تاریخ انتشار۲۹ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۲۷
کد مطلب : 433731

تقریب به مناسبت عید سعید غدیر خم گزارش می‌دهد؛غدیر از منظر عالمان اهل سنت

یکی از حوادث مهم و بزرگ تاریخ اسلام، حادثه غدیر است. این حادثه ی بزرگ که در اواخر عمر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رخ داده است، منشأ بسیاری از حوادث، تحوّلات، گرایش‌ها، فرهنگ‌ها، عقاید و ایده‌ها گردید.
تقریب به مناسبت عید سعید غدیر خم گزارش می‌دهد؛غدیر از منظر عالمان اهل سنت
به گزارش حوزه فرهنگ و هنر خبرگزاری تقریب، یکی از حوادث مهم و بزرگ تاریخ اسلام، حادثه غدیر است. این حادثه ی بزرگ که در اواخر عمر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رخ داده است، منشأ بسیاری از حوادث، تحوّلات، گرایش‌ها، فرهنگ‌ها، عقاید و ایده‌ها گردید. در طول۱۴۰۰سال گذشته، محققان و اندیشه مندان بسیاری، به پژوهش و تجزیه‌ و تحلیل و بررسی این واقعه ی تاریخی پرداخته‌اند. پایه ی همه این بررسی‌ها بر فرض صحت و تحقق حادثه غدیر استوار است. آیا حادثه ی غدیر ساخته و پرداخته شیعیان است؟ آیا حادثه ی غدیر در گفتار دیگران آمده است؟ و ده‌ها سؤال دیگر.

در این گفتار مختصر، به یکی از جوانب، یعنی غدیر از منظر عالمان و منابع اهل سنت پرداخته می‌شود.

با بعثت پیامبراکرم، حضرت محمد صلی الله علیه و آله تحولی بزرگ در جهان بشریت ایجاد شد؛ تحولی که از جنبه ‌های مختلف، جهان را تحت تأثیر قرار داد و در زمانی کوتاه از منطقه ی مکه و مدینه، (از زادگاه اصلی خود) خارج شد و سراسر جهان را فراگرفت و به عنوان یک فرهنگ برجسته، مورد توجه جهانیان قرار گرفت.

بی‌تردید تحولی که ظهور اسلام در جهان بشریت ایجاد کرده است،در نوع خود بی ‌نظیر بوده است؛ همان‌طوری که ادیان بزرگ گذشته نیز در ظرف زمانی خود، تحولی بزرگ ایجاد کرده‌اند. امتیازات و برجستگی‌ های دین اسلام سبب شد تا تحولات آن نیز بیشتر و گسترده‌تر باشد و با فاصله‌ای کوتاه، مورد توجه و قبول انسان‌های علاقه‌مند قرار گیرد و از محدوده ی جزیره‌العرب خارج شده، به امپراتوری ایران و رم برسد.
لحظه‌ لحظه ی حیات پیامبراکرم صلی الله علیه و آله خاطره و تحول است.

اولین خاطره، نزول قرآن ‌کریم بود که با آیه ی شریفه «إقرَأ بِاسمِ رَبِّکَ ‌الَّذِی خَلَق» آغاز شد و سپس هر روز شاهد حوادث و تحولات بسیاری بوده‌ایم که شمارش آن از این گفتار خارج است. هر یک از آن حوادث، فرهنگی بسیار ارزشمند در بردارد و شایسته است محققان درباره ی آن تحقیق کنند و آثار نو و جدید آن را معرفی نمایند.

یکی از این حوادث مهم و باارزش و ماندگار- که در اواخر عمر آن حضرت صلی الله علیه و آله رخ داده است- حادثه غدیرخم بود که منشأ بسیاری از حوادث بعدی گردیده است. گویی حادثه ی غدیر، حادثه‌ای بس عظیم و بزرگ بوده است که با درخشش آن، تحولی بزرگ در انقلاب کبیر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ایجاد شده است.

تا قبل از حادثه غدیر، بسیاری تصور می‌کردند با رحلت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله، رشد و توسعه و گسترش اسلام در ابعاد متعدد، بسته خواهد شد و همچون ادیان بزرگ گذشته، دین اسلام نیز به نقطه ی پایان خواهد رسید و دوران رکود و انحطاط آن آغاز خواهد شد و دین جدید که دوران شکوفایی خود را در زمان حیات آن حضرت آغاز نموده است، بعد از سال‌ها به یک دین متروک و کهنه تبدیل خواهد شد؛ ولی حادثه ی غدیر، افق جدیدی در برابر دین اسلام گشود.

