تاریخ انتشار۱۷ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۳۰
کد مطلب : 433443

شعر و تقریب مذاهب اسلامی/1

يكي از دغدغه هاي جدي مصلحان اجتماعي و عالمان روشن انديش ديني از گذشته تا امروز، مجاهدت براي «تقريب مذاهب» و تحكيم پايه هاي وحدت در جهان اسلام و بين امت اسلامي بوده است.
شعر و تقریب مذاهب اسلامی/1
گروه اندیشه خبرگزاری تقریب: «شرع لكم من الدين ما وصي به نوحا والذي اوحينا اليك ما وصينا به ابراهيم و موسي و عيسي ان اقيموا الدين ولا تتفرقوا فيه...» (سوره شوري، آيه 13) 
شرع و آييني كه خدا براي شما مسلمين قرار داد، حقايق و احكامي است كه نوح را هم به آن سفارش كرد، بر تو نيز همان را وحي كرديم و به ابراهيم، موسي و عيسي هم آن را سفارش كرديم كه دين خدا را بر پا داريد و هرگز تفرقه و اختلاف در دين مكنيد. 
يكي از دغدغه هاي جدي مصلحان اجتماعي و عالمان روشن انديش ديني از گذشته تا به امروز، مجاهدت براي «تقريب مذاهب» و تحكيم پايه هاي وحدت در جهان اسلام و بين امت اسلامي بوده است. 
امروز نيز «وحدت كلمه» براي مقابله با توطئه‌هاي رنگارنگ دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب، صهيونيسم، وهابيت، تكفيري‌ها (طالبان، القاعده، داعش و ... ) يك ضرورت حياتي است از اين روست كه دغدغه مندان شعر آييني همواره بر اين نكته تاكيد كرده اند كه حنجره شعر آييني بايد منادي «وحدت» باشد، نه بلندگوي اختلاف و تفرقه و حنجره‌اي براي دميدن در تنور عصبيت‌هاي ديني و مذهبي. 
امروز يكي از راهكارهاي تقريب مذاهب اسلامي و توحيدي، احترام به پيشوايان ساير اديان الهي و توهين نكردن به مقدسات آنان است، چنان كه مقام معظم رهبري مي فرمايند: 
«حالا [اگر] ما جوري عمل كنيم كه اين مقصود دشمن برآورده شود، اين «بَدَّلوا نِعمَتَ اللهِ كُفراً» است. در جلسات نبايد كينه ‌ورزي‌هاي مذهبي را زياد كرد؛ اين را چقدر بايد تكرار كرد؟ بارها تكرار كرده‌ايم؛ بعضي حاضر نيستند [گوش كنند]. شما اگر بخواهيد آن كسي را كه موافق مذهب شما نيست و عقيده‌ حقّ شما را قبول ندارد هدايت كنيد، چه كار مي‌كنيد؟ اوّل شروع مي‌كنيد به مقدّسات او بدگويي كردن و دشنام دادن؟ اين كه به كلّي او را از شما دور خواهد كرد و اميد هدايت او را به صفر خواهد رساند. راه اين كار اين نيست.» 
(از بيانات مقام معظم رهبري در ديدار مدّاحان آل‌اللَّه،۳۱ فروردين ۱۳۹۳) 

با توجه به نقش حياتي «وحدت» در انسجام بخشي به امت اسلامي و تعامل سازنده با اديان توحيدي، شايسته است در شعر آييني از طرح و بزرگ نمايي مسائلي كه به اختلافات شيعه و سني دامن مي‌زند و يا باعث تحريك عصبيت هاي مذهبي و بدبيني پيروان ساير اديان به اسلام مي شود، به شدت بپرهيزيم چنان كه رهبر فرزانه انقلاب نيز در اين مورد به صراحت فرموده‌اند: «آن كسي كه نداي تفرقه‌ بين شيعه و سني را سر مي‌دهد و به بهانه‌ مذهب، مي‌خواهد وحدت ملي را به هم بزند، چه شيعه باشد و چه سني، مزدور دشمن است؛ چه بداند، چه نداند. گاهي بعضي‌ها مزدور دشمن هستند و خودشان نمي‌دانند. آن مرد شيعي هم كه مي‌رود به مقدسات اهل سنت اهانت مي‌كند و دشنام مي‌دهد، او هم مزدور دشمن است، ولو نداند كه چه مي‌كند.» 
(از بيانات مقام معظم رهبري در جمع مردم استان كردستان‌،22 ارديبهشت 1388) 

