تاریخ انتشار۲۹ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۲۲:۴۷
کد مطلب : 482706
یادداشت|محمد علی کفایی فر

تحلیلی اجمالی از وضعیت دانشگاه ها و راهکارهای اسلامی شدن آنها

موضوع اسلامی شدن دانشگاه ها، دغدغه ای است که همواره در کلام حضرت امام رحمت الله علیه همه شنیده و خوانده ایم، در مناسبت های مختلف مقام معظم رهبری مدظله‌العالی به این مهم اشاره داشته و هم اکنون نیز یکی از مطالبات جدی معظم له است
تحلیلی اجمالی از وضعیت دانشگاه ها و راهکارهای اسلامی شدن آنها
محمد علی کفایی فر عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم و معاون فرهنگی و امور دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم در یادداشتی نوشت:موضوع اسلامی شدن دانشگاه ها، دغدغه ای است که  همواره در کلام حضرت امام رحمت الله علیه همه شنیده و خوانده ایم، در مناسبت های مختلف مقام معظم رهبری مدظله‌العالی به این مهم اشاره داشته و هم اکنون نیز یکی از مطالبات جدی معظم له است و مسوولان و اساتيد و دانشجویان را مخاطب مستقیم قرار داده و دانشگاه اسلامی را به عنوان یک آرمان مطرح کرده و شاخص های دانشگاه اسلامی را تببین کرده است، البته این، موضوع تازه ای نیست.

از همان اوایلی که مساله انقلاب فرهنگی مطرح شد؛ مساله تربیت اساتید با رویکرد اسلامی و تغییرکتاب های درسی دانشگاه ها، ورعایت موازین شرعی و اسلامی در محیط دانشگاه، مورد توجه بود. ولی متاسفانه برنامه منظمی برای این کار تدوین نگردید که چگونه این اساتید و کتابها باید تغییر و یا ارتقاء یابند و باید طی چند مرحله این کار انجام شود؟ برای کارهای خیلی کوچکتر برنامه ریزی می شود و کارها طی چند مرحله به صورت دقیق و زمان بندی شده انجام می شود، اما کاری با این عظمت - که تنها چیزی را که می توان با آن مقایسه کرد اصل انقلاب است - عده ای در اتاقی در بسته گرد هم جمع شده و تصمیم می گیرند که مثلاً باید در ورودی  دانشگاه ها اعلامیه نصب کرد، دختران دانشجو حجابشان را بیشتر رعایت کنند، نمازجماعت برگزار شود، پس از نماز فلان تعقیبات را بخوانند و امثال آن،  اما اینکه مثلاً در کتاب روان شناسی و یا اقتصاد و سیاست بنویسیم، امام صادق علیه السلام در آن باره چه نظری دارند و مثلا در زمینه اقتصاد ایشان چه می فرمایند؛ چنین کارهایی صورت نگرفته است. این مطلب مهم که اسلامی کردن دانشگاه یعنی چه، چگونه این کار باید انجام شود هیچ مطرح نیست.

اگر وضع به همین منوال باشد چند دهه دیگر هم که بگذرد، سر جای اول خواهیم بود. آن کار اصلی که باید صورت گیرد این است که کتابهای درسی، استادان دانشگاهها، تربیت دانشجویان و برنامه ریزی ها اسلامی شود، اما تاکنون چندان کار مثبتی در این زمینه انجام نشده است. این کار نه برنامه ای و نه مسؤول واحدی دارد و بودجه ای برای آن پیش بینی نشده است.

باید از فرصت استفاده کنیم و اصلاح را از خود شروع نماییم. نباید دیگران را متهم کنیم و خود را تبرئه سازیم. این فرافکنی است که مسؤولان دانشگاهی، مسؤولان نظام و شورای عالی انقلاب فرهنگی را مقصر بدانیم، ولی خود را بی تقصیر جلوه دهیم. ممکن است آنها هم مقصر باشند، ولی ابتدا باید ببینیم که خودمان چه عیب هایی داریم و از خودمان شروع کنیم و ببینیم که چه کارهایی می توانسته ایم برای انقلاب انجام بدهیم و اگر انجام نداده ایم، اکنون انجام دهیم. اگر باید اقدامی انجام دهیم و در زمینه ای فداکاری نماییم به یکدیگر نگاه نکنیم و منتظر اقدام دیگران نمانیم. به طور قطع در موضوع اسلامی شدن دانشگاه ها موفق تر عمل خواهیم کرد.