آری اگر این حادثه تحقق نمی‌یافت، دین اسلام نیز مانند ادیان گذشته به سر حد کمال نمی‌رسید و نمی توانست به عنوان یک دین جاودانی معرفی گردد، زیرا بدخواهان و دشمنان برای رحلت آن رسول‌ خدا، لحظه ‌شماری می‌کردند و خیال می‌کردند با رحلت آن حضرت، دین اسلام نیز چون ادیان گذشته، به نقطه ی پایان خواهد رسید و آن‌ گاه، دوران قهقرایی و رکود را طی خواهد کرد و با گذشت زمان، بسیاری از احکام آن ازبین خواهد رفت و جز نام، چیزی از دین جدید باقی نخواهد ماند.

با اعلام عمومی جمله ی معروف «من کنت مولاه فعلی مولاه» توسط پیامبراسلام صلی الله علیه و آله که بعد از اجتماع عمومی مسلمانان جهان در مجمع و کنگره بین‌الملی حج انجام گرفت، سرفصل جدیدی در دین اسلام گشوده شد و دین اسلام وارد مرحله ی تازه و نویی شد که در ادیان گذشته، سابقه نداشت؛ چه اینکه با حرکت این رودخانه بزرگِ فرهنگ غنی اسلام، همه ی انسان‌ها از آن سیراب خواهند شد.
آری، حادثه غدیر، کامل‌کننده حادثه بزرگ بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است و به همان‌ اندازه تأثیرگذار و باارزش است. اگر حادثه غدیر نمی‌بود، خاتمیت دین اسلام مورد اشکال و ایراد بود؛ زیرا لازمه ی خاتمیت دین، استمرار آن است.

دینی که در یک نقطه ی زمانی به پایان برسد، نمی‌تواند دین کامل، فراگیر و دائمی باشد؛ قطاری که نقطه ی پایان داشته باشد و در یک مسیر خاص و زمان خاص حرکت کند، نمی‌تواند همه مسافران را به مقصد برساند؛ رودخانه‌ای که در یک زمان و مکان خاص جاری باشد، نمی‌تواند همه ی مزارع و دشت‌ها را سیراب کند.

اگر شیعه اصرار بر ترویج فرهنگ غدیر دارد، تنها برای حمایت از یک فرد یا افرادی خاص نیست. شاید بعضی خیال کنند شیعه به علت تعصب بی‌جا، از یک فرد یا افرادی حمایت می‌کند و دلباخته ی آنان است. جدای از دلباختگی و علاقه‌مندی، به اعتقاد محققان و دانشمندان شیعه، اسلامِ بدون غدیر، ابتر و ناقص است.

حادثه غدیر، از زوایا و ابعاد گوناگون قابل بحث و تحقیق است؛ زیرا این حادثه ی بزرگ، آغاز و منشأ بسیاری از حوادث بعدی بوده است. ما در این گفتار به بررسی یکی از این زوایا می‌پردازیم: «غدیر از منظر عالمان و منابع اهل سنت».

برخی از جوانان خیال می‌کنند حدیث غدیر تنها توسط محدثان و عالمان شیعه مطرح شده است و گویی این ساخته و پرداخته عالمان شیعه است و در منابع حدیثی اهل سنت مطرح نشده است؛ تا جایی ‌که برخی خیال کرده‌اند حدیث غدیر افسانه‌ای بیش نیست و شیعیان آن را طراحی کرده‌اند. برای رفع این ابهام، محققان شیعه زحمات بسیاری متحمل شده‌اند که از جمله آنان، علامه امینی مؤلف کتاب گرانسنگ الغدیر است.

حادثه غدير خم، توسط بسياري از عالمان بزرگ اهل سنت ذكر شده و در كتب معتبر آنان نيز بيان شده است و ما از باب نمونه، به تعدادي از اين منابع معتبر اشاره مي‌كنيم: 

1. ابوداوود طيالسي متوفاي 204ه‍.ق در كتاب مسند ابوداوود حادثه غديرخم را مطرح كرده، داستان عمامه‌گذاري حضرت‌ علي عليه السّلام را بيان داشته است(طيالسي، [بي‌تا]، ص23). 

2. امام احمد بن حنبل متوفاي 241ه‍.ق در كتاب مسند و كتاب «فضائل الصحابه» حادثه ي غدير را ذكر كرده است (احمد بن حنبل، [بي‌تا]، ج1، صص84، 88 و118). 

