تاریخ انتشار۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۳۴
کد مطلب : 421211
یادداشت/ حجت‌الاسلام مختاری

وحدت امت اسلامی شاخصه اصلی تفکر سیاسی امام مجتبی (علیه السلام) بود

رییس دانشگاه مذاهب اسلامی نوشت صحابه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قداست خاصی برای امام حسن مجتبی (علیه السلام) قائل بودند؛ محبت و عشق ورزی به مردم، شاخصه اصلی زندگی اجتماعی امام مجتبی (علی السلام) بود.
وحدت امت اسلامی شاخصه اصلی تفکر سیاسی امام مجتبی (علیه السلام) بود
به گزارش حوزه اندیشه خبرگزاری تقریب، حجت‌الاسلام و المسلمین محمد حسین مختاری رییس دانشگاه مذاهب اسلامی به مناسبت میلاد امام حسن مجتبی(ع) در یادداشتی نوشت، نیمه ماه مبارک رمضان، تلاقی رحمت و کرامت است. لحظه­ای است که ماه در کامل‏ترین صورت خویش جلوه‏گری نمود و ماه تمام حَسَن از سرادقات عرش به زمین هدیه داده شده است. در این شب میوه زندگی علی و فاطمه (علیهما السلام)، پا به جهان خاکی گذاشت و خاک تا افلاک را غرق نور و شادی نمود. امشب خانه گِلی فاطمه زهراء (سلام الله علیها) مملوّ از فرشتگان و کرّوبیانی بود که آمده بودند تا از میوه قلب رسول الله (صلی الله علیه و آله) توشه­ای بگیرند. از طرفی، تولّد امام حسن (علیه السلام) در این شب مژده­ای به روزه داران بود تا جان‏های آکنده از حُسن خداوندی را با عشق حَسَن گره بزنند و روزه خود را بر سر سفره کریم اهل بیت (علیهم السلام) افطار نمایند.
اکنون با توجه به اهمیت این شب برای محبّین اهل بیت (علیهم السلام) نگاهی گذار به زندگی آن حضرت می­اندازیم:

* قداست حضرت در نظر اصحاب
صحابه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قداست خاصی برای امام حسن مجتبی (علیه السلام) قائل بودند چنانکه خلیفه دوم جناب عمر بن خطاب با اشاره به وجود مبارک آن حضرت، در واقعه­ای به اطرافیانش دستور داد: «حسن بن على و عبد الله بن عباس را نيز همراه خود ببرید زيرا آنان از نزديكان رسول خدا (صلوات الله علیه) مى‏باشند. اميد آن دارم كه به واسطه حضور آنان بركت به شما رو كند».[1] این حکایت نشان می­دهد، علیرغم سن کم آن حضرت نسبت به ابن عباس، اصحاب به نظرات آن حضرت اهتمام ویژه­ای داشتند و برای حل اختلافات به آن حضرت رجوع می­کردند.

* فدا کردن جان برای وحدت مسلمان
وحدت امت اسلامی شاخصه اصلی تفکر سیاسی امام مجتبی (علیه السلام) بود تا جایی که آن حضرت در این راه بارها جان مبارکش را به خطر انداخت و مجروح شد چونانکه ابن قتیبه دینوری در شرح اتفاقات قتل جناب عثمان در این باره می­نویسد: «در اين موقع تيرى به حسن بن على اصابت كرد و از وى خون جارى گرديد».[2] و همو در جای دیگر تصریح می­کند: امیرالمؤمنین (علیه السلام) به حسنین (علیهما السلام) فرمود: «شما را به یاری او فرستادم تا او را يارى دهيد».[3]

هر چند برخی در این مطلب تردید نموده­اند اما همانگونه که از نهج البلاغه بدست می­آید امیرالمؤمنین راضی به ایجاد دو دستگی در میان امت نبودند و تمام تلاش خود را برای حفظ وحدت بکار بستند[4] و از اینرو، فرزندش امام حسن (علیهما السلام) را برای دفاع فرستادند[5] زیرا می­دانستند که هر گونه اختلاف در امت اسلام ممکن است ضربۀ جبران‏ ناپذیرى بر پیکر اسلام وارد آورد و منفعت طلبان و هواپرستان را وادار به ایجاد بحران در جهان اسلام نماید. در هر حال، این واقعه حاکی از عمق تلاش راهبردی امام حسن (علیهم السلام) برای حفظ اتحاد اسلامی و جلوگیری از فتنه انگیزی میان برادران مسلمان بوده است که باید چراغ راه یکایک رهبران و بزرگان جهان اسلام باشد.

