خبرگزاری تقریب 26 فروردين 1398 ساعت 13:49 http://www.taghribnews.com/fa/news/414854/سیل-کشف-المحجوب-جامعۀ-ایرانی-واقعیتی-حال-زیستنش-هستیم -------------------------------------------------- یادداشتی از سجاد صفارهرندی؛ عنوان : سیل و کشف المحجوب جامعۀ ایرانی/ واقعیتی که در حال زیستنش هستیم -------------------------------------------------- تابلوهای زیبایی که سیل امکان ظهور و درخشش‌شان را فراهم کرد، واقعیت‌هایی است که در لحظات و سلول‌های حیات اجتماعی ما جریان دارد و ادامۀ حیات را ممکن می‌کند. متن : به گزارش حوزه فرهنگ وهنر خبرگزاری تقریب،سیل مهیب در چند استان کشور تا کنون جاندههانفر از هموطنان ما را گرفته و در زندگیصدهاهزاراز آنان نیز اختلالی بزرگ به وجود آورده است. چه بسیار یادگارها که در هجوم بی رحم سیل مفقود شده و چه فراوان اندوخته های عمری قناعت و سختکوشیکه در چشم بر هم نهادنی بر آب رفته است.فاجعۀبزرگ، آن هم در این عمق وگسترۀبزرگ ملی، ما اهالی صنعت تولید کلام را قبل از هر چیز به سکوت فرا می خواند. در برابر فاجعه و رنج های جانکاه آن زیاده گویی نباید و نمی توان کرد. زمانی لازم است تا خشم و سرکشی طبیعت فرونشیند، قلب هایی که با عدد ورودی و خروجی سد دز و کرخه به تپش می افتند آرام گیرند، سیل بندها به محل بازیگرگمبه هوای کودکان بدل شوند، خشت ها و ستون های سست شده از نو استوار گردد و هر کس به سهم ونوبۀخود در تدارک و جبران خسارات قدمی بردارد. وانگهی فرصت برای سخن گفتن از سیل و سبب و اسباب و سرشت و ماهیتش بسیار خواهد بود. اما صرفاً برای توجه به واقعیت مهمی که در حال زیستنش هستیم و نشانه گذاری آن تا زمانی در فرصت بهتر موضوع توجه و تأمل اهل دانش و اندیشه قرار گیرد، از این اشارت کوتاه ناگزیرم. هرچند سیل فروردین گل و لای را به خانه و کاشانۀ اهالی شریفپلدخترآورد، ولی نباید از خاطر برد که گل و لای و غبار و رسوب فراوانی را نیز از پیش چشمان نظاره گر و از روی عینک های تحلیل ما زدود و شست و با خود به دریا برد. گویی این پوشش غلیظ گل و رسوب باید کنار می رفت تا جامعۀ ایرانی، همان که بسیاری از اساتید و بزرگان صنعت تولید کلام سرمایۀ اجتماعی آن را تحلیل رفته و صدر تاذیلشرا درسیطرۀسوژۀنولیبرال معرفی می کنند، باطن و سیرت خود را باز بنماید. طی سه هفتۀ اخیر تابلوهای زیبایی از واقعیت های ساری و جاری در متن حیات اجتماعی ایرانیان را به چشمان خود دیدهایم: همبستگی و تعاون خودجوش زن و مرد و پیر و جوان روستایی که در ساخت سیل بند برای حفظ مسکن و دیار خود مشارکت می کنند، آگهی های پرشمار شهروندان شیرازی و حتی هتل ها و مهمانسراهایی که به عنوان یک بنگاه سوداگرانه باید از منطق بازاری تبعیت کنند- برای اسکان رایگان مسافران و آسیب دیدگان سیل، حضور پررنگ دانشجو، پاسدار، کاسب، کارمند و کشاورز داوطلبِ جهادیدرپل دختربرای امداد و پاکسازی شهر از گل و لای، شرافت سربازوظیفۀگمنامی که مرخصی چند روزۀ خود را وقف حضور در مناطق آسیب دیده و کمک رسانی می کند، بلندنظری اهالی روستایلرنشینکه با اعلام بی نیازی از دریافت مواد غذایی خودداری کرده و آدرس روستای نیازمند دیگری را می دهند،یزلهو شادمانی شورانگیز جوانان عرب حمیدیه که پس از چند روز کار طاقتفرساموفقیت خود در جلوگیری از پیشروی سیل را به طور جمعی جشن می گیرند و ده هانمونۀدیگر، تابلوهای زیبا و ماندگاری است که از سیل فروردین، با همۀ تلخی ها و رنج ها و خسارت های آن، برای ما به یادگار خواهد ماند. مطلب اما این است که اگر این تصاویر را صرفاً حاکی از واکنش هایی خاص و استثنایی به واقعه ای خاص و استثنایی تلقی کنیم و در واقع از این طریق آنها را از چارچوب ارزیابی و محاسبه مان دربارۀ واقعیت جامعۀ ایران خارج سازیم، ره به خطا بردهایم. در واقع، این کشفالمحجوبزیبایی هایی است که در زندگی اجتماعی ما جریان دارد و اغلب ما همچون ماهی که از آب غفلت دارد، نسبت به آن متذکر نیستیم. رسانه ها و گزارش ها و گفتگوهای ما آکنده از خبرهای بد و تصویرهای تیره است و عموم اصحاب تحلیل و تبیین بر اساس این تصویرهای تیره و تار که البته بخشی از واقعیت هستند- ارزیابی ها و تبیین هایی از وضع موجود ارائه می دهند که عموماً به کلیدواژه هایی چون بحران، اضمحلال، فروپاشی و می انجامد. از خود نمی پرسیم که اگر واقعیت ها سرتاسر این همه تیره و تار است، پس چرا ما در این محیط سخت وپرتهدیدو پرمسألهپاییدهایم؟ چرا ماندهایم؟ چرا دوام آوردهایم؟ پاسخ در کشفالمحجوبیاست که سیل فروردین صورت داد. تابلوهای زیبایی که سیل امکان ظهور و درخشش شان را فراهم کرد، واقعیت هایی است که در لحظات و سلول های حیات اجتماعی ما نه فقط در این موقعیت بحرانی خاص- جریان دارد وادامۀحیات را ممکن می کند، اما چون به چنگ عدد و رقم و تحلیل در نمی آید و ارزش خبری ولایک خوربالایی ندارد، عموماً راهی به سمع و نظر و ذهن ما نمی یابد. مقصود آن نیست که چشم بر داده هایی که از ضعف ها و آسیب ها، مثلاً کاهش اعتماد و تعاون عمومی، حکایت دارد ببندیم و یا رشد و گسترش منطق بی رحم بازار و کالایی سازی روابط اجتماعی را نادیده بگیریم. اما فقط لازم است که در کوبیدن چکش بر روی میز و صدور حکم نهایی در باب وضع کنونی جامعۀ ایران چندان عجله نکنیم و خصوصاً فرصت سیل را در نمایان ساختن آنچه که معمولاً مشهود و دیدنی نیست، به راحتی از کف ندهیم. انتهای پیام/