3. بلاذري (احمد بن يحيي) متوفاي 279ه‍.ق از مورخان بزرگ اهل‌سنت در كتاب انساب‌الاشراف، با چند سند، از براء بن عازب و ابوهريره و زيد بن ارقم و ابن ‌عباس و بريدة بن الحصيب و ابوسعيد خدري در ضمن پنج حديث معتبر، حديث غدير را نقل كرده است(بلاذري، [بي‌تا]، ص108-113).
 
4. ابن‌ ماجه (محمد بن يزيد قزويني)متوفاي 275ه‍.ق از فقها و محدثان بزرگ اهل سنت و يكي از نويسندگان صحاح سته در كتاب سنن ابن‌ ماجه به سندش از براء بن عازب روايت مي‌ كند: با پيامبر صلي الله عليه و آله در حج‌الاسلام بوديم، در بين راه، پيامبر صلي الله عليه و آله فرود آمد و دستور به نماز جماعت داد. سپس دست علي عليه السّلام را گرفت و فرمود: «هذا ولي من انا مولاه» (ابن ماجه، [بي‌تا]، ج1، ص43). 

5. حاكم نيشابوري (محمد بن محمد نيشابوري) متوفاي 405 ه‍.ق از محدثان و فقهاي بزرگ اهل ‌سنت، در كتاب معروف المستدرك، با چند سند معتبر از زيد بن ارقم، حادثه ي غدير خم را بيان كرده و در پايان نوشته است: اين حديث صحيح است؛ و به عنوان شاهد، چهار حديث ديگر نيز در تأييد آن نقل مي‌ كند(حاكم نيشابوري، [بي‌تا]، ج3، ص109).
 
6. واحدي (ابوالحسن علي‌ بن احمد واحدي)، متوفاي 468ه‍.ق از مفسران بزرگ اهل سنت، در كتاب اسباب ‌النزول مي‌ نويسد: آيه شريفه «اَليَوم أكمَلتُ لَكُم دِينَكُم...» در حجةالوداع، در سال دهم هجري نازل شد؛ او در ذيل آيه «يَا أيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ...» به سند خودش از ابو سعيد خدري روايت مي‌كند كه اين آيه در روز غدير خم در مورد علي عليه السّلام نازل شده است(واحدي نيشابوري، 1388، صص126 و135).
 
7. نسائي (ابي‌ عبدالرحمن احمد بن شعيب نسائي) متوفاي303ه‍.ق از محدثان بزرگ اهل‌ سنت و يكي از نويسندگان صحاح سته و مؤلف كتاب السنن الكبري به سندش از زيد بن ارقم و ابوطفيل، حادثه ي غدير را بيان كرده است(بيهقي، [بي‌تا]، ج5، صص45، 130 و132). 

وي همچنين در كتاب خصائص اميرالمؤمنين، حادثه غدير را نقل كرده است(نسايي، [بي‌تا]، صص93 و96). 

8. ياقوت حموي متوفاي626ه‍.ق از مورخان بزرگ اهل ‌سنت در كتاب معجم ‌البلدان در ذيل كلمه «خم» به حادثه غدير اشاره كرده، مي‌نويسد: خم، بياباني است در بين مكه و مدينه در نزديكي جحفه كه در آن بركه [غدير] قرار دارد و پيامبر صلي الله عليه و آله در آنجا خطبه خواند(حموي، 1979م، ج2، ص389). 

9. بيهقي(احمد بن الحسين) متوفاي458ه‍.ق از محدثان بزرگ اهل ‌سنت، در كتاب السنن‌ الكبري حادثه غدير را نقل كرده و موضوع عمامه‌گذاري آن حضرت را بيان كرده است(بيهقي، [بي‌تا]، ج10، ص14). 

10. هيثمي(نورالدين هيثمي) متوفاي 807 ه‍.ق از محدثان و فقهاي بزرگ و معروف اهل‌ سنت در كتاب مجمع‌ الزوائد و منبع‌ الفوائد،واقعه غدير را با چند سند معتبر از رباح‌ الحارث، زيد بن ارقم، ابوطفيل، سعيد ابن وهب، زيد بن يثيع، عبدالرحمن بن ابي ‌ليلي، ابوهريره، ابن‌ عمر، ملك ‌بن حويرث، ابن جناده و... نقل كرده است(هيثمي، [بي‌تا]، ج9، ص104-109). 

11. نووي متوفاي قرن هشتم هجري در كتاب شرح صحيح مسلم در توضيح جمله «ماء يدعي خمّا بين مكه والمدينه» به واقعه ي غدير اشاره كرده است(نووي، [بي‌تا]، ج15، ص180). 

12. احمد بن ابي‌ يعقوب متوفاي284ه‍.ق از مورخان بزرگ اهل ‌سنت، در كتاب تاريخ يعقوبي، حادثه غدير را ذكر كرده است(يعقوبي، [بي‌تا]، ج2، 112). 

