تاریخ انتشار۸ دی ۱۳۹۸ ساعت ۹:۱۵
کد مطلب : 446276
آیت الله بروجردی ومسائل اختلافی؛

فقه، عامل اختلاف یا تقریب؟!

سلیقه آیت الله بروجردی با مؤسسین و اعضای دارالتقریب موافق بود که فقه، علت عمده اختلاف مذاهب است، در عین حال، فقه می تواند از عوامل تقریب به شمار آید.
فقه، عامل اختلاف یا تقریب؟!
حوزه اندیشه خبرگزاری تقریب:

آیت الله واعظ زاده خراسانی اولین دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در رابطه با آیت الله بروجردی و نقش وی در تقریب مذاهب تاکید می داشت:

استاد ما، مسائل مهم اختلافی را ردیابی می کرد، و تاریخچه ی آن را دنبال می فرمود، ریشه ی اختلاف را به طور معقول و دور از احساس مذهبی، یاد می کرد، نقطه‌ى اتفاق مسلمانان و نقطه ی اختلاف را بیان می کرد، نقطه نظر اهل سنت و دلیل آنها و نیز نقطه نظر اهل بیت را و انعکاس آن اختلاف را در فقه، ذکر می کرد.

مثلا در قبله می فرمود: به اجماع مسلمین و به ضرورت اسلام کعبه قبله است. سپس این که آیا عین کعبه یا جهت آن قبله است و حدود و وسعت جهت را مورد بحث قرار می داد. وی در فقه نکات ذیل را رعایت می کرد:

به مسائل مورد اختلاف بین شیعه و اهل سنت بدبینانه برخورد نمی کرد، بلکه تلاش می کرد علت اصلی را بیابد و آن را بیان کند، مثلا در وجوب ادای نماز در اول وقت، که غالبا اهل سنت ملتزم به آن هستند و تأخیر نماز را از اول وقت، بدون عذر جایز نمی دانند (و این یکی از دو قول علمای شیعه است)[1] بر عکس شیعه که غالبا آن راجایز می دانند می فرمود: فتوای اهل سنت از این جا نشأت گرفته که پیامبر اکرم(ص) امام جماعت بود، و امام جماعت باید در وقت معین حضور یابد، و پیغمبر اول وقت را انتخاب کرده بود، و صحابه و تابعین همان عمل پیغمبر را ملاک عمل خود قرار داده بودند که بعدا در مذاهب اهل سنت منعکس گردید، در حالی که رسول اکرم گاهی در حال اختیار، اول وقت را رعایت نمی کرد، و ائمه ی اهل بیت هم بدان تصریح کرده اند. و همین امر ملاک فتوای معروف شیعه قرار گرفته است. استاد، با این توجیه، این پندار را که اهل سنت عمداً احکام را تغییر داده اند نادرست می دانست و رد می کرد.

پیوند فقه با تقریب مذاهب اسلامی:

می دانیم که آیت الله بروجردی به مساله وحدت اسلامی و تقریب مذاهب بسیار اهمیت می داد و با دار التقریب قاهره همکاری داشت. با مؤسسین آن از جمله شیخ عبدالمجید سلیم و شیخ محمود شلتوت مکاتبه می کرد و با دبیر کل آن مؤسسه، آقای شیخ محمدتقی قمی رابطه مستقیم داشت، و از لحاظ مالی و فکری به آنان کمک می کرد من و دیگران شرح این جریان ها را در مجله‌ی حوزه شماره ی مخصوص به آیت الله بروجردی نوشته ایم.

سلیقه وی با مؤسسین و اعضای دارالتقریب موافق بود که فقه، علت عمده اختلاف مذاهب است، در عین حال، فقه می تواند از عوامل تقریب به شمار آید. وی بر این عقیده بود که اهل سنت فقهی دارند متخذ از کتاب و سنت ثابت نزد خودشان، ما نیز فقهی داریم براساس کتاب و روایات اهل بیت و باید این دو رشته ی فقه را با بی طرفی مورد توجه قرار داده، آن دو را با هم تطبیق داد و زمینه ی اختلاف و وفاق را حتی الامکان، پیدا کرد.

