات است، منافی و با ضرورت عقل مستقلّ، مخالف و مسلمانی را اساس خرابی ها شمردند، تا در این جزء زمان که- بحمد اللّه تعالی و حسن تأییده- دورۀ سیر قهقرائیّۀ مسلمین به آخرین نقطه منتهی، و اسارت در تحت ارادات شهوانیّۀ جائرین را نوبت منقضی، و رقّیّت منحوسۀ ملعونه را عمر به پایان رسید، عموم اسلامیان به حسن دلالت و هدایت پیشوایان روحانی، از مقتضیات دین و آئین خود با خبر و آزادی خدادادی خود را از ذلّ رقّیّت فراعنۀ امّت برخورده، به حقوق مشروعۀ ملّیّه و مشارکت و مساواتشان در چمیع امور با جائرین پی بردند و در خلع طوق بندگی جبابره و استفادۀ حقوق مغصوبۀ خود، سمندروار از دریاهای آتش نیندیشده، ریختن خونهای طیّبۀ خود را در طریق این مقصد، از اعظم موجبات سعادت و حیات ملّیّه دانستند و [برتری] ایثار در خون خود غلتیدن صدور احکام حجج اسلام نجف اشرف که رؤسای شیعۀ جعفری مذهبند بر وجوب تحصیل این مشروع مقدّس و تعقّب آن به فتوای مشیخۀ اسلامیّۀ اسلامبول که مرجع اهل سنّت اند، برای برائت ساحت مقدسۀ دین اسلام از چنین احکام جوریّۀ مخالفۀ با ضرورت عقل مستقلّ، حجّتی شد ظاهر و لسان عیب جویان را مقطوع ساخت، لکن دستۀ گرگان آدمی خوار ایران، چون برای ابقاء شجرۀ خبیثۀ ظلم و استبداد و اغتصاب رقاب و اموال مسلمین وسیله و دست آویزی بهتر از اسم حفظ دین نیافتند، لهذا به سنّت ملعونۀ فرعونیّه که أَخٰافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ گفت، از این اسم بی مسمّی و لفظ خالی از معنی رفع ید نکرده، با فراعنۀ ایران همدست و کردند آنچه کردند!! شنائع عهد ضحّاک و چنگیز را تجدید و دین داریش خواندند، و سلب فعّالیت ما یشاء و حاکمیت ما یرید و عدم مسئولیت عمّا یفعل و نحو ذلک از صفات خاصّۀ الهیّه- عزّ اسمه- را از جاپرین، با اسلامیّت منافی شمردند، و از آلوده ساختن شرع قویم به چنین لکۀ ننگ و عار عظیم هیچ پروا نکرده، در مجمع مسیحیان عیب جو، بدان اعلان و چنین ظلمی را به ساحت مقدّسۀ نبوّت ختمیّه- صلوات اللّه علیها- و بلکه به ذات اقدس احدیّت- تعالی شأنه-، مستبدّانه روا داشتند؛ درجۀ ظلم و استبداد را به این مقام منتهی، و ظلم به خالق را وسیلۀ ظلم به مخلوق قرار دادند، صدق اللّه العظیم و کذلک یقولثُمَّ کانَ عاقِبَهَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّوای أَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُنَ».
Share/Save/Bookmark