13. مسعودي متوفاي 345ه‍.ق از مورخان بزرگ در كتاب التنبيه و الاشراف حادثه غدير را بيان كرده است(مسعودي، [بي‌تا]، ص221). 

14. حاكم حسكاني متوفاي قرن پنجم از مفسران بزرگ اهل سنت در كتاب شواهد التنزيل در ذيل آيه شريفه «بَلِّغ مَا أنزِلَ إلَيكَ» و آيه شريفه «اليَومَ أكمَلتُ...» حادثه غدير را نقل كرده است(حاكم حسكاني، [بي‌تا]، ج1، ص200-239). 

15. جلال‌الدين السيوطي متوفاي911ه‍.ق از محدثان و مفسران بزرگ اهل ‌سنت در تفسير الدُّر المنثور از ابوسعيد خدري روايت كرده كه آيه ي شريفه «بَلِّغ مَا أنزِلَ إلَيكَ» در غدير خم در مورد علي ‌بن‌ ابي طالب عليه السّلام نازل شده است(سيوطي، [بي‌تا]، ج2، صص259 و298). 

ساير منابع: 
حادثه غدير خم در بسياري از كتب اهل سنت مطرح شده و ما از باب نمونه پانزده مورد را بيان كرديم و در ادامه ساير منابع را به اختصار مطرح مي‌ كنيم: 

16. ابو جعفر اسكافي متوفاي 220ه‍.ق در كتاب المعيار و الموازنه، صص71، 210، 214 و311. 

17. ابن ابي‌ شيبه متوفاي 235ه‍.ق در كتاب المصنف، ج7، صص495 و502. 

18. عمرو بن ابي ‌عاصم متوفاي 287ه‍.ق در كتاب السنه، ص593. 

19. ابن حيان متوفاي 739ه‍.ق در صحيح ابن حيان، ج15، ص376. 

20. سليمان‌ بن احمد طبراني متوفاي 360ه‍.ق در المعجم الصغير، ج1، ص64 و در كتاب المعجم‌ الكبير، ج1، ص308، ج2، صص275 و369، ج4، ص17 و ج5، صص192،170،166 و204. 

21. ابن ابي ‌الحديد متوفاي 656ه‍.ق در شرح نهج‌ البلاغه، ج2، صص 59 و288 و ج3، ص208. 

22. زرندي حنفي (جمال‌الدين محمد بن يوسف) متوفاي 750ه‍.ق در كتاب نظم درر المسمطين، ص93. 

23. جمال‌ الدين زيعلي متوفاي 762 در نصب‌الرايه، ج6، ص 499 و كتاب سير اعلام النبلاء، ج1، ص75. 

24. ابن الدمياطي متوفاي 643ه‍.ق در كتاب المستفاد من ذيل تاريخ بغداد، ج2، ص129. 

25. ابوالمحاسن متوفاي 765ه‍.ق در كتاب الاكمال في سند الامام احمد، ص664. 

26. ابن ‌حجر عسقلاني متوفاي 852ه‍.ق در كتاب تهذيب‌ التهذيب، ج2، ص155، ج7، ص296، ج8، ص106 و كتاب لسان ‌الميزان، ج1، ص387، ج2، صص312 و379 و ج5، ص100 و كتاب تعجيل‌ المنفعه، ص464 و كتاب‌الاصابه، ج2، صص14 و140 و ج3، صص481 و484 و ج4، صص227، 301 و467. 

27. حاجي خليفه متوفاي 1067ه‍.ق در كتاب كشف‌ الظنون، ج2، ص1672. 

28. حافظ اصفهاني متوفاي 430ه‍.ق در كتاب ذكر اخبار اصبهان، ج1، صص107، 126 و 235. 

29. عبدالرحيم ‌بن حسين عراقي متوفاي 806ه‍.ق در كتاب الاربعين العشاريه، ص130. 

30. هيثمي (علي‌ ابن ابوبكر) متوفاي 807ه‍.ق در كتاب موارد الظمان الي زوائد ابن حيان، ص544. 

31. متقي هندي (علاءالدين علي ‌المتقي بن‌ حسام‌ الدين) متوفاي975 در كتاب كنزالعمال، ج13، صص104، 105، 134 و157. 

32. قرطبي (محمد بن احمد) متوفاي 671ه‍.ق در تفسير قرطبي، ج6، ص61. 

33. ابن‌ كثير (اسماعيل) متوفاي744ه‍.ق در كتاب تفسيرالقرآن‌ العظيم، ج2، ص15.
 
