تاریخ انتشار۲۰ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۸:۴۰
کد مطلب : 439744

معرفی شخصیت های تقریبی/13| شیخ محمّد عبده؛ پیشگام اصلاح و تقریب

از میان مصلحان و اندیشمندان که نقش بسزایی در تقریب مذاهب اسلامی و دعوت مردم به وحدت و بیداری اسلامی ایفا کرده اند و سعی بر تطبیق تعالیم با رویدادهای جامعه داشته و بر این باور بوده اند که تعالیم اسلام، در هر دوره و زمانی پاسخگوی نیازها و رخدادهای نوظهور بوده، می توان از شیخ محمّد عبده نام برد.
معرفی شخصیت های تقریبی/13| شیخ محمّد عبده؛ پیشگام اصلاح و تقریب
حوزه اندیشه خبرگزاری تقریب: همگرایی و تقریب مذاهب اسلامی امری ناگزیر و موضوعی است که نه از سر مصلحت؛ بلکه به عنوان یک ضرورت باید به آن نگریست و در جهت تحقق آن تلاش نمود.

بی­شک یکی از راههای تقویت و پشتیبانی فکری این ایده، معرفی عالمان و پیشگامانی است که در اصلاح امت اسلامی کوششهای فراوانی نموده­اند.

از میان این مصلحان و اندیشمندان که نقش بسزایی در تقریب مذاهب اسلامی و دعوت مردم به وحدت و بیداری اسلامی ایفا کرده­اند و سعی بر تطبیق تعالیم با رویدادهای جامعه داشته­ و بر این باور بوده­اند که تعالیم اسلام، در هر دوره و زمانی پاسخگوی نیازها و رخدادهای نوظهور بوده، می­توان از شیخ محمّد عبده نام برد، که  در این نوشتار به معرفی ایشان می­پردازیم.

1) زندگی­نامه

محمّد عبده در سال 1266ق در یکی از دهکده­های مصر به نام «محله نصر» در شهر«شبراخیت» از توابع استان «بحیره» واقع در شمال مصر، از پدری ترکمن و مادری عرب­تبار متولد شد. نامش محمّد بود و پدرش را عبده خطاب می­کردند، شغل او در ابتدا کشاورزی بود، قرآن را پس از 10 سالگی یاد گرفت و حافظ قرآن شد.

در سن 13 سالگی به اجبار پدر برای تعلیم معارف اسلامی وارد مرکز «جامع احمدی» شد. او آموزه­های آنجا را به جهت سختی معلومات و خشکی و جمودی روش درسی، دوست نداشت، چیزی هم از آنجا یاد نگرفت، به همین خاطر آنجا را رها کرد و به روستای خود برگشت و به کشاورزی پرداخت. امّا پس از مدتی به سفارش شیخ درویش خضر(دایی پدرش) که نظرات او را می­پسندید، دوباره به جامع احمدی بازگشت و بعد به الأزهر رفت.

علاوه بر شیخ درویش او از محضر شیخ حسن­الطویل و سید جمال­الدین اسد­آبادی بهره برد. هم­چنین به توصیه سید جمال به مطالعه علوم عقلی پرداخت و وارد شغل معلمی شد و شاگردان زیادی را تربیت نمود که از جمله آنها می­توان به محمد رشید رضا، سعد زغلول، طه حسین، عبدالغادر مغربی، مصطفی عبدالرزاق و شیخ محمود شلتوت اشاره کرد.

عبده علاوه بر کار معلمی کار سیاسی هم می­کرد و به خاطر همین کار وارد حزب وطنی مصر شد. وی هم­چنین بنا به پیشنهاد ریاض پاشا (وزیر خدیو پاشا) به سردبیری روزنامه «وقایع مصریه» منصوب شد.

عبده هم­چنین در انتشار روزنامه «عروة­الوثقی» با سید جمال نیز همکاری می­کرد.

محمد عبده پس از چند سال و با تغییر و تحولی که در بدنه سیاسی- اجتماعی جامعه ایجاد شد، با عضویت انتصابی در اواخر عمر در مجلس شورا که هیئتی مشورتی بود، زندگی خویش را سراسر به اصلاح فکر دینی، سازمانهای دینی و فعالیتهای خیریه وقف کرد.