اگر همه در مقابل چنین مساله با اهمیتی احساس مسؤولیت کنیم و خود را در برابر خونهای شهدا مدیون بدانیم، باید در درس خواندن یا درس گفتن یا برخورد با دانشجویان و یا در هر زمینه دیگری که می توانیم، به این مهم جامه عمل بپوشانیم. دانشگاهی نباید این کار را وظیفه روحانی بداند یا روحانی این کار را وظیفه دانشگاهی به حساب آورد. باید همه در تحقق بخشیدن به اهداف اسلام شریک باشیم. از مقایسه وضع موجود با وضع مطلوب می توان راهی برای انتقال به وضع مطلوب پیدا کرد. باید عالمانه و محققانه بررسی کرد تا ببینیم برای انتقال از وضع موجود به وضع مطلوب چه راهی را باید طی کنیم. تهیه برنامه جامع، تعیین اولویت ها و مشخص شدن مراحل کار، و امکانات مورد نیاز فراهم گردد. 

اگر با وجود پشتیبانی مقام معظم رهبری مد ظله العالی این کار به پیش نمی رود به این دلیل است که برنامه ای نداریم و نمی دانیم چه کنیم. اما وقتی برنامه دقیقی تدوین شد و معلوم گردید که به چه مقدار ابزار، بودجه و نیرو نیاز داریم با عمل بر طبق برنامه، کارها به تدریج، پیشرفت خواهد کرد.

محیط دانشگاه باید به گونه ای باشد که اگر دانشجویی با دین وارد آن می شود با دین هم خارج شود; زیرا دانشجو عنصر سازنده این نظام است و در آینده، پایه های این نظام بر دوش او قرار خواهد گرفت. اگر دانشجو مسلمان باشد این نظام اسلامی باقی خواهد ماند.

پس توقع این است که دانشگاه نیروهای سازنده و نگهبان این انقلاب را به گونه ای تربیت کند که در شان این نظام باشد. اگر دانشجو در رشته علوم سیاسی درس می خواند، بتواند سیاست اسلامی را تبیین کند; زیرا این دانشگاه می خواهد برای آینده این کشور سیاستمدار تربیت کند. اگر در رشته حقوق درس می خواند، بتواند از حقوق اسلامی دفاع کند، خواه حقوق اساسی باشد یا مدنی یا جزایی. اما در برخی موارد دانشگاه، دانشجو را با حقوق و سیاست غرب آشنا و نسبت به اسلام معترض و بدبین تربیت می کند، یعنی دانشجو پس ازتحصیل در دانشگاه اعتقادش نسبت به اسلام ضعیف شده و در ذهنش شبهه به وجود می آید چنین دانشگاهی اسلامی نیست.

دانشگاه ما باید حقوقدان، سیاستمدار و یا اساتیدی تربیت کند که مدافع اسلام باشند. آیا دانشگاه ما چنین کاری می کند؟ در سایر رشته ها نیز همین سؤال مطرح است.

وقتی مقام معظم رهبری می فرمایند: متاسفانه هنوز دانشگاه اسلامی نشده است، یعنی چه؟ یعنی انتظاری که از دانشگاه جمهوری اسلامی داریم این است که فارغ التحصیلانش کسانی باشند که بتوانند اسلام را در ابعاد گوناگون آن در جامعه پیاده کنند; نه تنها نیازهای فرهنگی جامعه ما را تامین کنند، بلکه بتوانند نیازهای تمام دنیا را تامین نمایند; زیرا ما مدعی هستیم که اسلام فرهنگی دارد که می تواند نیاز بشریت را تامین کند. ما مدعی هستیم که مشکلاتی که تا به حال دامنگیر جامعه بشریت شده یا بعدها به وجود خواهد آمد کلید حلش در دست اسلام است.

برای این که اهمیت این موضوع دقیق تر مطرح شود تبرک می جویم به فرمایشات بنیان گذار انقلاب اسلامی و رهنمودهای مقام معظم رهبری در مورد اسلامی شدن دانشگاه. 

از نظر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نه تنها علوم انسانی از فلسفه و عرفان تا علوم اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، هنر و ادبیات ارتباطی مستقیم با برخی مبانی و اصول اعتقادی و معنوی اسلام دارند بلکه حتی علوم طبیعی و ریاضی نیز ریشه در همین مبانی مابعدالطبیعی که در دو علم شریف فلسفه و عرفان اسلامی مطرح می باشد، دارند (نه آنچنانکه صرفا در قرون وسطی و گذشته به آن توجه می گردید) و دعوت به صلح و وحدت میان علوم اسلامی از فقه تا فلسفه و عرفان که در گذشته به علت عدم تحقق نظام سیاسی ولایت در برخی موارد، علمای علوم مذکور در تضعیف و مخالفت با یکدیگر اصرار می ورزیدند، داشتند.