در این زمینه، ایشان در مسأله‌ی امامت به جنبه ی خلافت توجه نداشت، بلکه می فرمود این مسأله امروز مورد حاجت مسلمان ها نیست، زیرا خلافتی وجود ندارد که ما بر سر آن با هم دعوا کنیم. در گذشته هم لازم نیست بدانیم خلیفه که بوده است. آنچه موردنیاز امروز است در امامت، بعد علمی آن است که ما ثابت کنیم احکام را باید از ائمه گرفت، او در این باب، حدیث معروف و متواتر ثقلین را اساس کار خود قرار می داد و می فرمود: «اگر ما شیعیان، تنها به همین جهت که امروز مورد نیاز مسلمین است اکتفا نماییم و مطلب خود را به طور معقول برای اهل سنت بیان کنیم به نتیجه می رسیم و می توانیم آنان را تا حدی قانع کنیم» به همین منظور با اشاره وی، طرق حدیث الثقلین توسط یکی از علمای قم، مرحوم محدث متتبع شیخ قوام الدین وشنوی، جمع آوری شد و دارالتقریب آن را چاپ کرد. ما نیز در مجمع جهانی تقریب، همان رساله را با توضیحاتی به قلم این جانب، مجددا چاپ و منتشر کردیم.

بنابراین، ایشان از طرفی اهتمام داشت که علمای شیعه روایات و مبانی فقهی اهل سنت را بدانند، و از طرف دیگر، اهل سنت نیز به روایات اهل بیت و فقه شیعه، نظر داشته باشند. وی در این دو امر موفق گردید و بسیاری از اعضای دار التقریب را با فقه شیعه آشنا کرد، تا جایی که آنان در پاره ای از مسائل مطابق فقه شیعه فتوا دادند. علاوه بر این، وزارت اوقاف مصر، کتاب «المختصر النافع» تألیف محقق حلی (م 676 ه) را با هزینه ی خود و با مقدمه ی وزیر اوقاف وقت شیخ احمد حسن الباقوری چاپ کرد. این دانشمند، سفری به ایران آمده و با آیت الله بروجردی دیدار کرده بود، شخصیت ایشان بر او اثر گذارده بود، من در قاهره او را ملاقات کردم و او از شخصیت والای آیت الله بروجردی و اثری که بر وی گذارده بود، سخن می گفت. مقدمه ی آقای احمد حسن الباقوری بر کتاب «مختصر النافع» در باب تقریب فقهی خواندنی است.

و سرانجام، مرحوم شیخ محمود شلتوت شیخ جامع ازهر، فتوای معروف خود را در جواز عمل به فقه شیعه صادر کرد. من عقیده دارم تدابیر و کوشش های مرحوم استاد آیت الله بروجردی در صدور این فتوا نقش داشته است. آیت الله، از شیخ محمد عبده در تألیف شرح نهج البلاغه تقدیر می کرد.

آیت الله حاج آقا علی صافی یکی از شاگردان و ملازمان آیت الله بروجردی می فرمود: حتی پیشنهاد استفتا از شیخ شلتوت، در قم ارائه گردید.

آیت الله، در این روش، با مرحوم سید شرف الدین عاملی هم فکر بود و به کتاب های او از جمله کتاب: الفصول المهمة فی تألیف الامة نظر داشت. بارها دیدم این کتاب در روی کرسی پیش روی او باز است گویا هر وقت فرصت می یافت، آن کتاب را که در زمینه ی تقریب و وحدت اسلامی تألیف گردیده مطالعه می فرمود.


[1] شیخ طوسی، در برخی از کتب فقهی خود در وقت صلاة ظهر و عصر، همین قول را اختیار فرموده است.

انتهای پیام/
نام شما
آدرس ايميل شما