با وجود همه اين تاكيدات، متاسفانه در پاره اي از شعرهاي آييني همچنان شاهد طرح مسائلي هستيم كه اصل «تقريب مذاهب» را به مخاطره مي اندازد و اين باور را در ما تقويت مي كند كه شعر آييني روزگار ما به جاي حركت در دايره «تقريب»، در دايره «عدم تقريب» حركت مي كند. 
اگر كتاب هاي منتشر شده اشعار آييني سال هاي اخير را بررسي كنيم منهاي گروهي از شاعران شاخص و اصيل كه در برابر خيل عظيم شاعراني كه فقط به اسم آييني اند، چندان پر شمار نيستند، به اين نتيجه مي رسيم كه قطار شعر آييني از ريل «تقريب مذاهب» خارج شده و در مسيري مخالف با اين آرمان مقدس در حال حركت است، 
علت آن نيز خلاصه كردن خانواده اسلام در 14 معصوم (عليهم السلام) و غريبه و غير خودي خواندن پيشوايان ساير اديان توحيدي است. 
به اين معنا كه چون ما حضرت موسي(ع)، عيسي (ع) و حضرت مريم (س) را جزو شهروندان درجه يك جامعه اسلامي نمي دانيم، در شعر آييني براي آنان شان و مرتبتي درخور قائل نيستيم از اين رو به آنان با چشم تحقير و تخفيف نگاه مي كنيم و ارزش آنان را صرفا در اين مي دانيم كه در شمار غلامان و كنيزان معصومين قرار گيرند. 
بي هيچ ترديدي چنين ذهنيتي ريشه در تعصب كور و غيرعقلاني دارد و نشانه توقف ما در منزل محبت و دوري از ملكوت معرفت است. 
برغم چنين ذهنيتي، اسلام همواره بر تعامل و هم افزايي با اديان توحيدي و احترام به پيشوايان و مقدسات ساير مذاهب تاكيد كرده، در حقيقت نيز همه پيامبران الهي از آدم تا خاتم، جزو خانواده بزرگ اسلامي محسوب مي شوند و طبق آموزه هاي اصيل قرآني و وحياني، تكريم و تعظيم آنان همچون چهارده معصوم، بر ما واجب است. 

** اسلام، حاصل جمع همه اديان توحيدي 
بر اساس نص صريح آيات قرآني، اسلام كامل ترين دين و پيامبر اكرم(ص) خاتم النبيين است. چنانكه خداوند در آيه 40 سوره احزاب مي فرمايد: «مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَد مِّن رِّجَالِكُمْ وَ لَـكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَ خَاتَمَ النَّبِيِّينَ... محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست. ولي فرستاده خدا و خاتم پيامبران است...» و همچنين در آيه 253 سوره بقره آمده است: «تِلكَ الرُّسُلُ فَضَّلنا بَعضَهُم عَلي بَعض; (بقره،253) برخي از پيامبران را بر برخي ديگر برتري بخشيديم...» 
قرآن كريم هر چند اسلام را برترين دين و رسول مكرم اسلام (ص) را خاتم پيامبران مي‌داند، اما بر اين نكته نيز تاكيد دارد كه همه اديان الهي حلقه هاي مكمل پيوند انسان و خداوند مي باشند. 
در واقع سلسله پيامبران الهي از آدم تا خاتم (ص) مكمل و مويد هم بوده اند و هر پيامبري در تكميل رسالت پيامبر پيش از خود گام برداشته بنابراين مي توان گفت كه همه پيامبران هدفي واحد را دنبال مي كرده اند و سرمنزل مقصود همه اديان ابراهيمي نجات انسان ها از جهل كفر و بت پرستي و دعوت به يكتاپرستي، راستي و رستگاري بوده است. 