ایشان در پیامی فرمودند" فقها، هنرپیشگان... که در اینجا برخلاف سنت گذشته قایل به ارتباط میان "فقه و سینما" گشتند. چیزی که در نظر بسیاری خود امری اعجاب آور و بی سابقه می باشد و یا ایشان با طرح نقش عظیم "زمان و مکان" در اجتهاد و بدنبال آن با صدور فتاوای بزرگی در خصوص شطرنج، موسیقی و هنر خواستار تحولی جدید در عرصه نگاه سنتی و حوزوی حوزه های علمیه نسبت به مسائل مذکور و جدید بودند و همچنانکه قبلا بیان گردید دنیای مغرب زمین بعد از تجربه چند قرن اندیشه های اومانیستی و الحادی در مخالفت با علوم دینی و الهی هم اکنون به جهت بروز بحرانهای بزرگی در عرصه تفکر و نیز اخلاق و سیاست با وجود فقر معارف مسیحی و دینی در آن سرزمین مجددا متذکر لزوم تحقق پیوندی متعادل میان همه علوم انسانی و حتی تجربی و طبیعی با برخی اصول مابعدالطبیعی و دینی و معنوی می باشند که جا دارد تدوین کنندگان اندیشمند و متعهد اسلامی در عرصه طرح و نقد مواد علمی، آموزشی و پژوهشی کشورمان با توجه به نکات مذکور به ایفای نقش بسیار بزرگ خود در عرصه مباحث علمی و دانشگاهی جمهوری اسلامی ایران و بلکه جهان بشری موفق گردند.

برای اسلامی شدن دانشگاه ها و تدوین علوم انسانی جدید بر اساس حقایق عالیه اسلامی در ابتداء باید متوجه برخی مبانی و محورها و یا اساسا امکان تاسیس علوم انسانی جدید در مراکز علمی دانشگاهی و حوزوی در جمهوری اسلامی ایران و بلکه جهان معاصر گردید تا بر اساس وقوف و تذکر نسبت به آنها بتوانیم قادر به تاسیس و تدوین علوم انسانی و برخی مبانی فلسفی علوم تجربی و پایه موفق گردیم.

علاوه بر حضرت امام خمینی(ره)، یکی از دغدغه‌های بسیار مهم مقام معظم رهبری مدظله العالی نیز موضوع اسلامی شدن دانشگاه‌ها بوده و بارها به این موضوع مهم اشاره داشته و طی دیداری با مسئولان دانشگاه ها با تاکید بر برخی برداشت‌های ناقص از اسلامی شدن دانشگاه‌ها متذکر شدند:

"البته من هم می‏توانم این را احساس کنم که منظور از اسلامی شدن دانشگاه‌ها، همیشه و همه جا و نزد همه درست فهمیده نشده باشد، بعضی‌ها آن را خیلی محدود، کوچک و ضعیف فهمیده ‏اند."

گذشته از تلاش‌هایی که تا به امروز در این خصوص صورت گرفته، فضایی که امروز در دانشگاه‌های کشور حاکم است، حکایت از آن دارد که با وضع مطلوب و نیل به آنچه از آن به عنوان اسلامی شدن دانشگاه‌ها نام برده می‌شود، فاصله زیادی داریم، مقام معظم رهبری مدظله العالی طی دیداری با اعضای نمایندگی رهبری در دانشگاه‌ها در تیر ماه 89 فرمودند:«در دانشگاه‌ها، روش‌ها و روابط، باید صددرصد اسلامی بشود که البته تا حدود زیادی شده است و مدیریت‌ها باید برای اسلام در دانشگاه‌ها، اصالت قائل بشوند … یعنی مدیر و دانشجویان و استادان، اصالت را به اسلام بدهند و رعایت احکام اسلام را بکنند.

ارزش‌های اسلامی در دانشگاه باید مورد مسابقه قرار بگیرد، اسلام در دانشگاه غریب نباشد عمل و تعهد اسلامی یک چیز انگشت‏نما نباشد، نماز، امانت، صدق گفتار، صفا، برادری، عمل جهادی، درس خواندن از روی علاقه و صمیمیت، کمک به یکدیگر در فراگیری، تلاش برای تعمق در معلومات و دانشهای مختلف رایج باشد."

با وجود همه این تاکیدات کم کاری و کم توجهی های برخی مسئولان و نهادها در راستای تحقق دغدغه دیرینه اسلامی کردن دانشگاه ها، کاملا مشهود بوده است.