در سال 1899م خدیو مصر، عبده را به مقام مفتی منصوب کرد و تا پایان عمر بر این مسند باقی ماند.

در ماه ربیع­الثانی 1323ق شیخ محمد عبده در معده و کبد خود احساس درد می­کرد. وقتی به پزشکان مراجعه نمود، تأکید کردند که از فعالیتهای خود بکاهد، بیشتر استراحت کند. و برای معالجه به اروپا سفر کند. اما عبده با آن همه مسؤولیتی که داشت نمی­توانست بیکار بنشیند و یا به اروپا سفر کند. بنابراین مریضی او شدت گرفت. پزشکان نظر دادند که در حال حاضر نمی­تواند به اروپا سفر کند زیرا قدرت جسمی کافی برای تحمل سختیهای سفر با کشتی را ندارد و باید در مصر معالجه شود. عبده به اسکندریه رفت و از پزشکان آنجا نیز پرس­ و جو کرد. آنها نیز نظر پزشکان قاهره را تأیید نمودند. از این رو شیخ محمد عبده به بخش رمل اسکندریه که منزل برادرش در آن جا بود رفت و در منزل برادر خود مستقر شد.

پس از پخش خبر شدت گرفتن بیماری شیخ محمد عبده، عده زیادی از بزرگان به عیادتش رفتند و برخی نیز پزشکان متخصصی را برای معالجه وی فرستادند. اما مریضی شیخ شدت گرفت و در ساعت پنج بعد از ظهر روز هشتم جمادی الاولی سال 1323 ق در سن پنجاه و شش سالگی فوت نمود (ر.ک: امین، 1376ش، ص294-293).

 

مهم­ترین مراحل زندگی شیخ محمّد عبده را می­توان در موارد زیر خلاصه کرد:

 

1- تعلیمات اولیه

 

2- آشنایی و شاگردی سید جمال­الدین اسد­آبادی

 

3- پیگیری نهضت پس از تبعید سید جمال و دعوت از مردم مصر

 

4- سفر به مغرب زمین و آشنایی با تمدن جدید غرب

 

5- بازگشت به مصر و گذار از فعالیتهای اجتماعی و سیاسی به اشتغالات آموزشی و قضایی (عمّاره،1980م، ص18).

 

 

 

2) آثار عبده

مهم­ترین آثاری که از عبده به جای مانده است عبارتند از:

1- تفسیر المنار: رشید رضا از محرم سال 1317ق تا نیمه محرم سال 1323ق، نکات تفسیری استادش عبده را یادداشت می­کرد و تا آیه 126 سوره­ نساء پیش رفت و بر اثر فوت استاد ناتمام ماند. شیخ محمد عبده در این تفسیر، اهمیت زیادی برای اخلاق قائل است و هدف او از این تفسیر تأکید بر جنبه­های هدایتی و ارشادی و اخلاقی قرآن است.

 

روش تفسیری عبده، این بود که فقط قرآن را پیش رو داشت و گاهی با مراجعه به بعضی منابع لغوی، صرف و نحو و بدون استفاده از تفسیر دیگری، قرآن را تشریح نمود. از آنجا که مقصود اصلی عبده، تفسیر روح و معانی کلی آیات قرآن، بدون پرداختن زیاد به واژگان است، از همان ابتدای تفسیرش، مسائل لغوی، صرف و نحوی را که تعداد زیادی از تفاسیر قرآنی آکنده از آنهاست، بی­فایده شمرده و به آنها توجه نداشت. عبده بر خلاف بعضی، به گردآوری آنچه دیگران گفته­اند، روی نمی­آورد و معتقد بود: خداوند در روز قیامت از ما نمی­پرسد که خلایق و مردم چه گفته­اند و یا چه دریافت کرده­اند؛ بلکه می­پرسد که ما خود از کتاب او چه دریافت کرده­ایم و آیا از دستورهای او پیروی کرده­ایم یا خیر؟

 

عبده همواره با تفسیر ظاهریه و مشبهه که نصوص قرآن و حدیث را به معنای ظاهری آن حمل می­کردند و توجهی به عقل نداشتند، سخت مخالف بود (خرمشاهی، 1376ش، ص236).