34. ابي ‌عاصم(عمرو بن ابي ‌عاصم) متوفاي 287ه‍.ق در كتاب اسنه، صص593 و630.
 
35. المناوي(محمد بن عبدالرئوف) متوفاي 1331در كتاب فيض‌ القدير، ج6، ص282. 

36. شوكاني(محمد)، متوفاي1250ه‍.ق در فتح‌ القدير، ج2، ص60. 

37. خطيب بغدادي(ابوبكراحمد بن علي) متوفاي 463ه‍.ق در تاريخ بغداد، ج3، ص94 و ج7، ص389. 

38. ابن‌ عساكر(ابوالقاسم) متوفاي 571ه‍.ق در كتاب تاريخ مدينه دمشق، ج13، صص69 و70 و ج18، ص138.

39. ابن‌ اثير(علي) متوفاي630ه‍.ق در كتاب اسدالغابه، ج1، صص308 و367 و ج2، ص232. 

40. ابن‌ النجار بغدادي(ابو عبدالله محمد بن محمود) متوفاي643ه‍.ق در كتاب ذيل تاريخ بغداد، ج3، ص10. 

41. ابن‌ سعد (محمد بن سعد) متوفاي 230ه‍.ق در طبقات الكبري، ج5، ص320. 

42. عصفري (خليفه بن خياط) متوفاي 240ه‍.ق در تاريخ خليفه، ص361. 

43. بخاري (ابو عبدالله محمد بن اسماعيل بخاري) متوفاي 256ه‍.ق در كتاب تاريخ ‌الكبير، ج1، ص375. 

44. عقيلي(محمد بن عمرو عقيلي) متوفاي 322ه‍.ق در كتاب الضعفاء الكبير، ج3، ص271. 

45. ابن‌ خلدون متوفاي 808ه‍.ق در كتاب العبر معروف به تاريخ ابن ‌خلدون، ج1، ص197. 

46. ابن‌ مزاحم منقري متوفاي212ه‍.ق در كتاب واقعة الصفين، ص338. 

47. ابن قتيبه دينوري در كتاب الاستغاثه، ج2، ص63. 

48. ذهبي متوفاي 747ه‍.ق در كتاب ميزان ‌الاعتدال، ج2، صص396 و640، ج3، ص294. 
منابعي كه ذكر شد، تنها بخشي از منابع معتبر اهل‌سنت بود كه حادثه غدير در آن مطرح شده است.

دانشمندان بزرگ اهل سنت كه حادثه ي غدير را بيان كرده‌اند، از گروه‌هاي مختلف بوده‌اند: برخي از آنان محدث، بعضي مورخ، گروهي مفسر، جمعي سيره ‌نويس و تعدادي از اهل لغت و بخشي از فقهاي بزرگ بوده‌اند؛ لذا حادثه غدير فقط از يك طبقه و يك گروه، نقل شده است.

از اين مطلب به دست مي‌آيد كه: حادثه غدير، علي‌رغم دشمني‌ هاي فراوان گروهي از افراد لجوج و كم‌ خرد، آن ‌قدر حادثه ي مهم و مورد توجه عام و خاص بوده است كه گروه ‌هاي مختلفي از علما آن را بيان كرده‌اند. با نيم‌ نگاهي بدان درمي‌يابيم، حادثه ي غدير از حوادث مسلَّم تاريخ اسلام است كه انكار آن جز از روي عناد و غرض ‌ورزي، هيچ دليل ديگري نخواهد داشت؛ زيرا درخشش حادثه غدير همچون آفتاب عالم ‌تابي است كه جز نابينايان و نااهلان و خفاشان، كسي نمي‌تواند آن‌ را انكار كند. ما در اين گفتار به بيش از پنجاه منبع معتبر و دست اول از منابع اهل سنت- كه حادثه ي غدير در آن مطرح شده است- اشاره كرديم. 

آيا با اين فرض مي ‌توان گفت حادثه غدير، افسانه‌اي بيش نيست؟ و اين مسئله، ساخته و پرداخته ي شيعيان است؟ چه اينكه اين مسئله از چنان وضوح و روشني‌اي برخوردار است كه بسياري از دانشمندان برجسته و بزرگ اهل‌سنت آن را از روايات متواتر دانسته‌اند و بعضي از اين دانشمندان، اين حادثه را با چندين روايت و چندين سند، از صحابه بزرگ پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نقل كرده‌اند. 

انتهای پیام/

 
مرجع : پایگاه علمی و فرهنگی اعتقادی الشیعه
نام شما
آدرس ايميل شما