** تكامل دين، نه اختلاف اديان 
استاد شهيد، آيت الله مرتضي مطهري نيز درخصوص وحدت اديان مي گويد: «در سراسر قرآن اصرار عجيبي است كه دين، از اول تا آخر جهان، يكي بيش نيست و همه پيامبران، بشر را به يك دين دعوت كرده اند. 
در سوره مباركه شوري، آيه 13 چنين آمده است: خداوند براي شما ديني قرار داد كه قبلا به نوح توصيه شده بود و اكنون بر تو وحي كرديم و به ابراهيم و موسي و عيسي نيز توصيه كرديم». 
قرآن در همه جا نام اين دين را كه پيامبران از آدم تا خاتم مردم را بدان دعوت كرده اند، «اسلام» مي نهد. 
مقصود اين نيست كه در همه زمان ها به اين نام خوانده مي شده، مقصود اين است كه دين داراي حقيقت و ماهيتي است كه بهترين معرف آن، لفظ «اسلام» است. 
در سوره آل عمران آيه 67 درباره ابراهيم مي گويد،« ابراهيم نه يهودي بود و نه نصراني، حق جو و مسلم بود.» و در سوره بقره آيه 132 درباره يعقوب و فرزندانش مي گويد، « ابراهيم و يعقوب به فرزندان خود چنين وصيت كردند، خداوند براي شما دين انتخاب كرده است، پس با اسلام بميريد.» 
(مجموعه آثار شهيد مطهري، تهران، انتشارات صدرا، چاپ چهارم، 1374 ، ج 3، ص 157.) 
استاد مطهري در مورد اين كه گوهر و جوهر و حقيقت همه اديان الهي يكي است نيز مي گويد:«اصول مكتب انبيا كه دين ناميده مي شود يكي بوده است، تفاوت شرايع آسماني يكي در سلسله مسايل فرعي و شاخه اي بوده كه بر حسب مقتضيات زمان و خصوصيات محيط و ويژگي هاي مردمي كه دعوت شده اند متفاوت مي شده و همه شكل هاي متفاوت و اندام هاي مختلف يك حقيقت بوده و به سوي يك هدف و مقصود بوده و ديگر در سطح تعليمات بوده كه پيامبران بعدي به موازات تكامل بشر، در سطح بالاتري تعليمات خويش را كه همه در يك زمينه بوده القا كرده اند... و به تعبير ديگر بشر در تعليمات انبيا مانند يك دانش آموز بوده كه او را از كلاس اول تا آخرين كلاس بالا برده اند. اين تكامل دين است نه اختلاف اديان.» 
(استاد شهيد مرتضي مطهري، مجموعه آثار ، ص 181.) 

**واحد بودن مقصد همه پيامبران الهي 
در قرآن كريم نيز بر اين دقيقه تاكيد شده كه هيچ اختلافي بين پيامبران توحيدي نيست و رسالت اصلي همه آنان دعوت به توحيد و يكتاپرستي است، چنانكه در آيه 25 سوره انبيا مي خوانيم: «ما پيش از تو هيچ پيغمبري نفرستاديم مگر اين كه به او وحي كرديم كه الهي جز من نيست، پس تنها مرا بپرستيد». 
پيامبر اكرم (ص) كامل كننده مجاهدت هايي است كه پيامبران پيشين براي بناكردن جامعه توحيدي متحمل شده اند، بعد از عيسي مسيح (ع)، حضرت محمد(ص) به عنوان خاتم پيامبران الهي براي به كمال رساندن رسالتي كه حضرت ابراهيم(ع) آغازگر آن بود مبعوث مي شود. 
از منظر قرآن و بر اساس آموزه هاي ديني، همه پيامبران «آل محمد» محسوب مي شوند و وقتي مي گوييم « خداوندا بر محمد و آل محمد سلام و درود بفرست»، در واقع سلام و درود ما شامل همه پيامبران الهي مي شود چرا كه همه پيامبران از آدم تا خاتم هدفي مشترك و واحد دارند و آن چيزي جز دعوت به صراط مستقيم «توحيد و يكتاپرستي» نيست. 
«بگو‌ اي اهل كتاب، بياييد بر سر سخني كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم كه جز خدا را نپرستيم و چيزي را شريك او نگردانيم و برخي از ما، برخي ديگر را به جاي خدا به خدايي نگيرد».(سوره آل‌عمران آيه ۶۴) 
جان و جهان اين آيه به ما مي گويد كه اديان الهي مكمل يكديگر و مورد تاييد اسلامند. چرا كه فراخوان همه اديان ابراهيمي - يهود، مسيح، اسلام و همچنين مذاهب و فرق ناشي از آنها، چيزي جز نفي شرك و بت پرستي و دعوت به توحيد و يكتاپرستي نيست. 
از همين روست كه پيامبر اكرم (ص) در رستاخيز گواه بر همه پيامبران خواهد بود:«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَيٰ هَٰؤُلَاءِ شَهِيدًا: پس چگونه است (حال شان) آن گاه كه از امّتي گواهي آوريم، و تو را بر آنان گواه آوريم؟/ سوره نساء، آيه 41.» 