به نظر می‌رسد اکنون انتظار افکار عمومی از مسئولان برای دادن توضیح در این باره انتظاری به‌جا باشد. به واقع وقت آن رسیده که مسئولان دولت و دیگر نهادهای علمی و حوزوی مسئول توضیح دهند تاکنون در این باره چه کرده‌اند و علت این وضعیت در این باره چیست؟

البته آنچه بیان شده به معنای نادیده گرفتن پیشرفت های حیرت انگیز دانشگاه ها در ابعاد علمی، صنعتی و حتی معنوی و معرفتی نیست؛ زیرا مقام معظم رهبری مدظله العالی در این باره فرموده اند:

"اینجانب از راه‌های گوناگون از حقایق محیط‌های علمی و دانشگاهی کسب اطلاع می‌کنم و با طبیعت دانشگاه نیز آشنایی دارم و بر همین اساس با همه وجود معتقدم که در ایران اسلامی، دانشگاه‌ها به لحاظ علمی، روشن‌بینی دینی و عمق ایمان مذهبی، رشد زیادی کرده، اما در عین حال هنوز دانشگاه هایمان، اسلامی نشده است."

مقام معظم رهبری مدظله العالی در عین حال هرگونه سستی و کم‌کاری در این زمینه را باعث عقب ماندن شدید ملت دانسته‌ و متذکر شده‌اند: "اکنون زمان عمل است و باید با حکمت و تدبیر حرکت کرد، اگر چنین نکنید ملت چند سال به عقب خواهد افتاد و خسارت خواهد دید و افتخار انجام این کار از شما سلب خواهد شد." 

مقام معظم رهبری، تکلیف اسلامی کردن دانشگاه‌ها را متوجه مسؤولان و دست‌اندرکاران وزارت علوم دانسته و فرموده اند: اسلامی کردن دانشگاه‌ها به مفهوم یک تحول بنیادین است که در تاریخ این کشور، ماندگار خواهد شد و تحقق این مهم مستلزم یک تصمیم‌گیری کلان و عملی و نیز اجرای یک روش صحیح، مدون، قانونی، منطقی و حساب شده است. دانشگاه امروز ما اسلامی نیست و باید اسلامی شود و برای این منظور یک تحول عمیق، بنیادین، دلسوزانه، بلند مدت، برنامه‌ریزی شده و همه‌جانبه، ضروری و اجتناب‌ناپذیر است.

علی رغم همه این تأکیدات، متاسفانه در طول این سال‌ها، اقدام درخور و بنیادی برای اسلامی شدن دانشگاه‌ها که مصداق "تحول بنیادین" که همواره مورد نظر و تاکید مقام معظم رهبری مدظله العالی بوده، صورت نگرفته است.

ایشان در فرازی از بیانات خود با تاکید بر این نکته که نباید فضای دانشگاه‌ها به گونه‌ای باشد که نسبت به حجاب اسلامی بی‌احترامی صورت گیرد، فرمودند:

"محیط دانشگاه‌ها بسیار مهم است. در محیط دانشگاه‌ها، خانم‌های دانشجو و استاد باید بکوشند روحیه و فرهنگ اسلامی را ترویج کنند. اجازه ندهید به کسانی - اگر خدای نکرده در دانشگاه‌های کشور هستند - که نسبت به حجاب اسلامی یا زنان و دانشجویان دختر مسلمان بی‌احترامی‌کنند. اجازه ندهید که این‌ها بتوانند افکار فاسد را منتشر کنند. محیط دانشگاه باید محیط اسلامی باشد؛ محیطی برای رشد انسان طراز اسلام؛ انسانی که الگویش فاطمه‌ی زهرا سلام‌اللَّه‌علیه‌ است و این، برای آینده‌ کشور فوق‌العاده مهم است."

در پایان اگر بخواهیم تعریضی از دانشگاه اسلامی داشته باشیم؛ تمسک می جوییم به تعریف مقام معظم رهبری مدظله العالی که می فرمایند:

"من به طور خلاصه دانشگاه اسلامی را دانشگاهی می‏‌دانم که در آن، علم یک ارزش حقیقی است… شما باید علم را دوست بدارید، ارزش بدانید، آن را برای خدا و با نیّت خالص دنبال کنید… علم را اسلام قدسیت بخشیده، علم یک امر مقدس است؛ دنبال علم رفتن دارای قدسیت است. این‏طور نیست که علم مثل هر ابزار دیگری، فقط وسیله‏ای برای پول در آوردن باشد- حالا پول هم از آن در می‏آید- اما قدسیت علم باید حفظ شود؛ «العلم نور»؛ نور بودن علم باید مورد نظر باشد و از جمله‏ی شئون دانشگاه اسلامی، یکی همین است." 