2- رساله­التوحید: این کتاب بیشتر شامل افکار کلامی، پیرامون شناخت خداوند و معرفت و افکار اجتماعی او است، او در این کتاب که آن را در بیروت نگاشته است، با ارائه گزارشی از مراحل گوناگون تحول فکر اسلامی، ریشه­های جمود فکری مسلمانان و راههای علاج نظری آنها را بیان می­کند.

3- شرح نهج­البلاغه: احتمالاً تحت تأثیر سید جمال نگاشته شده است، از جهت فصاحت و جنبه ادبی نیز از ارزش بالایی برخوردار است. او معتقد بود: «سخن امام علی بن ابی­طالب پس از قرآن و احادیث رسول خدا(ص) شریف­ترین و بلیغ­ترین و جامع­ترین سخنان است.» (ر.ک: مطهری، 1378ش، ص18).

 

هم­چنین می­گوید: «من به هنگام مطالعه این کتاب، گاه خود را در جهانی می­یافتم که ارواح بلند معانی، با زیور عبارتهای پرفروغ آن را آباد ساخته است و عقل نورانی از عالم الوهیت جدا گشته است و به روح انسانی اتصال یافته، او را از لابه­لای پرده­های طبیعت بیرون آورده و تا سراپرده ملکوت اعلی بالا برده است و تا شهودگاه فروغ فروزنده آفرینش رسانده است.» (عبده، 1375ش، ص10).

 

در این کتاب در برخی موارد به توضیح رویدادهای تاریخی پرداخته و در همین موارد است که انصاف و بی­طرفی او نسبت به مسائل شیعه و اهل­سنّت و دغدغه و اندیشه وحدت اسلامی آشکار می­شود.

 

4- حاشیه بر شرح دوانی بر «العقائد العضدیه» دروس من القرآن: شیخ در سال 1295ق موفق شد تا حاشیه­ای بر شرح جلال­الدین دوانی درباره «العقائد العضدیه» بنویسد که با الهام از درسهای سید جمال­الدین، بر آن حاشیه زند. این کتاب که اولین اثر عبده در زمینه­ی علم کلام است در مصر و با مقدمه دکتر سلیمان­دنیا تحت عنوان «الشیخ محمد عبده بین الفلاسفه و الکلامیین» به چاپ رسیده است.

 

5- الواردات: عبده این رساله را در سالهای اول آشنایی­اش با سید جمال­الدین در سال 1290ق به نگارش در آورد. وی در آن زمان 25 سال سن داشت. شیخ این رساله را به 12 بخش تقسیم کرده و هر قسمت آن را وارد نامید، که نکات عمیق زیادی را در بردارد. این کتاب در قالب یک کتاب عرفانی نوشته شده­است و به اثبات واجب­الوجود پرداخته­ و صفات و کمالات حق را بازگو می­کند.

 

6- کلمات الامام و مقتبس السیاسة: که هر دو شامل مجموعه­ای از سخنان امام علی(ع) است که نشان­گر علاقه وافر او به کتاب شریف نهج­البلاغه است که در زمینه­های مختلف خصوصاً سیاست جمع­آوری شده، که به شرح عهدنامه­های امام علی(ع) به مالک اشتر می­پردازد (حسینی­طباطبایی، 1362، ص74).

 

7- رساله الرد علی الدهریین: این کتاب که پیرامون ردّ ادعاهای طبیعون و مادیون بحث می­کند.

 

8- الاسلام الرد علی منتغدیه

9- اصلاح المحاکم الشرعیه

 

10- الاسلام و النصرانیه بین العلم و المدنیه

 

علاوه بر آثار ذکر شده، کتابهای دیگر و مقالات متعددی که در مجله العروة­الوثقی و دیگر مجلات به چاپ رسیده، از ایشان برجای مانده است.

 

 

3) اندیشه­های اصلاحی شیخ عبده

 

اصلاح از دیدگاه اندیشمندان اسلامی، مفهوم قرآنی است که در برابر فساد معنا می­یابد و در راستای فساد هر آنچه که دچار فساد شده باشد، کاربرد دارد (موثقی، 1377ش، ص74). از دیدگاه عبده، هر گونه تحول سیاسی بدون، زیر بنای فرهنگی و تربیتی به شکست می­انجامد.

