خبرگزاری تقریب 23 شهريور 1397 ساعت 14:10 http://taghribnews.com/fa/doc/news/359063/محسن-دامادی-عدم-تصویر-قهرمان-ضعف-بزرگ-سینمای-دینی-حاصل-کارم-شیخ-بهایی-نپسندیدم -------------------------------------------------- استاندارد سازی سینمای دینی یک ضرورت یا نیاز عنوان : محسن دامادی: عدم تصویر قهرمان ضعف بزرگ سینمای دینی/ حاصل کارم در «شیخ بهایی» را نپسندیدم -------------------------------------------------- یک فیلمنامه‌نویس گفت: از نگاه من اصلی‌ترین نقطه ضعفی که سینمای دینی ما دچار آن است عدم تصویر قهرمان است، زیرا نویسنده نمی‌تواند درام داستان را در قالب قهرمان به بیننده عرضه کند. متن : به گزارش خبرگزاری تقریب، محسن دامادی فیلمنامه نویس و کارگردان با بیان این که عملکرد سینما در چهار دهه گذشته قابل قبول است، گفت: اگر بخواهیم اتفاقات دهه اخیر سینما را رصد کنیم هنر هفتم توانسته در چهار دهه گذشته نمره قبولی دریافت کند. به ویژه در حوزه فیلمنامه نویسی، کارگردانی و مسائل فنی شاهد رشد بسیار جدی در سینما بوده ایم، هرچند در این میان مشکلاتی نیز وجود دارد که شاید مهمترین شکل آن را در عدم ارتباط بسیاری از تولیدات سینمایی با مردم توصیف کرد. وی افزود: در سینمای قبل از انقلاب بین مردم و سینما ارتباط خوبی وجود داشت و بعد از انقلاب این ارتباط کمی کمرنگ تر شد؛ این نقیصه را به طور اخص در حوزه سینمای اندیشمند نرم برد قابل لمس و مشاهده است؛ البته کارهایی نیز از جنس سینمای بدنه وجود داشته که با عموم مردم ارتباط خوبی برقرار کرد، اما انتظار می رفت در تمامی حوزه ها شاهد اتفاقات خوبی در سینما باشیم. کارگردان فیلم همه چی عادیه در پاسخ به این مطلب که چرا عموم سینماگران ضعف کلی سینما را نشئت گرفته از فیلمنامه می دانند؟ گفت: این قبیل ادعاها را به هیچ وجه قبول ندارم و معتقدم اگر نقطه قوتی در سینما وجود داشته باشد آن را باید در حوزه فیلمنامه نویسی جستجو کرد؛ زیرا با توجه به محدودیت هایی که وجود دارد باز هم شاهد سناریوهای بسیار خوبی در سینما هستیم. برای مثال فیلمنامه نویسان ما به دلیل ضعفی که در برخی مسائل تکنیکی وجود دارد قادر نیستند بسیاری از موضوعات را در فیلمنامه لحاظ کنند، اما نویسندگان ما با توجه به این محدودیت ها باز هم متون خوبی را به رشته تحریر در می آورند. محدودیت هایی دیگری نظیر مسائل سیاسی وجود دارد که فیلمنامه نویسان ما آن را پشت سر گذاشته اند. فیلمنامه نویس آپارتمان شماره ۱۳ ادامه داد: ضعف اصلی در اجرای فیلمنامه است زیرا متاسفانه در حوزه کارگردانی به تناسب رشد فیلمنامه ها شاهد رشد مطلوبی نبوده ایم. دامادی درباره کیفیت فیلمنامه های دینی گفت: اصلی ترین شاخصه در سینما قهرمان پروری است، زیرا با وجود قهرمان است که درام شکل می گیرد و تماشاچی آنچه که برای قهرمان در طول قصه رخ می دهد را دنبال می کند. با این توضیح ما در اولین قدمی که می خواهیم در این حوزه برداریم با مشکل رو به رو