همچنین ایشان برقراری رابطه‏‌ دانشگاه با علمای دینی را از دیگر شاخصه‌های دانشگاه اسلامی دانسته و متذکر شده‌اند: 

"شک نیست که رابطه‏ دانشگاه با علمای دینی که معلّمان دین و اخلاق و امنای معارف اسلامی می‏ باشند، تأثیر شایسته ‏ای در صلاح دانشگاه و سَمت‏گیری اسلامی و رشد معنوی آن خواهد داشت و این چیزی است که برای آینده‏ی کشور و نظام جمهوری اسلامی، دارای اهمیتی حیاتی است."

با همه این اوصاف، پس از گذشت سال‌ها از موضوع دانشگاه اسلامی در نهایت شورای عالی انقلاب فرهنگی سندی تحت عنوان «دانشگاه اسلامی» به عنوان سند بالادستی برای نقشه راه اسلامی کردن دانشگاه تدوین و در سال ۹۲ به دستگاه‌های اجرایی و دانشگاه ها ابلاغ نمود. اما متاسفانه از آن سال تا کنون هنوز برای اجرایی شدن این سند گام‌هایی مثبتی از سوی مسئولین مربوطه برداشته نشده است.

براساس این سند دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی هر جامعه نماد بالاترین سطح علم و فرهنگ آن جامعه محسوب می‌شوند؛ بنابراین آموزش عالى کشور ‌بایستی، مبدأ تحولات علم و فرهنگ باشد. احیاى هویت تمدنى و پیشرفت جمهورى اسلامى، مستلزم رشد متوازن و همه جانبه ابعاد علمى، فرهنگى، سیاسى و اجتماعى کشور است که در مسیر تعالى آن، آموزش عالى کشور نقش پیشران و موتور محرکه را برعهده خواهد داشت.

آموزش عالى کشور رسالت‌هاى مختلفى در ابعاد فرهنگی- تربیتى، آموزشى، پژوهش و فناورى و مدیریتی بر عهده دارد که ‌بایستی آنها را به صورت نظام واره لحاظ نمود که مهم‌ترین آنها عبارتند از: ‌تربیت متخصصین متعهد، خلاق، متخلق، ماهر و کارآفرین،‌ تولید، انتقال و انتشار علم و فناورى در خدمت نیازهاى جامعه اسلامى،‌ ساختارى کارامد و اثربخش با تعامل سازنده و اثرگذار در سطوح ملى، منطقه‌اى و فراملى.

گذشته از تلاش‌هایی که تا به امروز در این خصوص صورت گرفته، فضایی که امروز در دانشگاه‌های کشور حاکم است، حکایت از آن دارد که با وضع مطلوب و نیل به آنچه از آن به عنوان اسلامی شدن دانشگاه‌ها نام برده می‌شود، فاصله زیادی وجود دارد.

اجرا نشدن اسناد بالادستی به ویژه سند دانشگاه اسلامی به عنوان نقشه راه، موضوعی است که کارشناسان و منتقدان زیادی درباره آن ابراز نظر نموده اند.

اولین عامل اصلی اجرایی نشدن سند؛ می توان به«عدم توجه به مسأله تربیت و معنویت» و دومین عامل را «سیاست‌زدگی» دانست و دلیل آن این است که سند دانشگاه اسلامی سال 1392 توسط رئیس‌جمهور وقت ابلاغ شده است. شورای عالی انقلاب فرهنگی زمان زیادی را در جلسات فشرده صرف این اسناد کرد؛ اما اسناد زمانی که ابلاغ شد چند ماه بعد رؤسای دانشگاه‌های کشور به دلیل تغییر شرایط سیاسی اکثرا عوض شده و از رؤسای جدید دانشگاه‌ها نیز مطالبه نشده است. 

متأسفانه دانشگاه ها متأثر از جریان های سیاسی کشور هستند؛ می توان گفت تعداد قابل‌توجهی از دانشگاه‌ها برای پیاده سازی سند دانشگاه اسلامی اقدامی نکرده اند. طبیعتا وقتی سندی مغفول واقع شود، اجرایی هم نخواهد شد.

سومین عامل برای اجرایی نشدن این سند،«نبود ساز و کارهای لازم برای اجرایی شدن آن و یا هر سند بالادستی دیگری» است. تدوین سند و ابلاغ آن، ضرورتا الزامی برای محقق شدنش ایجاد نمی‌کند، و تا زمانی‌ که ساز وکارهای نظارتی و نیازمندی‌های زیرساختی محقق نشود عملا انتظار تحقق آن تا حدودی مشکل است.