 

 اندیشه­های اصلاحی شیخ عبده را می­توان در موارد ذیل خلاصه نمود:

الف) عبده شاگرد مکتب سید جمال بود اما شیوه­ها و نوع برخوردش با او همگون نبود. او بعد از تبعید سید جمال در روزنامه مصری، خط اصلاح طلبانه­ای را پیش گرفت و گرایشهای انقلابی را به رعایت تمامی جوانب فرا می­خواند. تمامی همت و تلاش عبده به اصلاح فکری و تربیتی معطوف می­شد و از اصطکاک سیاسی با دولت انگلیس بر حذر بود.

ب) عبده از مبازرات شدید سیاسی پرهیز می­کرد و بیشتر به جریان اصلاحی توجه می­کرد.

ج) عبده اصلاح تربیتی و فرهنگی را مقدم بر همه چیز می­دانست.

د) عبده در شکل مبارزه به کادر سازی و تربیت نیرو معتقد بود.

ه) همنشینان او اکثراً از حوزویان و دانشگاهیان بودند. محفل درس او را این افراد گرم می­کردند. حتی مستمعان سخنرانیهای او در مساجد را اغلب این طبقه شکل می­دادند.

و) او اصلاح اجتماعی را در پرتو اصلاح فردی می­داند، گرچه به زندگی اجتماعی و احکام آن نیز بی­توجه نیست (ر.ک: حسینی­طباطبایی، 1362ش، ص39).

 

در ادامه به بررسی اندیشه­های اصلاحی شیخ عبده از دیدگاه اجتماعی، دینی و سیاسی می­پردازیم:

 

 

1. تمایلات عبده به اصلاح اجتماعی

محمد عبده در زمان حکومت خدیو عباس به او نزدیک شد تا اهداف خود را عملی کند. او با قانع کردن خدیو در سه زمینه اصلاحات را شروع کرد. اولین قدم دانشگاه الأزهر بود که با تغییر امکانات رفاهی و تغییر برنامه­های درسی فصل نوینی را در جهت پیشرفت علمی آنجا آغاز کرد. قدم بعدی اصلاح در اوقاف بود و مرحله آخر اصلاح در دادگاههای شرعی بود.

شیخ محمد عبده بعد از آنکه مفتی مصر شد با فتواههای خود باعث شد که دیدگاه و نظریات بسیاری از مردم را راجع به اسلام و مسائل جهام اسلام تغییر دهد تا اینکه آنها از بسیاری از عقاید نادرست دیرین خود دست بکشند.

 

 

2. توجه به اصلاحات دینی

شیخ محمد عبده چاره مقابله با هر دو جریان تحجر و غرب­زدگی را احیای فکر دینی و بازگشت به سرچشمه­های اصلی شریعت اسلامی از راه مبازره با تقلید می­دانست. وی به مانند سید جمال با این فکر مخالفت کرد که باب اجتهاد از زمان امام احمد بن حنبل بسته شده و از این جهت با علمای الأزهر مخالف بود. البته معتقد بود که تنها راسخان در علم می­توانند به اجتهاد بپردازند.

در مواجهه شریعت اسلامی با مسائل دنیای جدید و تطبیق آنها با هم به نظر عبده باید دو اصل را به کار بست:

1- اصل مصلحت یا استصلاح

2- اصل دوم تلفیق است که مقصود عبده از آن آمیختن و سازگار کردن مذاهب مختلف است در حل مسائل اجتماعی.

وی نه تنها در برابر مذاهب اسلامی غیر از مذهب خود اعم از مذاهب اهل­تسنن یا مذهب شیعه بلکه نسبت به ادیان یهود و مسیحیت هم با تساهل رفتار می­کرد (ر.ک: حقیقت، 1379ش، ص167).