** «وحدت»، ضرورت هنوز و هميشه جهان اسلام 
جان كلام آن كه «وحدت» ضرورت هنوز و هميشه جهان اسلام است. با توجه به اين مهم، همچنان كه اشاره شد حنجره شعر آييني بايد منادي «وحدت» باشد، نه بلندگوي اختلاف و تفرقه و حنجره‌اي براي دميدن در تنور عصبيت‌هاي ديني و مذهبي. 
از اين منظر شايسته است كه شاعر آييني نه تنها به مقدسات اهل تسنن، بلكه به مقدسات ساير اديان الهي نيز احترام گذارد. 
آموزه هاي وحياني و قرآني ما را از دشنام دادن به مقدسات ساير اديان الهي نهي مي كند. چرا كه از نظر اسلام، بي احترامي به مقدسات ساير اديات و فرق اسلامي، شيوه مناسبي براي ارشاد و هدايت ديگران نيست و آنان را نسبت به دين اسلام و تشيع بدبين و وادار به مقابله به مثل مي كند. 
توجه به اين اصل از چنان اهميتي برخوردار است كه خداوند در قرآن مسلمانان را حتي از دشنام دادن نسبت به بت‌هاي مشركان نهي فرموده است: 
«وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَي رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ: به معبود كساني كه غير خدا را مي‏خوانند دشنام ندهيد، مبادا آنها(نيز) از روي (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند/ سوره انعام -۱۰۸» 
علي رغم همه اين تاكيدات، متاسفانه معدودي از شاعران به خاطر غفلت از اين مهم، به خاطر نگاه گزينشي و تبعيض آميز به بزرگان ديني، گاهي در شعر آييني سلسله انبياي الهي را از دايره اسلام خارج و اسلام را تنها در 14معصوم (عليهم السلام) خلاصه مي كنند. 
عليرغم چنين تصوري، همه انبياي الهي جز خانواده اسلامند و تعظيم و تكريم آنان واجب. همچنان كه در صلوات مي گوييم: « الّلهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»، و منظور از «آل محمد» سلسله انبياء الهي است. 
شايسته نيست به خاطر تعصبي كه به معصومين داريم، در شعر آييني بزرگان ديني ديگر اديان توحيدي را به اعتبار اين كه نسبت مستقيمي با اسلام و تشيع ندارند، با نگاهي تبعيض آميز و به چشم غيرخودي و غريبه بنگريم و با عبارات و تعابيري غيرفاخر و در مواردي توهين آميز، تحقير كنيم در حالي كه اسلام هرگز به ما چنين اجازه اي نداده كه به ديده تحقير به بزرگان ساير اديان الهي نگاه كنيم. 
بيشتر علما به احترام گذاشتن به مقدسات ساير اديان تاكيد دارند. 
مقام معظم رهبري نيز بارها در بيانات خويش صريحاً فرموده‌اند: «توهين به مقدسات ساير مذاهب حرام شرعي است». 
وقتي ما در صلوات بر رسول خدا از عبارت «آل‌ محمد» استفاده مي‌كنيم در واقع اين عبارت به تمام اولياي الهي اشاره دارد كه پيامبر اكرم(ص) خاتم راه توحيدي آنهاست و حضرت عيسي و موسي (ع) و همه انبياي الهي و همچنين حضرت مريم (س) نيز در ذيل سلسله نوراني «آل محمد» قرار مي‌گيرند كه احترام و تكريم آنان واجب است. 
آري، در دين مبين اسلام همه اديان الهي هم خانواده و هم ريشه اند و رسالت شاعران آييني نيز حركت هوشمندانه در اين مسير براي براي رونمايي از حقيقت محمدي و خنثي كردن توطئه «اسلام ستيزي» است. 
با آرزوي بالندگي و زايندگي هر چه بيش تر براي شجره طيبه شعر آيين، پالايش و پيرايش جان و جهان آن از كژتابي هاي مضموني و اعتقادي و همچنين تحقق عيني آرمان «تقريب مذاهب اسلامي» اين نوشتار را با غزل زيبايي با موضوع «وحدت اسلامي» به پايان مي برم: 
مسجد يكي، مناره يكي و اذان يكي‌ ست 
قبله يكي، كتاب يكي، آرمان يكي‌ ست 
ما را به گرد كعبه طوافي‌ ست مشترك 
يعني قرار و مقصد اين كاروان يكي‌ ست 
فرموده است:«واعتصموا…، لا تفرّقوا» 
راه نجات خواهي اگر ريسمان يكي ‌ست 
توحيد حرف اول دين محمد است 
اسلام ناب در همه جاي جهان يكي ست 
مكر يهود عامل جنگ و جدايي است 
پس دشمن مقابل مان بي‌ گمان يكي ست 
سني و شيعه فرق ندارد برايشان 
وقت بريدن سرمان تيغ شان يكي است 
سادات، پيش اهل تسنن گرامي‌اند 
اكرام و احترام به اين خاندان يكي ست 
دشمن! دسيسه تو به جايي نمي ‌رسد 
تا آن زمان كه رهبر بيدارمان يكي ست 
(سيد محمد صادق آتشي) 
 
نام شما
آدرس ايميل شما