زیرساخت‌ها، جنبه‌های مختلفی دارد یک وجه آن حوزه قانون و قانونگذاری است، حمایت‌های قانونی و در واقع برنامه‌های کشور اعم از برنامه‌های توسعه کشور و برنامه‌هایی که در دستور کار حوزه‌های سیاست‌گذار، و به طور مشخص دو وزارتخانه علوم، تحقیقات وفناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور قرار می‌گیرد باید حرکت به سمت دانشگاه اسلامی باشد.

چهارمین عامل،«ضعف قوه مجریه در اجرای سند دانشگاه اسلامی» است.

دولت‌ها باید پاسخگو و مجری این سند باشند، اساسا معنای قوه مجریه همین است که اسناد بالادستی و سیاست‌های کلی نظام را اجرا کند. متاسفانه روسای جمهور به جای اینکه مجری باشند می‌خواهند نظریه‌پرداز باشند آن هم نظریاتی که بعضاً منافات و مغایرت با سیاست‌های کلی نظام دارد. 

باید از دولتمردان مطالبه شود که در این زمینه وظایف خودشان را انجام دهند، همچنین دستگاه‌های نظارتی به خوبی نظارت کنند نمایندگان مجلس نباید نسبت به این موضوعات بی‌تفاوت باشند تا اگر مسئولی در این زمینه ضعف و سستی و تعلل می‌کند برطرف شود.

پنجمین عامل و مانع اسلامی شدن دانشگاه ها؛ و این که انقلاب فرهنگی تاکنون در عرصه دانشگاه ها و مراکز پژوهشی تحقق نیافته است، این می باشد که «غالب اساتید رشته های فلسفه و الهیات و عرفان که می بایست به تدوین چارچوب و تعریف دقیقی از نگرش اسلام در خصوص جهان بینی فلسفی متناسب با تفکر و تمدن معاصر جهان برای هدایت علوم انسانی پایه و فنی اهتمام می ورزیدند با بی تفاوتی و سکوت از اهتمام به چنین مساله سرنوشت سازی خودداری نمودند» و حتی برخی از آنها با وجود اعتقادات دینی و آشنایی با تفکر جهان غرب، حضور در چنین عرصه حیاتی و ارتباط غیر مستقیم و علمی با عرصه حکومت و سیاست کشور اسلامی را نوعی کار "ایدئولوژیک" و سیاسی صرف تلقی کردند.

از سوی دیگر با وجود چنین خلأ و فقر فرهنگی، بعضی از اساتید علوم اجتماعی، اقتصادی و سیاسی که فاقد فهم عمیق نسبت به مبانی فلسفی برای ایجاد چارچوب مورد نیاز انقلاب فرهنگی در این سرزمین الهی می باشند، تحت تاثیر مکاتب اجتماعی و سیاسی غرب با طرفداری ازبینش و فرهنگ علوم انسانی غرب، مروج غربگرایی در عرصه علوم انسانی و سیاسی می باشند و در این میان برخی از متخصصان علوم پایه و فنی که مطالعاتی آزاد در مباحث فلسفی و دینی دارند با تلاش در "عصری کردن معرفت دینی" سعی در انطباق اسلام با مکتب "نئوپوزیتوسیم" غرب که در واقع مروج مکتب "ماتریالیسم جدید و علمی" می باشد، دارند و در این جهت گروه کثیری از عالمان علوم پایه و فنی به صورت سطحی و شخصی معتقدند که علوم مذکور هیچ ارتباطی با رشته هایی چون فلسفه و خصوصا عرفان و الهیات و دین ندارند و بلکه در تباین و تخالف باعلوم مذکور هستند و خود دارای قلمروی کاملا مستقل می باشند.

چنین بینش مادی و حسی هم اکنون در میان بسیاری از دانشجویان و برخی اساتید علوم پایه و فنی و همچنین علوم اجتماعی و سیاسی به علت فقدان و حضور یک جریان نیرومند و مترقی فرهنگ اسلامی که درگذشته با متفکران و بزرگانی چون علامه طباطبایی(ره)، استاد شهید مطهری(ره) و... چنین بینش اصیل و بنیادین برای نسل گذشته را فراهم نمودند و این تلاش عظیم فرهنگی در انطباق متعادل تعالیم عالیه اسلام با مقتضیات عصرجدید خود زمینه فرهنگی مورد نیاز را برای تاسیس حکومت و انقلاب اسلامی در دو دهه گذشته بوجود آورد، ندای اقتباس کامل تفکر و تمدن غرب از جمله توسعه فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و همچنین کسب علوم جدید و حتی بینش برخی مکاتب فلسفی و الحادی و اومانیستی مغرب زمین را در برخی مراکز دانشگاهی و پژوهشی سر داده اند تا به این وسیله نادانسته جامعه اسلامی ما را با یک بحران فرهنگی و فکری ژرف و ریشه دار مواجه سازند.