 

شیخ محمد عبده درباره­ی وهابیت عقیده داشت که آنها در بعضی مسائل اسلامی غلو می­کنند؛ به طوری که سایر مسلمین نمی­توانند عقاید آنها را بپذیرند (عمّاره، ج1، ص857). عبده عقیده دارد: «وهابیها از اصولی دست برداشتند که دین بر پایه­ی آنها استوار است. اینها نه دوستدار دینند و نه دوستدار تمدن» (همان، ج 3، ص 561). وی در جای دیگر پیرامون وهابیت می­گوید: «چرا باید با زور سلاح، مسلمانان را به فرمانبرداری وادار کرد؟ اگر لااقل فقط در مقام حرف بود و (به این تهدیدها) عمل نمی کردند، مشکلی نبود، آنها به حرفهای ناحق خود عمل می­کنند» (همان، ص 332).

3. اندیشه­های سیاسی

عبده دو آرزو داشت. یکی آرزوی وحدت و اتحاد ملت مسلمان و دوم آرزوی یگانگی ملت مصر که شاخه­ای از امت اسلامی بود. گرچه این دو آرزو چندان با هم قرابت نداشتند اما او سعی کرد که هرگز از جدایی بین سیاست و دیانت صحبت نکند و اعتقادی هم به آن نداشت.

او حکومتی را می پسندید که در آن کارها بر اساس مشورت مردم پیش رود و معتقد بود که حاکم اسلامی باید به پیروی از شریعت اسلامی و مشورت با اهل حلّ و عقد به دادگری حکومت کند (همان).

 

 

4. عبده و وحدت دنیای اسلام

شیخ محمد عبده مانند سید جمال به وحدت دنیای اسلام می­اندیشید و با تعصبات فرقه­ای رابطه­ای نداشت، همسازگری او با پیروان مذاهب دیگر به ویژه دوستان شیعی و ایرانی سید جمال­الدین بهترین نشانه وسعت مشرب و اعتقاد او به همگرایی و اتحاد مذهبی است. هم­چنین شرح نهج البلاغه او گامی مؤثر در جهت وحدت و تقریب بین مذاهب اسلامی بود. در جای جای این کتاب می­توان ارادت و علاقه قلبی وافر شیخ عبده را به حضرت علی(ع) یافت.

نظریات عبده درباره مساله تلفیق فقه مذاهب اسلامی بیشتر در کتاب «الاسلام والنصرانیه» او درج شده است. عبده با طرح اصل تلفیق و فقه مقارن از مذاهب اسلامی و حتی فراتر از آنها با اجتهاد آزاد خود گرایشات تقریبی خود را بروز داد. شیخ درباره جمعیت دارالتقریب نیز که بعدها تشکیل شد نیز گامهای موثری برداشت و تا چند سال شاگردان او در مقام مفتی و رئیس الازهر و علمای طراز اول مصر بودند. شیخ محمد عبده شدیداً با اختلافات و نزاعهای فرقه­ای غیرمنطقی و زیانبار مخالفت می­کرد.

 

استاد شهید مطهری درباره شیخ محمد عبده می­گوید: «عبده با سید جمال در دو جهت اختلاف نظر دارد؛ یکی این که سید انقلابی فکر می­کرد و عبده طرفدار اصلاح تدریجی بود. دیگر این که سید مبارزه با استبداد و استعمار را در رأس برنامه­های خود قرار داده بود و معتقد بود باید اول ریشه­های این ام­الفساد را کَند و دور انداخت. ولی عبده، لااقل در اواخر عمر و بعد از جدا شدن از سید در پاریس و بازگشت به مصر، معتقد بود که آموزش و پرورش و تربیت دینی جامعه بر تعلیم و هر حرکت سیاسی تقدم دارد.» (مطهری، 1374ش، ص38).

 

اهمیّت تعلیم و تربیت از نظر عبده تا آن حد است که تربیت را اساس همه چیز می­دانست و معتقد بود: همه چیز بر اساس آن پایه­ریزی می­شود و هر چه به وجود می­آید، با علم به وجود می­آید. به همین جهت بود که عبده در دوره اقامت در پاریس به سید جمال پیشنهاد داد که سیاست را رها کند و با هم به محلی بروند که تحت مراقبت دولتها نباشند و با تربیت شاگردان، آنان را برای برنامه اصلاحی خود آماده سازند، ولی سید جمال نپذیرفت. (جلیلی، ص108).