هستیم، زیرا قادر نیستیم چهره قهرمانان خود را ترسیم کنیم. به خصوص در فیلم های دینی ما قادر نیستیم چهره ائمه را ترسیم کنیم. مثلاً در سریال امام علی(ع) ما نمی شد چهره حضرت را نمایش دهیم در صورتی حضرت امیر در خطبه ها و مناظره ها به فصاحت کلام شهره اند، اما در سریالی که با نام آن حضرت تولید شد امکان نمایش گفت وگو وجود ندارد، برای همین کلام آن حضرت از قول دیگران باز گو می شود. این مشکل در سینما قابل حل نیست، چون از نظر فقهی تصویرگری از ائمه در سینما و تلویزیون امکان ندارد. وی افزود: برای اینکه با چنین مشکلی روبرو نشویم سراغ موضوعاتی که نیازمند اشاره مستقیم باشند نمی رویم، بلکه شخصیت هایی را تصویر می کنیم که امکان نشان دادن چهره آنها فراهم است. مثلا در سریال مختارنامه با پرداختن به زندگی مختار ثقفی به نوعی قیام عاشورا هم مورد بررسی قرار گرفته است. در این کار بیننده موقعیت پردازی بهتری را به لحاظ درام، نسبت به سریال امام علی (ع) مشاهده می کند. فیلمنامه نویس یک اشتباه کوچولو درباره کارهایی که در قالب داستان های معاصر سعی دارند به موضوعات دینی و قرآنی بپردازند گفت: از کوزه همان تراود که در اوست. در ابتدا اشاره کردم که فیلمنامه نویسی در ایران رونق خوبی دارد این اما این مقوله به موضوعات دینی تعمیم پیدا نمی کند، زیرا در این حوزه نیازمند پژوهش هستیم به همین دلیل معمولاً آثار از غنای کافی برخوردار نیستند. در حقیقت برای اینکه برداشت های دینی در قالب داستان های معاصر جذابیت لازم را داشته باشد، ضروری است تا مفاهیم موثر دینی که ریشه در تاریخ دارد با تصویرهای مناسب امروزی خلق شوند تا مردم بتوانند با این دست تولیدات ارتباط بهتری برقرار کنند. کارگردان فیلم گپ ادامه داد: من برای نگارش یک فیلمنامه دینی (سریال شیخ بهایی) نزدیک به ۳ سال زمان صرف کردم تا بتوانم مضمون را در دیالو گ ها پیاده کنم، اما سریال مطابق میل من پیش نرفت، زیرا یا من یا کارگردان نتوانسته بودیم شخصیت شیخ بهایی را به خوبی درک کنیم. دامادی در پاسخ به این سوال که اگر به وی سفارشی برای نگارش یک کار عاشورایی داده شود وی چگونه این مضمون را در کارش لحاظ می کند؟ تصریح کرد: یک بخش از کار من بر می گردد به سفارشی که داده شده است، زیرا نویسنده باید بداند سفارش دهنده چه انتظاری از او دارد، اما درباره عاشورا باید بگویم فیلمنامه ای را با تکیه بر باورم در دهه ۷۰ نوشته ام که هنوز فرصت تولید آن فراهم نشده است. وی پایان اظهار کرد: درباره فیلمنامه های عاشورایی ذکر یک نکته را ضروری می دانم. باید در این حوزه با حساسیت بسیار بالایی حرکت کرد، چون اگر قرار است در این عرصه کاری تولید شود آن فیلم یا سریال باید در خدمت مفهوم باشد، نه اینکه به دلیل ضعف پرداخت باعث کاهش علاقه مردم به این حوزه شود و اگر قرار است یک فیلم خوب دینی یا عاشورایی ساخته شود باید همان اندازه که برای نگارش فیلمنامه آن زمان صرف می شود، برای ساختش نیز وقت لحاظ شود.