در این میان برخی از عالمان و مدیران مراکز آموزشی و پژوهشی و اجرایی کشور به علت سنخیت رشته تخصصی خود با علوم مادی به نحوی غیر صحیح هنوز همانند قرون 18 و 19 اروپا توهم می کنند که علوم جدید مادی مغرب زمین دارای ارزشی مطلق و کاملا عینی می باشد در حالی که در قرن حاضر برخلاف پندار بسیاری از آنها که سعی در تفسیر نامتعادل میان دین و حقایق ماوراء الطبیعی بر اساس علوم جدید مادی غرب دارند بسیاری از فیزیکدانان و جهان شناسان بزرگ غرب همچون "ماکس پلانگ"، "انیشتین" و خصوصا "جینز" و "ادینگتون" و... سعی کامل در انطباق و تفسیر مبانی علم فیزیک جدید با برخی حقایق متافیزیکی و حتی عرفانی دارند که در اینجا ما تنها به ذکر گفتار یکی از این بزرگان و دانشمندان متعادل و عالیقدر اروپا مبادرت می ورزیم.

"از این دورنما ما یک جهان روحانی را در کنار جهان فیزیکی تشخیص می دهیم" و درست در چنین شرایط فکری جهان معاصر، برخی متجددان غربگرای داخلی مدعی اقتباس فرهنگ و الگوی توسعه نامتعادل معاصر جهانی می باشند و به این وسیله دانشگاه ها و مراکز پژوهشی کشور را علیرغم برخی پیشرفت های علمی و فنی اخیر که اصلاح و تکمیل آن بصورت متعادل وهمه جانبه بسیار ارزشمند و مغتنم می باشد با بحرانی فرهنگی مواجه ساخته اند به نحوی که بارها رهبر معظم انقلاب با شکوه از روند کار دانشگاه ها و مراکز مربوطه خواستار اسلامی شدن دانشگاه ها و مراکز پژوهشی شده اند. 

بنابر آنچه گفته شد؛ به علت وجود سه شاخصه مهم در علوم دانشگاهی، که عمدتاً علوم وارداتی از غرب هستند، رسیدن به دانشگاه اسلامی دشوار است:

1.    علم را امری عینی می دانند و تفکرات پوزیتیویستی(واقع گرایی) بر اندیشه ها حاکم است. از این رو، شناخت علمی را از آن جهت که از لحاظ عینی به اثبات رسیده است، قابل اعتماد می دانند. با این تلقی، بسیاری از گزاره هایی که آزمون پذیر نیستند، علمی نخواهند بود و چون غرب، مدعی علوم تجربی است، خود در قله علم قرار می گیرد و کشورهای دیگر ناگزیر خواهند بود برای توسعه علمی خود، به آنان رجوع کنند.

2.    علم جدید از هدف اصیل خود، که شناخت آثار صنع خداوندی است، فاصله گرفته است و به دنبال سلطه بر هستی و نه شناخت آن می باشد. ثمره این رویکرد این است که این علم، به جای اینکه آرامش را برای بشر به ارمغان آورد، تا بدانجا پیش رفته که قرن اخیر را عصر اضطراب و تشویش اذهان نامیده اند.

3.    درهم تنیدگی علم و سیاست در عصر حاضر بسیاری از نظریات ظاهراً علمی نه از این جهت که علمی هستند، بلکه از این جهت که حاکمیت جهان به دنبال ترویج است، علمی تلقی می شوند و دیدگاه های مقابل این نظریات، را غیرعلمی می دانند. این سیاست زدگی علم، بر بدبینی ما نسبت به این تئوری ها می افزاید و ضرورت رویکرد نقادانه را دو چندان می کند.

مشکل اساسی دیگری که در این زمینه وجود دارد این است که کسانی که نسبت به این مساله علاقه دارند و خواهان گسترش عقیده اسلامی شدن دانشگاهها هستند، علی رغم توانایی خود، در این زمینه عملا کاری نمی کنند. با اینکه واقعا عقیده دارند که اسلام در همه زمینه ها نظر و دستورالعمل دارد، اما خودشان اهل عمل نیستند و برنامه روشنی برای اجرای آن ندارند.

در گوشه و کنار کشور، چه در بین مدیران دانشگاه ها و چه در میان دانشجویان، عناصری مذهبی نیز وجود دارند که دلشان برای اسلام می سوزد و علاقه دارند که خواسته های مقام معظم رهبری به گونه ای تحقق پیدا کند، ولی وقتی از آنها سؤال شود که چه باید کرد آنهایی که خوش فکرترند فقط کلی گویی می کنند، بقیه هم که حسابشان مشخص است; تصور درستی از نحوه صحیح و دقیق عمل ندارند. 