* عشق ورزی به مردم و نیازمندان
محبت و عشق ورزی به مردم شاخصه اصلی زندگی اجتماعی امام مجتبی (علی السلام) بود و به همین خاطر به ایشان کریم اهل بیت (علیهم السلام) می­گویند زیرا درب منزل آن حضرت به روی همه نیازمندان و بی پناهان و مسافران باز بود، و از طرفی، در حل مشکلات مردم از هیچ اقدامی فرو گذار نبودند چنانکه حتی اعتکاف را برای پیگیری گرفتاری یک نفر ترک کردند و از مسجد خارج شدند و فرمودند: «تلاش برای حل مشکلات مردم نُه هزار سال پاداش دارد؛ مَنْ سَعی فی حاجَةِ اَخیهِ الْمُسْلِمِ فَکَانَّما عَبَدَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ تِسْعَةَ آلافٍ سَنَةٍ».[6]
حقیقت آن است که خیر اندیشان هیچگاه فراموش نخواهند شد چونانکه حافظه تاریخ نتوانست نان و خرمای شبانه امیرالمؤمنین (علیه السلام) برای یتیمان کوفه و سفره­های کریمانه امام مجتبی (علیه السلام) را فراموش کند، بلکه شعاع نور آن، همگان را به تعظیم وا داشت.

* تواضع و سادگی
تواضع و فروتنی امام مجتبی (علیه السلام) زبانزد عام و خاص است بطوریکه همه فرق اسلامی به فروتنی آن حضرت اذعان دارند چنانکه ابن ابی الحدید معتزلی درباره آن حضرت می­نویسد: روزی حسن بن علی (علیه‌السّلام) از کنار کودکان عبور کرد و دید مشغول بازی هستند و تکه­ای دارند که از آن تناول می­کنند. کودکان تا امام را دیدند از ایشان دعوت کردند تا کنار آنها بنشیند. حضرت بی درنگ روی زمین نشست و با آنها مشغول خوردن نان شد. سپس آنها را به منزل خود دعوت کرد و به آنها غذا و لباس داد.[7] این حکایت نشان می­دهد امام تا چه حد نسبت به مردم مهریان و دلسوز بوده­اند، و علیرغم مشکلات سیاسی و اجتماعی آن زمان حتی از کودکان کوچه­ها غافل نبود و با بهره گیری از روش «تبلیغ چهره به چهره» از مردم دلجویی می­نمودند و پایه­های اعتقادی آنان را تقویت می­ کردند.

از اینرو، خدا را بخاطر نعمت وجود اهل بیت (علیهم السلام) سپاسگزاریم و از خداوند متعال مسئلت می­کنیم تا ما را در این ماه، وارد دریای رحمت خود نماید و همه را از سفره علم و جود کریم اهل بیت (علیهم السلام) بهره­مند سازد و به ما توفیق دهد تا رهرو راستین خاندان رسالت و صحابه جلیل القدر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) باشیم.
 
 
[1]. ابن قتیبه دینوری، امامت و سیاست، ص 44.
[2]. همان، ص 66.
[3]. همان، ص 75.
[4]. نهج البلاغه، خ 240: «وَ اللَّهِ لَقَدْ دَفَعْتُ عَنْهُ حَتَّى خَشِیتُ أَنْ أَكُونَ آثِماً؛ به خدا قسم به اندازه‏اى از او دفاع كردم كه ترسیدم آلوده به گناه شده باشم‏».
[5]. ابن اعثم کوفى‏، کتاب الفتوح، ج 2، ص 423: «ثم دعا علی بابنه الحسن، فقال: انطلق یا ابنی إلى عثمان فقل له: یقول لک أبی: أ فتحب أن أنصرک».
[6]. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 190.
[7]. ابن ابی الحدید، ابوحامد عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۱۹۸.   

انتهای پیام/
 
نام شما
آدرس ايميل شما