 

به هر حال اختلافات شیخ با سید وفاداری او به گرایش اصلاح­طلبی موجب شد که حرکت احیای دینی به دو شاخه تقسیم گردد. گروهی به شیوه سید جمال وفادار ماندند و انقلاب عظیم را خواستار بودند و گروهی دیگر از شیوه و مسلک عبده پیروی می­کردند و خواهان اصلاح درونی و حرکت گام به گام بودند (مطهری، 1374ش، ص38). پس از سید جمال، دومین شخصیتی که نامش به عنوان مصلح در جهان تسنن، بالخصوص در جامعه عرب، برده می­شود شیخ محمد عبده شاگرد و مرید سید جمال­الدین اسدآبادی است. عبده روح خود و زندگی معنوی خود را مدیون سیدجمال می­دانست.

 

شیخ محمد عبده در رویارویی با غرب نیز عقیده داشت که باید به اسلام راستین بازگشت که اگر چنین شود، تمامی مشکلات جامعه اسلامی حل خواهد شد. او دارای تعصب فرقه­ای نبود و عقیده داشت مذاهب اسلامی و حتی فراتر از آن ادیان الهی باید با یکدیگر وحدت داشته و با هم همکاری نزدیکی داشته باشند. به همین خاطر هنگامی که در بیروت به سر می­برد، کانونی را در آن شهر به نام «جمعیة التقریب بین الادیان و المذاهب» ایجاد کرد که عده زیادی از علما و ادبا در آن شرکت می­کردند و مسیحیان نیز به این مجالس می­آمدند. وی در این کانون در مورد وحدت ادیان الهی سخن می­گفت.

 

فعالیت دیگر محمد عبده در راه تقریب مذاهب و ادیان، چاپ مقالاتی در مجله عروةالوثقی بود. این مجله با همکاری سید جمال­الدین و شیخ محمد عبده چاپ و منتشر می­شد. مقالاتی با عناوین مسیحیت و اسلام و پیروان آن دو؛ وحدت اسلامی و دعوت مردم ایران برای اتحاد با افغانها را چاپ نمود (امین، 1376ش، ص62).

 

به دلیل داشتن دغدغه اصلاح­گری و وحدت امت اسلامی است که شیخ محمّد عبده با وجود تعلق به جامعه مصر، از حیث اندیشه­های سیاسی و دینی، وجهه­ای فراملّیتی و مذهبی یافته است.

 

امید است که بتوانیم با بهره­گیری از آرای پیشگامان بیداری اسلامی، هم­چون «شیخ محمّد عبده» قدمی به سوی وحدت امت اسلامی و تقریب مذاهب اسلامی برداریم.

 

 

مراجع

 

1- امین، احمد، پیشگامان مسلمان تجدیدگرایی در عصر جدید، ترجمه حسن یوسفی­اشکوری، تهران، علمی و فرهنگی، 1376ش.

 

2- جلیلی، مهدی، جایگاه تعلیم و تربیت در اندیشه و عملکرد شیخ محمد عبده، مصباح، سال دوازدهم، شماره 49.

 

3- حسینی­طباطبایی، مصطفی، شیخ محمد عبده مصلح بزرگ مصر، تهران، انتشارات قلم، 1362ش.

 

4- حقیقت، سید صادق، اندیشه­های کلامی- سیاسی عبده، فصلنامه نامه مفید، شماره22، 1379ش.

 

5- خرمشاهی، بهاء­الدین، قرآن­پژوهی، تهران، نشر ناهید، چاپ سوم، 1376ش.

 

6- عبده، محمّد، مقدمه شرح نهج البلاغه، قم، نشر المکتب الاعلام الاسلامی، 1375ش.

 

7- عمّاره، محمّد، الاعمال الکاملة للامام الشیخ محمّد عبده، بیروت، المؤسسة العربیه، 1980م.

 

8- مطهری، مرتضی، نهضتهای اسلامی در صد سال اخیر، قم، صدرا، 1374ش.

 

9- همو، سیری در نهج­­البلاغه، تهران، صدرا، چاپ پانزدهم، 1378ش.

 

10- موثقی، سید احمد، جنبشهای اسلامی معاصر، تهران، سمت، 1377ش.


 
نام شما
آدرس ايميل شما