با توجه به مباحثی که مطرح شد، به نظر این جانب، این سند، سندی بسیار مهم، اما مغفول مانده است، که باید وزارت علوم، دانشگاه ها، اساتید و دانشجویان، تمامی همت خود را صرف تحقق این سند ارزشمند کنند،

با عنایت به تحلیل وضعیت موجود و ضرورت اسلامی شدن دانشگاه ها از منظر حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری مدظله العالی و سایر اندیشمندان اسلامی به ویژه شهید مطهری(ره) و شهید مفتح(ره) که آن بزرگواران شخصاً وارد میدان شده و در تعامل با اساتید و دانشجویان به هدایت گری و مبارزه با مظاهر غیر اسلامی در سطح دانشگاه ها پرداخته و سهم بسزایی در نشر معارف اسلامی در سطح دانشگاه ها داشته اند؛ و همچنین تحلیل هایی که ارائه شد؛ راهکارهایی جهت اجرای«سند اسلامی شدن دانشگاه ها» ارائه می گردد:

الف) فرهنگ سازی:

 رؤسای دانشگاه ها، و سایر مراکز علمی دانشگاهی، اساتید و دانشجویان باید به این باور برسند که ما در عرصه علوم به ویژه علوم انسانی که سرنوشت جامعه از جهت فکری و فرهنگی از رهگذر آنها رقم می خورد؛ در وضعیت موجود با تعالیم اسلام ناب فاصله زیادی داریم؛ روح این علوم غربی و وارداتی است بر پایه لیبرالیسم و یا سوسیالیسم و یا مکاتب التقاطی استوار است؛ که باید پالایش شده و محتواهای مکتب تعالی بخش اسلام جایگزین شود.

ب) تدوین برنامه های عملیاتی و سالانه:

هر دانشگاه موظف شود به تناسب توان، نسبت به تدوین برنامه سالانه متناسب با محتوای سند اقدام و رؤسای دانشگاه ها نیز مکلف شوند برنامه ها و گزارش عملکرد سالانه را برای وزارت علوم ارسال و وزارت علوم نیز ضمن ارزیابی، دانشگاه ها را از این جهت رتبه بندی و به اطلاع مقام معظم رهبری مدظله العالی، سایر مسئولان نظام و عموم مردم برساند.

ج) توجه به اولویت ها در تدوین برنامه ها:

از مهمترین اولویت ها چهار چیز است:

1.    اصلاح متون و محتواها؛
2.    ارتقاء سطح دانش دینی و علمی اساتید؛
3.    الزام دانشجویان به ارائه مستندات اسلامی در متن تحقیقات دانشجویی و پایان نامه ها و رساله ها؛
4.    تدارک امکانات و زیرساخت های مورد نیاز جهت توسعه فعالیت های فرهنگی و فکری از جمله کرسی های نقد و نظر و مناظره علمی با محوریت اسلام در تمامی موضوعات؛

د) طراحی و استقرار نظام ارزیابی و رتبه بندی سالانه:

تمامی عوامل، عناصر و مؤلفه های مؤثر در فرایند اسلامی شدن دانشگاه ها توسط هیأتی ناظر در مرحله اول توسط دانشگاه، در مرحله دوم توسط وزارت علوم و در مرحله سوم از طریق نهاد رهبری، بررسی و ضمن تهیه گزارش های سالانه، رتبه بندی ها انجام و در سطح عموم اطلاع رسانی شود.

هـ) استفاده از تجارب دانشگاه های اسلامی:

دانشگاه الأزهر مصر، و نظایر آن می توانند الگوهای تجربه شده ای در پیوند علوم انسانی اسلامی را پیش روی دانشگاه ها بگذارند.

و) استفاده از ظرفیت عظیم حوزه های علمیه:

حوزه های علمیه و مؤسسات علمی، آموزشی پژوهشی حوزوی و طلاب و فضلایی که به طور عمیق در عرصه علوم اسلامی انسانی و امور فرهنگی و معنوی فعالیت کرده اند، ظرفیت بسیار مناسبی را در اختیار دانشگاه ها قرار می دهند که امکان بهره مندی از آنها وجود دارد.

به امید رشد و تعالی اسلامی دانشگاه ها
                                                                                   
انتهای پیام/

 
http://www.taghribnews.com/vdce7w8epjh8vfi.b9bj.html
نام شما
آدرس ايميل شما